گسترش سگهای بیصاحب در شهرها؛ از ترس شهروندان تا خطر هاری
محمد محمدی
پرسه زدن سگهای بیصاحب در خیابانها، پارکها، زمینهای خالی و حاشیه شهرها به یکی از تصاویر تکراری در بسیاری از شهرهای کشور تبدیل شده است. گاهی یک قلاده سگ در گوشهای از خیابان دیده میشود و گاهی چندین سگ در کنار یکدیگر در محلههای مسکونی یا اطراف مخازن زباله تجمع کردهاند. در برخی مناطق نیز تعداد سگها به اندازهای است که عبور از یک مسیر برای عابران، بهخصوص کودکان و سالمندان، با نگرانی همراه میشود.
افزایش جمعیت سگهای بیصاحب همزمان با افزایش موارد حیوانگزیدگی در کشور اتفاق افتاده است. وزارت بهداشت اعلام کرده که در سال ۱۴۰۴ حدود ۴۴۵ هزار مورد حیوانگزیدگی در کشور ثبت شده است؛ این رقم در سال ۱۴۰۳ حدود ۴۱۰ هزار مورد بود. سگها همچنان مهمترین عامل حیوانگزیدگی و انتقال هاری به انسان هستند و طبق اعلام وزارت بهداشت، حدود ۸۰ درصد موارد هاری انسانی به سگها مربوط میشود.
هاری مهمترین نگرانی بهداشتی در این میان است. سازمان جهانی بهداشت میگوید حدود ۹۹ درصد موارد هاری انسانی از طریق سگها منتقل میشود. هاری پس از بروز علائم بالینی تقریباً همیشه مرگبار است، اما با شستوشوی فوری محل گزش و دریافت به موقع واکسن و در موارد لازم سرم ضدهاری میتوان از مرگ جلوگیری کرد.
در ایران نیز آمار گزش سگ همچنان بالاست. رئیس سازمان دامپزشکی کشور در سال ۱۴۰۴ از ثبت سالانه حدود ۱۵ هزار مورد گزش سگ و حدود ۱۸ مورد مرگ ناشی از آن خبر داده بود. او در عین حال تأکید کرده بود که آمار دقیقی از تعداد سگهای صاحبدار و بیصاحب در کشور وجود ندارد؛ موضوعی که برنامهریزی برای کنترل جمعیت این حیوانات را دشوار میکند.
کودکان در معرض خطر بیشتری قرار دارند
بخش مهمی از نگرانیها به کودکان مربوط است. کودک هنگام مواجهه با سگ ممکن است از ترس شروع به دویدن کند، به حیوان نزدیک شود یا بدون شناخت رفتار آن تلاش کند حیوان را لمس کند. همین واکنشها میتواند شرایط را برای حمله فراهم کند.
سازمان جهانی بهداشت کودکان را یکی از گروههای اصلی قربانی گزش سگ معرفی کرده است. به گفته این سازمان، کودکان در مقایسه با بزرگسالان بیشتر در معرض آسیبهای شدید ناشی از گزش قرار دارند و زخم در ناحیه صورت و سروگردن میتواند پیامدهای جدیتری ایجاد کند.
در سالهای گذشته نمونههای متعددی از حمله سگهای ولگرد به کودکان در شهرهای مختلف گزارش شده است. در گزارشی از حاجیآباد زریندشت از حمله سه سگ ولگرد به یک پسر ۱۲ ساله خبر دادند. این نوجوان در جریان حمله دچار جراحت شد و به مراکز درمانی انتقال یافت. در همان گزارش، مسئول مرکز بهداشت شهرستان اعلام کرده بود که طی یک سال ۳۳۳ مورد حیوانگزیدگی در شهرستان ثبت شده است.
در مهرماه ۱۴۰۴ نیز خبرگزاری مهر از ورود دادستان شوش به پرونده حمله یک سگ به کودک چهار ساله خبر داد. دادستان اعلام کرد ابعاد حادثه در حال بررسی است و در صورت احراز قصور یا ترک فعل، با عوامل مسئول برخورد خواهد شد.
هر مورد گزش نیز فقط به یک زخم سطحی ختم نمیشود. فرد آسیبدیده باید هرچه سریعتر به مراکز درمانی مراجعه کند تا احتمال هاری بررسی شود و در صورت نیاز واکسیناسیون و سایر اقدامات پیشگیرانه انجام گیرد. تأخیر در مراجعه میتواند پیامدهای جبرانناپذیری داشته باشد.
