کد خبر: ۳۴۱۴۵۸
تاریخ انتشار : ۱۳ آبان ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۹
نگاهی به مبارزه مستمر و علمی با جوندگان شهری-بخش دوم

برهم‌ زدن ضیافت موش‌ها با مدیریت پسماند

گالیا‌توانگر

موش‌های شهر تهران جهش ژنتیکی داشته‌اند. این موش‌ها به دلایل مختلف دچار تغییر و تحولات رفتاری و ظاهری شدند. این تغییرات موجب شده است که موش‌ها به‌یک‌باره اضافه‌وزن پیدا کنند. موش‌ها با تعداد زیادشان به جنگ ما انسان‌ها آمده‌اند، کافی است به تاریخ مراجعه کنیم و ببینیم که چگونه موش‌ها نیمی از جمعیت اروپا را از بین بردند؟ ازاین‌رو اگر این موش‌ها به چارچوب زندگی ما راه یابند، قطعاً باید منتظر عواقب خطرناکی از قبیل بیمارهای مهلک باشیم.
اگر در جایی بمب اتم بیندازند، موش‌ها در کنار سوسک‌های حمام زنده می‌مانند. آن وقت چه‌طور می‌توان امیدوار بود که این حیوانات موذی صرفاً با اقدامات شهرداری تهران از بین برود؟!
موش‌ها مارکوپولوی حیوانات جهان هستند و باید به بررسی چگونگی تطبیق و سازگاری بالای این حیوانات با محیط پرداخت و این به یک کار پژوهشی و دانشگاهی نیازمند است. 
راه دیگر این است که با اقدام فرهنگی مبنی بر آگاه‌سازی شهروندان در این زمینه به جنگ این حیوانات برویم. اینکه فردی ادعا کند، ما ریشه موش‌ها را می‌خشکانیم، دروغ محض است. تنها باید از افزایش تعداد این حیوانات جلوگیری کنیم که این کار با از بین ‌بردن محیط گرم ‌و نرم موش‌ها امکان‌پذیر است. یکی از راه‌حل‌ها مدیریت پسماندهاست.
رویکرد سنتی جوابگو نیست
تهدید اصلی حضور این جانوران در شهر، آلودگی است، چرا که آنها ناقل بیماری هستند. دکتر سبحان عطائی، متخصص ژنتیک و به‌نژادی توضیح می‌دهد: «موش‌ها به‌عنوان مخزن زنده و متحرک برای طیف وسیعی از عوامل بیماری‌زا خطرناک هستند. این جوندگان می‌توانند ناقل مستقیم باکتری‌ها، ویروس‌ها و انگل‌های خطرناکی باشند که سلامت عمومی را تهدید می‌کنند.»
وی می‌افزاید: «انتقال پاتوژن‌ها (ویروس‌ها، باکتری‌ها و انگل‌ها) نه‌تنها از طریق تماس مستقیم، بلکه به واسطه انگل‌های خارجی بدن آن‌ها (مانند کک و کنه‌ها) و همچنین آلوده‌سازی منابع غذایی و محیط‌های زیستی انسان صورت می‌گیرد. علاوه‌بر مخاطرات بهداشتی، این جوندگان با جویدن تأسیسات زیربنایی، کابل‌های برق و مخابرات و ایجاد حفره‌های عمیق در زیر معابر، تهدیدی جدی برای پایداری زیرساخت‌های فیزیکی شهر محسوب می‌شوند و به تنوع زیستی بومی نیز آسیب‌های جبران‌ناپذیری وارد می‌کنند. چنانچه در طرح دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران مشخص است، روش‌های سنتی از‌میان‌بردن موش‌ها با توجه ‌به ازدیاد جمعیت آنها چندان کارساز نیست. دکتر عطائی در این ‌رابطه گفت: رویکردهای سنتی در کنترل جمعیت جانوران موذی، اغلب بر استفاده گسترده از سموم شیمیایی متمرکز بوده که از دیدگاه علمی، نه‌تنها پایدار نیست، بلکه خطرات جانبی بسیاری را به همراه دارد.»
