نحوه ارتباط با خویشاوندانِ غیرهمسو
هادی خالصی
شبهه: اقوام ما مذهبی و انقلابی نیستند، تصمیم دارم با آنها قطع ارتباط کنم! به نظر شما این کار بد است؟
پاسخ: در جهانبینی اسلامی، «صله رحم» نه یک توصیه اخلاقیِ گزینشی، بلکه یکی از واجبات مؤکد الهی است که به هیچ وجه مشروط به همسویی فکری یا سیاسی با خویشان نشده است. دین مبین اسلام، پیوند خویشاوندی را نعمتی الهی و ریسمانی ممتد میداند که گسستن آن، ساحتِ رحمتِ پروردگار را از انسان دور میکند. از منظر قرآنی و روایی، تفاوت در بینشهای عقیدتی یا رویکردهای اجتماعی، مجوزی برای قطع رابطه نیست؛ بلکه آنچه در این میان حائز اهمیت است، مدیریتِ کیفیتِ این ارتباط برای حفظ سلامتِ نفسِ مؤمن و در عین حال، حفظِ حریمِ خانواده است. در این نوشتار، با استناد به مبانی اصیل دینی، نکاتی در مورد «ارتباط با خویشاوندانِ غیرهمسو» و بایسته های تعامل با آنان بیان می شود.
1. صله رحم دستور الهی:
صله رحم به معنایِ حفظ پیوند با خویشان، از دستورات خداوند و دین است. قرآن میفرماید: «إِنَّاللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِیتاءِ ذِیالْقُرْبى ؛ همانا خداوند به عدل و احسان و رسیدگی به خویشاوندان فرمان میدهد.» (1) این دستورخداست و به صراحت امر الهی به آن تعلق گرفته و این درجه بالای اهمیت این موضوع را می رساند.
2. پاداشِ نیکی در برابرِ بدی:
اگر منظورتان از مذهبی نبودن و انقلابی نبودن آنان این است که برخلافِ ارزشهای شما رفتار میکنند، وظیفه اولیه شما پاسخِ نیکوست. چون قرآن کریم این مدل رفتار را باعث اصلاح و جذب به دین و مذهب و انقلاب میداند. اگر شما خوشاخلاق و خوشبیان باشید و درست رفتار کنید در بسیاری موارد این افراد جذب میشوند.
قرآن میفرماید:«ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُالسَّیِّئَهَ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَداوَهٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ ؛ بدی را با نیکی دفع کن، آنگاه میبینی کسی که میان تو و او دشمنی است، گویی دوستی مهربان خواهد شد.» (2)
این رفتار حتی در مورد خویشانِ گریزان هم در روایات آمده است. امام صادق(ع) در تبیین کیفیت صله رحم میفرمایند: «صِلْ مَنْ قَطَعَکَ ؛ با کسی که با تو قطع رابطه کرده، ارتباط برقرار کن.» (3) این یعنی حتی اگر آنها مایل به ارتباط نیستند، شما نباید پیشقدم در قطع رابطه باشید. اینها برای جذب و اصلاح خویشاوندان توصیه شده است.
3. تذکرات عالمانه در عین احترام و وقار:
اگر خانواده و فامیل از سطح فرهنگی بالایی برخوردار هستند به این معنا که میتوان بدون توهین و تحقیر و محترمانه با آنها گفتوگو کرد و اهل توهین و تحقیر و داد و بیداد نیستند، حتماً توصیه به گفتوگوی عالمانه در مورد مسائل دینی و مذهبی و انقلابی وجود دارد. بسیاری از دشمنیها با دین و مذهب و انقلاب از سر جهل و ندانستن واقعیات است. بسیاری از این افراد از اطلاعات پایینی برخوردارند و یا تحتتأثیر تبلیغات و پروپاگاندای تبلیغاتی علیه اسلام و انقلاب و مذهب هستند. اگر کسی عالمانه و با دلیل و مدرک و مستند بتواند اشتباهاتشان را اصلاح کند موثر خواهد بود. بسیاری از خویشاوندان انسانهای لجوج و معاندی نیستند و تنها اطلاعات اشتباه دارند و اگر انسان مؤمن توانایی علمی و آگاهی لازم را داشته باشد، در موقعیتهای مختلف باید نقش راهبری و اصلاحگری داشته و محترمانه بتواند اشکالات فکری را گوشزد کند. این گفتوگوها شاید همان موقع اثر نداشته باشد ولی در درازمدت حتماً روی حرف فکر میکنند و اگر لجباز نباشند حتماً اثر خواهد داشت.
