کد خبر: ۳۴۱۵۵۷
تاریخ انتشار : ۱۵ آبان ۱۴۰۵ - ۲۱:۳۴

بازدارندگی مطلق شکست مطلق آمریکا(یادداشت روز)

در هفته‌ای که گذشت رهبر معظم انقلاب اسلامی دامت برکاته در پیام ۱۳ آبان نکته‌های بسیار مهمی خطاب به مردم ایران بیان فرمودند. هم‌زمان هیئت حاکمه آمریکا شکست بسیار بزرگی را از ملت عزیز ایران متحمل گردید. این شکست که در روز جهانی مبارزه با استکبار رقم خورد، منشأ شکست سنگین استکبار را عیان نمود.
۱- رهبر معظم انقلاب در پیام ۱۳ آبان از «فتوحات عظیمی که ملت مسلمان ایران در سایه توکل و استقامت و مجاهدت به دست آورده است»، سخن گفتند آن هم در مقابل دشمنانی که «تسلیم بی‌قید و شرط ملت ایران» را آرزو می‌کردند. این پیروزی بزرگ چیست؟ فقط شکست دشمنان در جنگ پیچیده‌ای که با همه سازوبرگ و سایر تمهیدات به راه انداختند نیست، فروپاشی جبهه دشمن هم هست. امروز جبهه آمریکا، رژیم جعلی اسرائیل و عوامل جهانی و منطقه‌ای آن به دلیل استقامت ملت بزرگ ایران، از درون دچار فروپاشی شده است و این فروپاشی خیلی عمیق و پرپیامد می‌باشد. دشمنان مهاجم به ایران، در این دو هفته در چندین صحنه با بحران فروپاشی سیاسی دست‌وپنجه نرم کردند؛ در آمریکا، در رژیم غاصب، در فرانسه، در لهستان، در آلبانی، در برزیل. در رسانه‌های دنیا، این فروپاشی جبهه‌ای با یک کلمه گره خورده است؛ جنگ با ایران.
در دست‌کم دو پیام رهبر معظم انقلاب این دستاوردهای بزرگ، آغاز حرکتی خوانده شد که در نتیجه آن باید نظم جدیدی در منطقه و جهان پدید آید و برای همیشه جرأت دست‌اندازی علیه ایران و منطقه از دشمنان فتنه‌گر سلب شود. این چگونه امکان‌پذیر است؟ از منظر رهبری این تنها یک مسیر دارد و آن «استمرار راهبرد ایران هر چه قوی‌تر» است. این راهبرد چه نقشه راهی دارد؟ در پیام ۱۳ آبان فرموده‌اند «پیشرفت همه‌جانبه و یکپارچگی و وحدت و انسجام اجتماعی عنصر اصلی موفقیت در این مسیر می‌باشد که لازم است بر هر گفتار و کردار فردی و اجتماعی ملت و مسئولان حاکم باشد». رهبر عزیز در ادامه پیام به‌طور جداگانه، کارویژه‌های ملت و مسئولان را در این نقشه راه تبیین فرموده‌اند.
در این صحنه بزرگ که ایشان از آن به «فتوحات عظیم» یاد کرده است، آفتی وجود دارد که اگر به آن توجه نشود، «سرمایه عظیمی که به برکت خون شهدا و با فداکاری آحاد ملت به دست آمده بر باد خواهد داد». این آفت چیست؟ این آفت، به تعبیر رهبر معظم انقلاب «داشتن اندک امیدی به تغییر رفتار دشمن» ناشی از «جابه‌جایی حزبی و جناحی در نظام سلطه» و «تصور اینکه اینک با امتیازدهی به آمریکا می‌توان آن را از دشمنی با ملت ایران منصرف کنند»، می‌باشد. در این‌جا رهبری هم تخیل اینکه دشمن به دلیل پیروزی‌های عظیم ملت ایران رفتار خود را تغییر خواهد داد و هم رویکرد امتیازدهی برای پایان دادن به جنگ را از یک‌سو اشتباه، از سوی دیگر ناسپاسی نسبت به فتوحات عظیم ملت و از جنبه دیگر بر باد دهنده سرمایه عظیم ملت که با نثار شهدا و فداکاری‌ها به دست آمده برشمرده است. این تأکید پشت تأکید، بزرگی خطر و آفت و ضرورت بیداری بزرگ ملی مقابل آن را نشان می‌دهد.
