بیبیسی فارسی توسط فرقه بهائیت تأسیس شد
دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان
«...حسن موقر بالیوزی که اولین کسی هست که در تاریخ BBC نامش به عنوان سخنران یا سخنور در BBC ثبت شده، فرزند میرزا علیمحمد بالیوزی از خاندان افنان و از اقوام میرزا علیمحمد باب هست، در جوانی برای تحصیل به انگلیس میرود، ازدواج کرده و در شرایطی به استخدام BBC درمیآید که چند ماه قبل از آن به عضویت مجمع ملی بهائیان موسوم به رضوان درآمده بود. چند سال پس از تأسیس BBC، بالیوزی به عنوان یکی از ایادی امرالله انتخاب میشود که ایادی امرالله در آیین بهائیت، چیزی شبیه به یک کاردینال اعظم پیرامون پاپ است. یعنی یکی از بالاترین مقامات مذهبی. حضور چنین آدمی به نام بالیوزی در ساختار BBC فارسی که جزو بزرگترین رهبران بهائی بوده و نزدیک دو دهه در بالاترین تصمیم گیریهای BBC حضور داشته، تا حد زیادی نشان میدهد که جهتگیریهای BBC به چه سویی تنظیم و هدایت میشده است. البته آقای بالیوزی رئیس محفل معنوی بهائیان بریتانیا هم بوده و در واقع رئیس کل بهائیان بریتانیا محسوب میشد تا زمانی که زنده بود یعنی سال 1982...»
این گفتههای مجید تفرشی کارشناس اسناد تاریخی است که سالها در انگلیس به مطالعه درباره این اسناد اشتغال داشته است. اسناد داخلی خود بیبیسی هم حکایت از آن دارد که بخش فارسی BBC در شهریور 1320 و همزمان با حمله نیروهای اشغالگر انگلیس به ایران توسط یک بهائی ایرانی که ریاست محفل بهائیان بریتانیا را هم برعهده داشت به نام حسن موقر بالیوزی تأسیس شد و برنامههایش در جهت توجیه این حمله و اشغال و همچنین تغییر حکومت رضاخان به محمدرضا تهیه و پخش میشد.
فتنهگری در سرزمینهای اشغالی
اگرچه رسانه سلطنتی بریتانیا یا بنگاه سخنپراکنی بریتانیا و یا همان بیبیسی «BBC» در 18 اکتبر 1922 (25 مهرماه 1301) در لندن تأسیس شد و از 14 نوامبر (22 آبان) همان سال برنامههای روزانه خود را شروع کرد. بیبیسی از همان ابتدا برنامه بینالمللی خود به نام World Service را راهاندازی نمود و با بیش از 50 زبان برای سراسر جهان برنامه پخش کرد! یعنی از همان ابتدا آنچه به عنوان اهداف این رسانه تعیین شد، بیش از داخل انگلستان، نقاطی از جهان را شامل میگردید که در طی3 قرن، به اشغال بریتانیا درآمده بود.
از جمله در ایران که دقیقا در زمانی که ارتشهای متفقین اعم از انگلیس و روس و بعدا آمریکا به سرزمین ایران تجاوز نظامی کرده، آن را لگدکوب چکمهپوشان خویش نموده و مملکت را اشغال کردند، رادیوی بیبیسی تأسیس و به کمک این تجاوز نظامی و اشغالگری آمد. سر ریدر بولارد، وزیر مختار وقت بریتانیا در ایران در این باره در خاطراتش نوشته است:
«... این واقعا تاسف بار بود که درست در زمانی که ما احتیاج به همراهی و مساعدت مردم ایران داشتیم، آنها به سرزنش ما بپردازند و از اینکه حامی شاه مورد تنفرشان بودیم، اظهار گلهمندی بنمایند. ولی این وضع دیری نپایید، زیرا ما توانستیم با آغاز پخش برنامههای فارسی BBC از لندن و دهلی تا حدود زیادی براین مشکل فائق آییم...»
