ماندگاری آثار دفاع مقدس به روایت صادقانه و زبان هنری نسـل جدید وابسته است
مدیرکل امور هنری بنیاد شهید و امور ایثارگران با تأکید بر ضرورت انتقال مؤثر حافظه دفاع مقدس به نسل نوجوان و جوان گفت: ماندگاری آثار فرهنگی و هنری، بیش از افزایش حجم تولیدات، به روایت صادقانه، زبان هنری متناسب با نسل جدید و شکلگیری یک گفتمان هنری پیوسته وابسته است.
محمد کرمالهی، مدیرکل امور هنری بنیاد شهید و امور ایثارگران، با اشاره به ضرورت بازخوانی تجربه دفاع مقدس برای نسلهای جدید، اظهار کرد: یکی از مسائل مهم در حوزه تولید آثار فرهنگی و هنری دفاع مقدس، فاصله میان تجربه زیسته نسلهای پیشین و شناخت نسل نوجوان و جوان امروز از این رویداد تاریخی است؛ فاصلهای که تنها با روایتهای اثرگذار، صادقانه و متناسب با زبان و نیازهای مخاطب امروز پر میشود.
وی با طرح این پرسش که «از یک نوجوان شانزدهساله بپرسیم از جنگ چه چیزی در ذهنش مانده است؟»، افزود: پاسخها اغلب به چند تصویر سیاهوسفید، صداهای آرشیوی و روایتهای بزرگسالان محدود میشود. جنگ برای یک نسل، تجربهای زیسته بود، اما برای نسل بعدی هنوز به روایتی ملموس و قابل درک تبدیل نشده است. همین شکاف میان حادثه و روایت، نقطه آغاز شکلگیری آثار ماندگار یا از دست رفتن فرصت خلق چنین آثاری است.
ماندگاری آثار هنری اتفاقی نیست
کرمالهی درباره عوامل مؤثر در ماندگاری آثار فرهنگی و هنری بیان کرد: آثار ماندگار در تاریخ هر جامعه، از رمان و فیلم گرفته تا سرود و آثار تجسمی، بهصورت اتفاقی شکل نمیگیرند؛ بلکه حاصل کنار هم قرارگرفتن چند مؤلفه اساسی هستند که باید در فرآیند تولید به آنها توجه شود.
وی صداقت در روایت را نخستین مؤلفه دانست و گفت: اثر ماندگار، اغراق را تحمل نمیکند. اگر خاک، درد، ترس و واقعیتهای انسانی یک رویداد از روایت حذف شوند، اثر نمیتواند ارتباطی عمیق با مخاطب برقرار کند؛ زیرا مخاطب صداقت را باور میکند و اغراق را تشخیص میدهد.
مدیرکل امور هنری بنیاد شهید و امور ایثارگران، تناسب زبان هنری با زمانه و نسل مخاطب را دومین مؤلفه برشمرد و افزود: آثار ماندگار در زبان هنری نسل خود متولد میشوند، نه از طریق تقلید صرف از آثار نسلهای گذشته. آثاری همچون «دایی جان ناپلئون»، «گاو» و «آژانس شیشهای» هرکدام با زبان و بیان هنری متناسب با دوره خود توانستهاند جایگاهی ماندگار پیدا کنند.
وی با تأکید بر اهمیت پرسشمحوری در آثار هنری تصریح کرد: اثر ماندگار بهجای ارائه پاسخهای آماده و پندهای مستقیم، پرسشهای جدی ایجاد میکند. پرسش، مخاطب را درگیر میسازد و همین درگیری ذهنی و عاطفی، زمینه ماندگاری اثر را فراهم میکند.
کرمالهی ادامه داد: تولید آثار ماندگار، مسئلهای در حوزه مهندسی فرهنگی است، نه موضوعی مبتنی بر شانس و اتفاق. پیوست فرهنگی نیز در همین نقطه اهمیت پیدا میکند؛ به این معنا که هر اثر باید پیش و پس از تولید، بر اساس معیارهایی همچون صداقت، کیفیت حرفهای و توانایی ایجاد کشف و پرسش در مخاطب ارزیابی شود.
