تکمیل دومینوی تولد نظم جدید با مدیریت تنگه هرمز
حسنرضایی
ما در روزهای معمولی و یکنواختی زندگی نمیکنیم. دیگر هیچچیز مانند گذشته نیست! استفان والت استاد روابط بینالملل دانشگاه هاروارد و نویسنده کتاب معروف «لابی اسرائیل» را میتوان از معدود تحلیلگران غربی دانست که تا حدودی این نظرگاه را پیش از خلق مجموعه تحولات کنونی، پیشبینی کرده بود. والت آذرماه سال ۱۴۰۲ و به فاصله کوتاهی از شکلگیری عملیات تاریخی
طوفان الاقصی، طی مقالهای در نشریه فارن افرز،
سعی کرد تا نشان دهد که این جنگ چه بر سر
برنامهریزی جامع ژئوپلیتیک آمریکا در اقصینقاط جهان علیالخصوص شرق و غرب آسیا آورده است. خلاصه حرف والت در آن مقاله این بود که هیچ نقطهای در جهان پس از ۷ اکتبر، دیگر مثل سابق نخواهد بود. این نظریهپرداز مطرح روابط بینالملل، پیش از آن و در مقطع شکلگیری جنگ اوکراین و روسیه نیز، آن را نشانهای از پایان جهان تکقطبی به رهبری آمریکا دانسته بود.
برای درک بهتر وضعیت فعلی، خوب است این دو واقعه تاریخی مهم که به فاصلهای کمتر از یک سال رخ دادهاند را در کنار هم بررسی کنیم. بدین منظور، مرور مصاحبه والت با نشریه فارین پالیسی در واپسین روزهای سال ۲۰۲۲ و نزدیک یک سال پیش از طوفان الاقصی، بسیار کمککننده است.
والت در بخشی از گفتوگوی خود با این نشریه آمریکایی میگوید: «جنگ اوکراین مانند چراغقوهای بوده که جنبه جدیدی از چشمانداز جهانی را روشن کرده است. ما دیگر در دنیای تکقطبی نیستیم. ایالات متحده دیگر تنها تعیینکننده بازی در شهر نیست و واکنش به جنگ اوکراین متناسب با چنین وضعیتی است. بااینحال، من میخواهم آن را بیشتر پیش ببرم و بگویم که ما را به سمت اتفاق دیگری میبرد که سال ۲۰۲۲ رخ داد. ۲ متحد نزدیک ایالات متحده در خاورمیانه - اسرائیل و عربستان سعودی - را در نظر بگیرید. هیچیک از آنها به ایالات متحده در اوکراین کمک نمیکنند. هر دو آنها رویکردی غیرمتعهدانه در قبال آن اتخاذ کردهاند و عربستان سعودی درخواست دولت بایدن مبنی بر افزایش تولید نفت را - بهعنوان راهی برای مقابله با تورم و همچنین کاهش درآمدهای روسیه - رد کرد.»
قطعات یک جورچین واحد: جنگ اوکراین طوفان الاقصی و حالا نبرد هرمز
والت میافزاید: «کشورهای دیگر همانطور که میبینید منافع خود را دنبال میکنند و انتخابهای خود را خواهند داشت. آنها لزوماً مجبور نیستند فقط در صف واشنگتن قرار گیرند، و این چیزی است که ما باید به آن عادت کنیم. ۲۰۲۲ شروع به افشای این داستان کرد. هند یکی از نمونههای اصلی داستان خواهد بود؛ کشوری که بهوضوح یک شریک مهم ما در اقیانوس هند و اقیانوس آرام است؛ اما به دلایل خاص خود در واکنش جهانی به تهاجم روسیه به اوکراین غایب است.» حالا اما میدانیم که وضعیت، مضحکتر هم شده است و درحالیکه ترامپ روزانه به سرزنش متحدین غربی و شرقی خود برای عدم مشارکت در جنگ علیه ایران میپردازد، خودش هم دیگر چندان تمایل ندارد تا به اوکراین کمک کند! درواقع، آمریکا برخلاف لافزنیهای معمول، گامبهگام در برخورد با دیوار سفت واقعیت، از ایدهآلهای خود عقبنشینی کرده و میکند تا تدریجاً جهان جدید متولد شود.
