کد خبر: ۳۴۰۶۳۱
تاریخ انتشار : ۰۲ آبان ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۶
چرا تنگه هرمز قابل‌ فروش نیست-بخش نخست

آشکار شدن ارزش بی‌نظیر برگ برنده تنگه هرمز

حسن‌رضایی

جنگ تحمیلی دولت تروریستی آمریکا و رژیم غاصب اسرائیل بر علیه ملت عزیز ایران، حالا لایه‌ها و پیامدهای عمیق‌تر خود برای اقتصاد جهانی را نمایان می‌کند. چنان‌که هم‌زمان با گزافه‌گویی وزیر‌خارجه آمریکا بر علیه تاریخ پرشکوه ملت ایران در میانه اجلاسی در یونان، گزارش شبکه آمریکایی سی‌ان‌ان از خسارت ۲۵۶ میلیارد دلاری انسداد تنگه هرمز به سفره آمریکایی‌ها خبر داده است. مارک روبیو در سخنان خود، دامنه جنگ با ایران را از جمهوری اسلامی فراتر برده، آن را در تداوم جنگ‌های ایران با یونان و روم باستان تصویر می‌کند تا گویا هم مخاطب غربی خود را با این قانون‌شکنی و تجاوز آشکار همراه کند و هم برخی ایرانیان خوش‌خیال و فریب‌خورده را از خواب خرگوشیِ ایران‌دوستی آمریکایی‌ها بیدار کند! هم‌زمان، سخنان روبیو را می‌توان نوعی اظهار عجز در برابر ایران و تقلا برای جلب مشارکت بیشتر اروپایی‌ها در جریان جنگ آینده با ایران دانست. 
نگاهی به نتایج جنگ ۴۰ روزه بر اقتصاد آمریکا اما شاید تصویر بهتری از حال و وضع روبیو و دلیل گدایی کمک او از اروپایی‌ها را برای ما نمایان کند. شبکه خبری سی‌ان‌ان اخیراً طی گزارشی در همین زمینه، می‌نویسد: بر اساس برآورد «مارک زندی» اقتصاددان ارشد مؤسسه «مودیز آنالیتیکس»، جنگ منطقه‌ای ایران از زمان آغاز آن در نهم اسفند تاکنون حدود ۲۶۵ میلیارد دلار برای مصرف‌کنندگان آمریکایی هزینه داشته است. این رقم به معنای افزایش متوسط هزینه‌های هر خانوار آمریکایی به میزان حدود ۲ هزار دلار است؛ فشاری اقتصادی که در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره، به یکی از عوامل نارضایتی از سیاست‌های دولت دونالد ترامپ تبدیل شده است. افزایش شدید قیمت انرژی در پی انسداد تنگه هرمز توسط نیرو‌های مسلح ایران، بیشترین سهم را در این هزینه‌ها داشته است. سوخت خودروها، سوخت گرمایشی منازل و سوخت هواپیماها، در کنار افزایش هزینه حمل‌ونقل جاده‌ای و هوایی، فشار قابل‌توجهی بر بودجه خانوار‌ها وارد کرده‌اند. زندی برآورد می‌کند که در مجموع، نزدیک به هزار و ۱۰۰ دلار از هزینه اضافی هر خانوار به انرژی و افزایش قیمت کالا‌هایی مربوط می‌شود که با کامیون یا هواپیما جابه‌جا می‌شوند.
 آوار تنگه هرمز بر اقتصاد آمریکا و اروپا
عامل دوم، افزایش نرخ بهره از سوی بانک مرکزی آمریکا در اواسط شهریور با هدف مهار تورم است که هزینه دریافت وام را بالا برده است. بر اساس این برآورد، این افزایش نرخ بهره به طور متوسط ۵۴۰ دلار هزینه اضافی برای هر خانوار به همراه داشته است. هزینه مستقیم عملیات نظامی نیز سومین عامل فشار اقتصادی محسوب می‌شود. این بخش که از محل منابع عمومی و مالیات‌دهندگان تأمین می‌شود، به طور متوسط ۳۶۰ دلار برای هر خانوار هزینه داشته است. زندی تأکید می‌کند که هزینه‌های انباشته جنگ تقریباً نیمی از افزایش درآمد متوسط خانوار‌های آمریکایی طی هشت ماه گذشته را بلعیده است. وی معتقد است که با توجه‌ به این فشار اقتصادی، نارضایتی گسترده پیش‌آمده از جنگ چندان امر عجیبی نیست. در همین حال، نظرسنجی شبکه سی‌ان‌ان در شهریورماه نشان می‌دهد که تنها ۲۷ درصد از آمریکایی‌ها از سیاست اقتصادی دونالد ترامپ حمایت و فقط ۲۸ درصد وضعیت اقتصاد کشور را مطلوب ارزیابی می‌کنند. این آمار در شرایطی منتشر شده است که انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا نزدیک است و افزایش هزینه‌های زندگی می‌تواند به یکی از موضوعات مهم رقابت‌های سیاسی تبدیل شود.