نسل امروز به روایت صادقانه و حرفهای نیاز دارد
وی در ادامه با اشاره به ویژگیهای مخاطب نوجوان و جوان امروز اظهار کرد: برای تولید آثار فرهنگساز، ابتدا باید مخاطب را شناخت، نه اینکه تصویری ذهنی و از پیش تعیینشده از او ساخت. نوجوان و جوان امروز به صداقت حساس است و کوچکترین اغراق میتواند اعتماد او را نسبت به کل اثر از بین ببرد.
مدیرکل امور هنری بنیاد شهید و امور ایثارگران افزود: نسل جدید هر روز با حجم گستردهای از محتوای تصویری و روایی مواجه است؛ بنابراین رقیب اصلی ما صرفاً بیرغبتی مخاطب نیست، بلکه جهان متنوع محتوایی است که او بهطور مستمر در آن حضور دارد. وی با بیان اینکه نوجوان و جوان امروز همچنان به دنبال معناست، اما با شعارهای مستقیم و معناهای از پیش بستهبندیشده ارتباط برقرار نمیکند، گفت: آثار فرهنگساز برای این نسل باید هم صادقانه باشند، هم از کیفیت حرفهای برخوردار شوند و هم امکان کشف و مشارکت ذهنی را برای مخاطب فراهم کنند. اثری که صادق اما ضعیف باشد، تأثیرگذاری محدودی خواهد داشت و اثری که حرفهای اما شعاری باشد، اعتماد مخاطب را از دست میدهد.
فرهنگسازی فراتر از تولید محتواست
کرمالهی در پاسخ به این پرسش که چه تفاوتی میان محتوای فرهنگی و اثر فرهنگساز وجود دارد، بیان کرد: محتوای خوب میتواند مخاطبان خود را پیدا کند، اما اثر فرهنگساز فراتر میرود و بر رفتار، سبک زندگی و هویت مخاطب تأثیر میگذارد.
وی افزود: تفاوت یک فیلم خوب جنگی با یک اثر فرهنگساز در این است که فیلم خوب دیده میشود، اما اثر فرهنگساز میتواند به بخشی از ادبیات مشترک یک نسل تبدیل شود؛ در قالب نقلقولها، تصاویر ماندگار ذهنی و تعابیری که برداشت مخاطب از حماسه، ایثار و مقاومت را شکل میدهند.
مدیرکل امور هنری بنیاد شهید و امور ایثارگران با تأکید بر اینکه فرهنگسازی با تولید یک اثر بهتنهائی محقق نمیشود، تصریح کرد: آنچه میتواند یک مفهوم را در حافظه جمعی تثبیت کند، شکلگیری یک گفتمان هنری پیوسته است؛ گفتمانی که از مجموعهای از آثار مرتبط در سینما، ادبیات، موسیقی، بازیهای رایانهای و پویانمایی شکل میگیرد و جهانی مشترک از روایتها و معناها را پیش روی مخاطب قرار میدهد.
هفت مسیر برای خلق آثار ماندگار دفاع مقدس
وی درباره ظرفیتهای رسانهای و هنری برای انتقال مفاهیم دفاع مقدس به نسل جدید گفت: استفاده از قالبهای متنوع هنری، یکی از ضرورتهای ارتباط مؤثر با نوجوانان و جوانان است و در این مسیر میتوان چند حوزه را با جدیت بیشتری دنبال کرد.
کرمالهی، رمان و داستانِ بلند جوانپسند را از جمله این ظرفیتها دانست و افزود: ادبیات یکی از ماندگارترین بسترهای فرهنگسازی است و رمان خوب دفاع مقدس برای نوجوانان میتواند همان نقشی را ایفا کند که آثار ادبی بزرگ برای نسلهای پیشین داشتهاند.
وی با اشاره به ظرفیت بازیهای رایانهای و تجربههای تعاملی اظهار کرد: نسل امروز بیش از گذشته از طریق تجربهکردن یاد میگیرد. بازیهای رایانهای از مهمترین بسترهای فرهنگسازی در جهان معاصر هستند و هنوز از تمام ظرفیت آنها برای روایت تاریخ، ایثار و مقاومت استفاده نشده است.
وی پویانمایی و انیمیشن حماسی را از دیگر مسیرهای مؤثر برشمرد و گفت: این قالب میتواند میان نوجوانان و تاریخ پیوند برقرار کند و در عین برخورداری از زیباییشناسی روز، مفاهیم عمیق انسانی و تاریخی را منتقل سازد.
