سانسـور پاریسـی
رسول شمالی ورزنده
اعتراضات صنفی دانشآموزان مدارس پاریس که در پی ضعف دولت امانوئل مکرون در تأمین امکانات رفاهی و آموزشی، تبعیضهای ساختاری و عدم پاسخگویی به خواستههای برحق معترضان شکل گرفت، این روزها ابعاد گستردهتری به خود گرفته است. دامنه این ناآرامیها علاوهبر سرایت به سایر شهرهای فرانسه، به کشور بلژیک نیز رسیده و دانشآموزان بلژیکی را هم در اعتراض به ناکارآمدی آموزشی و کمبود امکانات به خیابانها کشانده است؛ روندی که احتمالاً به دیگر کشورهای اروپایی نیز سرایت خواهد کرد.
با این حال، رسانههای خبری-تحلیلی غرب و شبکههای فارسیزبان معاند که همواره منتظر وقوع کوچکترین اتفاقی در ایران هستند تا از آن بلوا بسازند، در برابر خشونت عریان پلیس تا دندان مسلح فرانسه سکوت کردهاند. پلیس فرانسه تاکنون بیش از ۵ هزار دانشآموز را بازداشت کرده و شمار زیادی از آنان را بهشدت مجروح ساخته است. در این میان، برخی رسانههای بینالمللی مانند بیبیسی فارسی صرفاً نگاهی جسته و گریخته و شتابزده به این رویدادها داشته و در برنامههای تحلیلی خود، معترضان را «آشوبگر» و «تروریست» نامیدهاند.
این رویکرد و تناقض آشکار رسانههای غربی و معاند، نشاندهنده بازی همیشگی آنها در زمین دشمن است. آنان مطالبهگران صنفی در غرب را خرابکار مینامند، در حالی که در حوادث ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در ایران، جریانی را که با حمایت آمریکا و رژیم صهیونیستی به دنبال آشوب، کشتار و کودتا بود، «عناصر آزادیخواه» و «معترضان صنفی» معرفی میکردند. این در حالی است که بعدها برخی دستگیرشدگان اعتراف کردند توسط سازمانهای جاسوسی سیا و موساد برای ایجاد اغتشاش در تهران و شهرهای مختلف آموزش دیدهبودند و برنامهریزی قبلی برای کشتهسازی، شهادت نیروهای انتظامی و تخریب اماکن عمومی داشتند. در آن مقطع، امپراتوری رسانهای غرب با قطع برنامههای عادی خود، روزها به پوشش آموزشهای تروریستی و پمپاژ هیجان پرداخت، اما امروز در برابر تظاهرات مسالمتآمیز و بدون سلاح دانشآموزان فرانسوی کاملاً مهر سکوت بر لب زده است.
در حوادث پاریس، پلیس فرانسه با بهکارگیری تجهیزات ضدشورش، تظاهرات مسالمتآمیز دانشآموزان را به خشونت کشاند. تصاویر منتشرشده از صورتهای خونین و کشیدهشدن دانشآموزان بر روی آسفالت خیابانها، ادعای کشوری را که خود را «مهد آزادی» مینامد، به چالش کشید و ماهیت واقعی دموکراسی غربی را برملا ساخت. شبکههای معاند که سال گذشته در تنور آشوبها میدمیدند و حاکمیت ایران را محکوم میکردند، اکنون هیچ اشتیاقی برای انعکاس این سرکوبها ندارند.
این مواجهه دوگانه اثبات میکند که استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا برای حفظ سلطه خود، جنبشهای اصیل اجتماعی و مطالبات برحق معیشتی را سرکوب میکند. دولت فرانسه برخلاف شعارهای حقوق بشری در نشستهای بینالمللی و سازمان ملل، مطیع سیاستهای آمریکا بوده و خفقان را بر پاسخگویی به ملت خود ترجیح میدهد.
رسانههای وابسته به استکبار با سناریویی از پیشطراحیشده، یا در قبال این حوادث سکوت میکنند یا با ارائه روایتهای جعلی و ادعای حضور عناصر غیردانشآموزی، خشونت پلیس فرانسه را توجیه مینمایند. این سانسور و وارونهنمایی حقیقت در حالی رخ میدهد که تصاویر پخششده از رسانه ملی و برخی رسانههای مستقل جهانی، واقعیت این سرکوب را نشان داده است. قطعاً این سانسور سازمانیافته با افشاگری رسانههای مستقل و آزادیخواه جهان بیجواب نخواهد ماند و صدای مظلومیت ملتها به گوش همگان خواهد رسید.