ترس از عبور در محله
حضور گلهای سگها حتی در صورت رخ ندادن حمله نیز زندگی روزمره برخی شهروندان را تحت تأثیر قرار داده است. در برخی محلهها، سگها در ساعات شب در اطراف سطلهای زباله و زمینهای خالی جمع میشوند و در گروههای چندتایی در خیابان حرکت میکنند. صدای پارس، درگیری میان سگها و تعقیب عابران باعث شده بعضی از ساکنان مسیر رفتوآمد خود را تغییر دهند.
پارکها نیز از جمله نقاطی هستند که حضور سگهای بیصاحب در آنها بیشتر به چشم میآید. خانوادهای که کودک خردسال دارد، ممکن است در مواجهه با چند سگ، ترجیح دهد از یک فضای سبز استفاده نکند. فردی که برای پیادهروی یا ورزش از پارک استفاده میکند نیز ممکن است در صورت نزدیک شدن حیوانات، مسیر خود را تغییر دهد.
این وضعیت در حالی رخ میدهد که پارک، پیادهرو و معبر عمومی باید برای استفاده شهروندان آماده باشد. قرار نیست حضور گلهای سگها به بخشی از زندگی عادی شهر تبدیل شود و مردم خود را با آن تطبیق دهند.
سگهای بیصاحب؛ عامل تغییر رفتار شهروندان
یکی از پیامدهای حضور سگهای بیصاحب، تغییر رفتار و رفتوآمد شهروندان در فضاهای عمومی است. در برخی محلهها، مردم بهویژه در ساعات شب، مسیر خود را برای دور شدن از محل تجمع سگها تغییر میدهند. حضور چندین سگ در اطراف پارکها، زمینهای بازی، بوستانهای حاشیهای، ساختمانهای نیمهکاره و محلهای انباشت زباله، برای خانوادههایی که با کودکان رفتوآمد دارند نگرانی بیشتری ایجاد میکند. مسئله زمانی جدیتر میشود که سگها به صورت گلهای حرکت کنند؛ در چنین شرایطی حتی شهروندانی که مورد حمله قرار نگرفتهاند نیز ممکن است برای عبور از یک مسیر احساس ناامنی کنند.
از سوی دیگر، افزایش جمعیت سگهای بیصاحب در یک منطقه میتواند چرخه تولیدمثل و تجمع آنها را تقویت کند. وجود غذای در دسترس در سطلهای زباله، پسماندهای رهاشده و منابع غذایی پراکنده، شرایط ماندگاری این حیوانات در محدودههای شهری را فراهم میکند. در چنین وضعیتی، جمعآوری مقطعی چند سگ بدون کنترل منابع غذایی و بدون اجرای برنامه منظم برای مدیریت جمعیت، اثر پایداری نخواهد داشت و پس از مدتی دوباره شاهد افزایش تعداد سگها در همان محدوده خواهیم بود. مدیریت پسماند، جلوگیری از رهاسازی زباله و اجرای برنامه منظم کنترل جمعیت باید همزمان با اقدامات شهرداری و دستگاههای مسئول دنبال شود.
زبالههایی که سگها را به شهر میکشانند
یکی از عوامل مهم تجمع سگهای بیصاحب، دسترسی آسان به غذاست. مخازن زباله، پسماندهای غذایی، زمینهای خالی و محلهای دفع پسماند میتوانند منابع غذایی مناسبی برای این حیوانات ایجاد کنند.
هر منطقهای که منابع غذایی در آن فراوان باشد، احتمال تجمع سگها در آن بیشتر است. به همین دلیل، کنترل سگهای بیصاحب بدون ساماندهی پسماند نمیتواند نتیجه پایداری داشته باشد.
سازمان جهانی بهداشت در دستورالعملهای خود برای مدیریت جمعیت سگها، بر مجموعهای از اقدامات از جمله مدیریت منابع غذایی، کنترل جمعیت، واکسیناسیون و پایش مستمر تأکید کرده است. کنترل هاری نیز بدون مدیریت جمعیت سگها و واکسیناسیون آنها امکانپذیر نیست. این موضوع در شهرهایی که محلهای انباشت زباله در نزدیکی مناطق مسکونی یا حاشیه شهر قرار دارند، اهمیت بیشتری دارد. وجود مواد غذایی در این مناطق میتواند سگها را در همان محدوده نگه دارد و به شکلگیری گلههای بزرگ منجر شود.