نامههای خصوصی و گزارشهای محرمانه سر ریدر بولارد که در سال 1991 در لندن منتشر شد، نشان میدهد مطالبی که در آن زمان برای توجیه حضور ارتشهای متفقین از جمله نیروهای انگلیسی در خاک ایران از رادیوی BBC پخش میشد، قبلا به وسیله آن لمبتون (جاسوس معروف MI6 و وابسته مطبوعاتی سفارت انگلیس در تهران) تهیه و به لندن ارسال شده بود و در موقع مقتضی به BBC دستور داده میشد که آنها را پخش کند.
ساعت دقیقا نیمه شب است
هدایت توطئهها و کودتاها و جنگها علیه کشورهای مختلف و از جمله ایران توسط رسانه بیبیسی در طی سالهای مختلف جریان داشت از جمله در مورد کودتای سیاه 28 مرداد 1332 که شبکه چهار رادیو بیبیسی هم بر پخش آن جمله معروف رمز کودتا که در ساعت 12 نیمه شب از رادیو بیبیسی پخش میشد، صحه گذارد.
در ۲۲ اوت ۲۰۰۵ برنامهای از سری برنامههای موسوم به «داکیومنت» با عنوان «یک کودتای خیلی بریتانیایی» از این شبکه پخش شد که در آن برنامه توسط مایک تامپسون مجری و برنامهساز مشهور این شبکه اعلام گردید در نیمه شب 25 مرداد 1332 گوینده بیبیسی با اعلام جمله «اکنون ساعت دقیقا ۱۲ نیمه شب است» به جای جمله همیشگی «اکنون ساعت ۱۲ نیمه شب است» پیامی رمزی برای شاه و همراهانش درجهت اطمینان بخشیدن به آنان و نشان دادن آمادگی لندن برای عملیات کودتا فرستاد.
رادیوی بیبیسی در تمام سالهای پس از کودتا هم از سیاستهای استعماری آمریکا در ایران و رژیم دیکتاتوری شاه، دفاع کرد و خیانتها و جنایتهایش را توجیه کرد. بیبیسی، قرارداد کنسرسیوم نفتی و حاکمیت 25 ساله شرکتهای بزرگ آمریکایی و هلندی بر منابع نفتی ایران را «زمینهسازی شکوفایی اقتصاد» آن خواند، تأسیس ساواک در سال 1335 را آغازی بر تامین امنیت داخلی این کشور نفتخیز اعلام نمود، نهضت و حرکت روحانیت مبارز به رهبری امام خمینی علیه سیاستهای ارتجاعی و اشغالگری نوین آمریکا را همصدا با شاه، ارتجاع سیاه خواند و قیام پانزده خرداد 1342 و قتلعام مردم توسط چکمهپوشان شاه را سرکوب مرتجعین تحلیل کرد که میتواند ادامه راه ترقی برای ایران را تضمین نماید!
رادیو بیبیسی در طی سالهای بعد از قتلعام 15 خرداد و تبعید امام، در همه آن روزگاری که شاه با ساواک و شکنجهها و سرکوب خود، ندای هرگونه آزادیخواهی و استقلالطلبی را در گلو خفه میکرد و پایگاه بیچون و چرای غرب و به اصطلاح ژاندارم آمریکا در منطقه بود، رژیم شاه را عامل ثبات در غرب آسیا میخواند.
نقشه مشروطهسازی از انقلاب
درباره همراهی ظاهری بیبیسی با نهضت مردم در روزهای اوجگیری انقلاب، اسنادی وجود دارد که نشان میدهد، بیبیسی با زیرکی خاصی همواره درصدد تضعیف حرکت انقلاب اسلامی بوده است. این رسانه با بهراه انداختن جنگ روانی علیه نیروهای انقلابی، سعی میکرد از پیروزی انقلاب اسلامی جلوگیری کند. بیبیسی با تفسیر به رای و انتشار اخبار جعلی تلاش میکرد تا بین نیروهای انقلابی اختلاف ایجاد کند. ارتش را علیه نیروهای انقلابی تحریک نموده، با قدرتمند جلوهدادن رژیم شاه انقلابیون را مأیوس کند، از تشکیل یک حکومت اسلامی آنها را ناامید سازد، حرکت تکاملی مردم را حرکت به سوی هرج و مرج جلوه داده و مردم را از شرکت در راهپیمایی بترساند.
