مدیریت دونفره در کمپین کوتاهمدت
دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان
روز جمعه 15 جولای، ترامپ پنس را به عنوان معاون خود معرفی کرد.
در طول پنج سال بعد، منتظر شکستن شخصیت پنس بودم– کاری را انجام دهد که اکثر سیاستمداران در پشت صحنه انجام میدهند و از دیگران انتقاد میکنند، از موقعیتها شکایت میکنند، و درخواستهایی که از آنها برای انجام مسافرت به خاطر شرکت در رویدادها را به تعویق میاندازند – اما او هرگز این کار را نکرد. مدیریت دونفره مانافورت و لواندوفسکی در کمپین کوتاهمدت بود. هم در سبک و هم از نظر نقاط قوت، آنها مانند دو قطب یک باتری بودند. در حالی که لواندوفسکی سریع، درونگرا و دارای رفتارهای غریزی بود، مانافورت سنجیده، روشمند و تحلیلی بود.
فایدهای نداشت که آنها با شرارت در حال خرابکاری در کار یکدیگر بودند و هر کدام ادعا میکردند که دیگری اطلاعات را برای مطبوعات فاش میکند. در اواسط ژوئن، لواندوفسکی حذف شده بود. زمانی که مانافورت سکان هدایت را در دست گرفت، ترامپ از من خواست که امور مالی کمپین را مدیریت کنم. جف دی ویت(1)، خزانهدار ایالت آریزونا، شان دالمن(2)، و استیون منوچین(3)، رئیس جمعآوری کمکهای مالی ملی کمپین را برای کمک به مدیریت جریان نقدی و پیگیری هزینهها به کار گرفتم.
ما از مشاهده رفتار حریفان اصلی خود مانند اسکات واکر(4) و جب بوش(5) آموخته بودیم که با رشد کمپین، هزینهها میتواند بهصورت خارج از کنترلی زیاد شود.
ما میخواستیم از اشتباهات آنها جلوگیری کنیم.
***
پیش از برگزاری مجمع ملی جمهوریخواهان در ماه ژوئیه، مانافورت پیشنهاد داده بود سخنرانی ترامپ به عنوان فرد پذیرفتهشده باید مملو از شعارها و مضامینی باشد که در نظرسنجیها مورد ارزیابی قرار بگیرد. بعداً فهمیدیم که مانافورت تقریباً 300 هزار دلار هزینه کرده است تا یک نظرسنج به نام تونی فابریزیو(6) این پیام را بسازد.
برای پیشنویس این سخنرانی، مانافورت از استفن میلر(7)، دستیار ارشد سابق جف سشنز، که از ماهها قبل به عنوان سخنرانینویس اصلی و هماهنگکننده خطمشی کمپین منصوب شده بود، بهره گرفته بود.
وقتی ترامپ پیشنویس را بررسی کرد، از آن متنفر شد. برای سه ساعت، سخنرانی جدیدی را به استیون میلر دیکته کرد. ترامپ میخواست بر حملات وحشتناک اخیر به پلیس تمرکز کند. در 7 ژوئیه، یک مرد مسلح دیوانه پنج افسر پلیس دالاس(8) را به ضرب گلوله کشته بود.
چند روز بعد، در باتون روژ، لوئیزیانا(9)، یک قاتل دیگر به شش افسر پلیس حمله کرد و سه نفر از آنها را کشت و بقیه را به شدت مجروح کرد.
ترامپ از خباثت و بیعدالتی ابراز ناخشنودی کرد. او احساس میکرد که رئیسجمهور اوباما نوعی نفرت را نسبت به مجریان قانون برافروخته است و افسران پلیس را در همهجا در معرض خطر قرار داده است.
هنگامی که آنها پیشنویس سخنرانی را تمام کردند، ترامپ گفت: «من سخنرانی اینگونه را دوست دارم، چیزی را تغییر ندهید.»
یکشنبه 17 جولای، تنها چهار روز قبل از مهمترین سخنرانی ترامپ تا به آن زمان بود. استیون با وحشت کامل با من تماس گرفت: «خواندن متن سخنرانی خوب پیش نرفت.
او یک سخنرانی کاملاً جدید به من داد که باعث میشود نظرات جنجالی گذشتهاش در مقایسه، سست به نظر برسند.»
من برنامهریزی کرده بودم روز بعد با ایوانکا به کلیولند(10) بروم. ترامپ از ایوانکا خواسته بود او را معرفی کند و من میخواستم در آن لحظه بزرگ در کنار ایوانکا باشم تا بهتر خود را آماده کند. پس از آنکه در ابتدا پیشنویس سخنرانی با آبوتاب خود را از مانافورت دریافت کرد، آن را کنار گذاشت و اظهارات خود را نوشت. اما استیون میلر از من خواست در نیویورک بمانم و به او کمک کنم تا سخنرانی ترامپ را
نهائی کند.
با آگاهی از مخاطرات، از ایوانکا پرسیدم آیا برای او مشکلی ندارد؟ طبق معمول، او برای کاری که میخواست انجام دهد آماده بود و احساس میکرد برای من مهمتر است که آنجا بمانم.
من و استیون سخنرانی را که ترامپ دیکته کرده بود چاپ کردیم و متنی بیستودو صفحهای را روی یک میز بزرگ که مناسب اتاق کنفرانس بود در برج ترامپ
گذاشتیم.
ترامپ حافظه تصویری خوبی دارد، بنابراین میدانستیم اگر یک ویرگول در جای خود نباشد متوجه میشود.
اگر خیلی تلاش میکردیم حرفهایش را عوض کنیم، به سیم آخر میزد. بنابراین ما پاراگرافها را برای سیر منطقی یک سخنرانی سازماندهی مجدد کردیم و خطوطی را که فکر میکردیم باعث واکنش بیشازحد میشود اصلاح کردیم.
روز بعد، ما پیشنویس جدید را با نگرانی به ترامپ دادیم. وقتی آن را میخواند، مرتب مکث میکرد و میپرسید: «چرا این خط را تغییر دادی؟» یا «چرا این را جابهجا کردی؟»زمانی که دوساعتونیم ویرایش را پشت سر گذاشتیم، ترامپ هم خشمگین و هم راضی بود. «حالا، لطفاً این بار واقعاً به آن
دست نزنید.»
پینوشتها:
1. Jeff DeWit
2. Sean Dollman
3. Steven Mnuchin
4. Scott Walker
5. Jeb Bush
6. Tony Fabrizio
7. Stephen Miller,
8. Dallas
9. Baton Rouge, Louisiana
10. Cleveland