کد خبر: ۳۴۰۳۵۳
تاریخ انتشار : ۲۷ مهر ۱۴۰۵ - ۲۱:۲۵

قرآن و فتنه انگیزی «مُرجِفون»

در صدر اسلام به‌ویژه در غزوات و در دوران ده‌سالۀ نبوت نبی مکرم اسلام در مدینه به‌دلیل خصومت دشمنان اسلام اعم از مشرکان قریش، یهودیان، اوضاع و شرایط حاکم بر جامعه اسلامی بسیار حساس و مهم بود. این حساسیت و اهمیت به‌دلیل حضور منافقان در مدینه و اطراف آن و نیز فتنه‌انگیزی و کارشکنی‌های مکرر آنان به‌ویژه در زمینه ایجاد تزلزل و تردید و اضطراب در جبهه مسلمانان بیشتر احساس می‌شد. به همین دلیل، قرآن کریم در موارد متعددی از فتنه‌انگیزی منافقان کوردل هشدار می‌دهد و آنان را رسوا می‌کند و از آنها با عنوان مرجفون نام می‌برد.
معنای «إرجاف»
«إرجاف» در لغت از ریشۀ «رجف» و از باب «إفعال»، به معنای فتنه‌انگیزی و ایجاد آشوب و اضطراب یا با کار یا با سخن و شایعه‏ است.(1) بنابراین عبارت «مُرجِفون» یعنی همان کسانی که با ایجاد اضطراب، تزلزل و ترس و وحشت در دل و ذهن مسلمانان به شیوه‌های مختلف، به‌دنبال فتنه‌انگیزی و تفرقه در میان صفوف مسلمانان بودند.
برخی از نمونه‌های تاریخی «إرجاف»
1. بزرگ‌نمایی از دشمن در جنگ بدر (سال دوم هجری)
بعد از اینکه مسلمانان برای تصاحب کاروان تجاری قریش از مدینه خارج شدند، در ادامه دانستند که باید با لشکر قریش مواجه شوند؛ از این ‌رو قبل از رسیدن به منطقۀ بدر، حضرت رسول نظر مسلمانان را خواست. یکی از افرادی که سخن گفت، خلیفۀ دوم بود که خطاب به پیامبر گفت: «اى رسول خدا، به خدا قسم این قریش است و از آنگاه که عزیز شده، هیچ‌گاه خوار نشده است؛ و به خدا، از هنگامى که کافر شده، ایمان نیاورده است؛ و به خدا، هرگز عزتش را از دست نمى‏دهد و با شدت خواهد جنگید؛ تو هم باید درخور آن و با کمال ساز ‌و برگ، جنگ کنی.» پیامبر خدا که گویی گفتار وی برایش ناخوشایند بود، منتظر سخن دیگر صحابه شد تا اینکه مقداد بن اسود کندی با خطابه‌ای شورانگیز، فضای جلسه را درهم‌شکست و پس از وی، سعد بن معاذ به نمایندگی از انصار سخنان پرشور در دفاع از حضرت رسول ایراد کرد و با زدودن حسّ ناامیدی از جبهه مسلمانان و اطمینان حضرت از وفاداری آنان به‌ عهد خویش، تصمیم بر ادامۀ مسیر و مقابله با قریش گرفتند.‌(2)
2. اقدامات منفی منافقان در جنگ خندق (احزاب) (سال پنجم هجری)
پس از نقض پیمان یهودیان بنی‌قریظه، منافقان از ترس و وحشت مردم سوء‌استفاده کردند و کوشیدند مسلمانان را دل‌سرد و ناامید کنند؛ تا آنجا که مُعَتِّب بن قشیر از منافقان گفت: محمد (صلی‌‌الله‌‌علیه‌‌و‌آله) ما را به گنج‌های کسری و قیصر وعده می‌دهد، در ‌حالی ‌که ما برای دستشویی ‌رفتن در امان نیستیم؛ خدا و پیغمبر جز به فریب به ما وعده نمی‌دهند.‌(3)
عده‌ای دیگر از منافقان از قبیله بنی‌حارثه، از پیامبر درخواست کردند تا آنان را از نبرد معاف کند و اجازه دهد تا به خانه‌های خود بازگردند که حضرت پس از مشورت با انصار، به آنان پاسخ منفی دادند. اقدامات منفی منافقان و سوء‌‌ظن آنان به پیامبر و نشر اراجیف و سخنان آشوبگرانه و بی‌اساس و نیز بزرگ‌نمایی از دشمن تا آنجا پیش رفت که نزدیک بود جبهه مسلمانان متفرق شود.‌(4)
اما خدای متعال با نزول آیات قرآن کریم در سوره مبارکۀ «احزاب»، با شرح حال آنان که دروغ می‌گفتند و در واقع قصد فرار از میدان را داشتند، از نیت واقعی و شوم آنان پرده برداشت. حضرت نیز در ادامه با همراهی انصار، این وضعیت را مدیریت کردند و اجازۀ ابراز وجود به آنان را ندادند.‌(5)
3. همراهی‌ نکردن برخی قبایل در ماجرای حدیبیه (سال ششم هجری)