 مسئله اما حالا تنها به آمریکا محدود نمی‌شود. مجموعه‌ای از پیامدها در سراسر جهان، اقتصاد جهانی را با تلاطم‌های مهمی روبرو کرده است و دولت‌های مختلف، همه این‌ها را از چشم آمریکا و جنگ نامشروع آن بر علیه ملت ایران می‌بینند! گسترش ناآرامی‌ها در فرانسه و سرایت دومینووار آن به سایر کشورهای اروپایی از جمله تحولات مرتبط با همین موضوع است. این ادعا البته یک تحلیل نیست؛ بلکه خبری است که اخیراً و به‌صورت رسمی، از سوی رئیس‌جمهور فرانسه بیان شده است. امانوئل مکرون که زمانی از سلاخی نیروی پلیس توسط اوباش در اغتشاشات ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ ایران حمایت می‌کرد، اخیراً درباره ناآرامی‌های کشورش که حالا وارد ماه دوم شده، گفته است: «همه ما خشمگین هستیم. همچنین با دیدن فجایعی که در خیابان‌هایمان رخ داد، احساس شرمساری می‌کنیم. هرگز نباید معترضان مسالمت‌جو را با غارتگران و آشوبگران یکی بدانیم! زیرا کسانی هستند که به‌حق احساس می‌کنند قیمت سوخت بیش از حد بالا رفته است که افزایش قیمت سوخت این به‌خاطر جنگ ضد ایران است.»
حالا ملت ایران غرب را تحریم می‌کند
مسئله قابل‌توجه اما اینکه ناآرامی‌ها در اعتراض به شرایط اقتصادی، اکنون به یونان هم رسیده است؛ همان‌جایی که مارک روبیو آن خطابه بلند را برای جلب حمایت اروپایی‌ها در جنگ با ایران، ایراد کرد! به گزارش ایسنا، «اعتراضاتی که در فرانسه با مطالبات آموزشی آغاز شد، اکنون با گسترش به ایتالیا، اسپانیا، یونان، پرتغال، بلژیک و آلبانی و رسیدن به آرژانتین، به جنبشی اعتراضی علیه گرانی، بحران مسکن، نابرابری و کاهش بودجه عمومی تبدیل شده است.» فارغ از کم‌وکیف اعتراضات اقتصادی در کشورهای غربی، همه این‌ها اما یادآور یک واقعیت مهم است که گویی تاکنون فرصت بروز نیافته بود و آن اینکه ملت بزرگ ایران هم در مقابل تحریم‌های غیرانسانی غرب، می‌توانسته است آنها را تحریم کند! امری که در طی نزدیک به نیم‌قرن اخیر و با نجابت مثال‌زدنی ملت ایران، هرگز عملی نشده بود. وضعیت وخیم اقتصاد غرب در سایه انسداد تنگه هرمز در حالی است که سرلشکر محسن رضایی، دبیر شورای‌عالی امنیت ملی کشور طی مصاحبه اخیر خود با پرس تی‌وی گفته است: «ایران این توانایی را داشت که تنگه هرمز را به طور کامل مسدود کند، اما به دلایل انسان‌دوستانه از انجام این اقدام خودداری کرد!» این یعنی آنکه ایران هنوز هم حد نهایی فشار برای بهره‌گیری از کارت تنگه را رو نکرده است. بااین‌حال، همین حالا هم اهمیت حیاتی تنگه هرمز و نقل‌وانتقال نفت، گاز، کود شیمیایی و سایر کالاها از این آبراهه استراتژیک، بر همگان مسجل شده است. امری که تا همین چندی قبل از سوی برخی سربازان رسانه‌ای غرب در ایران انکار می‌شد. کسانی که بعضاً مدعی بودند مسدود‌ بودن تنگه هرمز می‌تواند به‌زودی کارکرد آن را از اعتبار بیندازد! همین افراد و جریانات البته پیش از آن هم مدعی بودند که ایران اساساً توانایی بستن تنگه هرمز را ندارد! 
 درماندگی غرب وحشی در برابر ایران بزرگ
حالا اما درحالی‌که رئیس‌جمهور تروریست آمریکا مکرر درباره باز بودن تنگه و عبور روزانه نفت از آن بلوف می‌زند، رئیس‌جمهور فرانسه دلیل اعتراضات مردم در کشورش را به بسته‌بودن تنگه هرمز نسبت داده است! واقعیاتی که به‌روشنی درماندگی غرب وحشی در برابر اراده ملت بزرگ ایران را نشان می‌دهد. کارت تنگه هرمز حالا در دست ماست و دیگر وضعیت به روال گذشته باز نخواهد گشت. در همین زمینه، اخیراً پایگاه خبری المانیتور نوشته است که بهبود کوتاه‌مدت صادرات نفت خاورمیانه در ماه گذشته، با ازسرگیری حملات متوقف شده و تلاش‌ها برای تکمیل مجدد ذخایر را با دشواری مواجه کرده است. امین ناصر، مدیرعامل شرکت سعودی «آرامکو»، در ۵ اکتبر هشدار داد که از زمان آغاز درگیری‌ها در اواخر فوریه، جهان نزدیک به ۳ میلیارد بشکه از عرضه کل نفت خود را ازدست‌داده است؛ رقمی که تقریباً معادل نیمی از نفت خام و فرآورده‌های نفتی است که به طور معمول در همین بازه زمانی از تنگه هرمز عبور می‌کردند. 
