کد خبر: ۳۴۰۸۰۸
تاریخ انتشار : ۰۴ آبان ۱۴۰۵ - ۲۱:۱۸
چرا تنگه هرمز قابل ‌فروش نیست؟ -بخش پایانی

تحقیر غرب در گلوگاه تنگه هرمز!

حسن‌رضایی

این روزها جهان مشغول تماشای تحقیر آمریکا و غرب از سوی ایران است. بیان این گزاره بدیهی اما برای برخی اذهان غرب‌زده در داخل ایران - که همواره دوست دارند درباره قدرت فائقه غرب، داستان‌سرایی کنند - چندان خوشایند نیست. با کمال تأسف برای این افراد و جریانات اما این مسئله‌ای است که طی ماه‌های اخیر به‌کرات از سوی خود آمریکایی‌ها و غربی‌ها بیان شده 
است.
مثلاً خردادماه سال جاری، دنی سیترینوویچ، عضو غیرمقیم شورای آتلانتیک و کارشناس مسائل غرب آسیا، در همین زمینه به روزنامه آمریکایی نیویورکر گفته است: «باز کردن تنگه هرمز دستاورد نیست؛ زیرا بسته‌شدن آن محصول فرعی خود جنگی بود که به دست آمریکا و اسرائیل آغاز شد؛ بنابراین این جنگ شکستی راهبردی برای آمریکا بود.» همچنان که این تحلیلگر آمریکایی می‌گوید، مسئله بسیار ساده است و اکنون حتی باز کردن تنگه هرمز - که پیش از جنگ باز بود! - 
هم برای ترامپ و متحدان غربی‌اش تحقیرآمیز است، چه اینکه اکنون تنگه پس از گذشت نزدیک به ۸ ماه از آغاز جنگ، همچنان بسته است و در نتیجه آن، موج تورم در بازار انرژی باعث ایجاد اعتراضات گسترده در کشورهای اروپایی شده 
است.
روزنامه آمریکایی نیویورکر در ادامه، با بیان اینکه نمایان کردن قدرت ایران با بسته‌شدن تنگه اشتباهی شرم‌آور از سوی دولت ترامپ بوده است، این سؤال را مطرح می‌کند که آیا ایرانی‌ها از قبل از حمله متوجه نبودند که تا چه اندازه بر اقتصاد جهان کنترل دارند یا این را می‌دانستند و فقط منتظر بودند از آن استفاده کنند؟! پاسخ روشن است؛ ایران کاملاً متوجه بود که قدرت اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز را در برابر تحریم‌های خصمانه غرب دارد و مشخصاً مدیرمسئول محترم کیهان طی دهه‌های اخیر بارها پیشنهاد استفاده از این اهرم قدرت ملی را برای افسار زدن بر دهانه دنیای وحشی غرب مطرح کرده بود. امری که متأسفانه هر بار با انکار، حمله و حتی تمسخر غربگرایان ایرانی همراه بود. نکته جالب‌توجه اما آن است که آمریکایی‌ها هم در این زمینه مانند برخی سربازان سیاسی - رسانه‌ای خود در ایران فکر می‌کرده‌اند و گمان داشته‌اند که ایران توانایی مسدودکردن تنگه هرمز را نخواهد 
داشت!
 شباهت تحلیل ترامپ 
و برخی غربگرایان ایرانی!
اواخر فروردین‌ماه سال جاری، روزنامه آمریکایی وال‌استریت ژورنال در گزارش مفصلی به همین مسئله پرداخته است. وال‌استریت ژورنال به نقل از ۲ مقام ارشد دولت می‌نویسد که ترامپ فکر می‌کرد پیروزی بر ایران به او فرصت می‌دهد تا نظم جهانی را به شکلی که در دوره نخست ریاست‌جمهوری‌اش قادر نبود، تغییر شکل دهد! بااین‌حال، تنگه هرمز به طور خاص در جنگ جاری مایه استیصال آمریکا شده است. در ادامه این گزارش می‌خوانیم: پیش از آنکه واشنگتن وارد جنگ شود، ترامپ به تیمش گفته بود که دولت ایران احتمالاً پیش از بستن تنگه هرمز تسلیم خواهد شد و حتی اگر تهران (برای بستن تنگه) تلاش کند، ارتش آمریکا می‌تواند از پس آن برآید. به گفته یکی از منابع آگاه در کاخ سفید، برخی از مشاوران رئیس‌جمهور از توقف سریع رفت‌وآمد نفتکش‌ها پس از شروع جنگ، غافلگیر شدند!