مدیرکل امور هنری بنیاد شهید و امور ایثارگران، پادکست و کتاب صوتی روایتمحور را نیز دارای ظرفیت قابل توجهی دانست و افزود: روایت جانبازان، مادران شهدا و فرزندان شهدا با صدای خودشان میتواند تجربه زیسته آنان را به شکلی ملموس و نزدیک به مخاطب منتقل کند.
وی با تأکید بر اهمیت تولید سریالهای تلویزیونی باکیفیت بیان کرد: تلویزیون همچنان یکی از مهمترین بسترهای ارتباط با مخاطبان گسترده است و باید از تولیدات صرفاً مناسبتی به سمت آثاری حرکت کنیم که بتوانند در ذهن و زندگی مخاطب اثرگذار باشند.
کرمالهی همچنین موزهها و تجربههای تعاملی حافظه را از ظرفیتهای مهم انتقال میراث دفاع مقدس دانست و گفت: مخاطب باید در چنین فضاهایی احساس کند مهمان حافظه تاریخی است، نه اینکه صرفاً در معرض قضاوت یا آموزش مستقیم قرار گرفته است.
وی در پایان این بخش، کمیکاستریپ و گرافیکروایی را از دیگر ابزارهای مناسب برای ارتباط با نسل جدید معرفی کرد و افزود: این قالبها با زبان تصویری قابل فهم، هزینه تولید نسبتاً مناسب و قابلیت انتشار و اشتراکگذاری در فضای مجازی، میتوانند در انتقال مفاهیم دفاع مقدس نقش مؤثری ایفا کنند.
پیوست فرهنگی باید
پیش از تولید آغاز شود
کرمالهی با تأکید بر نقش پیوست فرهنگی در موفقیت آثار هنری اظهار کرد: اگر تولید آثار صرفاً بر اساس سلیقه فردی سازندگان انجام شود، موفقیت آنها در بهترین حالت به شانس وابسته خواهد بود؛ اما طراحی آثار در چارچوب یک نظام مشخص پیوست فرهنگی، امکان هدفگذاری، ارزیابی و مدیریت فرآیند تولید را فراهم میکند.
وی افزود: در این چارچوب، مبنای معنایی اثر باید از گفتمان اصیل و معتبر سرچشمه بگیرد، نه از اغراق رسانهای؛ در عین حال، هنرمند باید در انتخاب فرم و شیوه بیان از آزادی عمل برخوردار باشد و با تحمیل بیانیههای مستقیم، امکان خلاقیت و کشف هنری از او گرفته نشود.
مدیرکل امور هنری بنیاد شهید و امور ایثارگران خاطرنشان کرد: آثار باید پیش و پس از انتشار بر اساس سه شاخص صداقت، حرفهایگری و کشفپذیری ارزیابی شوند. در چنین شرایطی، تولید آثار ماندگار از یک آرزو به فرآیندی هدفمند و قابل مدیریت تبدیل خواهد شد.
حافظه دفاع مقدس بدون روایت مؤثر منتقل نمیشود
وی در جمعبندی سخنان خود با تأکید بر ضرورت انتقال حافظه ملی به نسلهای آینده گفت: حافظه ملی بهخودیخود پایدار نمیماند و اگر تجربهها، ارزشها و روایتهای یک نسل به نسل بعد منتقل نشوند، بهتدریج از حافظه جمعی فاصله میگیرند.
کرمالهی افزود: نسل نوجوان و جوان ایران به روایتی از ایثار نیاز دارد که صادقانه باشد، با زبان و جهان ذهنی او سخن بگوید و بهجای ارائه پندهای مستقیم، زمینه پرسش، تفکر و کشف را فراهم کند.
وی تأکید کرد: ماندگاری آثار فرهنگی و هنری بیش از آنکه به افزایش حجم تولیدات وابسته باشد، به کیفیت و صداقت روایت نیاز دارد. همچنین فرهنگسازی با یک اثر منفرد محقق نمیشود، بلکه در بستر یک گفتمان هنری زنده، پیوسته و متناسب با نیازهای نسل جدید شکل میگیرد.