کد خبر: ۳۴۰۸۳۹
تاریخ انتشار : ۰۵ آبان ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۶

بیچاره بن سلمان! (یادداشت روز)

از ۲۶ تیرماه سال جاری و پس از بمباران فرودگاه صنعا از سوی رژیم سعودی، روزی نیست که یمن زیرساخت‌های انرژی عربستان و فرودگاه‌های این کشور را زیر ضرب موشک‌ها و پهپادهای دقیق و قدرتمند خود نبرد. یمن هدف نهایی خود از این جنگ را روی «شکستن محاصره» یازده‌ونیم‌ساله خود گذاشته و گفته‌ تا تحقق این هدف، ضمن موشک‌باران زیرساخت‌های نفتی عربستان، این کشور را از آسمان و دریا در محاصره نگه می‌دارند. در این بین، بزرگ‌ترین دارایی عربستان یعنی نفت، تبدیل به بزرگ‌ترین نقطه ضعف این کشور شده است. مشکل اصلی کشورهایی مثل عربستان این است که چون نفت و دلارهای بادآورده دارند، همه چیزشان اجاره‌ای و خریدنی و متکی به پول شده است حتی حکومت، ارتش و اراده‌شان! و چنین کشورهایی در موقعیت‌های حساسی چون جنگ، توخالی بودنشان بیش از پیش نمایان می‌شود. به قول «مکس هستینگز» ستون‌نویس بلومبرگ «نیروهای مسلح عربستان که مبالغ سرسام‌آوری برای آن‌ها هزینه شده است، قادر به مهار حوثی‌ها [هم] نیستند... واقعیت امروز این است که نیروهای مسلح عربستان، هنگامی که از آن‌ها انتظار می‌رود وارد جنگ شوند، توخالی به نظر می‌رسند و به قول معروف همه تجهیزات را در اختیار دارند، اما نمی‌دانند چگونه از آن‌ها استفاده کنند.»
آرامکو -شرکت ملی نفت عربستان- ستون فقراتِ نه فقط اقتصاد که، ستون فقرات خود آل‌سعود است و بدون آن این کشور نفت‌خیز به‌راحتی فرو می‌پاشد. یمنی‌ها هم دقیقاً به همین ستون فقرات شلیک می‌کنند. طبق گزارش‌هایی که منتشر شده است پالایشگاه‌های بزرگ جازان و ینبع عربستان با شلیک موشک‌ها و پهپادهای یمن از مدار خارج شده‌اند و سایر پالایشگاه‌ها و مراکز نفتی این کشور نیز یک خط در میان فعالند و همان اندک نفت و گاز تولیدی این کشور نیز به دلیل محاصره دریایی و هوایی و انفجار خط لوله انتقال تقریباً امکان خروج ندارد. به این شرایط این موارد را هم اضافه کنید: لغو نشست سران شورای همکاری 
خلیج فارس و اتحادیه اروپا که قرار بود در ریاض برگزار شود. لغو ابتکار سرمایه‌گذاری آینده (FII) که با نام «داووس صحرا» نیز شناخته می‌شود. لغو مجمع جهانی مسک. لغو نمایشگاه تخصصی امنیت و ایمنی اینترسک. لغو جشنواره فیلم دریای سرخ. لغو بسیاری از رقابت‌های ورزشی از جمله مسابقات بین‌المللی گلف عربستان، مسابقات جهانی ورزش‌های شهری دوچرخه‌سواری و مسابقات جهانی ورزش‌های الکترونیکی و...
یمن در واقع سیاست «طرد اقتصادی»! و «انزوا»ی آل‌سعود را کلید زده است و رژیم سعودی نیز شرایط سخت و بی‌سابقه‌ای را تحمل می‌کند. اما چرا بن‌سلمان با وجود این شرایط ادامه می‌دهد؟! چرا وارد مذاکره با یمنی‌ها نمی‌شود؟ چرا او حاضر شده از این پناهگاه به آن پناهگاه در تردد باشد (وال‌استریت ژورنال ۲۰ مهر) اما، به خواسته «لغو محاصره یمن» و «آتش‌بس» تن ندهد؟! آیا پای غرور یا لجبازی در میان است؟ آیا پذیرش شروط یمن برای او سخت است و آن را کسر شأن خود می‌داند؟
بخشی از پاسخ این سؤال‌های مهم مربوط است به «وابستگی حاکمان کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس». تقریباً هیچ یک از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس دموکراسی را نمی‌شناسند و همواره از طریق کودتای شاهزادگان و حمایت یک قدرت خارجی به قدرت رسیده‌اند. ماجرای چگونگی به قدرت رسیدن بن‌سلمان و کودتای او علیه پسرعمویش «بن نایف» در سال ۲۰۱۷ به کمک ترامپ را می‌توانید در گزارش مجله نیویورکر بخوانید. بنابراین چنین رهبرانی اختیاری از خود ندارند و بدون اجازه، نمی‌توانند وارد مذاکرات واقعی شوند. رهبران این کشورها چون از ناحیه مردم به قدرت نمی‌رسند، مجبورند «مشروعیت سیاسی» را هم بخرند! چرا که -به قول «فرید زکریا»- دموکراسی در این کشورها فرصت نیست، یک تهدید است. او در کتاب «آینده آزادی» 
