کد خبر: ۳۴۰۷۴۹
تاریخ انتشار : ۰۳ آبان ۱۴۰۵ - ۲۲:۰۲
نگاهی به فیلم «ناشناس»

دستاوردسازی سینمایی عربستان برای اصلاحات در حوزه زنان

فاطمه قاسم‌آبادی

بعد از قدرت گرفتن بن سلمان در عربستان و از میان برداشتن مخالفینش، تغییراتی در سبک زندگی اجتماعی و قوانین عربستان اتفاق افتاد که از آن به‌عنوان اصلاحات بن سلمان یاد می‌شود.
یکی از این تغییرات، زیادتر کردن به‌اصطلاح آزادی‌های زنان در جهت مثلاً غربی‌تر شدن بود. البته چنان‌که در ادامه توضیح می‌دهیم، تمام این تغییرات بدون زیرساخت‌های واقعی بود و بیشتر برای پز آزادی و نگاه جنسیت‌زده به زنان جلو رفت، نه بستری برای بالاتر رفتن سطح رفاه و تحصیلات زنان عربستان.
فیلم «ناشناس» ساخته «حیفا المنصور» محصول سال 2025 عربستان سعودی است. امروز که نگاه‌ها به‌خاطر ستون‌های دود آرامکو به‌سمت ریاض است، ناشناس سعی دارد روایتی جنایی از این شهر را به مخاطبینش نشان بدهد.
داستان دختر ناشناس
داستان فیلم ناشناس، در مورد زنی مطلقه به نام «نوال» است که به تازگی در پاسگاه پلیسی در شمال ریاض، به‌عنوان کسی که پرونده‌ها را اسکن می‌کند و از رویشان کپی می‌گیرد، مشغول به کار شده است.
خانواده نوال جزو قشر مرفه هستند و از اینکه دخترشان بعد از طلاقش تنها زندگی می‌کند و در پاسگاه پلیس کار می‌کند، ناراضی‌اند و انتظار دارند او هم مانند شوهر سابقش که نامزد کرده، فکری به حال زندگی خودش بکند و هر چه زودتر شوهر کند.
یک روز پرونده دختری که کشته شده و در بیابان رها شده، زیر دست نوال می‌آید. او که به‌خاطر علاقه به یک اینفلوئنسر آرایشی که پادکست جنایی هم تولید می‌کند، به پرونده‌های جنایی علاقه‌مند است، توجهش به این پرونده خاص جلب می‌شود.
سرانجام نوال رد دختر و خانواده‌اش را می‌زند و در حل این پرونده، به‌اصطلاح از کل ایستگاه پلیسی که در آن کار می‌کند، موفق‌تر عمل می‌کند. در نهایت وقتی نوال مثلاً ایستگاه پلیس را برای ثبت‌نام در دانشکده افسری رها می‌کند، رئیس پلیس خیلی اتفاقی می‌فهمد که نوال خود قاتل است و دختر را چون نامزد همسر سابقش بوده کشته و سعی کرده این قتل را ناموسی نشان بدهد و در این راه موفق شده همه را گول بزند!!!
کمک اینفلوئنسر آرایشی، جنایی
از ابتدای داستان مخاطبین می‌بینند که نوال به شدت تحت‌تأثیر یک اینفلوئنسر آرایشی است که پادکست‌های جنایی هم تهیه می‌کند تا دنبال کنندگانش را بالا ببرد!!!
نوال در ادامه قدم در راه اینفلوئنسر محبوبش می‌گذارد و پله پله آرایش صورتش و پرونده جنایی را با راهنمایی‌های او جلو می‌برد!
جالب است که رئیس نوال که پاسگاه را اداره می‌کند هم از طرفداران این زن اینفلوئنسر است و مدام با نوال در مورد پادکست‌های او صحبت می‌کند!