در واقع رهبر معظم می‌فرمایند مبادا بعضی‌ها که قدرتی دارند، در نیمه راهی حساس که باید سرانجام آن تحقق منطقه‌ای مستقل و عاری از حضور دشمنان مهاجم باشد، برای برون‌رفت از مشکلات گذرایی که طبیعت شرایط جنگی است، شکار وسوسه‌هایی شوند که همین دستاوردهای فعلی که تثبیت نشده‌اند را هم بر باد دهد. از منظر رهبری، ایران پیروز باید به «بازدارندگی مطلق» برسد و راه آن عبور از مسیری است که این بازدارندگی نسبی و اعتراف دشمن به شکست در روش‌ها و تاکتیک‌های خود علیه ملت ایران می‌باشد نه تغییر ریل و نه بازتجربه مسیرهای به‌ظاهر آشتی‌جویانه‌ای که به جنگی جدید و شدیدتر منجر گردیده‌اند.
بعضی که امتحان داده و به قیمت بر باد دادن سرمایه‌های بزرگ ملی مردود گردیده‌اند، ممکن است از شکست سنگین آمریکا و رژیم اسرائیل در برابر ملت ایران، ترجمه حقیرانه پیروزی حزب دموکرات در آمریکا و یا ترجمه حقیرانه پیروزی ائتلاف تغییر در اسرائیل بیرون بیاورند و دوباره نسخه بازتعریف مذاکرات کاهش تنش بپیچند و فی‌الواقع به یاری دشمنی که این روزها با صد زبان شکست نظامی و سیاسی خود از ایران را فریاد می‌زند بیایند، در حالی که چنین رویکردی در حکم زمان دادن به دشمن برای نفس‌گیری و بازآرایی حمله‌ای سنگین‌تر به ملت ایران است. رهبر بصیر در پیام ۱۳ آبان اندرز داده‌اند، ما با وجود پیروزی‌های عظیمی که به دست آورده‌ایم، در میانه راه هستیم و باید با قوتی بیشتر راه باقی‌مانده را طی کنیم و به جابه‌جایی حزبی در آمریکا و اسرائیل دل نبندیم. ما باید به بازدارندگی مطلق برسیم تا نه‌تنها در این جنگ به پیروزی نهایی دست یابیم بلکه تا ابد بساط هر صحنه‌آرایی نظامی و غیرنظامی علیه منطقه را جمع کنیم.
۲- انتخابات دو هفته پیش در رژیم اسرائیل و انتخابات هفته پیش در آمریکا به‌طور مشترک به شکست مدیران اصلی جنگ‌های اخیر علیه ایران منجر شد و در هر دو، شکست‌خوردگان اذعان کردند جنگ با ایران یا پیامدهای داخلی جنگ با ایران دلیل اصلی این شکست است. فاکس نیوز که نزدیک‌ترین رسانه به رئیس‌جمهور فاسد آمریکاست، پس از آنکه نتایج انتخابات مشخص گردید با استناد به نظرسنجی‌ها اعلام کرد ۷۴ درصد رأی‌دهندگان جنگ با ایران را سبب بروز سونامی شکست علیه ترامپ و حزب او می‌دانند. کمااینکه جی‌دی ونس معاون ترامپ هم بر اینکه جنگ با ایران این نتیجه سنگین علیه حزب جمهوری‌خواه را رقم زده است، تصریح کرد.
اظهارنظرهای تأییدکننده دلیل اصلی شکست حکام آمریکا آن‌قدر زیاد است که فهرست آن به یک کتاب تبدیل می‌شود؛ بلومبرگ، کاربران یهودی در شبکه ایکس، پژوهشگران ارشد و نیز مدیر مؤسسه امنیت ملی اسرائیل، شبکه ۱۲ و ۱۴ رژیم اسرائیل که به دو سوی مخالفان و موافقان نتانیاهو تعلق دارند، پارسی معاون اندیشکده کویینسی، شبکه NTV آلمان، رئیس مؤسسه نظرسنجی کویینیپیاک، روزنامه‌های اسرائیلی معاریو، اسرائیل هیوم و اسرائیل تایمز، روزنامه گاردین انگلیس و روزنامه‌های نیویورک تایمز و واشنگتن پست تنها بخشی از این فهرست بلند هستند که انتخابات را صحنه شکست سیاسی آمریکا از ایران پس از شکست نظامی آن خوانده‌اند.
