انتخاب معاون رئیسجمهور با مشورت خانوادگی
دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان
فصل ششم: من صدای تو هستم
طولی نکشید که ناسازگاری بین لواندوفسکی و مانافورت آشکار شد.
هر دو میخواستند جستوجو برای انتخاب معاون رئیسجمهور را مدیریت کنند.
از ترامپ پرسیدم که چگونه میخواهد ادامه دهد و او پاسخ داد: «من خودم جستوجو را انجام خواهم داد.»
مانافورت گفت یک نامزد معاون رئیسجمهور باید بتواند در سه جبهه عمل کند: یک رونمایی شفاف که حامیان را هیجانزده میکند، در مناظرهها یک عملکرد برنده داشته باشد، و بتواند در عدم جلب توجه رسانهها به خود موفق عمل کند.
ترامپ پس از بررسی نیم دوجین نامزد، جستوجوی معاون رئیسجمهور را به سه نفر محدود کرد: مایک پنس، نیوت گینگریچ و کریس کریستی(1).
کریستی در ماه فوریه از ترامپ حمایت کرد و به یکی از اولین شخصیتهای مهم در تشکیلات حزب جمهوریخواه تبدیل شد که این کار را انجام داد.
ترامپ تنش بین او و خانواده من را به خوبی درک کرده بود.
زمانی که کریستی تأییدیه خود را ارائه کرد، در واقع ترامپ با پدرم تماس گرفت و از او پرسید که آیا با قبول این تأیید راحت است یا خیر.
ترامپ و پدرم پس از ازدواج من و ایوانکا با هم دوست صمیمی شده بودند و پدرم از این حرکت صمیمانه قدردانی کرد.
او به ترامپ گفت که از زندگی فعلیاش راضی است و او را تشویق کرد تا بهترین کار را برای کمپین انتخاباتی
انجام دهد.
ناگهان، دشمن قدیمی خانواده من تبدیل به یک متحد سیاسی شد.
پس از خواندن پروندههای گزینش این سه نامزد، به شوخی گفتم که پرونده کریستی شبیه رمان پلیسی جانگریشام(2) است، گینگریچ شبیه رمان عاشقانه دانیل استیل(3) است و پنس مانند کتاب مقدس خوانده میشود.
من فکر میکردم پنس بهترین انتخاب است.
او که یک فرماندار ایالتهای میانی با تجربه و بهعنوان نماینده کنگره در واشنگتن بود، مورد احترام پروتستانها بود و شخصیت باثبات او شور و شوق ترامپ را متعادل میکرد.
من پیشنهاد دادم ترامپ فرماندار ایندیانا را برای یک بازی گلف به بدمینستر دعوت کند تا بتوانند با یکدیگر آشنا شوند.
من نمیدانستم این مصاحبه برای پنس، که یک گلفباز حرفهای نبود، چقدر دردناک خواهد بود و احتمالاً بازجویی سیا(4): را ترجیح میداد.
ترامپ سه ضربه برای هر سوراخ به او داد، و بازی چهار ساعت طول کشید- بیش از دو برابر زمانی که ترامپ معمولاً برای بازی کردن هجده سوراخ صرف میکند.
در پایان آن دور از بازی، ترامپ با شوخ طبعی مایک را به خاطر بازی بدش، مسخره کرد.
ترامپ که دهها سال یک کسب و کار خانوادگی را اداره میکرد، عادت کرده بود با فرزندان بزرگسال خود در مورد تصمیمات بزرگ مشورت کند، بنابراین او میخواست فرزندانش قبل از معرفی پنس بهعنوان معاون رئیسجمهور، با او ملاقات
کنند.
ترامپ در ایندیانا مشغول مبارزات انتخاباتی بود و قصد داشت پنس را با خود به نیویورک بازگرداند.
اما هواپیمای او، ترامپ فورس وان(5)، دچار ترکیدگی لاستیک شد و آن شب زمینگیر شد.
اریک تماس گرفت و گفت باید فوراً به ایندیانا برویم.
صبح روز بعد، وقتی ترامپ و خانوادهاش از جلوی درب عمارت فرماندار عبور کردند، رسانهها متعجب شدند.
خانواده پنس اطراف خانه خود را به ما نشان دادند.
در طی این تور کوتاه، کارن پنس(6) خاطرنشان کرد که این اثاثیه توسط زندانیان از طریق برنامهای که او حمایت میکند ساخته شده است، و پنس کتابی به نام مرد فراموششده(7)، تاریخ رکود بزرگ، به ترامپ داد.
در داخل کتاب، پنس یادداشتی نوشته بود: «به دونالد ترامپ، با تحسین فراوان به خاطر صدایی که به مردان و زنان فراموششده آمریکا
دادید.»
از آنجایی که این دیدار در آخرین لحظه هماهنگ شده بود، کارن گلهایی را که آن روز صبح از باغش چیده بود به نمایش گذاشت و صبحانه را در سینیهای آلومینیومی بیرون بر از یک رستوران محلی سرو
کرد.
پنس با یک دعای ساده آغاز کرد و از خداوند خواست که مراقب خانواده ما باشد همانگونه که ما برای کشور میجنگیم.
پینوشتها:
1. Mike Pence, Newt Gingrich, and Chris Christie
2. John Grisham
3. Danielle Steel
4. CIA Central Intelligence Agency ؛ سازمان اطلاعات و جاسوسی آمریکا
5. Trump Force One
6. Karen Pence ؛ همسر مایک پنس
7. The Forgatten Man