شکست آمریکا از صندوق رأی تا تنگه هرمز(یادداشت روز)
حسن رشوند
تقویم تاریخی گاهی چنان چیدمان رویدادها را در کنار یکدیگر مهندسی میکند که فهم پدیدهها بدون نگاه به پیوندهای پنهان و آشکار آنها ناممکن میشود. چهارم نوامبر ۲۰۲۶ (۱۳ آبان ۱۴۰۵) در تقویم سیاسی و تاریخی مناسبات ایران و آمریکا، همواره نقطهای عطف و یادآور زلزلهای بزرگ خواهد بود؛ روزی که در سال ۱۳۵۸ (۱۹۷۹ میلادی)، با تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در تهران، هیمنه اطلاعاتی و سیاسی امپریالیسم در قلب منطقه غرب آسیا (خاورمیانه آن روز) شکسته شد و یکی از بنیادینترین پیوندهای استعماری واشنگتن گسست. امروز، در چهلوهفتمین سالگرد آن واقعه سرنوشتساز، همزمانی انتشار نخستین نتایج و برآوردهای رسمی از انتخابات میاندورهای سوم نوامبر ۲۰۲۶ کنگره و سنای آمریکا با تحولات نافذ و فرسایشی میدان در تنگه هرمز، تصویر کلانی از یک روند رو به زوال را پیش روی ناظران جهانی قرار داده است؛ روندی که میتوان آن را در یک گزاره کلیدی خلاصه کرد: «شکست در محاسبه راهبردی؛ از صندوقهای رأی در آمریکا تا آبراه حیاتی خلیج فارس.»
۱- در سوم نوامبر ۲۰۲۶، رأیدهندگان آمریکایی در حالی پای صندوقهای رأی رفتند که از پیش نظرسنجیهای مختلف شکست جمهوریخواهان در این انتخابات را قطعی میدانستند و نتایج اولیه شمارش آرا هم تأییدکننده این پیشبینیها بود. حتی رئیسجمهور متوهم آمریکا هم شکست خود را با این جمله کلیدی که گفته بود «از این پس من رئیسجمهور «وتویی» خواهم بود» یعنی با از دست دادن کنگره از حق وتوی خود برای مصوبات کنگره استفاده خواهد کرد، عملاً شکست را پذیرفته بود و روز انتخابات هم با بیان این جمله که «اسم من در برگههای رأی نبود و اگر من نامزد بودم یک پیروزی قاطع به دست میآوردم» خواست گناه این شکست خفتبار را به گردن دیگران بیندازد. این در حالی است که او خوب میداند این انتخابات طبق سنت سیاسی آمریکا، بزرگترین رفراندوم و محک جدی برای سنجش مقبولیت دولت وقت و سیاستهای حزب حاکم به شمار میرود و تا پیش از این انتخابات سرنوشتساز، حزب جمهوریخواه با در اختیار داشتن ۵۳ کرسی، اکثریت شکننده اما مطمئنی را در سنا حفظ کرده بود، در حالی که دموکراتها ۴۵ کرسی و دو سناتور مستقل همسو را در اختیار داشتند و او باعث این شکست سنگین جمهوریخواهان شده است.
۲- دادههای اعلامشده توسط خبرگزاری آسوشیتدپرس پس از پایان دور اصلی شمارش آرا، نشان از یک تحول ساختاری و عمیق دارد. حزب دموکرات موفق شده است اکثریت کرسیهای کنگره و سنا را از چنگ جمهوریخواهان خارج کند. این جابهجاییهای رأی، حاصل شکستهای زنجیرهای نامزدهای حزب حاکم در ایالتهای کلیدی و سرنوشتسازی همچون تگزاس، کانزاس، اوهایو، کارولینای شمالی، کارولینای جنوبی و آیووا بود. بهعنوان نمونه، پیروزی چشمگیر جیمز تالاریکو در تگزاس بر کن پکستون یا تصاحب کرسی سناتور جمهوریخواه در کانزاس توسط آدام همیلتون و بازپسگیری کرسی اوهایو توسط شرود براون، نشان داد که پایگاه سنتی جریان حاکم در حال فرسایش شدید است. از دست رفتن کنترل سنا، ضربهای مهلک به کابینه و راهبردهای تقنینی واشنگتن وارد میکند که ترمیم آن بهسادگی میسر نیست. در مجلس نمایندگان نیز، با وجود رقابت نفسگیر بر سر تمامی ۴۳۵ کرسی و نیاز به حدنصاب ۲۱۸ کرسی برای کسب اکثریت، گزارشهای رسانهای وضعیت متفاوتی را به تصویر کشیدند و خبرها حاکی است دموکراتها بیش از ۲۴۵ کرسی را در اختیار گرفتهاند و این به آن مفهوم است که جمهوریخواهان هر دو مجلس را در انتخابات سوم نوامبر از دست دادهاند و دموکراتها باید این پیروزی خود را که از سال ۲۰۱۱ تاکنون تکرار نشده است که هر دو مجلس را همزمان در اختیار داشته باشند، مدیون ترامپ دیوانهای بدانند که جنگ با ایران را به قیمت فشار به مردم آمریکا، به پلهای برای صعود آنها تبدیل کرد.