به گزارش وال‌استریت ژورنال، ترامپ از آن زمان همچنان مبهوت سهولت بسته‌شدن تنگه هرمز است. ترامپ با ابراز ناراحتی از آسیب‌پذیری این آبراه کلیدی، به اطرافیانش گفته است که حتی یک نفر با پهپادش می‌تواند آن را ببندد. اظهارات عمومی وی بین درخواست حمایت از متحدان برای کمک به گشایش تنگه و اصرار بر بی‌نیازی آمریکا به کمک نظامی دیگران در نوسان بوده است. از طرف دیگر، دستیاران ارشد ترامپ مرتباً از وی خواسته‌اند که مصاحبه‌های برنامه‌ریزی‌نشده با رسانه‌ها را محدود کند؛ زیرا تنها نتیجه آن‌ها القای ارسال پیام‌های متناقض از جانب ترامپ است. مقام‌های کاخ سفید گفتند که گاهی اوقات، ترامپ با کارولین لیویت، سخنگوی (سابق) کاخ سفید، به شوخی می‌گفت که با یک خبرنگار گفت‌وگو کرده و حسابی خبرساز شده است، هرچند که سخنگویش باید صبر کند تا معلوم شود موضوع از چه قرار بوده است!
 مسیرهای جایگزین تنگه هرمز یک توهم‌اند
حالا اما فارغ از آنچه در تاریخ گذشته است، نگین تنگه هرمز در انگشتری ملت ایران است و ما باید قدر این اهرم قدرت ملی را هر روز بیش‌ازپیش بدانیم. خاصه آنکه خود غربی‌ها می‌دانند پیدا کردن راه جایگزین برای تنگه هرمز چندان معقول و میسر نیست و ما در بخش‌های پیشین گزارش بدین مسئله پرداختیم. اندیشکده آمریکایی «مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی (CSIS)» نیز اخیراً طی گزارشی در همین زمینه، با بررسی پیامدهای جنگ ۲۰۲۶ و آسیب‌پذیری زیرساخت‌های انرژی کشورهای خلیج‌فارس هشدار داده است که تلاش کشورهای منطقه برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز از طریق احداث خطوط لوله جدید، لزوماً تهدیدات امنیتی را برطرف نخواهد کرد. به اعتقاد نویسندگان این گزارش، توان موشکی و پهپادی ایران و فعالیت گروه‌های همسو با تهران می‌تواند حتی مسیرهای جایگزین صادرات نفت و گاز را در معرض حمله قرار دهد و امنیت انرژی منطقه و بازارهای جهانی را با چالش‌های تازه‌ای مواجه کند.
در گزارش این اندیشکده آمریکایی البته بدین نکته توجه نشده است که نفت منتقل‌شده از مسیر خطوط لوله جایگزین نیز نهایتاً همچنان ناچار است از تنگه راهبردی «باب‌المندب» و دریای سرخ عبور کند؛ منطقه‌ای که خود با چالش‌های امنیتی، تحولات یمن و حضور نیروهای مقاومت روبه‌روست؛ بنابراین دور زدن هرمز لزوماً به معنای خروج از مناطق پرخطر دریایی و خلاصی از پنجه قدرت ایران بزرگ نیست! از سوی دیگر، یکی از ابهامات ادعاهای جایگزینی خط لوله به‌جای تنگه هرمز، نادیده گرفتن بازار گاز طبیعی مایع‌شده (LNG) است. گاز را نمی‌توان از طریق خطوط لوله سنتیِ نفت به بازارهای دوردست منتقل کرد. صادرات LNG مستلزم وجود بنادر تخصصی عظیم، تأسیسات مایع‌سازی پیشرفته و ناوگان ویژه‌ای از کشتی‌های حمل گاز است؛ لذا هرگونه اخلال در تنگه هرمز می‌تواند تجارت گاز و به‌ویژه صادرات حیاتی قطر به بازارهای آسیا و اروپا را فلج کند و هیچ جایگزینی برای آن وجود ندارد.