The Future of Freedom که در سال ۲۰۰۳ منتشر شد از اعمال دموکراسی در کشورهایی مثل عربستان ابراز نگرانی می‌کند: «در جهان عرب، اگر انتخابات فوراً برگزار شود، ممکن است نیروهای اسلام‌گرا پیروز شوند و در نتیجه دموکراسی به تهدیدی برای آزادی تبدیل شود.»(!) او در ادامه صراحتاً اعلام می‌کند دموکراسی در چنین کشورهایی وضعیت آن‌ها را بدتر می‌کند! به این مهم هم باید توجه کرد که، جنگ جاری بین عربستان و یمن را ۲۰۰ مستشار نظامی آمریکا و مراکز اطلاعاتی و نظامی اسرائیل مدیریت می‌کنند نه بن‌سلمان، و برای این دو -به‌ویژه برای رژیم صهیونیستی- جلوگیری از ویرانی عربستان اولویت ندارد. این جمله ترامپ هم که در سال ۲۰۱۶ ایراد شده، گویاتر از هر چیزی است. او در کارزار انتخاباتی خود بدون نام بردن از عربستان می‌گوید برخی کشورها «گاو شیرده» هستند، «هر زمان که بخواهیم از آن‌ها طلا و دلار می‌دوشیم، و وقتی شیر آن‌ها تمام شود، آن‌ها را ذبح می‌کنیم».
درگیر نگه داشتن یمن با عربستان برای «در حاشیه امن ماندن اسرائیل» می‌تواند بخش دیگری از پاسخ این سؤال باشد. آمریکا ثابت کرده، رژیم صهیونیستی «اولویت اول و آخر»ش است و تمام پایگاه‌های نظامی که در منطقه با هزینه‌های سرسام‌آور برپا کرده بود -و ایران بیشتر آن‌ها را نابود کرد- نیز، نه برای محافظت از این کشورهای وابسته عربی، که برای محافظت از رژیم صهیونیستی بودند. بنابراین، درگیر ماندن آل‌سعود با یمن می‌تواند یمن را از «شلیک به بنادر» و «زیرساخت‌های اسرائیل» در راستای حمایت از ایران، دور نگه دارد. این پاسخ نیز به نوعی نشان می‌دهد برای آمریکا، رژیم صهیونیستی اولویت دارد نه کشورهای عربی منطقه.
ممکن است گفته شود، در محاصره ماندن کشور نفت‌خیز و مهمی مثل عربستان که همیشه با افزایش تولید نفت، به داد کشورهای غربی ‌رسیده، به زیان غرب و از جمله آمریکاست و کمک جدی آمریکا به این رژیم در مقابل یمن می‌تواند در مهار بحران اقتصادی این روزهای غرب که حاصل بسته ماندن 
تنگه هرمز و باب‌المندب است، کمک‌کننده باشد. پاسخ این شبهه را نیز نویسنده بلومبرگ در مقاله اخیرش داده است. به گفته 
«مکس هستینگز»، یکی از افسرانی که با او گفت‌وگو کرده، تخمین زده است که بازسازی توان نیروی دریایی آمریکا ۱۰ سال طول می‌کشد و آمریکا نگران است چین در این مدت از تضعیف توان نظامی آمریکا بهره‌برداری کند. به عبارتی، آمریکا از ترس چین و به دلیل آسیب‌هایی که در جنگ ایران دیده، ریسک ورود به جنگ با یمن با هدف کمک به سعودی را به جان نمی‌خرد! «هستینگز» این را هم اضافه می‌کند که یمنی‌ها چنان توانمندی‌هایی در جنگ پیدا کرده‌اند که «ناظران خارجی شگفت‌زده شده‌اند». و این که «آن‌ها از آتش‌بس برقرارشده در سال ۲۰۲۲ برای بازسازی و تقویت تسلیحات خود و تسلط بیشتر بر فناوری موشکی و پهپادی 
بهره برده‌اند... حوثی‌ها اکنون بیش از هر زمان دیگری در به‌کارگیری تجهیزات پیشرفته و مدیریت روایت و تبلیغات برای مردم خود و افکار عمومی جهان اطمینان و مهارت دارند. شمار نیروهای آن‌ها به ده‌ها هزار نفر می‌رسد ...»
بنابراین می‌توان گفت بن‌سلمان در شرایطی قرار گرفته است که تنهاست؛ رهبران این کشور نه راه پس دارند و نه راه پیش. از یک طرف اختیاری برای مذاکره واقعی با یمنی‌ها و برداشتن محاصره این کشور ندارند، از طرف دیگر توان شکست این کشور را نیز در خود نمی‌بینند و ادامه این روند نیز یعنی تخریب بیش از پیش زیرساخت‌های نفتی عربستان که در صورت ادامه بیشتر، دیگر از دلارهای نفتی نیز کاری ساخته نخواهد بود و در چنین وضعی، کشورهایی مثل ترکیه و مصر و پاکستان نیز دیگر زحمت تشکیل ائتلاف‌های کذایی را به خود نخواهند داد!

جعفر بلوری

captcha