وی ادامه می‌دهد: «استفاده از سموم غیرهدفمند می‌تواند زنجیره غذایی شهری را آلوده کرده، خطرات مسمومیت ثانویه برای حیوانات دیگر ایجاد کند و سلامت شهروندان، به‌ویژه کودکان را به مخاطره بیندازد. علاوه‌بر این، از منظر ژنتیکِ جمعیت، استفاده مکرر از یک نوع سمِ واحد، باعث ایجاد نسل‌های مقاوم به جونده‌کش‌ها می‌شود که مدیریت آینده را دشوارتر می‌سازد. راهکار علمی و اصولی، بهره‌گیری از پروتکل مدیریت تلفیقی آفات (IPM) است که بر اساس آن، کنترل باید بدون ایجاد خطر برای انسان و محیط‌زیست صورت گیرد. گام نخست و حیاتی، بهسازی محیط و حذف منابع دسترسی جوندگان به غذا و پناهگاه است. تا زمانی که سیستم مدیریت پسماند و ساختار فیزیکی کانال‌ها اصلاح نشود، هیچ سم یا مداخله‌ای نمی‌تواند به‌صورت پایدار، جمعیت را مهار کند. در صورت نیاز به استفاده از مواد دفع‌کننده یا کنترل‌کننده، باید از روش‌هایی استفاده شود که دسترسی هر موجودی غیر از هدف را غیرممکن می‌سازد.»
این متخصص تأکید دارد: «در نهایت، مدیریت این معضل نیازمند عبور از رویکردهای واکنشی کوتاه‌مدت به سمت پایش مستمر، علمی و مهندسی‌شده است. مشارکت شهروندان در مدیریت صحیح پسماند و جدیت مدیران شهری در بهسازی زیرساخت‌های فاضلاب و انهار، دو رکن اصلی برای کاهش جمعیت جوندگان و بازگرداندن توازن به محیط‌زیست شهری به‌ حساب می‌آید و کنترل موفقیت‌آمیز، در گروِ تغییر نگرش از مبارزه شیمیایی به مدیریت محیطی است.»
مدیریت پسماند خانگی 
و اثر بر کاهش جمعیت موش‌ها
بر اساس آمارهای موجود، روزانه حدود ۵۰ هزار تن پسماند در کشور تولید می‌شود و این حجم عظیم، مدیریت بسیار گسترده و پیچیده‌ای را می‌طلبد. سرانه تولید پسماند برای هر ایرانی به طور متوسط حدود ۷۰۰ گرم در روز است. البته این عدد یک میانگین کشوری است و در شهرهای بزرگ، به ‌ویژه کلان‌شهرها، میزان تولید زباله از این رقم نیز بیشتر است. برای نمونه، در شهر تهران سرانه تولید پسماند به حدود ۸۷۰ گرم در روز برای هر نفر می‌رسد که رقم قابل‌توجهی است. این میزان تولید پسماند نه‌تنها از بسیاری از کشورهای درحال‌توسعه بیشتر است، بلکه فشار زیادی بر سیستم جمع‌آوری، حمل، پردازش و دفع پسماند وارد می‌کند.
