شرکت در مجالس طنز و شوخی
شبهه: شرکت در مجالس خنده و طنز یا جلساتی که برای خندیدن تشکیل میشود از نظر اخلاقی چگونه است؟
پاسخ: با گذشت زمان و تغییرات فرهنگی و تغییرات فراوانی که زندگی انسان پیدا کرده، تغییراتی هم در سبک زندگی او پیش میآید و چهبسا برنامهها و شیوههایی بهوجود میآیند که سابقه قبلی ندارند؛ از جمله تشکیل کنسرتها و فستیوالها و چالشها و مسابقات و رسمورسومات جدید با هدف طنز و خنده. با توجه به جدید بودن و روبهگسترش بودن اینگونه برنامهها لازم است اینگونه مراسمات مورد سؤال قرار گیرند که آیا شرکت در اینگونه برنامهها از منظر اخلاق و تربیت چگونه میباشد؟ در ادامه به بررسی این موضوع میپردازیم.
منظور از برنامههای طنز
منظور از برنامههای طنز جلساتی است که عدهای با هدف شادی و با استفاده از برنامههای شاد مانند اجرای طنز و شوخیهای طنزآمیز چند ساعتی را دور هم جمع میشوند و وقت میگذرانند. شادی و خنده هدف و برنامه غالب در اینگونه جلسات است که معمولاً طولانی هستند و عنصر شوخی و خنده در آنها زیاد اتفاق میافتد. برخلاف جلسات دیگر که چهبسا در آنها هم شوخی و طنزی وجود داشته باشد، اما در ضمن و حاشیه و محدود اتفاق میافتد؛ در اینجا اصل و غرض و فضای حاکم بر برنامه تماماً خنده و شوخی و طنز میباشد.
مختلف بودن محتوای برنامههای طنز
معمولاً محتوای اینگونه جلسات خیلی متنوع و مختلف است؛ یعنی فقط به نقل جریانات طنزآمیز اکتفا نمیشود، بلکه گاهی مستقیماً با مخاطب و مجری شوخی میشود، گاهی ترانهها و سرودهای مختلف پخش میشود، یا مسابقات طنزآمیز، اشعار طنز و تئاترهای طنز و..... اجرا میشود. لذا لازم است اینگونه جلسات از منظرهای مختلف مورد سؤال و دقت قرار گیرد؛ چرا که فقط محدود به شوخی و طنز نمیباشند و شاید از منظر شوخی و خنده مورد تأیید باشند، اما ممکن است از جهات دیگر دچار مشکل باشند؛ مثلاً موسیقیهای حرام در آنها پخش شود یا اختلاط زن و مرد و رعایت نکردن حیا و حجاب در آنها صورت پذیرد و... از این رو در اینجا اینگونه برنامهها فقط از منظر بحث شوخی و خنده مورد دقت قرار میگیرند و بررسی آنها از منظرهای دیگر به فرصتهای مناسب دیگر موکول میشود.
شرایط و آداب شوخی و طنز
اگرچه اصل موضوع شوخی و شاد کردن دیگران مورد تأیید اسلام عزیز است و برای آن آثار و فواید مثبتی هم در دنیا و آخرت بیان شده است؛ اما مانند همه موضوعات دیگر حد و حدود و شرایط و آدابی هم برای آن مطرح شده است که در صورتی مورد تأیید و مثبت ارزیابی میشوند که آن شرایط و حدود در آنها مراعات شود و الا مورد تأیید نمیباشد؛ لذا برنامههای طنز هم از این جهت مانند دیگر موارد در صورتی مورد تأیید میباشند که آن شرایط و حدود در آنها رعایت شود؛ مانند رعایت حدود شرعی و اخلاقی و آلوده نبودن به توهین و تحقیر و اذیت دیگران، پرهیز از شوخیهای جنسی و قومیتی مذموم، دور بودن از تالی فاسد مانند اشاعه فحشا یا تأیید باطل یا ایجاد شبهه و....
مذمت خنده زیاد در فرهنگ دینی
اگرچه شوخی و مزاح در مکتب اسلام مورد تأیید و تشویق قرار گرفته است، اما توصیه به استفاده کم و بهاندازه از آن شده است؛ مانند نمک غذا تا غذایی خوشطعم و سالم و مفید ارائه شود و الا اگر زیاد استعمال شود، غذا را غیرقابل تحمل و مضر خواهد کرد. از این رو خنده و شوخی زیاد در فرهنگ دینی و مکتب اخلاقی ما مورد تأیید نیست، بلکه مذمت شده و برای آن آثار مخرب اخلاقی و روانی و اجتماعی و... بیان شده است که در ادامه بیان خواهد شد.