از دیگر عجایب فیلم ناشناس، این مسئله است که در همان پاسگاه، یک زن تحصیل کرده و محجبه هم کار می‌کند ولی کل پاسگاه و به‌ویژه این پرونده خاص، روی انگشت نوال می‌چرخد و او به‌عنوان یک زن بی‌سواد که تخصص خاصی جز اسکن کردن پرونده‌ها ندارد، به راحتی به صحنه جرم برده می‌شود و حتی جزئیات پرونده پزشکی قانونی را پیگیری می‌کند!!!
این عدم آگاهی یا جهالت سازنده نسبت به روند‌های اداری که در هر سیستمی وجود دارد و مخصوصاً در کشوری مانند عربستان که زنان تازه و به‌صورت محدود وارد بخش اداری شده‌اند، قابل توجه است.
گویی سازنده بدون هیچ اطلاع یا حتی تحقیقی، فقط از روی چند فیلم و سریال جنايی درجه دو غربی و تخیلات سطح پایین خودش، خواسته فیلم بسازد و نتیجه‌اش شده ناشناس. 
زنان بر باد و مردان بی‌مایه
در فیلم ناشناخته می‌بینیم که زنان صرفاً با جنسیت‌شان شناخته می‌شوند و تأکید نوال به‌عنوان شخصیت اول ماجرا روی آرایش سنگین چهره‌اش، کاملاً در روند همین ماجرا ادامه پیدا می‌کند.
جالب است که هیچ کدام از همکاران مرد نوال از اینکه او چطور مدارکی را پیدا کرده که در مورد پرونده است، حساس نمی‌شوند و به توضیح او مبنی بر اینکه نمی‌داند چه کسی فرستاده، رضایت می‌دهند و ضریب هوشی‌شان نمی‌کشد که به این قضیه شک کنند!
از طرف دیگر مخاطبین می‌بینند که سازنده به‌اصطلاح می‌خواهد پیشرفت‌های مملکتش را در کنار قوانین سنتی و مذهبی دست‌و‌پاگیر نشان بدهد ولی تنها چیزی که می‌بینند، تناقض‌های بزرگ اعصاب خردکن است.
برای مثال مخاطبین می‌بینند که نوال به‌عنوان یک زن در عربستان رانندگی می‌کند، قوانین و سنت‌های خانوادگی را زیر پا می‌گذارد و زنی پیشرو در رسیدن به آرمان‌های فمینیستی محسوب می‌شود ولی از نقاط ضعف بزرگ همان سیستم به نفع نیت شومش استفاده می‌کند.
مخاطبین در این فیلم می‌بینند که شبکه‌های اجتماعی غربی مانند نقل و نبات در گوشی پیر و جوان در عربستان پخش است ولی دختران عربستان حتی در دبیرستان هم هویت مستقل ندارند و به قول پلیس اثر انگشتشان جایی ثبت نیست تا اگر روزی کشته شدند، از روی آن شناسایی شوند!
واقعیت این است که سیستم اداری جنایی هیچ مملکتی را نمی‌شود از روی فیلم‌ها قضاوت کرد منتها با توجه به بر ملا شدن پیشرفت‌های پوشالی در چند سال اخیر عربستان، مخاطبین با دیدن همین یک فیلم هم می‌توانند متوجه شوند که صرفاً با پول پاشی نمی‌شود تخصص و پیشرفت و زیرساخت خرید و فَشَل بودن دستگاه اجرائی عربستان که امروز می‌بینیم چطور به‌دست یمن ارتشش به باد رفته، در واقع از یک بی‌مایگی عمیق نشات می‌گیرد که ظاهرش را به زور بزک کرده‌اند تا مدرن به نظر برسد.
سبک زندگی نه شرقی و نه غربی!
مخاطبین در فیلم ناشناس که اگر در طی داستان عنوان نشود، نمی‌توانند حدس بزنند که مکان داستان کشوری مسلمان است.
زنان در این فیلم یا پوشیه‌ای تزیینی زده‌اند و یا به‌شدت آرایش دارند و هیچ قید و‌بندی در مورد حجاب و پاکدامنی ندارند!