در چنین شرایطی، جمعآوری چند قلاده سگ از یک منطقه و رها کردن یا انتقال آنها بدون حل مشکل پسماند، تنها بخشی از مسئله را جابهجا میکند. اگر عامل جذب حیوان همچنان وجود داشته باشد، امکان بازگشت یا جایگزینی جمعیت سگها وجود خواهد داشت.
غذا دادن در خیابان؛ اقدامی که پیامد دارد
غذا دادن به سگهای بیصاحب با هدف کمک به حیوان، در نگاه نخست اقدامی حمایتی به نظر میرسد، اما وقتی این کار در فضای عمومی و بدون نظارت انجام شود، میتواند تجمع سگها را در یک نقطه افزایش دهد.
مسئولان بهداشتی نیز در مواردی نسبت به نزدیک شدن و غذا دادن به سگهای ولگرد هشدار دادهاند. مرکز بهداشت دزفول در سال ۱۴۰۴ همزمان با اعلام آمار حیوانگزیدگی، از شهروندان خواسته بود از نزدیک شدن به سگهای بدون صاحب و غذا دادن به آنها خودداری کنند. در همان گزارش، از ۷۰۰ مورد حیوانگزیدگی ثبتشده از ابتدای سال، حدود ۷۵ درصد مربوط به سگها اعلام شده بود.
اگر شهروندی قصد حمایت از حیوانات را دارد، این حمایت باید در قالب روشهای مسئولانه و تحت نظارت انجام شود. ایجاد محلهای غذا در کنار مدارس، پارکها، کوچههای مسکونی یا مسیرهای پرتردد، راهی برای حل مشکل نیست و میتواند تماس حیوان و انسان را بیشتر کند.
فقط گزش نیست
نگرانی درباره سگهای بیصاحب به هاری محدود نمیشود. سگها میتوانند ناقل برخی بیماریها و انگلهای مشترک میان انسان و حیوان باشند. تجمع تعداد زیادی حیوان در محیط شهری همچنین میتواند آلودگی ناشی از فضولات را افزایش دهد.
پارک و فضای سبز، محل بازی کودکان و رفتوآمد خانوادههاست. باقی ماندن فضولات حیوانات در این فضاها میتواند به آلودگی محیط منجر شود. تماس کودکان با خاک و سطوح آلوده نیز اهمیت موضوع را بیشتر میکند.
سازمان جهانی بهداشت در بررسیهای خود درباره مدیریت سگهای بیصاحب، علاوهبر هاری، به بیماریهای مشترک دیگری نیز اشاره کرده است و مدیریت جمعیت سگها را بخشی از برنامه سلامت عمومی میداند.
در کنار بیماریها، تصادفات نیز یکی دیگر از پیامدهای حضور سگها در معابر است. دویدن ناگهانی سگها به سمت خیابان یا عبور گلهای آنها میتواند برای خودروها و موتورسیکلتها خطر ایجاد کند. این خطر در جادههای حاشیه شهرها و مناطقی که تعداد سگها بیشتر است، جدیتر میشود.
هزینهای که بر دوش مردم میماند
هربار گزش سگ، هزینهای را به فرد و نظام سلامت تحمیل میکند. فرد آسیبدیده باید به مرکز درمانی مراجعه کند و در صورت تشخیص خطر، دوره واکسیناسیون و اقدامات پیشگیرانه را طی کند. در موارد شدید نیز ممکن است جراحت نیازمند درمانهای بیشتری باشد.
این هزینهها در مقیاس ملی قابل توجه است. وقتی تعداد حیوانگزیدگی در کشور به صدها هزار مورد در سال میرسد، حتی هزینههای پیشگیری هر مورد نیز در مجموع رقم قابل توجهی خواهد شد.
از سوی دیگر، شهرداریها برای زندهگیری، انتقال، نگهداری، واکسیناسیون، عقیمسازی و سایر اقدامات مربوط به سگهای بیصاحب هزینه میکنند. اگر برنامه کنترل جمعیت ناقص باشد، این هزینهها هر سال تکرار خواهد شد.
رئیس سازمان دامپزشکی کشور نیز در سال ۱۴۰۴ اعلام کرده بود که آمار دقیقی از جمعیت سگهای صاحبدار و بیصاحب در کشور وجود ندارد. نبود آمار دقیق، یکی از موانع برنامهریزی برای کنترل جمعیت و پیشگیری از بیماریهای مشترک است.
