ابراز علاقه رئیسجمهور اندونزی به پیشبرد روابط با اسرائیل
اندونزی کشور بزرگی است. چهارمین کشور در دنیا از نظر جمعیت که امروزه (۲۰۰۱) ۲۲۷ میلیون نفر در آن زندگی میکنند. اندونزی بزرگترین کشور مسلمان است و در اهمیت روابط با آن برای اسرائیل شکی نیست. این کشور از یک دوره طولانی رژیم دیکتاتوری خارج شده که از زمان تأسیس آن، بعد از اینکه از استعمار هلند خارج شده، ادامه داشته است. «احمد سوکارنو»(1) حاکم مستبدی بود که بر این کشور حکومت میکرد تا اینکه در سال ۱۹۶۵، رژیم او توسط «ژنرال سوهارتو» سقوط کرد(2) و این امر تا سال ۱۹۹۸ یک رژیم نظامی را بر کشور تحمیل کرد. تبدیل این رژیم به یک رژیم دموکراتیک برای اندونزی همراه با هرجومرج و آشفتگیهای زیادی بود؛ رئیسجمهور وحید عملاً اولین حاکمی بود که با انتخابات کاملاً دموکراتیک انتخاب شد. خلع او در جولای سال ۲۰۰۱ و روی کار آوردن رئیسجمهور جدید، «مگاواتی سوکارنوپوتری»، دختر سوکارنو - اولین رئیسجمهور اندونزی پس از استقلال - نمونه حاکمیت پارلمان دموکراتیک در حیات سیاسی این کشور بزرگ است.
در جلسه ملاقات، رئیسجمهور به من گفت که به پیشبرد روابط با اسرائیل علاقهمند شده است، از این جهت که میخواهد اسرائیل برای توسعه کشاورزی در کشورش و افزایش سرمایهگذاری در تکنولوژی به او کمک کند و بهطور کلی میخواست که روابط تجاری بین دو کشور، از جمله در موضوعات امنیتی، گسترش پیدا کند و به این ترتیب، در ادامه بازدید از اندونزی، یک گروه از افسران عالیرتبه سیستم امنیتی اندونزی بهعنوان مهمانان ما به اسرائیل آمدند. این هیئت در سیستم امنیتی اسرائیل مورد استقبال قرار گرفت و برایشان بازدیدی از تأسیسات نظامی ارتش ترتیب داده شد. رئیسجمهور وحید برای آنکه روابط اندونزی با اسرائیل به پلی برای تقویت روابط با ایالات متحده و افزایش تفاهم با واشنگتن تبدیل شود، رویکرد استراتژیک خود را پنهان نمیکرد.
به رئیسجمهور گفتم که من بهعنوان یک بازرگان اسرائیلی آمادهام تمام توانم را به کار گیرم تا به تحقق روند تقویت روابط بین دو کشور کمک کنم و البته که من وقتی از این جلسه بیرون آمدم، راضی و مصمم برای انجام این کار بودم.
در ملاقات با رئیسجمهور وحید، «شاهزاده ولید کُردی» - دایی عبدالله دوم، پادشاه اردن -
نیز شرکت داشت. او در تدارک این ملاقات به من کمک کرد. بعد از آن، با ولید کُردی جلسهای داشتم و توافق کردیم اقداماتی برای اجرای طرح گردشگری انجام دهیم. ولید چند آژانس مسافرتی در اردن داشت و من نیز چند آژانس مسافرتی به اسم «زیارت» در اسرائیل داشتم. با هم به نزد رئیس شرکت هواپیمایی ملی اندونزی، «گارودا»، رفته و با او در مورد افتتاح یک خط هوایی بین جاکارتا و امان صحبت کردیم. اردن قرار بود مسیر گذر بین اندونزی و اسرائیل باشد. دستیاران من با افراد ولید جلسه گذاشتند و مسیرهای گردشگری را برای اندونزیاییها در اسرائیل و برای اسرائیلیها در اندونزی آماده کردند. انتظار میرفت که هزاران زائر و گردشگر به هر دو طرف بیایند.
در این راستا، روابط تجاری بین دو کشور را توسعه دادیم، از جمله: خرید کاغذ روزنامه از اندونزی، تهیه زغالسنگ و ورود شرکتهای فناوری پیشرفته اسرائیلی به بازار اندونزی. آینده این روابط روشن به نظر میآمد، اما وضعیت دشواری که انتفاضه الاقصی در خاورمیانه و روابط بین اسرائیل با کشورهای عربی و جهان اسلام ایجاد کرد،(3) رابطه بین اسرائیل با اندونزی را متوقف کرد. پروژه گردشگری منتفی شد و گردشگران مجبور شدند مقصدهای دیگری را انتخاب کنند. ارتباط بین دو کشور ضربه سختی خورد، اما نه طوری که احیا نشود. در میان تنشهای بین اسرائیل و فلسطینیها، دیدار مدیرکل وزارت صنعت و بازرگانی، «دکتر روبن هورش»، از اندونزی در ژانویه ۲۰۰۱ هماهنگ شد. دو ماه قبل از این، شرکت بیمه «آشور» از گروه «هخشرت هایاشو» توافقنامهای با شرکت بیمه ملی اندونزی «یاسیندو» امضا کرده بود که طبق آن، این دو شرکت بهطور مشترک تجارت بین دو کشور را تضمین میکردند. از طریق این کانال، بازدید مدیرکل تنظیم شد و حتی نزد رئیسجمهور وحید هم پذیرفته شد.