عجیب‌تر آنکه دختران نوجوان از عدم آزادی گلایه می‌کنند در حالی که بی‌حجاب در کافه‌ها می‌نشینند و قلیان دود می‌کنند و با جنس مخالف در ارتباط هستند!
سازنده در فیلم ناشناس خواسته هم از آزادی‌های جدید که رسماً به شکل بی‌بند و باری از آن‌ها یاد کرده قدردانی کند و هم مثلاً بگوید که هنوز تا تصویر رؤیایی زنان آزاد در عربستان مسیر طولانی باقی مانده است. 
در این بین هیچ جایی برای تصویر واقعی زن مسلمان با تمام نیازها و مشکلات واقعی‌اش که در کشوری مانند عربستان نادیده گرفته شده، وجود ندارد. شخصیت نوال مثلاً زنی امروزی و باهوش است ولی در عمل موجودی بی‌منطق، ناقص العقل و کینه‌ای و حقیر است که وقتی به‌خاطر مشکلات از همسرش جدا می‌شود، به جای پذیرش تمام شدن زندگی‌اش، به‌دنبال انتقام از همسر سابقش است و در مسیر این انتقام، به جای همسرش که قصد دارد دوباره ازدواج کند، از نامزد نوجوان او نسق می‌کشد!
روند بی‌منطق داستان تقریباً تا انتها مشخص نمی‌شود و در نهایت وقتی مخاطب می‌فهمد که نام نامزد دختر کشته شده همنام با همسر سابق نوال است و هر دو «محمد ابن عبدالله» نام دارند، یک‌مرتبه تمام گره‌های آبکی داستان همگی یک‌جا باز می‌شوند!
سازنده از این‌جا به بعد با سرعتی بسیار زیاد مثلاً از قاتل باهوش که همه را سر کار گذاشته پرده برداری می‌کند و نشان می‌دهد که نوال دارد از شهر می‌گریزد. پایان‌بندی یکی از مهم‌ترین قسمت‌های یک داستان است که رسماً به کل داستان معنی می‌دهد ولی در ناشناس این پایان‌بندی به قدری بی‌سر و ته است که بعد از تمام شدن داستان، مخاطبین پیش خودشان می‌گویند خب بعدش چه؟
این زن بدون هیچ تخصص یا سرمایه خاصی دقیقاً چطور می‌خواهد به این راه ادامه بدهد؟
معمولاً در فیلم‌های از این دست، شخصیت پنهانکار ماجرا، در انتهای داستان یا از هویت جدید خود در شهری دیگر پرده برداری می‌کند که در طول داستان به آن اشاراتی داشته و در مواقعی، برای محکم کاری حتی به‌سمت رفتن از آن کشور و شروع زندگی جدیدی در جای دیگر می‌رود ولی شخصیتی مانند نوال در پایان می‌خواهد چه کار کند؟ 
نه آن‌قدر سنتی است که به بادیه‌ها برود و ناشناس زندگی کند و نه این‌قدر مدرن که تخصصی داشته باشد و برود با هویت جدید در شهری دیگر شروعی دوباره داشته باشد. سازنده در انتها پاسخ تمام این سؤالات را تنها با دور شدن ماشین نوال در مسیر بیابانی می‌دهد!
یکی از مهم‌ترین قسمت‌های داستان‌های جنایی اینچنینی که قرار است در آن قاتل یا جنایتکار گیر نیفتد، قوی بودن نقشه فرار است. در فیلم ناشناس چنین قسمتی وجود ندارد و این مسئله نشان می‌دهد سازنده فیلم ناشناس، نه‌تنها نمی‌تواند فیلم خوب بسازد که حتی فیلم خوب هم تا به حال ندیده است تا با الهام گرفتن از آن، سر و شکل منطقی تری به فیلم خود بدهد.
فیلم ناشناس در سایت‌های مخصوص مخاطبین، نمرات بسیار پایینی را نصیب خود کرد و این مشخص می‌کند روایت زن قاتل پاسگاه پلیس ریاض، هیچ جذابیتی برای مخاطبین نداشته است.

captcha