کد خبر: ۳۴۰۵۹۲
تاریخ انتشار : ۰۱ آبان ۱۴۰۵ - ۲۱:۲۵

خیابان در مصاف (یادداشت روز)

در محافل سیاسی و اطلاعاتی آمریکا و رژیم صهیونی حضور مداوم شبانه مردم در میادین و خیابان‌های شهرها و روستاهای ایران زیر ذره بین قرار گرفته است. اگر روی اینترنت جست‌وجو کنید می‌بینید تجمعات مردمی در کشور پا به پای واژه ایران در محافل یاد شده توجهات را به خود معطوف کرده است و در کنار آن صحبت از این است که چگونه باید به آن خاتمه داد. سایت فارسی ویکی پدیا که توسط بهاییان اسرائیلی به‌روز‌رسانی می‌شود را به عنوان مشت نمونه خروار نگاه کنید تا حجم عصبانیت صهیونیست‌ها از این تجمعات را ببینید. چرا؟ 
تجمعات شبانه مردم ایران که به‌طور واقعی جنبه ملی دارد یعنی همه اقوام متنوع ایرانی و همه صنف‌ها و سن‌ها را پوشش می‌دهد‌، یک نهضت ملی است که با ایدئولوژی ایجابی حفظ ایران و سلبی مقابله با دشمنان متجاوز سیراب شده و استمرار پیدا کرده است. مردمی که نزدیک هشت ماه است به‌طور مستمر در این تجمعات شرکت می‌کنند‌، تاثیر بزرگ حضورشان را متوجه هستند و این آگاهی آنان را به حضوری فریضه‌وار وادار کرده است. 
کاری که مردم ایران از لحظه انتشار خبر جانسوز شهادت امام خامنه‌ای شروع کردند و تا امروز آن را ادامه داده‌اند و تا زمانی که این جنگ تمام شود ادامه خواهند داد‌، جنبه دفاعی در مفهوم فقهی آن دارد دفاعی که واجب است و اذن نمی‌خواهد مگر برای خارج شدن از آن. مردم با ذهنیت دفاع از کشور‌، پرچم‌ها را بر دوش می‌کشند و می‌چرخانند و در مصاف با دشمن‌، رجزخوانی جمعی می‌کنند. این تجمعات میتینگ حزبی نیست تا عده‌ای برای حفظ یا کسب منافع دور هم جمع شوند و بیانیه‌ای بخوانند و سپس پراکنده گردند.
مردم می‌دانند اگر در میادین حضور مستمر پیدا نمی‌کردند فقط با قدرت نظامی و یا فقط از طریق ساختارهای رسمی دفاعی از ایران رفع خطر نمی‌شد. جالب این است که دقیقاً همین حس را فرماندهان ارشد نظامی کشور دارند و همین حس در پیام‌های متعدد 
رهبر معظم انقلاب متجلی است. این در حالی است که تدابیر امام سید مجتبی خامنه‌ای دامت برکاته و کنش بسیار خوب نیروهای مسلح کشور دام عزهم‌، همه جهان را متعجب کرده است. نقش حضور متداوم و متراکم و از همه رنگ مردم ایران چرا این همه مهم شمرده می‌شود و حس سرداران رشیدی مثل حاج سید مجید موسوی این است که تکیه‌گاه ما پس از خداوند‌، اجتماعات مردمی است و چرا با وجود خطرات و نهیی که وجود دارد سردار بزرگ حاج علی عظمایی سرزده به تجمعات شبانه می‌رود؟ 
اگر برنامه دشمن برای غلبه بر ایران و تجزیه آن را مرور کنیم به چند نکته بر می‌خوریم؛ نکته اول این است که برنامه‌ ترکیبی دشمن‌، چهار ضلع اصلی دارد‌، ثانیاً از حیث موفقیت در اجرا به یک رکن وابسته است و ثالثاً این برنامه با شکست نظامی از ایران کنار گذاشته نشده است و اختصاص به دوره فعال جنگ ندارد. 
برنامه دشمن از پا درآوردن ایران از طریق ترکیب شورش امنیتی در داخل ایران و به‌ویژه پایتخت‌، تهاجم مسلحانه زمینی مزدوران از طریق مرزهای شمال غربی و جنوب شرقی ایران‌، از کار انداختن توان تهاجمی و دفاعی ایران یعنی غلبه بر قدرت نظامی ایران و تهاجم گسترده هوائی به ایران می‌باشد. این چهار رکن یک تقدم و ترتب رتبی دارند و یک تقدم و ترتب زمانی دارند از حیث زمان‌، حمله هوائی تقدم دارد ولی از حیث رتبی‌، این آشوب امنیتی است که مقدم بر بقیه و شرط تحقق موفق سه ضلع دیگر می‌باشد. در طراحی دشمن‌، آشوب امنیتی سبب تسهیل ورود گسترده عناصر مسلح برای جدا سازی بخش‌هایی از ایران و تمرکز پیدا کردن قوای امنیتی و انتظامی به این بخش‌های جدا شده می‌شود و آشوب امنیتی امکان گسترش پیدا می‌کند و در نهایت به تهاجم هوائی امکان می‌دهد بقایای مقاومت ایران در مقابل سقوط و تجزیه را از میان بردارد. بر این اساس آشوب امنیتی گسترده تکیه گاه دشمن در آوردگاهی ترکیبی و سه ضلعی بود که طی آن ایران باید به‌طور مطلق تسلیم می‌شد.