برایناساس، اگر مطابق دیدگاه والت، جنگ اوکراین را چراغقوهای برای روشنکردن چشمانداز دنیای جدید و نظم چندقطبی و طوفان الاقصی را شروعی برای مکافات ژئوپلیتیک آمریکا تلقی کنیم، جنگ رژیم تروریستی آمریکا و اسرائیل بر علیه ایران بزرگ را هم باید نقطه سقوط نظم غربی در اعماق تنگه هرمز دانست. این البته حرف ما نیست و فراوان در سخنان خود غربیها تکرار شده است. بهعنوانمثال، مردادماه سال جاری، نشریه آمریکایی فارن افرز طی گزارشی در همین زمینه هشدار داده است که «نظم بینالمللی تحت رهبری آمریکا دیگر صرفاً با بحران مواجه نیست، بلکه عملاً در حال فروپاشی است. مارک لئونارد نویسنده این گزارش تحلیلی، با اشاره به بحران انرژی و حملونقل دریایی پس از جنگ آمریکا بر علیه ایران، نتیجه میگیرد که جهان به دوران جدیدی وارد شده که در آن نه بازگشت به نظم قدیمی و نه شکلگیری سریع یک نظم جدید چندان محتمل نیست.»
حفظ اهرم تنگه هرمز یک وظیفه ملی است
در شرایطی که رسانهها و تحلیلگران غربی هم از فروپاشی نظم آمریکامحور با اهرم تنگه هرمز حرف میزنند؛ اما متأسفانه اینجا کسانی در ایران هستند که معتقدند تنگه هرمز چیز چندان مهمی هم نیست و باید آن را معامله کرد! در بخش پیشین گزارش به برخی دیدگاههای این جریان رسانهای و سیاسی اشاره کردیم. علیاکبر عباسی کارشناس مسائل سیاسی در همین زمینه به گزارشگر کیهان میگوید: «این یک روش قدیمی و شناختهشده است که دزدها برای سرقت یک شیء باارزش، ابتدا آن را در نظر صاحبش حقیر و ناچیز معرفی میکنند تا نهایتاً خودش آن شیء را دودستی تقدیم آنها کند. کسانی که گزاره بیارزش بودن اهرم تنگه هرمز را در داخل کشور فریاد میزنند، یا تحولات مربوط به این مسئله را در جبهه دشمن نمیبینند - که بعید است ندیده باشند - یا اینکه مأموریت دارند تا با کوچکنمایی اهرم تنگه هرمز، به دشمن کمک کنند. حاکمیت بر تنگه هرمز یک حق کاملاً ایرانی و ثابتشده است و میتواند کلید حل بسیاری از مشکلات اقتصادی کشور باشد و هر ایرانی باغیرتی باید برای دفاع از این اهرم امنیت و اقتصاد نسلهای کنونی و آینده ایران، تمام توان خود را به کار گیرد.»
خارجکردن اهرم تنگه هرمز از دست فرزندان ایران اما چرا اینقدر برای غربیها و سربازان رسانهای آنها در داخل کشور مهم است؟! دکتر منصور زراءنژاد، عضو هیئتعلمی دانشکده اقتصاد و علوم اجتماعی دانشگاه شهید چمران اهواز در همین زمینه میگوید: «جانمایی جغرافیایی تنگه هرمز آن را از دیگر آبراهها متمایز میکند. کانال سوئز را میتوان با دورزدن آفریقا از دماغه «امید نیک» عبور کرد؛ کانال پاناما را میتوان با گذر از دماغه «هورن» در جنوب آمریکای جنوبی دور زد، هرچند با هزینه زمانی و سوخت بسیار بیشتر. اما برای نفت و گاز خلیج فارس، هیچ جایگزین عملی برای تنگه هرمز وجود ندارد. تمامی خطوط لوله جایگزین موجود در منطقه، از جمله خط لوله شرق - غرب عربستان (با ظرفیت ۵ میلیون بشکه در روز) و خط لوله امارات به فجیره (۱.۸ میلیون بشکه در روز)، تنها میتوانند حدود ۶.۲ میلیون بشکه در روز را از این تنگه منحرف کنند. بقیه، یعنی حدود ۱۷ میلیون بشکه در روز، بهسادگی در بنبست جغرافیایی خلیجفارس گیر میافتند.» تجربه انسداد چندماهه تنگه هرمز از سوی ایران و ایجاد بحران انرژی و اقتصادی در کشورهای مختلف، بهخوبی درستی این مطالب را بر همگان ثابت کرده است.
