سفر به مکزیکوسیتی
دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان
با بنن تماس گرفتم و از او پرسیدم به نظر او باید چه کار کنیم. او پاسخ داد: «این سفر خیلی خوب است و نمیتوان از آن صرف نظر کرد.» ما دو نفر با ترامپ در بدمینستر ملاقات کردیم و قبل از اینکه ترامپ تصمیم به ادامه کار بگیرد به نگرانیهای او پاسخ دادیم. شب قبل از حرکت، این خبر پخش شد «عازم مکزیک هستیم.» مردم شوکه شدند. همانطور که ما سوار هواپیمای بدون علامت تجاری برای مکزیکوسیتی شدیم، مطمئن شدم یکی از کارکنان کمپین یک محموله مهم را که به عنوان هدیه به رئیسجمهور مکزیک سفارش داده بودم، بارگیری کرده است: کلاه قرمزی که روی آن با پنج کلمه گلدوزی شده بود، «مکزیک را هم دوباره باشکوه کن».
ما در 31 آگوست به مکزیکوسیتی رسیدیم. ترامپ و پنیا نیتو قبل از حضور در یک کنفرانس مطبوعاتی با خبرنگاران مکزیکی و همچنین چند روزنامهنگار آمریکایی که به محض اطلاع از این سفر سوار هواپیما شده بودند، به طور خصوصی ملاقات کردند. هر دو سیاستمدار بیانیههایی را ارائه و بر مسائل کلیدی خود تأکید کردند، اما نشان دادند ایالات متحده و مکزیک منافع مشترک زیادی با هم دارند.
رئیسجمهور مکزیک گفت: «اگر چه ممکن است در مورد همه چیز به توافق نرسیم، من ایمان دارم که با هم، میتوانیم رفاه و امنیت بهتری پیدا کنیم.» ترامپ گفت: «یک مکزیک قوی، مرفه و سرزنده به نفع ایالات متحده است و به حفظ و نگهداشتن آمریکا برای مدت بسیار بسیار طولانی کمک خواهد کرد.»
فکر کردم بهتر از این نمیشد. سپس درست در زمانی که ترامپ میخواست نتیجهگیری کند، جاناتان کارل، خبرنگار ای بیسی1 با فریاد، پرسید: «آیا درباره طرح ترامپ برای وادارکردن مکزیک به پرداخت هزینه دیوار مرزی صحبت کردهاند یا خیر؟»
ما با مکزیکیها توافق کرده بودیم از ترامپ و پنیا نیتو از سوی خبرنگاران سؤالی پرسیده نخواهد شد. اما وقتی کارل سؤال میلیون دلاری را فریاد زد، ترامپ پاسخ داد: «ما در مورد دیوار بحث کردیم. ما در مورد پرداخت دیوار بحث نکردیم.» به لوئیس نگاه کردم که به سرعت دنبال یک نفر بود تا دستگاه بلندگوی عمومی را قطع کند. هنگامی که خبرنگاران با فریاد شروع به سؤال پرسیدن کردند، موسیقی مکزیکی از بلندگوها پخش شد و دو سیاستمدار از صحنه خارج شدند. اما خسارت وارد شده بود. برای مردم مکزیک، غیرقابل تصور بود رئیسجمهور آنها بتواند بدون مخالفت با پیشنهاد پرداخت ترامپ درباره دیوار بحث کند. این توهینی بود که آنها نمیتوانستند تحمل کنند، و باعث شد که پنیا نیتو ضعیف و بالقوه همدست آمریکاییها به نظر برسد.
کنفرانس مطبوعاتی باعث ایجاد یک کابوس سیاسی برای رئیسجمهور مکزیک شد به ویژه برای لوئیس، که خود را در برنامهریزی سفر مقصر میدانست. او هفته بعد استعفا کرد. احساس وحشتناکی داشتم. به لوئیس زنگ زدم و به او گفتم متأسفم که استعفا کرده است. من این خبر را به ترامپ منتقل کردم و او در توئیتی نوشت: «مکزیک یک وزیر دارایی درخشان و فوقالعاده را از دست داد. مرد فوقالعادهای که من میدانم بسیار مورد احترام رئیسجمهور پنیا نیتو است. با لوئیس، مکزیک و ایالات متحده میتوانستند معاملات فوقالعاده انجام دهند- معاملاتی که مکزیک و ایالات متحده هر دو سود میبردند.» لوئیس در نحوه انجام تشریفات فوقالعاده محترم بود و ما به طور ضمنی در هر مرحله از راه به او اعتماد داشتیم. وقتی او استعفا کرد، این کار را با ظرافت و بدون اوقاتتلخی انجام داد و معتقد بود که کار درستی برای کشورش انجام داده است. برای ترامپ، این سفر یک موفقیت بزرگ بود. به رأیدهندگان نشان داد میتواند به لانه شیر برود و برای منافع آمریکا بجنگد. پس از آن، کمپین در یک روند مثبت قرار گرفت. برای به حداکثر رساندن برنامه زمانبندی نهائی کمپین، با نیوت گینگریچ، مغز متفکر سیاسی و رئیس سابق مجلس مشورت کردم. او میدانست چگونه سفرهای سیاسی را برای برجسته کردن پیامهایی که در نواحی خاکستری2 به رأیدهندگان میرسد، هماهنگ کند. دیوید بوسی3 به عنوان معاون مدیر کمپین انتخاب شد. او کمک بزرگی در رهبری و اجرای عملیات بود، همانطور بیل استپین4 که در نهایت توانستم او را به کمپین ملحق کنم. اریک ترامپ5 کار شگفتانگیزی را در سازماندهی بازی میدانی کمپین انجام داد و دون جونیور، ایوانکا و لارا6 به سراسر کشور سفر کردند، جمعیت زیادی را به خود جلب کردند و حضور کمپین ما را در همه ایالتهای خاکستری افزایش دادند.
پانوشتها:
1. ABC’s Jonathan Karl
2. به ایالتهایی در آمریکا گفته میشود که هیچکدام از دو حزب در آنها حمایت صددرصدی ندارند و در نتیجه مورد توجه زیاد کاندیداها قرار میگیرد.
3. David Bossie
4. Bill Stepien
5. Eric Trump
6. Lara