علیرضا عسگری کارشناس مدیریت پسماند، با بیان اینکه یکی از مهم‌ترین عوامل افزایش جمعیت جوندگان در شهرها، دسترسی آسان آنها به منابع غذایی است، توضیح می‌دهد: «بخش قابل‌توجهی از این مسئله به نحوه مدیریت پسماند شهری بازمی‌گردد. زمان‌بندی جمع‌آوری زباله‌ها و همچنین میزان پایبندی شهروندان به این زمان‌بندی، نقش تعیین‌کننده‌ای در کاهش یا افزایش دسترسی جوندگان به مواد غذایی دارد. معمولاً از شهروندان خواسته می‌شود، زباله‌های خود را در ساعات مشخصی، به‌ویژه در شب، بیرون از منزل قرار دهند و بسیاری از مردم نیز این موضوع را رعایت می‌کنند، اما برخی دیگر توجهی به این موضوع ندارند و مشکل از جایی آغاز می‌شود که زباله‌ها به‌جای قرارگرفتن در مخازن مناسب، در کنار مخازن یا روی زمین رها می‌شوند.» 
وی می‌افزاید: «پسماندهای غذایی زمانی که در کنار مخازن یا روی زمین باقی می‌مانند، به ‌راحتی در دسترس حیواناتی مانند موش قرار می‌گیرند. مخازن موجود نیز در بسیاری از موارد به‌ گونه‌ای نیستند که مانع دسترسی جوندگان شوند. علاوه‌بر این، بخشی از پسماندها به دلیل سرریزشدن مخازن یا فعالیت زباله‌گردها در اطراف مخازن پراکنده می‌شود و همین موضوع، محیط مناسبی برای تغذیه این حیوانات ایجاد می‌کند.»
به گفته او، هر موجود زنده‌ای برای ادامه حیات به سه عامل اساسی یعنی غذا، آب و پناهگاه نیاز دارد: متأسفانه هر سه عامل در بسیاری از محیط‌های شهری برای جوندگان فراهم است؛ بنابراین تا زمانی که این شرایط تغییر نکند، کنترل جمعیت آنها نیز دشوار خواهد بود.
عسگری با اشاره به تجربه کشورهای دیگر در مدیریت پسماند اظهار می‌دارد: «در بسیاری از کشورها از مخازن دربسته یا سیستم‌های مکانیزه‌ای استفاده می‌شود که امکان دسترسی حیوانات به زباله را به حداقل می‌رساند، اما برای اجرای چنین راهکارهایی باید شرایط و حجم تولید پسماند در کشور نیز در نظر گرفته شود.» 
 تفکیک از مبدأ، ضعف همیشگی
عسگری با بیان اینکه بخش مهمی از مشکلات مدیریت پسماند در ایران به نبود تفکیک از مبدأ بازمی‌گردد، می‌گوید: «در شرایط استاندارد، پسماندهای شهری باید از همان محل تولید، یعنی در منازل، ادارات و مراکز تجاری، به دو بخش خشک و ‌تر تفکیک شوند تا هر یک وارد چرخه مناسب بازیافت یا پردازش شوند، اما در عمل این اتفاق به شکل مؤثر رخ نمی‌دهد و تقریباً همه انواع پسماند با یکدیگر مخلوط می‌شوند.» 
او با بیان اینکه حدود ۷۰ درصد پسماندهای شهری را پسماندِ‌ تر تشکیل می‌دهد، توضیح می‌دهد: «این بخش از زباله‌ها عمدتاً شامل مواد غذایی و مواد آلی است که قابلیت بالایی برای تبدیل‌شدن به کمپوست یا استفاده در واحدهای ‌هاضم بی‌هوازی و تولید انرژی دارند، اما زمانی که این پسماندها با انواع دیگر زباله مخلوط می‌شوند، امکان بهره‌برداری مناسب از آنها تا حد زیادی از بین می‌رود.» این کارشناس مدیریت پسماند می‌افزاید: «در وضعیت فعلی، آنچه بیش از همه موردتوجه قرار می‌گیرد، جداسازی اجزای دارای ارزش اقتصادی مانند پلاستیک، فلز، شیشه و کاغذ است؛ زیرا این مواد قابلیت فروش دارند. در مقابل، پسماندِ ‌تر که بخش عمده زباله‌های شهری را تشکیل می‌دهد، به دلیل آلودگی و اختلاط با سایر زباله‌ها عملاً از چرخه استفاده مفید خارج شده و در نهایت راهی مراکز دفن می‌شود. این در حالی است که اگر تفکیک از مبدأ به‌ درستی انجام شود، می‌توان بخش بزرگی از این پسماندها را به کود آلی یا انرژی تبدیل کرد و از دفن آنها جلوگیری کرد.»