اهمیت تنگه هرمز در نگاه رهبر حکیم انقلاب
بر این اساس، هر زمزمهای برای بیاهمیت جلوه دادن اهرم تنگه هرمز و خارجکردن آن از دستان پرتوان فرزندان رشید ایرانزمین را میتوان زمزمهای از زبان دشمن تلقی کرد. دشمنی که اگر بتواند دست ما را از اهرمهای قدرتمان خالی کند، هیچ تردیدی در نابودی ایران، نسلکشی ایرانیان و تجزیه کشور عزیزمان نخواهد کرد؛ لذا حفظ تنگه هرمز پیشدرآمد حفظ منافع ملی کشور و کلیت ایران عزیز خواهد بود. همچنان که رهبر رشید و حکیم انقلاب، در پیام خود به مناسبت روز ملی خلیجفارس میفرمایند: «ایران اسلامی با شُکر عملی نعمت اِعمال مدیریت بر تنگه هرمز، منطقه خلیجفارس را ایمن خواهد کرد و بساط سوءاستفادههای دشمن متخاصم را از این آبراه برخواهد چید. قواعد حقوقی و اِعمال مدیریت جدید تنگه هرمز، آسایش و پیشرفت را به نفع همه ملّتهای منطقه رقم خواهد زد و مواهب اقتصادی آن، دل ملّت را شاد خواهد کرد؛ بِاِذْنِ اللّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ.»
رهبر حکیم انقلاب در بخش دیگری از همین پیام، این اعمال مدیریت را طلیعه نظم جدید منطقه و جهان دانسته، میفرمایند: «به حول و قوّه الهی آینده درخشان منطقه خلیجفارس، آیندهای بدون آمریکا و در خدمت پیشرفت، آسایش و رفاه ملّتهایش خواهد بود. ما با همسایگانمان در پهنه آبی خلیجفارس و دریای عمان «همسرنوشت» هستیم و بیگانگانی که از هزاران کیلومتر دورتر، طمعکارانه در آن شرارت میکنند، جایی در آن ندارند مگر در قعرِ آبهایش و زنجیره این ظفر که به لطف پروردگار تبارکوتعالی در سایه تدابیر و سیاستهای مقاومت و راهبرد ایران قوی محقّق شده است، طلیعه نظم جدید منطقه و جهان خواهد بود.»
تحولات این روزهای دنیا و محوریت پیداکردن ایران و محور مقاومت در تعیین سیر تحولات، و تحریم دولتهای خبیث غربی توسط ملت بزرگ ایران اما یک پیشگوی بزرگ و حکیم دیگر هم داشته آن کسی جز رهبر حکیم و شهید انقلاب اسلامی نیست.
چند کلمه به احترام پیشگوی بزرگ این روزها
رهبری شهید و حکیم انقلاب طی دهههای اخیر بارها از تغییر نظم جهانی، قرارگرفتن بشریت بر سر پیچ تاریخی و تعابیری شبیه به این سخن گفته بودند. ایشان مثلاً سال ۱۳۹۰ در همین زمینه میفرمایند: «آنچه که من به شما جوانان عزیز و فرزندان خودم عرض میکنم، این است که بدانید امروز تاریخ جهان، تاریخ بشریت، بر سر یک پیچ بزرگ تاریخی است. دوران جدیدی در همه عالم دارد آغاز میشود. نشانه بزرگ و واضح این دوران عبارت است از توجه به خدای متعال و استمداد از قدرت لایزال الهی و تکیه به وحی. بشریت از مکاتب و ایدئولوژیهای مادی عبور کرده است... وضعیتی که امروز در دنیا هست، وضعیت تحول است. اوضاع جهان در حال تبدیل به یکشکل جدید و هندسه جدید است. اگر بخواهیم در گذشتههای نزدیک - مثلاً در حدود یکی دو قرن - نظیری برای این پیدا کنیم، تقریباً شبیه اوضاعِ بعد از جنگ بینالملل اول، البته در جهت عکس آن است؛ آن روز هم هندسه سیاسی و اقتصادی دنیا تغییر اساسی و بنیادی کرد.»
رهبر شهید انقلاب همچنین در آبانماه سال ۱۴۰۱ و در جریان دیدار با جمعی از دانشآموزان در همین زمینه گفته بودند: «علائم زیادی وجود دارد که نظم کنونی جهان دارد تغییر پیدا میکند و نظم جدیدی بر جهان حاکم خواهد شد. نمیشود دقیق گفت، نمیشود بهدقت گفت که نظمِ اینچنینی است؛ اما میشود یک خطوطی را ترسیم کرد. یک خطوط اساسیای هست که مطمئنّاً این خطوط اساسی در این نظم جدید هست. خطّ اساسی اوّل عبارت است از انزوای آمریکا؛ آمریکا در نظم جدید جهانی منزوی خواهد بود. خطّ اساسی دوّم؛ انتقال قدرت سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و حتّی علمی، از غرب به آسیا. نقطه سوّم، [یعنی] آن خطّ اساسی سوّم: فکر مقاومت و جبهه مقاومت در مقابل زورگویی گسترش خواهد یافت که مبتکرش جمهوری اسلامی است.»