هدف از این بازدید، برداشتن محدودیتها در روابط تجاری بین این دو کشور بود که اندونزیاییها با مرحله اول آن موافقت کردند. علیرغم سختیها، این گشایش مهم نتایجی در طول زمان به بار آورد. هنگامی که خشونت در منطقه ما جای خود را به ازسرگیری گفتوگوها بدهد، سیستم ارتباطی قوی که قبلاً ایجاد شده بود، دوباره باز خواهد گشت و نشانههایش را در روابط بین دو کشور خواهد گذاشت و ما تا آن زمان همین حد محدود از روابط شخصی و تجاری ادامهدار با عوامل حکومتی، از جمله رئیسجمهور جدید و عوامل شخصی در زمینه اقتصادی را حفظ خواهیم کرد. پیمانی که در طول سالیان طولانی بین اندونزی و اسرائیل ایجاد شد و اکتبر ۱۹۹۳ در جریان ملاقات تاریخی نخستوزیر، اسحاق رابین، با رئیسجمهور اندونزی اعلام شد، پابرجاست و من خوشحالم که توانستم سهم خود را برای کمک به تقویت و تعالی آن ایفا کنم.
پانوشتها:
1. م: تفکرات احمد سوکارنو ریشه در جهانبینی ضداستعماری او داشت. او و جمال عبدالناصر اسرائیل را نهتنها دشمن کشورهای عربی، بلکه بازمانده استعمار غرب میدانستند که میبایست در برابر آن ایستاد. اساس سیاست خارجی سوکارنو بر مبارزه با استعمار بنا شده بود. او به وجود آمدن اسرائیل در خاورمیانه را نتیجه عینی استعمار اروپا میدانست که با اشغال سرزمین فلسطین تحقق یافته بود. سوکارنو و عبدالناصر هر دو از بنیانگذاران جنبش عدم تعهد در سال ۱۹۶۱ بودند. اقدامات سوکارنو در مقابله با رژیم صهیونیستی فراتر از حوزههای سیاسی بود. برای مثال، میتوان به کنارهگیری تیم ملی فوتبال اندونزی از مسابقات انتخابی جام جهانی ۱۹۵۸ به دلیل عدم حضور در سرزمینهای اشغالی اشاره کرد. در سال ۱۹۶۲ نیز دولت سوکارنو به ورزشکاران صهیونیست برای شرکت در بازیهای آسیایی ویزا نداد. کمیته بینالمللی المپیک بهخاطر این اقدام، اندونزی را از المپیک ۱۹۶۴ محروم کرد.
2. م: برخلاف روایت نیمرودی، «احمد سوکارنو» در مقایسه با «ژنرال سوهارتو» بیشتر بهعنوان پدر استقلال و پیشرفت اندونزی شناخته میشود. سوهارتو در سال ۱۹۶۵ با یک کودتا، به کمک دولت آمریکا و سازمان سیا، سر کار آمد. او بلافاصله دستور پاکسازی و قتلعام صادر کرد. طی حدود دو سال، بیش از ۱۰۰ هزار نفر در اندونزی قتلعام و دهها هزار نفر دستگیر و روانه زندان شدند.
3. انتفاضه الاقصی به دلیل یورش آریل شارون، از رهبران صهیونیست، و طرفدارانش به همراه هزاران نیروی پلیس به محوطه مسجدالاقصی در ۲۸ سپتامبر ۲۰۰۰ رخ داد. خشم فلسطینیان از این اهانت به قبله نخست مسلمین، به اعتراضهای گسترده منجر شد که تنها طی اعتراضات نمازگزاران در روز بعد، ۵ فلسطینی به شهادت رسیدند و غزه و کرانه باختری شاهد تظاهرات گسترده ضدصهیونیستی بود. با این حال، ریشههای این مسئله فراتر از یورش به مسجدالاقصی بود. شکست مذاکرات کمپ دیوید برای بازگشت آوارگان فلسطینی به خانه، گسترش شهرکسازیهای صهیونیستها در کرانه باختری و الهامبخش بودن شکست صهیونیستها در جنوب لبنان و ترک این کشور در سال ۲۰۰۰، جملگی از انگیزههای اصلی فلسطینیان برای خیزش علیه تجاوز صهیونیستها بود. طی انتفاضه الاقصی، دستکم ۴ هزار و ۵۰۰ غیرنظامی فلسطینی به دست صهیونیستها به شهادت رسیدند. رژیم صهیونیستی نیز پس از آن اقدام به ایجاد دیوار حائل در کرانه باختری کرد. توحش صهیونیستها باعث شد توجه جهان اسلام بیش از پیش به مسئله فلسطین معطوف شود. شروع انتفاضه الاقصی همزمان با پایان رؤیای رسیدن به آرمان فلسطین از طریق مذاکره با صهیونیستها بود.