 آمریکا و اروپا در عزای انسداد تنگه هرمز
علاوه بر این، پروژه‌های بین‌المللی مانند خط لوله پیشنهادی عراق و سوریه، علاوه بر نیاز به سرمایه‌گذاری هنگفت بالغ بر ۱۵ میلیارد دلار و سال‌ها زمان برای اجرا، با موانع جدی سیاسی، ضعف حاکمیت مرکزی در برخی مناطق، تهدیدهای امنیتی و هزینه‌های سرسام‌آور بیمه جنگی نفتکش‌ها مواجه هستند. به‌عنوان نمونه، ناامنی‌های مکرر زیرساخت‌های انرژی در سوریه، از جمله انفجار خطوط گاز و حملات به تأسیسات برق، نشان می‌دهد که مسیرهای زمینی تا چه اندازه در برابر بحران‌های امنیتی شکننده‌اند. بر این اساس، بررسی دقیق زیرساخت‌های انرژی، ظرفیت‌های لجستیکی و واقعیت‌های میدانی نشان می‌دهد که این فرضیه، بیش از آنکه بازتاب‌دهنده واقعیت‌های فنی باشد، یک توهم اقتصادی و ژئوپلیتیک است. نکته قابل‌توجه اینکه بسته‌ شدن تنگه هرمز، کشور آمریکا را به‌عنوان یک کشور دارای ذخایر نفتی و صادرکننده نفت هم دچار چالش‌های جدی در بخش انرژی و قیمت سوخت کرده است. وضعیت کشورهای اروپایی هم طبعاً از پیش مشخص است! دکتر محمودرضا امینی، کارشناس مسائل راهبردی، در همین زمینه می‌گوید: «برخی سیاست‌گذاران در واشینگتن با تکیه بر خودکفایی نسبی یا صادرات نفت آمریکا، مدعی مصونیت اقتصاد خود در برابر بحران هرمز بودند؛ اما واقعیت بازار انرژی این توهم را باطل می‌کند. نفت کالایی جهانی است و پالایشگاه‌های ساحل خلیج مکزیک در آمریکا ساختاری وابسته به ترکیب‌های مشخصی از نفت خام و فرآورده‌های وارداتی دارند. اثرات انسداد کامل تنگه بر آمریکا در دو حوزه عمده تخلیه می‌شود؛ اول شوک فوری در پمپ‌بنزین‌ها و بازگشت تورم مهارناپذیر و دوم، آشفتگی در وال‌استریت و تعلیق سیاست‌های پولی فدرال رزرو. جهش نفت به ارقام نجومی (فراتر از ۱۲۰ تا ۱۵۰ دلار در هر بشکه) در کمتر از ۷۲ ساعت به گرانی شدید بنزین و گازوئیل در آمریکا ترجمه می‌شود. در جامعه‌ای که خودرو نقشی بنیادین در زندگی روزمره و لجستیک دارد، این جهش مستقیماً شاخص‌های تورمی CPI و PCE را بالا می‌برد، قدرت خرید طبقه متوسط را فرسایش می‌دهد و فشار اجتماعی - سیاسی بی‌سابقه‌ای بر دولت حاکم در واشینگتن وارد می‌سازد.»
مجرای تنفس جهان در اختیار ملت بزرگ ایران است
وی می‌افزاید: «در بعد دوم، شوک تورمی انرژی، دست فدرال رزرو را برای کاهش نرخ بهره می‌بندد و حتی احتمال ازسرگیری سیاست‌های انقباضی را زنده می‌کند. با افزایش بازدهی اوراق‌قرضه خزانه‌داری آمریکا، هزینه‌های استقراض بنگاه‌ها و بهره مسکن جهش می‌کند. هم‌زمان، شاخص‌های اصلی سهام به‌ویژه در بخش‌های حمل‌ونقل، خدمات، صنایع مصرفی و فناوری وارد فاز ریزش شدید ناشی از فرار سرمایه‌ها به دارایی‌های امن می‌شوند؛ فرایندی که خطر رکود تورمی (Stagflation) را به واقعی‌ترین تهدید اقتصاد آمریکا بدل می‌کند. واشینگتن برای مهار این بحران چند اقدام متعارف را مانند تخلیه ذخایر راهبردی نفت، فشار بر تولیدکنندگان غیراوپک و اسکورت نظامی و ائتلاف دریایی در مسیر تنگه هرمز را کلید می‌زند، اما عمق شوک انسداد هرمز فراتر از ظرفیت این تدابیر است.»
تنگه هرمز صرفاً دالانی برای نفت خام نیست، بلکه گلوگاه تبادل حدود یک‌پنجم کل مصرف مایعات نفتی جهان، بیش از یک‌پنجم گاز طبیعی مایع‌شده (LNG) به‌ویژه از مبدأ قطر و بخش چشمگیری از گاز مایع (LPG) و محصولات پایه پتروشیمی است. با توقف کامل جریان تردد، زنجیره جهانی تولید مواد پلاستیکی، کودهای شیمیایی، سوخت هوایی و روان‌سازهای صنعتی دچار گسست آنی می‌شود. 
افزایش خیره‌کننده «حق بیمه خطر جنگ» (War Risk Premium) و انصراف غول‌های کشتیرانی کانتینری و نفتکش از پذیرش ریسک این پهنه، کرایه حمل بین‌المللی را در سراسر دنیا بالا می‌کشد. در نتیجه، اقتصاد جهانی نه‌تنها با قحطی فیزیکی سوخت در مبادی مصرف، بلکه با افزایش سرسام‌آور هزینه مبادله و اختلال در تحویل به‌موقع هزاران قلم کالای پایه صنعتی مواجه می‌شود. 
بر این اساس، به‌راستی می‌توان گفت که تنگه هرمز در حکم مجرای تنفس جهان است. اهمیت این مسئله خصوصاً برای کشورهای متخاصم غربی با ملت ایران، بیش ‌از پیش است. این دولت‌های جنایتکار یا همدست جنایتکاران باید بدانند که از این پس، تحریم ملت عزیز و بزرگ ایران بهای گزافی خواهد داشت و امروز یوم‌الحساب دنیای وحشی غرب فرارسیده است.

captcha