کد خبر: ۳۴۱۵۲۰
تاریخ انتشار : ۱۵ آبان ۱۴۰۵ - ۲۱:۱۵

راز موفقیت کشتی و رمز ناکامی فوتبال(نکته ورزشی)

سید سعید مدنی
پیروزی و شکست در ذات ورزش است و از آن‌ گریزی نیست. به مصداق این کلام هشدارگونه کتاب مجید که: «لکیلا تاسوا علی ما فاتکم و لا تفرحوا بما اتاکم» (حدید، 23)، نه با هر کامیابی باید دچار غرور کاذب شده و در بیراهه گرفتار شویم و نه با هر ناکامی باید زانوی غم به بغل بگیریم و تصور کنیم که دنیا به آخر رسیده و یأس و نومیدی پیشه کنیم. آنچه مهم است، گوش سپردن به پیام این برد و باخت‌ها و شیرینی‌ها و تلخکامی‌هاست. 
هر پیروزی و شکستی با خود درس و عبرت‌هایی به همراه دارد که نباید از کنار آنها سرسری عبور کرد. اگر چنین شود، پیروزی‌ها تکرار و ناکامی‌ها جبران و به کامیابی تبدیل خواهد شد.
کشتی ایران باز هم در رقابت‌های جهانی درخشید. بعد از قهرمانی با ارزش و امیدوارکننده «امیدها» در دو رشته فرنگی و آزاد و پس از آنکه تیم ملی کشتی فرنگی بر سکوی اول مسابقات جهانی ایستاد و کاپ قهرمانی را پیش چشم مدعیان و حریفان قدر دنیا بالا برد، هفته گذشته نیز تیم‌ ملی کشتی آزاد علی رغم همه ناداوری‌ها، حق‌کشی‌ها و حواشی مخرب(که متاسفانه در رقابت‌های این رشته به یک روال تبدیل شده است) موفق شد بر سکوی سوم جهان بایستد و نشان دهد که ایران کشوری صاحب کشتی است که همواره باید 
نام و نشان آن را در قله‌های این رشته پیدا کرد.
 درس بزرگ افتخارآفرینی‌های کشتی- و شاید مهم‌ترین درسی که به کرات درباره آن نوشته‌ایم- برای مسئولان و افراد و تشکیلاتی که برای ورزش تصمیم می‌گیرند این است که وقتی کار دست کاردان و «شایسته‌سالاری» در تعیین مناصب و مدیریت امور، حاکم باشد و از دخالت نامحرمان و آویزان‌ها خبری نباشد، پیروزی و افتخارآفرینی و شادی و غرور ملی و... نیز به دنبال آن از راه خواهند رسید.
عجیب این است که علی‌رغم حاکمیت بی‌چون و چرای این اصل و اثبات مکرر آن، آنهائی که باید از این درس بزرگ برای بهبود و پیشرفت و قوی شدن ورزش استفاده کنند، به آن عمل نمی‌کنند! 
خوشبختانه «کشتی» با کسب موفقیت‌های پی در پی- که غریبه و خودی را به تحسین واداشته- شاهدی زنده و سندی انکارناشدنی بر اهمیت این اصل در ورزش ماست. سؤال این است که چرا به این اصل عمل نمی‌شود و آنهائی که در جایگاه تصمیم‌گیری نشسته‌اند خیلی وقت‌ها در سپردن مسئولیت‌ها و مناصب، حساسیت و وسواس و دقت لازم را ندارند. چنان‌که بارها به صراحت نوشته‌ایم بسیاری از گرفتاری‌ها و ناکامی‌هایی که در دیگر رشته مردمی و پرطرفدار یعنی «فوتبال» اتفاق می‌افتد، اگر درست تحلیل و ریشه‌یابی شود، زیر سر مدیران نامدیر و سفارشی و زدوبندهاست. این مدیران مثل قارچ رشد می‌کنند و به جان فوتبال می‌افتند و زمینه ناکامی‌های آن را فراهم می‌آورند. آنها چون سابقه‌ای در فوتبال ندارند، نام و نشان‌شان برای اهالی آن ناآشناست و معلوم نیست از کجا و با چه ضوابط و مشروعیت ورزشی و حتی کارنامه مدیریتی سر از فوتبال بخت برگشته و مناصب حساس مدیریتی درآورده‌اند.
 عملکرد چنین نامدیران چسبیده و تحمیلی در فوتبال چنان است که خیلی وقت‌ها تلاش فنی و اقدامات صحیح مدیران فوتبالی و عناصر خاک‌خورده این رشته را خنثی و به ناکامی تبدیل می‌کند‌. این وضع فوتبال اتفاق تازه و قصه جدیدی نیست که کسی از آن آگاه نباشد. متاسفانه این دردی است که از دیرباز- خاصه در دو دهه اخیر- به جان فوتبال افتاده است. همه، این درد- و حتی ریشه‌های آن- را می‌شناسند و بارها کارشناسان متعهد و رسانه‌های دلسوز هشدار داده‌اند اما گوش شنوایی پیدا نشده و این درد همچنان این ورزش پر طرفدار و خیل طرفدارانش را آزار می‌دهد. البته چنین وضع نابسامانی حسابی سبیل عده‌ای را چرب و جیب و آخور مشتی حرامخوار را پر کرده است! هفته گذشته شاهد دو انتصاب مهم در فوتبال در سطح ملی و باشگاهی بودیم. اول اینکه، سرمربی تیم امید که معرفی شد، چهره‌ای نام آشنا و موفق در فوتبال ماست و برای انجام وظیفه مهم خود خیلی هم امیدوار و پرانگیزه است. «امید»‌های فوتبال دهه‌هاست که در میادین مختلف- علی‌الخصوص در راه رسیدن به المپیک- ناکام ظاهر شده‌اند که امیدواریم این انتصاب به منزله پایان ناکامی‌ها و شروع فصل جدیدی در فوتبال ایران باشد. 
مسئله دوم، انتصاب مدیرعامل تیم پرطرفدار استقلال است که این یکی را کمتر کسی از اهالی فوتبال می‌شناسد. بی‌تعارف در سال‌های اخیر این تیم از نامدیران تحمیلی ضربات زیادی خورده و غم‌انگیز است که بعضی از این نامدیران ضربه زننده، حالا در مدیریت کلان فوتبال در فدراسیون مشغول خدمت!!! هستند. شک نکنید که داستان «پنجره بسته نقل و انتقالات» در استقلال (که این تیم را در رقابت‌های آسیایی دست بسته به مسلخ حریفان تا بن دندان مسلح عربی می‌فرستد) و هر تیم دیگری فقط و فقط حاصل عملکرد سر تا پا غلط این‌گونه مدیرنماهای تحمیلی است که به لطف «کیسه بیت‌المال» و هزینه بی‌حساب از «جیب مردم» - و البته حمایت باندهای دلالی- به مقام «مدیریت» نائل آمده‌اند! آنچه مسلم است و تردیدی در آن نیست، همان است که در فراز آغازین گفتیم. بر دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم، حساب و کتاب و نظم و اصول حاکم است. هرکسی در هر جایی این واقعیت را باور و به آن عمل کند، شهد پیروزی و موفقیت را خواهد چشید و هر کسی باور نکند و بخواهد از بیراهه به مقصد برسد، بی‌تردید سرش به سنگ خواهد خورد و ناکام می‌شود. کشتی و فوتبال شواهد خوبی در ورزش ما برای اثبات این ادعا هستند.

captcha