۳- بررسی دقیق نتایج نظرسنجیهای ملی VoteCast با مشارکت نزدیک به ۸۰ هزار رأیدهنده در ۵۰ ایالت، راز این عقبنشینی سیاسی را آشکارتر میکند. نزدیک به ۶۰ درصد از شرکتکنندگان در نظرسنجی اعلام کرده بودند که عملکرد ریاستجمهوری را تأیید نمیکنند و حدود ۴۰ درصد صراحتاً اذعان داشتند که رأی خود را صرفاً بهعنوان ابراز «مخالفت صریح با ترامپ» به صندوق ریختهاند. با این وجود، دادهها مؤید نکتهای بنیادین است. «بحران معیشت و تورم»، ریشه اصلی این نارضایتی عمومی بوده است. بیش از ۸۰ درصد رأیدهندگان تأکید کردند که فشارهای اقتصادی و تورم فزاینده، زندگی روزمره آنها را بهشدت تحت تأثیر قرار داده است. در واقع، ماجراجوییهای پرهزینه خارجی و تبعات اقتصادی جنگ، نهتنها باری از دوش شهروندان آمریکایی برنداشته، بلکه صندوقهای رأی را به ابزاری برای توبیخ سیاستمداران کاخ سفید تبدیل کرده است.
۴- در این سوی کره زمین، در خلیج فارس و تنگه هرمز، آثار این خطاهای محاسباتی در قالب آسیبپذیریهای آشکار میدانی و اقتصادی بروز یافته است. اهمیت استراتژیک تنگه هرمز نیازی به گزافهگویی ندارد؛ بر اساس آمارهای رسمی اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)، در نیمه نخست سال ۲۰۲۵ روزانه بهطور میانگین
۲۰.۹ میلیون بشکه نفت و فرآوردههای نفتی (معادل نزدیک به ۲۰ درصد تقاضای جهانی مایعات نفتی) از این گلوگاه ترانزیت میشد. اما در سهماهه دوم و سوم سال ۲۰۲۶ میلادی و در سایه تنشهای فزاینده و ناامنیهای ناشی از درگیری، این حجم بهطور چشمگیری سقوط کرده و به حدود ۴.۹ میلیون بشکه در روز رسیده است که طرف ایرانی این میزان صادرات را هم نادرست میداند و در واقع، افتی خیرهکننده بازار جهانی انرژی را بهشدت ملتهب کرده و هزینههای سرسامآوری را به اقتصادهای صنعتی اروپا و کل جهان تحمیل نموده است.
در سطح رویاروییهای میدانی و نظامی نیز، مستندات رسانهای و تصاویر ماهوارهای ارزیابیشده توسط منابع مستقل خبری و نظامی، از واردآمدن خسارات قابلتوجه به بیشتر تأسیسات، رادارها، سامانههای هشدار زودهنگام و زیرساختهای لجستیکی متعلق به نیروهای آمریکایی در منطقه حکایت دارند. در همین دو روز گذشته بود که رسانههای رسمی داخلی و خارجی گزارش دادند که یگانهای پدافندی و جنگ الکترونیک ایران موفق به فرود سالم دو فروند پهپاد از نوع MQM-170 و سرنگونی حداقل سه فروند پهپاد پیشرفتهتر MQ-9 شدهاند. در خصوص ادعای برخورد نفتکشهای متخلف با مینهای دریایی در مسیرهای فاقد مجوز امنیتی نیز، هر روز گزارشهایی منتشر میشود که برای کاخ سفید نگرانکننده شده است. پیامد این تحولات کاملاً آشکار است. هزینههای سرسامآور بیمه جنگی ناوگان تجاری، ایجاد اختلال شدید در زنجیره تأمین انرژی غرب و ناتوانی آشکار ناوگان دریایی آمریکا در تضمین امنیت خطوط مواصلاتی دریایی از پیامدهای آشکاری است که هیچ مقام آمریکایی نمیتواند آن را کتمان کند.