مسئولیت دستگاههای متولی
وزارت بهداشت، سازمان دامپزشکی و شهرداریها هرکدام بخشی از مسئولیت این حوزه را بر عهده دارند. وزارت بهداشت بیشتر با پیامدهای بهداشتی و درمان افراد حیوانگزیده سروکار دارد، سازمان دامپزشکی در زمینه بیماریهای مشترک و واکسیناسیون حیوانات نقش دارد و شهرداریها نیز مسئولیتهایی در زمینه مدیریت و ساماندهی جمعآوری سگهای بیصاحب دارند. اما نتیجه نهائی باید در سطح شهر دیده شود. شهروند نباید درگیر این باشد که کدام دستگاه مسئول یک گله سگ در محله اوست. اگر تعداد سگها افزایش یافته، دستگاههای مربوط باید پیش از وقوع حادثه وارد عمل شوند. یکی از مشکلات موجود، اقدامات مقطعی است. ممکن است در یک مقطع زمانی چندین سگ از یک منطقه جمعآوری شوند، اما چند ماه بعد دوباره همان منطقه با افزایش جمعیت سگها روبهرو شود. تا زمانی که منابع غذایی، رهاسازی حیوانات خانگی و تولیدمثل کنترل نشود، مشکل دوباره بازمیگردد.
جمعآوری علمی، نه رهاسازی مشکل
کنترل سگهای بیصاحب به معنای استفاده از روشهای خشن و غیرعلمی نیست. سازمان جهانی بهداشت بر واکسیناسیون، مدیریت جمعیت و اقدامات پیشگیرانه تأکید دارد و کشتار گسترده سگها را راهکار مؤثری برای کنترل هاری نمیداند.
در عین حال، مخالفت با روشهای خشن نباید به معنای رها کردن سگها در خیابان باشد. زندهگیری اصولی، شناسایی حیوانات بیمار یا خطرناک، واکسیناسیون، عقیمسازی هدفمند، ساماندهی مراکز نگهداری، جلوگیری از رهاسازی سگهای صاحبدار و مدیریت پسماند مجموعه اقداماتی است که باید در کنار یکدیگر اجرا
شوند.
رها کردن حیوانات خانگی نیز باید جدی گرفته شود. فردی که یک سگ را به عنوان حیوان خانگی نگهداری میکند، نمیتواند پس از مدتی آن را در حاشیه شهر رها کند. چنین حیوانی ممکن است به جمعیت سگهای بیصاحب اضافه شود و در ادامه برای مردم و خود حیوان مشکلاتی ایجاد کند.
خیابان جای زندگی سگهای بیصاحب نیست
گسترش سگهای ولگرد در شهرها را نمیتوان به یک تصویر عادی از زندگی شهری تبدیل کرد. صدها هزار مورد حیوانگزیدگی در کشور، خطر هاری، آسیب کودکان، تجمع گلهای سگها، آلودگی محیط و هزینههای درمان و ساماندهی، نشانههایی هستند که ضرورت برخورد جدی با این پدیده را روشن میکنند.
راهحل نیز روشن است؛ دستگاههای مسئول باید جمعیت سگهای بیصاحب را شناسایی کنند، نقاط تجمع آنها را مشخص کنند، منابع غذایی و پسماند را مدیریت کنند، از رهاسازی حیوانات خانگی جلوگیری شود و برنامه واکسیناسیون، عقیمسازی و زندهگیری اصولی به صورت مستمر اجرا شود.
شهروندان نیز نباید مجبور شوند خود را با حضور گلههای سگ در خیابان و پارک وفق دهند. کودک باید بتواند مسیر مدرسه را طی کند، خانواده باید بتواند از پارک استفاده کند و شهروند باید بتواند شبانه از محله خود عبور کند، بدون اینکه نگران تعقیب یا حمله سگها باشد.
حمایت از حیوانات نیز باید در چارچوبی انجام شود که سلامت و امنیت مردم را نادیده نگیرد. غذا دادن در خیابان، ایجاد محلهای تجمع حیوانات در کنار خانهها و پارکها و رها کردن سگهای صاحبدار، راهکار حمایت از حیوانات نیست؛ همانطور که برخوردهای خشن و غیرعلمی نیز راهحل پایدار نخواهد بود.
آنچه مورد نیاز است، مدیریت جدی و مستمر است؛ مدیریتی که اجازه ندهد سگهای بیصاحب از حاشیه شهرها به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل شوند و هزینه بیتوجهی به این موضوع، در نهایت با سلامت، آرامش و جان شهروندان پرداخت شود.