به گفته او، مخلوط بودن پسماندها، علاوه‌بر ایجاد مشکلات زیست‌محیطی، به طور مستقیم بر افزایش جمعیت جوندگان نیز اثر می‌گذارد، زیرا حجم زیادی از مواد غذایی در میان زباله‌های مخلوط باقی می‌ماند و به ‌راحتی در اختیار موش‌ها و سایر جانوران قرار می‌گیرد. به همین دلیل، هرگونه برنامه برای کنترل جمعیت جوندگان باید همزمان با اصلاح نظام مدیریت پسماند اجرا شود و صرفاً استفاده از روش‌های مبارزه با جوندگان نمی‌تواند راهکار پایداری باشد.
مشارکت مردمی؛ حلقه مفقوده مدیریت پسماند
این کارشناس در ادامه به نقش زباله‌گردها در چرخه مدیریت پسماند نیز اشاره کرده و می‌گوید: «بخشی از به‌هم‌ریختگی اطراف مخازن ناشی از فعالیت افرادی است که برای جداسازی اقلام قابل‌فروش، کیسه‌های زباله را پاره می‌کنند. در چنین شرایطی، مواد غذایی نیز از داخل کیسه‌ها خارج شده و در محیط پراکنده می‌شود و همین موضوع دسترسی جوندگان به غذا را آسان‌تر می‌کند. هرچند ریشه اصلی این مسئله، نبود یک نظام جامع و کارآمد برای تفکیک پسماند از مبدأ است.» 
عسگری با تأکید بر اینکه مشارکت مردم مهم‌ترین حلقه مفقوده مدیریت پسماند در کشور است، اظهار می‌دارد: «بدون همکاری شهروندان، هیچ برنامه‌ای برای اصلاح وضعیت موجود به نتیجه نخواهد رسید. باید سازوکارهایی طراحی شود که مردم برای تفکیک زباله از مبدأ انگیزه پیدا کنند. این انگیزه می‌تواند از طریق مشوق‌های اقتصادی، خدمات شهری یا سایر روش‌های تشویقی ایجاد شود تا شهروندان به‌ صورت داوطلبانه در این فرآیند مشارکت کنند.»
او با اشاره به تجربه کشورهای موفق در این حوزه پیشنهاد می‌دهد: «در بسیاری از کشورها، مشارکت مردم اساس مدیریت پسماند است. شهروندان زباله‌های خود را از همان ابتدا تفکیک می‌کنند و همین موضوع باعث می‌شود هزینه‌های جمع‌آوری و پردازش کاهش یابد، کیفیت بازیافت افزایش پیدا کند و حجم زباله‌های دفنی به شکل قابل‌توجهی کمتر شود. علاوه‌بر این، با حذف پسماندهای غذایی از فضای شهری، یکی از مهم‌ترین منابع تغذیه جوندگان نیز از بین می‌رود.»
عسگری یادآور می‌شود: «کنترل جمعیت جوندگان صرفاً با سم‌پاشی یا اقدامات مقطعی امکان‌پذیر نیست و تا زمانی که مدیریت پسماند اصلاح نشود، منابع غذایی این حیوانات همچنان در سطح شهر وجود خواهد داشت. اصلاح الگوی جمع‌آوری زباله، توسعه مخازن استاندارد، اجرای واقعی تفکیک پسماند از مبدأ و جلب مشارکت شهروندان، چهار رکن اساسی برای کاهش همزمان مشکلات مدیریت پسماند و کنترل پایدار جمعیت جوندگان در شهرها به شمار می‌روند.»

captcha