ناصر در «مجمع هوش انرژی» در لندن گفت: «این سیستم هم‌اکنون نیز تحت‌فشار شدیدی قرار دارد. باتوجه‌به اینکه جهان گزینه جایگزین چندانی در اختیار ندارد، حاشیه اطمینانِ عرضه به طرز نگران‌کننده‌ای ناچیز شده است.» اعتراف به غیرقابل‌جایگزین بودن تنگه هرمز از سوی مدیرعامل آرامکو به‌عنوان بزرگ‌ترین شرکت نفتی جهان که در عربستان سعودی واقع شده است، خط بطلانی بر سخنان جریانی است که به نمایندگی از غرب می‌خواهد در فضای رسانه‌ای داخل ایران، کارت تنگه هرمز را بی‌اهمیت و قابل‌فروش جلوه دهد. به گزارش المانیتور، بر اساس داده‌های شرکت کپلر، مجموع ذخایر جهانی نفت خام در اوایل اکتبر به ۳.۳۵ میلیارد بشکه رسید، درحالی‌که این رقم در ماه مارس ۳.۷ میلیارد بشکه بود. بااین‌حال، یوهانس رائوبال، تحلیلگر ارشد نفت خام در شرکت کپلر، به المانیتور گفته است که این رقم کلی، بیش از مقدار واقعیِ نفتی را نشان می‌دهد که می‌توان برای جبران کمبود عرضه از آن استفاده کرد. 
رائوبال گفت: «میلیون‌ها بشکه نفت به طور دائمی در بخش‌هایی نظیر ته‌مانده مخازن (که معمولاً بین ۱۰ تا ۱۵ درصد ظرفیت مخزن را تشکیل می‌دهد)، نفت موجود در خطوط لوله، و ذخایر عملیاتی موردنیاز پالایشگاه‌ها برای تداوم فعالیت‌های فیزیکی، محبوس شده‌اند».
 فقط ۱۰ درصد ذخایر نفت واقعاً قابل‌دسترسی است!
به گفته روبال، تعیین دقیق مقدار نفتی که می‌توان بدون ایجاد اختلال در عملیات برداشت کرد دشوار است، زیرا این کار مستلزم بررسی تک‌تک مخازن به‌صورت جداگانه خواهد بود. رائوبال افزود: «باید توجه داشت که ذخایری زیرزمینی نیز وجود دارند که ما قادر به مشاهده آن‌ها نیستیم - برای مثال در چین و عربستان سعودی - و این مقادیر در مجموعه ‌داده‌های قابل‌مشاهده ما لحاظ نشده‌اند.»
سخنان این تحلیلگر بازار نفت خام را اما پیش‌تر، مدیرعامل آرامکو در همان «مجمع هوش انرژی» لندن ترجمه کرده است. امین ناصر در بخشی دیگر از سخنان خود در رویداد مذکور، گفته است: «ذخایر نفت به سطح بحرانی رسیده و ۱۰ درصد یا کمتر از آنها عملاً در دسترس است!» 
این در حالی است که آژانس بین‌المللی انرژی تقاضای جهانی نفت را حدود ۱۰۲ میلیون بشکه در روز برآورد می‌کند. 
مدیران صنعت نفت جهان هشدار داده‌اند آشفتگی این بازار ممکن است تا سال آینده و حتی پس از آن ادامه یابد چرا که پر کردن دوباره ذخایر هم‌زمان با پاسخگویی به تقاضای جهانی ممکن است سال‌ها طول بکشد.
 در این شرایط، سؤال این است که چرا یک جریان سیاسی و رسانه‌ای خاص در داخل کشور، همچنان بر بی‌اهمیت‌بودن کارت تنگه هرمز و لزوم معامله آن با وعده‌های توخالی غرب اصرار می‌کند؟ آیا کسانی که پیش ‌از این مسدودسازی تنگه هرمز از سوی ایران را غیرممکن جلوه می‌دادند، حالا دیگر نباید کمی در افکار پراشتباه خود تجدیدنظر کنند. دنیای وحشی غرب چند دهه است که ملت عزیز ایران را با بهانه‌های واهی و در واقع به جرم استقلال‌خواهی، تحت شدیدترین تحریم‌های غیرانسانی در تمام حوزه‌های علمی، فنی، صنعتی و حتی دارویی و غذایی قرار داده است. حالا با مسدود شدن تنگه هرمز طی چند ماه اخیر، فرصتی فراهم شده است تا ما هم بتوانیم این دولت‌های بی‌رحم و مستکبر را تحریم کنیم تا حق ما را به رسمیت بشناسند. دولت‌هایی که اگر ما کارت‌های قابل‌توجهی در دست نداشته باشیم، همه ما را هم مانند مردم غزه قتل‌عام می‌کنند. به‌راستی، چرا کسانی در داخل ایران، باید از این وضعیت ناراحت باشند؟!

captcha