بیبیسی در آستانه ورود حضرت امام خمینی با نقل گزیدههایی از مطبوعات انگلیسی دست به یک جنگ روانی تمام عیار علیه انقلاب زد. این رادیو در اخبار شبانگاهی خود در دهم بهمن گفت:
«هرج و مرج در ایران» حاکم شده و «مراحل ابتدائی یک جنگ داخلی را طی میکند». و «در حال سوق یافتن به سوی یک جنگ همهجانبه داخلی است».
در واقع بیبیسی با همان هدفی وارد میدان اطلاعرسانی انقلاب اسلامی شد که سفارت انگلیس در صدر مشروطه به میدان آمد یعنی برای نهضت امام و انقلاب اسلامی، نقش همان دیگ پلوی سفارت انگلیس در مشروطه را ایفا نمود.
اما وقتی این بار حیله دیگ پلویش نگرفت، از فردای پیروزی انقلاب بر طبل مخالفت گروهکهای مختلف چپ و راست کوبید، از تجزیهطلبان در کردستان و خوزستان و ترکمن صحرا و... حمایت نمود، گروهکهای تروریستی را در بوق کرد، کودتای نقاب با حمایت بقایای شاه و سیا را خیزش افسران آزادیخواه اعلام کرد و بالاخره تجاوز وحشیانه صدام به خاک ایران و اشغال هزاران کیلومتر از آن را پاسخی منطقی به صدور انقلاب ایران دانست! و البته هیچ گاه از تجاوزگری صدام و جنایات جنگی او اعم از جنگ شهرها و حملات شیمیایی و کشتار مردم بیگناه سخنی نگفت!!
چنانکه بعداً در جریان تمامی فتنههای سالهای 78 و 88 و 98 و 1401 و کودتای 1404 و جنگهای تجاوزکارانه آمریکا و اسرائیل نیز همچنان بر دشمنی دیرین خود با ایران و مردمش اصرار ورزید.
در چنبره فرقههای صهیونیستی
مجید تفرشی درباره میزان وابستگی بیبیسی به سیاستهای انگلیس اظهار داشت:
«... این اختلاف نظر که آیا BBC باید مستقل باشد و یا با نظر وزارت خارجه بریتانیا عمل کند با این سند رسمی که نقل میکنم، این اختلاف نظر پایان یافت:
«BBC پذیرفت که دولت انگلستان به لحاظ قانونی میتواند با پذیرش کامل و علنی پخش هر چیزی را از BBC بخواهد...»
عباس دهقان (یکی از کارکنان نسل اول BBC) نقل قولی دارد که در خود BBC هم پخش شد. او گفت:
«...ما دقیقا آنچه که به ما داده میشد، میخواندیم، ما مجاز به هیچ تغییری نبودیم. دو نفر انگلیسی بودند که به آنچه ما پخش میکردیم، نظارت میکردند. آنها به زبان فارسی صحبت میکردند و به دقت گوش میکردند...»
اما هدایت بیبی سی فقط به دولت و وزارت امور خارجه انگلیس ختم نگردیده و همان طور که در تاریخ تأسیس آن توضیح داده شد که فرقه ضاله بهائیت نقش اصلی را داشت، در ادامه کار و هدایت آن نیز کانونهای صهیونی نقش محوری را ایفا نمودند.
در هدایت BBC توسط کانونهای صهیونیستی، رابرت فیسک (روزنامهنگار مشهور انگلیسی و از کارشناسان مسائل خاورمیانه) مثالی زده و در واکنش به توبیخ جِرمی بوئن (سردبیر بخش خاورمیانهای BBC) در وب سایت کانتر پانچ نوشت:
«... لابی اسرائیل بیش از 70 سال است که در این رسانه نفوذ دارد و این بنگاه خبرپراکنی علاوهبر دفاع از تروریسم اسرائیلی و اشغال غیرقانونی سرزمینهای فلسطینی به عنوان بلندگوی لابیهای اسرائیل و سخنگوی این رژیم عمل میکند...»