در این اظهارات بر شکست از ایران تصریح شده و این یک شکست حزبی نیست چرا که جنگی که شکست در آن، نتیجه کنونی را رقم زده؛ محدود به یک حزب خاص که به تعبیر واشنگتن پست از سال ۱۳۵۳ / ۱۹۷۴ و طی ۵۲ سال چنین شکستی را تجربه نکرده بود؛ نیست. اتفاقاً نهادهای دیگری مثل پنتاگون و سرویس‌های اطلاعاتی متنوع و شبکه‌های نخبگی متصل به دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی و حتی بخش بزرگی از حزب دموکرات که در کنگره به‌طور پیاپی به نفع ادامه جنگ رأی دادند، در راه‌اندازی، اداره و نتیجه جنگ نقش داشته‌اند. اعتراف به اثرگذاری جنگ ایران بر انتخابات، اعتراف به شکست نظامی جنگ در ذهن رأی‌دهندگان آمریکایی است. این شکست نظامی است که شکست سیاسی را رقم زده است و همه حاکمیت از جمله حزب دموکرات شکست‌خورده محسوب می‌شود. این صحنه شکست هم، بروز و ظهور یک‌روزه یعنی سوم نوامبر ندارد. شکست آمریکا در جنگ با ایران، فضای داخلی حاکمیت این کشور را برای مدت زیادی دستخوش وضعیتی هیجانی و سونامی‌وار می‌کند و حتی با انتخابات ۲۰۲۸ با فرض پیروزی حزب دموکرات پایان پیدا نمی‌کند. زخمی که بر اثر بی‌اعتمادی مردم به دستگاه‌های نظامی و اطلاعاتی و تسلیحاتی در سوم نوامبر فوران کرد، در طول ماه‌ها فرو نمی‌نشیند و آثار آن تا مدت‌ها دامنگیر هیئت حاکمه آمریکا، فارغ از اینکه کدام حزب پیروز شود و کدام شکست بخورد، خواهد بود.
شکست جبهه استکبار در این کمتر از دو ماه اخیر در هشت کشور و رژیم بروز کرده و از این رو برخی ناظران سیاسی از نتایج تمدنی این شکست‌ها و 
رو به فزونی گذاشتن فشارهای جهانی بر غرب برای تسلیم شدن و ترک صحنه پس از ۲۰۰ سال تسلط بر آن خبر داده‌اند. وقتی در چنین تحول بزرگی دائماً از جنگ با ایران به‌عنوان یک شاخص بزرگ نام برده می‌شود، خودبه‌خود توجهات را به این موضوع معطوف می‌کند که جمهوری اسلامی ایران در مناسبات آینده جهان و به‌خصوص نظم غرب آسیا موقعیتی اساسی خواهد داشت. بحث در این باره یادداشت مستقلی می‌خواهد اما در این‌جا این‌قدر مشخص است که آن چیزی که انتخابات آمریکا به‌عنوان یک امر سیاسی را به گونه خاص رقم زده که از آن به سونامی تعبیر می‌شود، «قدرت نامتقارن» ایران است؛ این یعنی نه فقط الگوی خاصی در جنگیدن بلکه الگوی خاصی در زیستن و در ساخت تمدن بشری پیروز شده است. این قدرت نامتقارن را باید بازشناسی کرد، کمااینکه در جهان در حال بازشناسی است.
این الگوی خاصی است که در این سوی دنیا یک رهبر پیام می‌دهد که اگر دوباره جنگی در بگیرد پاسخ ما فوری و مؤثر و بدون محدودیت جغرافیایی خواهد بود، از چندین سو لبیک شنیده می‌شود! به تعبیر سردار پرافتخار اسلام اسماعیل قاآنی «پس از پیام ولی‌امر، مردان جبهه مقاومت با اعلام مکتوب وفاداری تمام‌عیار، وحدت ساحات را به رخ کشیدند و نشان دادند فرماندهان، پیام را در عالی‌ترین سطح دریافت و عملیاتی کرده‌اند».

سعدالله زارعی

captcha