پیامدهای خنده زیاد
در روایات اهلبیت(ع) ضررهای بسیاری برای خنده زیاد بیان شده است که همه آنها در زندگی اجتماعی و فردی قابل مشاهده و تجربه میباشد. برخی از آثار سوء خنده زیاد عبارتند
از:
از بین رفتن ایمان: پیامبر خدا (صلىاللهعلیهوآله) فرمود: کَثرَهُ الضِّحکِ تَمحُو الإیمانَ؛ خنده زیاد، ایمان را محو مىکند.(۱)
فاسد شدن عقل: امام على(ع) فرمود: مَن غَلَبَ علَیهِ الهَزلُ فَسَدَ عَقلُهُ؛ هر که مسخرگى بر او چیره آید، عقلش تباه شود.(۲)
ذوب شدن دینداری انسان: امام جعفر صادق(ع) فرمود: کَثْرَهُ اَلضَّحِکِ تَمِیثُ اَلدِّینَ کَمَا یَمِیثُ اَلْمَاءُ اَلْمِلْحَ؛ خنده زیاد دین را ذوب مىکند همچنانکه آب نمک را در خود حلّ مىکند.(۳)
دلمردگی و افسردگی: پیامبر خدا(ص) فرمود: إیّاکَ وکَثرَهَ الضِّحکِ؛ فإنّهُ یُمِیتُ القَلبَ؛ زنهار از خنده زیاد، که دل را مىمیراند.(۴)
ضعیف شدن اراده: امام على(ع) فرمود: غَلَبَهُ الهَزلِ تُبطِلُ عَزیمَهَ الجِدِّ؛ چیره آمدنِ مسخرگى، عزم جدّى را از بین مىبرد.(۵)
نادان شمرده شدن در جامعه: امام على(ع) فرمود: مَن کثُرَ هَزلُهُ استُجهِلَ؛ هر که زیاد شوخ و غیرجدّى باشد، نادان شمرده شود.(۶)
از بین رفتن وقار و هیبت انسان: امام على(ع) فرمود: مَن کَثُرَ مِزاحُهُ قَلّتْ هَیبَتُهُ؛ هر که زیاد شوخى کند، هیبتش کم مىشود.(۷)
جدی گرفته نشدن در موقع لزوم: امام على(ع) فرمود: مَن جَعَلَ دَیْدَنَهُ الهَزلَ لَم یُعرَفْ جِدُّهُ؛ هر که مسخرگى را عادت خود قرار دهد، جدّى بودنش شناخته نشود.(۸)
مبتلی شدن به بدخواه یا تحقیرکننده: امام على(ع) فرمود: مَن کَثُرَ مِزاحُهُ لَم یَخْلُ مِن حاقِدٍ علَیهِ ومُستَخِفٍّ بهِ؛ هر که زیاد شوخى کند، از داشتن بدخواه و کسى که او را خفیف شمارد بىنصیب نخواهد بود.(۹)
البته در فرهنگ دینی در برخی موارد خاص زیاد شوخی کردن و خنده حلال مورد تأکید قرار گرفته است، از جمله موقع سفر: المُرُوَّهُ فی السَّفَرِ.... وکَثرَهُ المِزاحِ فی غَیرِ ما یُسخِطُ اللهَ عزّوجلّ.(۱۰)
معنای خنده زیاد
خنده و شوخی زیاد که در روایات مورد مذمت قرار گرفته میتواند به چند معنی باشد؛ معنی اول کثرت به معنی طولانی بودن است؛ یعنی افراد چندین ساعت وقت صرف کنند و فقط به شوخی و خنده بپردازند، مانند برخی کنسرتها و مسابقات یا تئاترها و.... گاهی هم منظور از کثرت، تکرار زیاد در طول شبانهروز و در خلال همه کارها میباشد؛ یعنی از نظر زمانی کم هستند، اما تعدادشان زیاد است؛ مانند برخی از افراد که غالباً در حال شوخی و خنده هستند و کمتر جدی و متمرکز و بااراده دیده میشوند، بلکه وجهه غالب آنها خنده و شوخی با دیگران در همه کارها و همه زمانها و مکانها
است.
طبیعتاً هر دو دسته مصداق خنده زیاد میباشند که دسته دوم وضعیت وخیمتری خواهد داشت.
نتیجه
در مجموع، شرکت در مجالس و جلساتی که با هدف شادی و خنده برگزار میشوند، صرفاً بهدلیل طنز و شوخی بودن، نه مطلقاً مردود و نه مطلقاً مطلوب است؛ بلکه باید محتوای آنها و میزان و شیوه خنده و شوخی مورد توجه قرار گیرد.
اگر در این برنامهها حدود اخلاقی و شرعی رعایت شود و از توهین، تحقیر، آزار دیگران، شوخیهای جنسی و قومیتی مذموم پرهیز شود و مشکلاتی مانند ترویج فحشا، تأیید باطل و ایجاد شبهه در آنها اتفاق نیفتد، اصل برنامه از جهت شوخی و طنز میتواند قابلقبول باشد.
با این حال، اختصاص زمان طولانی به خنده و شوخی در صورت رسیدن به حدّ افراط، با توجه به روایات میتواند موجب تضعیف و از بین رفتن ایمان، فساد عقل، کاهش دینداری، دلمردگی، تضعیف اراده و عزم جدی، نادان شمرده شدن، کاهش وقار و هیبت، جدی گرفته نشدن در مواقع لازم و گرفتار شدن در معرض بدخواهی و تحقیر دیگران شود. بنابراین، اصل مهم در این زمینه، رعایت اعتدال و پرهیز از افراط و تفریط در خنده و شوخی است.
پینوشتها:
1. حر عاملى، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، مؤسسه آل البیت، قم، اول، ۱۴۰۹ق، ج: ۱۲، ص: ۱۱۹.
2. تصنیف غرر الحکم، عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی (۵۵۰ق)، تحقیق: مصطفی درایتی، قم، دفتر تبلیغات، اول، ۱۳۶۶ش، ص: ۲۲۲.
3. الکافی، محمد بن یعقوب کلینی (۳۲۹ق)، قم، دار الحدیث، اول، ۱۴۲۹ق، ج: ۲، ص: ۶۶۴.
4. معانی الاخبار، محمد بن علی بن بابویه صدوق (۳۸۱ق)، قم، جامعه مدرسین، اول، ۱۴۰۳ق، ص: ۳۳۵.
5. تصنیف غرر الحکم، همان، ص: ۴۶۱.
۶ تا ۹. همان، ص: ۲۲۲.
10. وسائل الشیعه، همان، ج: ۱۱، ص: ۴۳۳.
*سید حبیب حسینیرنانی