در طراحی دشمن کار باید جوری جلو می‌رفت که جمهوری اسلامی ایران توان اداره توامان سه صحنه را نداشته باشد. همان‌طور که می‌دانید جمهوری اسلامی تجربه غلبه بر جنگ خارجی و بر تهاجم مسلحانه عوامل دشمن و بر آشوب امنیتی را داشت و حتی به‌طور همزمان تجربه غلبه بر جنگ خارجی و تهاجم مسلحانه عوامل مزدور دشمن را داشت. در اواخر جنگ تحمیلی اول‌، تجربه اقدام نظامی سنگین منافقین داشتیم کما اینکه در آغاز آن جنگ هم این تجربه وجود داشت و تهاجمات تروریستی قبل از شهریور ۵۹ وجود داشت و در ماه‌های اول جنگ هم استمرار پیدا کرد.
دشمن در این‌جا زدن فرماندهان نظامی و مراکز انتظامی را مقدم کرد تا شورش امنیتی امکان بروز و گسترش پیدا کند. بر اساس نقشه آمریکا و رژیم غاصب صهیونی‌، ضربه زدن به توان نظامی انتظامی ایران‌، جرات شورش و مانایی و گسترش آن را فراهم می‌کرد و با شورش تحقق اضلاع دیگر تضمین می‌شد و اسناد می‌گویند دشمن خیلی روی این طراحی حساب کرده و به موفقیت خود در هدف‌گذاری که مغرورانه و به‌طور فاش از آن صحبت می‌کرد، اطمینان داشت.
کاری که مردم ایران با شروع جنگ و شهادت امام عظیم‌الشأن و فرماندهان نظامی و اصابت گسترده به مناطق مهم نظامی و مراکز پلیس انجام دادند‌، آرایش جنگی دشمن را به هم ریخت. پیش از آن امام شهید با درک نقشه ترکیبی دشمن در جنگ آینده که آن را قریب‌الوقوع می‌دانست‌، دست به طراحی زد که سه وجه اساسی داشت؛ وجه اول ایجاد نوعی از آمادگی و تحرک نظامی بود که با آسیب به فرماندهان و تجهیزات در ضربه اول‌، سیستم دفاعی کشور فرو نپاشد و بدون مکث و تاخیر کار خود را انجام دهد و لذا دیدیم که فاصله واکنش ایران از حدود ۱۳ ساعت در جنگ ۱۲ روزه به حدود ۴۵ دقیقه در جنگ رمضان رسید و حال آنکه در این جنگ خود رهبر شهید شده بود، وجه دوم این بود که سیستم دفاعی که در جنگ 
۱۲ روزه ضعف‌هایی داشت را آماده کردند تا نقش خود در ضربه زدن به ماشین دشمن در آسمان ایران و در پایگاه‌های نظامی آمریکا و رژیم غاصب را به خوبی ایفا کند و یکه تازی عملیاتی را از دشمن سلب نماید‌، وجه سوم این بود که اداره داخل کشور به مردم بسپارند تا مهم‌ترین رکن عملیاتی دشمن که آشوب امنیتی بود‌، از صحنه حذف شود. وقتی این سه به موازات هم پیش رفتند‌، برنامه ترکیبی و چند لایه دشمن به هم ریخت و جنگ علیه دشمن مغلوبه شد و حیرت انگیزترین صحنه دفاع یک ملت از موجودیت کشور خود در برابر جنگی بزرگ به ثبت رسید.
نقش مردم در این‌جا بسیار اساسی بود و استمرار این نقش پیروزی ایران را تثبیت نمود. ما بسیار در‌باره تنگه هرمز و نقش مهم آن در اثبات و تثبیت حقوق و موقعیت ایران سخن گفته‌ایم که درست و بجا هم هست. ما زیاد در‌باره نقش منطقه‌ای کردن جنگ و تاثیر آن در شکست دشمن حرف زده‌ایم و دقیق و درست هم بوده است. ما زیاد از تاثیر تغییر سیاست نظامی کشور از دفاعی به تهاجمی و نقش آن در استیصال دشمن صحبت نموده‌ایم که درست و دقیق هم هست. اما بیش از این‌ها نقش کلیدی در شکست دشمن و پیروزی تاریخی ایران؛ مردم بصیر‌، شجاع و مقاوم هستند.
اینک سخن این است که این حضور حماسی و پایدار هنوز به اندازه روز اول موضوعیت دارد چون حفظ پیروزی و به سرانجام رساندن آن از پیروزی اولیه مهم‌تر است کما اینکه می‌بینیم دشمن علی‌رغم شکست سنگین‌، طراحی انهدام و تجزیه ایران عزیز را کنار نگذاشته و از این رو یکی از ترجیع‌بندهای پیام‌های رهبر عزیز‌، حکیم و رشید انقلاب اسلامی‌، حفظ و افزایش حضور مردم در صحنه و تمرکز خیابان و میدان بر دشمنان عنودی است که چشم طمع بر نداشته‌اند. حضور در تجمعات و اداره آن‌ها این جنبه را در کانون توجه خود قرار داده است. این‌جا باید به دو آفت اشاره کرد و از آن برحذر داشت؛ یکی کاسته‌شدن حضور همه اقشار مردم و یک طیفی شدن آن است چرا که میدان باید معرف ایرانی باشد که یکپارچه به پا خاسته و همان که رهبر شهید به حاج محمود کریمی فرمود ‌ای ایران بخوان. یعنی رهبری حتی به عزای سالار شهیدان حسب ضرورت رنگی از ایران زدند. حکمت آن هم روشن است در این زمانه‌، ایران جان اسلام است و دوم اینکه مبادا میدان وجهی میتینگ‌گونه به خود بگیرد و به صحنه تسویه‌حساب‌های داخلی تبدیل گردد. که البته می‌دانیم هم اداره‌کنندگان و هم خیل عظیم مردم دلداده در میادین به این نکات توجه دارند.

سعدالله زارعی

captcha