هنگامی که حضرت رسول بنا داشتند در سال ششم هجری به قصد انجام حج به مکه مکرمه عازم شوند، در طول مسیر از بدویان خواستند ایشان را همراهى کنند. آنان از پذیرفتن دعوت پیامبر خوددارى کردند؛ ترس عمده آنان (به گمان خودشان) از بى‌‌احتیاطى مسلمانان بود که سلاحى همراه نداشتند. اعراب بر این باور بودند که این سپاه بازگشت ندارد؛ زیرا به‌سوى مردم مسلحى مى‌‌روند که هنوز خاطرۀ مصیبت غزوه بدر را در ذهن داشتند. این قبایل عبارت بودند از: بنى‌بکر، مزینه و جهینه که با یکدیگر مى‌‌گفتند: «آیا محمد مى‌‌خواهد به وسیله ما با قومى جنگ کند که از لحاظ مرکب و اسلحه کاملا آماده‌‌اند؟ حتماً محمد و اصحابش یک لقمه چرب‌ و ‌نرم خواهند بود؛ و هرگز نه خودش و نه یارانش از این سفر برنخواهند گشت؛ زیرا نه عده‌اى دارند و نه ساز‌و‌برگی.»‌(6)
در ادامه خدای متعال به پیامبر می‌فرماید که به زودی این سرپیچی کنندگان نزد تو خواهند آمد و به بهانه کسب غنایم (در غزوه خیبر) رخصت می‌طلبند تا با شما همراه شوند؛ در این هنگام به آنان بگو که هرگز شما حق ندارید در این نبرد با ما همراه شوید؛ چراکه این انسان‌های طمع‌کار و فرصت‌طلب فقط به دنبال لقمه‌های آسان و بی‌دردسر هستند.(7)
4. خودداری منافقان از جهاد به بهانه فزونی و قدرت برتر سپاه روم (در جنگ تبوک)
هنگامی که رسول خدا عازم تبوک برای مقابله با ارتش روم بودند، عبدالله ابن ابىّ همراه منافقان از حرکت خوددارى کرد و گفت: «محمد مى‏خواهد با رومیان جنگ کند؛ آن هم با این سختى و گرما و در سرزمین دور، آن هم در برابر سپاهى که یاراى جنگ با آن را ندارد؛ ظاهراً محمد جنگ با رومیان را بازى پنداشته است؟» منافقانى هم که با ابن‌ابىّ هم‌عقیده بودند، از شرکت در جنگ خوددارى کردند. ابن‌ابىّ در ادامه افزود: «گویى هم‌اکنون مى‏بینم که فردا اصحاب محمد همگى اسیر و به طناب‌ها پیچیده‏اند!» او این حرف‌ها را براى ترساندن پیامبر خدا و یاران او مى‏گفت.
آنان از همراهی با حضرت رسول خودداری کردند؛ اما حضرت به‌منظور جلوگیری از فتنه‌انگیزی‌های بعدی آنان در نبود ایشان، حضرت علی‌(ع) را جانشین خود در مدینه منصوب کردند و سفارش‌های لازم را به ایشان فرمودند.‌(8)
نتیجه 
«ارجاف» در لغت به معنای ایجاد اضطراب و تزلزل و سستی در اذهان و قلوب انسان‌ها به شیوه‌های مختلف است. «مُرجِفون» نیز در قرآن کریم برای افرادی به کار رفته است که با رفتار و گفتار خویش سعی در ایجاد آشوب و فتنه در صفوف مسلمانان را دارند. در دوران ده‌سالۀ حضور حضرت رسول در مدینه منوره به‌ویژه در غزوات ایشان که جزو لحظات بسیار حساس و سرنوشت‌ساز تاریخ صدر اسلام به شمار می‌رود، این افراد در بزنگاه‌ها که سپاه اسلام و جامعه اسلامی نیاز به همدلی و انسجام و تقویت روحیه داشت، با اقدامات سوء‌خود سعی در ایجاد آشوب و فتنه‌انگیزی و تضعیف جبهه اسلام داشتند که پیامبر گرامی اسلام با همراهی انصار و دیگر مسلمانان و نیز رسواسازی آنان از طریق خدای متعال، سعی در کنترل و مدیریت این وضعیت بحرانی داشتند.
پی‌نوشت‌ها:
1. غلامرضا خسروى‌حسینى؛ ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن با تفسیر لغوى و ادبى قرآن؛ تهران: مرتضوى‏، 1369 ش، ج 2، ص 49 ـ 50.
2. محمد بن عمر واقدی؛ المغازی؛ تحقیق: مارسدن جونس؛ چ 3، بیروت: مؤسسه الأعلمى، 1409 ق، ج 1، ص 48.
3. عبدالملک بن هشام؛ السیرة النبویه؛ تحقیق: مصطفى السقا، ابراهیم الأبیارى و عبدالحفیظ شلبى؛ بیروت: دارالمعرفه، [بى‌تا]، ج 2، ص 222.
4. عبدالقادر آل‏غازى؛ بیان المعانى؛ دمشق: مطبعه الترقی‏، 1382 ق، ج ‏5، ص 465.
5. ناصر مکارم شیرازی؛ تفسیر نمونه؛ چ 10، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1371 ش، ج 17، ص 227 ـ 239.
6. محمد بن عمر واقدی؛ المغازی؛ ج 2، ص 574 ـ 575.
7. سوره فتح: 15.
8. محمد بن عمر واقدی؛ المغازی؛ ج3، ص 995.
*علی‌محمد تاج‌الدین

captcha