شهید «روحالله عجمیان» با ایستادگی خود سند رسوایی اغتشاشگران شد
سرویس سیاسی -
از پیشبینی محل دفن تا رسواسازی اغتشاشگران مدعی آزادی، فاصلهای 4 روزه در حیات «شهید
سید روحالله عجمیان» است.
«در میدان هنر و ادبیّات، شهید آوینی، مرحوم سلحشور، مرحوم طالبزاده. البتّه اینها آخر عمرشان سنّشان بیشتر بود، امّا در همین جوانی خیلی کارها کردند، و امثال اینها که کم هم نیستند. در میدان علم و تحقیق، شهید تهرانیمقدّم، مرحوم کاظمی آشتیانی، شهید مجید شهریاری، شهید رضایینژاد، شهید احمدی روشن. جوانهای ما اینها هستند دیگر. این رشته تا امروز هم ادامه دارد، تا همین دوره شماها، در همین زمان معاصر شما، شهید حججی، مصطفی صدرزاده، آرمان علیوردی، روحالله عجمیان. اینها برجستهاند، نقطههای واقعاً برجستهاند. هزارها، دهها هزار، صدها هزار جوانِ ایرانیِ مسئولیّتشناس امروز وجود دارند؛ اینها موتور حرکتند، اینها موتور پیشران حرکت کشور و حرکت نظامند، هر کدام در یک بخشی». این سطرها بخشی از بیانات امام شهید در دیدار رمضانی دانشجویان در تاریخ 29 فروردین 1402 است که به قهرمانان نسل جوان، نمادهای مقاومت و پیشرانهای حرکت کشور مانند «شهید سید روحالله عجمیان» اشاره فرمودند.
12 آبان 1401 آزادراه کرج- قزوین، محدوده بهشت سکینه(س) کرج، محل جنایت و درندگی وحشیان خونآشامی شد که با نقاب آزادی، زندگی و زن، به نیابت از اربابان تروریست خود در رژیم آمریکا و اسرائیل، دنبال تضعیف و تجزیه ایران بودند اما با مقاومت و ایستادگی جوانانی مسئولیتشناس مانند شهید عجمیان رسوا شدند و شکست خوردند.
داستان «شهید سید روحالله عجمیان»، جوان ۲۷ ساله بسیجی از دیار کوهدشت لرستان، مانند «شهید آرمان علیوردی» یادآور روضههای جانکاه کربلاست. این شهید دهه هفتادی، با همان روحیه ایستادگی، نقاب از چهره مدعیان آزادی برداشت. صبح روز پنجشنبه ۱۲ آبان 1404 روحالله که پیشه گچکاری داشت، آماده رفتن به محل کار میشود که خبر ورود اغتشاشگران به منطقه کمالشهر کرج به گوشش میرسد. این شهید در کنار دوستانش در بسیج راهی میدان شد تا مانع از ایجاد ناامنی و آشوب شود.
عدهای از اغتشاشگران سید روحالله را زیر نظر گرفته و در نقطهای از خیابان محاصره میکنند. دقایقی در اتوبان تهران- کرج بین روح الله و اغتشاشگران میگذرد که اگر فیلمی از آن پخش نمیشد قابل باور نبود که همه آن وقایع واقعاً رخ داده است. در فیلم دیده میشود پیکر روح الله توسط اغتشاشگران روی زمین کشیده میشود. یکی پای روح الله را کشیده و پیکر غرق به خونش را روی زمین میکشد در حالی که زیر پیراهن او در بدنش تکه تکه شده. دیگری چاقو به دست سعی میکند از بقیه جا نماند و چند بار تیزی را بر بدن جوان بسیجی فرو میبرد.
یکی دیگر وقتی دست خود را خالی میبیند شروع میکند به پیکر نیمه جان روح الله لگد میزند. بالاخره با کمک دیگر دوستان روحالله جماعتی که قساوتشان به حیوانات درنده طعنه میزند پراکنده میشوند.
یکی از دوستان شهید عجمیان میگوید: «دستهایش را مثل صلیب باز کرده بودند، و نیمه برهنه روی آسفالت رها بود. صدایش کردم، جوابی نشنیدم اما هنوز شهید نشده بود. آمبولانس رسید. راننده گفت با این شلوار نظامی نمیتوانیم مجروح را به جایی برسانیم. اگر اغتشاشگران بفهمند که مجروح نظامی است، سد راهمان میشوند و شاید هم به او آسیب بیشتری برسانند. به هر زحمتی بود شلوار نظامی را بیرون آوردیم. راننده راست میگفت؛ در طول مسیر اغتشاشگران بارها به آمبولانس سنگ زدند، جلویمان را گرفتند و داخل آمبولانس را بررسی کردند تا نکند مجروح، نظامی باشد. در مسیر بیمارستان بودیم که روحالله شهید شد».
وقتی خبر آنچه بر پسر گذشته را به مادر میدهند میگوید: «روحالله برای خدا شهید شد. ما رهبر و انقلاب را تنها نخواهیم گذاشت.»
پیکر سید روحالله در حالی روی دست مردم تشییع شد که برخی شرکتکنندگان میگفتند تنها دفعهای است که در این مراسمات حاضر میشویم و اشک میریزیم.
مرا کنار شهدای مدافع حرم دفن کنید
پیکر این سرباز مکتب روحالله همان جایی دفن میشود که خودش وصیت کرده بود. پدرش میگوید: «روحالله با دوستانش به مزار شهدای مدافع حرم در حرم امام زاده محمد میرود و میگوید مرا کنار اینها دفن کنید. دوستانش میخندند و میگویند حالا شهادت کجا بود؟ میخواهی بروی سوریه؟ او دیگر حرفی نمیزند. چهار روز بعد پیکرش همان جایی که گفته بود به خاک سپرده شد». از پیشبینی محل دفن تا رسواسازی اغتشاشگران مدعی آزادی، فاصلهای 4 روزه در حیات «شهید سید روح الله عجمیان» است.
امام شهید، 2 اردیبهشت 1402 در حاشیه دیدار مسئولان نظام و سفرای کشورهای اسلامی با خانواده شهید روحالله عجمیان دیدار کردند و بیان داشتند: آنها به آرزوی خودشان رسیدند. آنها امروز در اوج سعادت و عظمت قرار دارند.