۵- امروز صدای شکستن استخوانهای آمریکا با «شکست از صندوقهای رأی تا شکست در تنگه هرمز» شنیده میشود و اگر تا قبل از جنگ دوم و سوم (جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان) برخی این تحولاتی که بهشدت در مسیر فرسایش قدرت آمریکا پیش میرود را نمیدیدند، امروز با شکست آنها در صندوق رأی و تظاهرات مردم در خیابانهای واشنگتن، نیویورک و... و زمینگیر شدن ماشین جنگی آنها در خلیج فارس و تنگه هرمز باید این درس عبرت را به آنها داده باشد که این رستاخیز بزرگ تازه شروع شده است و از این پس آنها باید شاهد شکستهای دومینووار بیشتری باشند. شکستی که «فرسایش مشروعیت سیاسی در درون مرزها» و «استیصال عملیاتی در بیرون مرزها» را برای هیئت حاکمه آمریکا به تصویر کشیده است.
۶- از ۱۳ آبان ۱۳۵۸ که هیمنه سیاسی واشنگتن در تهران
فرو ریخت تا ۱۳ آبان ۱۴۰۵ که ملت رشید ایران ۲۴۸ شب است که مرگ بر آمریکا را در خیابانهای این کشور فریاد میزنند و حملات این رژیم امامکش و کودککش را محکوم میکنند تا سوم نوامبر ۲۰۲۶ که اکثریت کنگره و سنا در سایه نارضایتی عمیق شهروندان آمریکایی از دست رفته است، یک خط ممتد جریان دارد؛ اینکه قدرتهای سلطهگر هرچقدر هم از برتری تکنولوژیک یا تسلیحاتی برخوردار باشند، در برابر اراده ملتها و مقاومت ملتهای آزاده منطقهای آسیبپذیرند.
شکست در انتخابات میاندورهای آمریکا نشان داد که افکار عمومی آمریکا دیگر حاضر نیست بهای گزاف سیاستهای توسعهطلبانه و مداخلات فرسایشی را با تورم، افزایش قیمت انرژی، کاهش قدرت خرید و نابودی ثبات اقتصادی خود بپردازد و تحولات تنگه هرمز هم ثابت کرد که هیچ نیروی نظامی خارجی قادر نیست امنیت ساختگی خود را بر جغرافیای مقاومت تحمیل کند. چراکه تاریخ همواره به سود ملتهایی ورق میخورد که مقاومت را نه یک انتخاب مقطعی، بلکه یک سنت لایتغیر در صیانت از استقلال خود میدانند.
اما با همه تجربههایی که از ۱۳ آبان ۱۳۵۸ تا تحریمهای گسترده آمریکا در دولتهای جمهوریخواه و دموکرات و جنگهای اول تا سومی که دولتهای مختلف متجاوز آمریکایی بر ایران عزیز تحمیل کردهاند، عجیب آنجاست که برخی عبرت نمیگیرند و با تضعیف یک حزب و پیروزی حزب دیگر در آمریکا، جماعتی در داخل هستند که فیلشان یاد هندوستان میکند و در یک محاسبه غلط تصور میکنند اکنون زمان نزدیکی به آمریکاست و حزب دموکراتی که بیشترین تحریمهای تاریخ انقلاب محصول آنها بوده را میتوان با مذاکره در این شرایط ادامه داد و کشور را از زیر سایه جنگ و تحریم خارج کرد. چه زیبا و حکیمانه امام عزیز امت حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای (مدّظلّهالعالی) پاسخ این عده را در پیام سالروز مبارزه با استکبار دادند و فرمودند: «اگر هنوز کسانی هستند که اندک امیدی به تغییر رفتار یا جابهجاییهای حزبی و جناحی در نظام سلطه دارند و یا تصوّر میکنند با امتیاز دادن به آمریکا میتوانند او را از دشمنی با ملّت ایران منصرف کنند، سخت در اشتباهاند. این تصوّر باطل، ناسپاسی نسبت به فتوحات عظیمی است که ملّت مسلمان ایران در سایه توکّل و استقامت و مجاهدت به دست آورده است. آرزوی شیطان بزرگ، تسلیم بیقید و شرط ملّت ایران است و کمترین گرایش تسلیمآمیز به دشمن سلطهگر، سرمایه عظیمی را که به برکت خون شهدا و با فداکاری آحاد ملّت به دست آمده بر باد خواهد داد و دشمن مستکبر را برای زیادهخواهی بیشتر و جنگها و جسارتهای بعدی جریتر خواهد کرد. استمرار راهبرد «ایران هرچه قویتر» تنها راه رسیدن به نقطه بازدارندگی مطلق است».