4. مرزبندیِ رفتاری بدونِ حذفِ فیزیکی:
مؤمن باید در برابر گناه بیتفاوت نباشد، اما این به معنای قهر نیست. در روایات بر «مدارا» تأکید شده؛ یعنی حضور در جمعِ خانواده، اما عدم همراهی با گناه یا عقاید باطل، با حفظِ ادب و متانت. اگر واقعاً نمیشود با خویشاوندان بحث کرد و چنین قابلیت علمی در خود فرد نیست یا آنها اهل گفتوگو با او نیستند، میتوان رابطه را حفظ کرد ولی موقعی که این حرفهای سیاسی را میزنند از جمع آنها جدا و به جای دیگری رفت تا موضوع عوض شود.
5. تمایزِ «ولایت» از «صله رحم»:
مفهومِ «تولّی و تبرّی» به معنایِ عدم دوستی با دشمنانِ خداست، اگر دشمنی آنها با دین و مذهب انقلاب به حدی زیاد است که هیچ تذکر و گفتوگویی با آنها فایده ندارد. اهل توهین و تحقیرند و بر رفتار نادرستشان اصرار دارند و نوعی دشمنی و عناد با دین و مذهب پیدا کردهاند، اینجا رفتوآمد زیاد با آنها توجیهی ندارد. میتوان با آنها رفتوآمد فیزیکی را کمکرد و از آنها دوری کرد و ارتباط فامیلی با ارتباط تلفنی هر از گاهی حفظ کرد. اینطوری نه قطع رحم شده و نه با افراد معاند زیاد رفتوآمد شده است. بنابراین میتوان گفت حکم صله رحم با خویشانی که معاند با مذهب و انقلابند، متفاوت است و در عین حالی که میتوان با آنها رفتوآمد فیزیکی را کم کرد، نباید باعث قطع رحم شود و ارتباطات از راههای دیگر مانند دیدار در مکانهای عمومی و احوالپرسی تلفنی و مجازی حفظ شود.
نتیجه گیری
برآیندِ آموزههای وحیانی و سیره معصومان(ع) نشان میدهد که پیوند خویشاوندی، حقیقتی اصیل و فراتر از اشتراکاتِ فکری و گرایشهای سیاسی است. استدلالهای ارائه شده گویای این حقیقت است که قطعِ ارتباط، نه تنها راهکاری برای حل چالشهای عقیدتی نیست، بلکه با مسدود کردنِ مجاریِ گفتوگو و تبیین، فرصتِ اثرگذاریِ مثبت و هدایتِ اطرافیان را نیز از میان میبرد.
اسلام به جای اتخاذِ رویکردِ حذفی و تقابلی در خصوص ارحام و خویشاوندان، الگوی «مدارای فعال» را پیشِ روی مؤمن قرار میدهد؛ الگویی که در آن، «صله رحم» بهمثابه یک اصلِ ثابت، در کنارِ «تذکرِ مشفقانه» و «مرزبندیهای اخلاقی»، همزمان دنبال میشود. در واقع، با بهرهگیری از ظرفیتِ گفتوگوهای عالمانه و در موارد خاص، با مدیریتِ فیزیکیِ تعاملات برای پرهیز از چالشهای فرساینده، میتوان ضمنِ حفظِ کرامتِ صله رحم و پایبندی به اصولِ دینی و انقلابی، از تحکیمِ دشمنیها پیشگیری کرد. این استراتژیِ هوشمندانه، نه تنها مانع از بروزِ گناهِ قطعِ رحم میشود، بلکه میتواند در بلندمدت، فضایِ فکریِ خویشاوندان را به سمتِ حقیقت سوق داده و تعاملاتِ خانوادگی را به بستری برای ترویجِ ارزشهایِ متعالی تبدیل کند.
پینوشتها:
1. نحل، آیه ۹۰ ؛ 2. فصلت، آیه ۳۴؛ 3. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، دار احیاء التراثالعربی، 1403، چاپ دوم، ج 68 ، ص 423