کد خبر: ۳۴۰۰۱۹
تاریخ انتشار : ۲۲ مهر ۱۴۰۵ - ۲۱:۲۶
به بهانه میلاد باشکوه اسوه صبر و شهامت

زینب کبری(س) شخصیتی تاریخ‌ساز و هویّت‌آفرین (مقاله وارده)

سید ابوالحسن موسوی طباطبایی
در این نبردِ وجودی و رویاروییِ تمدنی که دشمن با به کار گرفتن تمامی توان و سازوبرگ خویش، به میدان آمده و جملگی ظرفیت‌ها و امکانات خود را در عرصه تقابل با حقیقت به کار گرفته است، چه ضرورتی فراتر از آنکه ما نیز با تمام توان و ذخایر خویش به آوردگاه درآییم و داشته‌ها و سرمایه‌های فرهنگی و هویتیِ خود را به جهانیان بشناسانیم؟ هنگامی که این صف‌آرایی، نه صرفاً نزاعی بر سر منافع و قدرت، بلکه مواجهه‌ای میان دو جهان‌بینی است، معرفیِ چهره حقیقیِ مکتب و تبیین ظرفیت‌های نهفته در آن، ضرورتی راهبردی و رسالتی تاریخی به‌شمار می‌آید.
از این منظر، مکتب تشیع گنجینه‌ای گران‌سنگ از شخصیت‌های تاریخ‌ساز در اختیار دارد که هر یک از آنها در عرصه معرفت، عدالت و آزادگی افقی تازه پیش‌روی بشریت می‌گشایند. چهره‌هایی فراتر از مرزهای زمان و جغرافیا که اندیشه و منش آنان می‌تواند الهام‌بخش انسان معاصر در مواجهه با بحران‌های فردی و اجتماعی باشد.
در میان این منظومه درخشان از ستارگان فضیلت، نام حضرت زینب کبری سلام‌الله‌علیها در تار و پود هویت تشیع تنیده شده است. بانویی که عظمت شخصیتش را باید در ژرفنای معرفت، صلابت ایمان، شکوه شکیبایی و شهامتش در بیان حقیقت جست‌وجو کرد. آن حضرت در یکی از سهمگین‌ترین مقاطع تاریخ اسلام به ایفای نقش حیات‌بخش خود پرداخت. هنگامی ‌که بیم آن می‌رفت حقیقت کربلا در هیاهوی تبلیغات امویان به محاق رود و غبار تحریف بر چهره زیبای آن نشیند، حضرت زینب وارد میدان شد و نشان داد جهاد حقیقی، گاه از زمانی آغاز می‌شود که شمشیرها در بستر نیام، آرام گرفته‌اند! که اگر عاشورا حماسه ایثار و جانبازی در معرکه نبرد بود، رسالت زینبی استمرار همان حماسه در میدان آگاهی و روایت محسوب می‌گردید.
در جهان معاصر نیز میدان اصلیِ رویارویی، جنگ روایت‌ها است و قدرت همچنان در شکل‌دهی به روایتِ رویدادها و جهت‌دهی به افکار عمومی نقشی تعیین‌کننده دارد. دولت‌ها و بازیگران سیاسی با بهره‌گیری از رسانه، فناوری ارتباطی و ابزار تولید و توزیع اطلاعات، می‌کوشند تصویری مطلوب از عملکرد خویش عرضه کنند. در چنین فضائی، بازخوانی سیره حضرت زینب(س) می‌تواند مبنایی برای تأمل در مسئولیت اخلاقی روایت، ضرورت حقیقت‌جویی و اهمیت ایستادگی در برابر تحریف باشد.
عاشورا یکی از بنیادی‌ترین سرچشمه‌های هویت تاریخی و معنوی شیعه است و حضرت زینب در استمرار و انتقال پیام آن نقشی محوری داشته است. از این‌رو، بازشناسی شخصیت زینب کبری(س) در حقیقت، معرفی ظرفیت‌های تمدنیِ مکتبی است که در آن، صبر با شجاعت، سوگ با حماسه، مظلومیت با اقتدار، اسارت با آزادگی و عواطف بشری با افشاگری پیوند می‌خورد. خطبه‌های آن حضرت در کوفه و شام، جلوه‌هایی شکوهمند از رسالت زینبی به‌شمار می‌روند. آنچه باعث ماندگاری این سخنان آتشین در تاریخ شده، علاوه‌بر بودن در اوج زیبایی و فتح قله‌های سخنوری، شناخت موقعیت، تشخیص مسئله اصلی و تبدیل رنج به آگاهی است. حضرت زینب(س) در شرایطی دشوار، مخاطب را از سطح مشاهده یک حادثه به درک ماهیت آن فرا می‌خواند و اجازه نمی‌دهد که غلبه نظامی، به‌عنوان نشانه حقانیت تفسیر شود.
زینب صبور
صبر در سیره زینبی، نه به معنای تسلیم در برابر ظلم است و نه به معنای فرونهادن بار امانت عاشورا. بلکه توانایی حفظ تعادل در طوفان حوادث و تداوم حرکت در کوران محنت‌ها است. آن حضرت در متن جانگدازترین ابتلائات قرار داشت، اما مصیبت نتوانست قامت رسالتش را خم کند. داغ، هرچند سهمگین، خللی در حراستش از حریم امامت وارد نساخت و بلای عظیم، مانع از ایفای نقش تاریخی او نشد.
پس از عاشورا، حضرت زینب(س) با مجموعه‌ای از فقدان‌ها و بليه‌ها مواجه بود؛ با این‌ حال، مسئولیت مراقبت از بازماندگان و انتقال پیام واقعه همچنان بر دوش او قرار داشت. اهمیت این وضعیت در آن است که رنج، در زندگی او به تجربه‌ای صرفاً فردی محدود نماند و در بستر ایمان به بخشی از رسالتی تاریخی تبدیل شد.
از این منظر، صبر زینبی را می‌توان نوعی اقتدار درونی دانست. اقتداری که نه بر ابزارهای مادی، بلکه بر ایمان، بصیرت و اراده استوار است. چنین صبری، هرچند انسان را از واقعیت رنج جدا نمی‌کند، ولی امکان می‌دهد در دل سوگ عظیم، اقامه حق و ادامه مسیر را رقم زند. برای انسان معاصر نیز این برداشت از صبر، واجد پیامی بنیادین است. در مواجهه با بحران‌های فردی و اجتماعی، شکیبایی هنگامی به فضیلت تبدیل می‌شود که با تشخیص درست، حفظ کرامت انسانی و اقدام مسئولانه همراه باشد. صبر بدون آگاهی، ممکن است به انفعال فروکاسته شود. اما هنگامی که با بصیرت و اراده پیوند بخورد، به نیرویی برای مقاومت، بازسازی و استمرار حرکت بدل می‌شود.
زن مگو مردآفرینِ روزگار
یکی دیگر از ابعاد برجسته شخصیت حضرت زینب کبری(س)، جایگاه او در نسبت میان زن، کرامت انسانی و مسئولیت اجتماعی است. در بسیاری از جوامع و دوره‌های تاریخی، حضور اجتماعی زنان با محدودیت‌های گوناگون مواجه بوده است. در چنین زمینه‌ای، بازخوانی منش زینبی می‌تواند امکان تأملی عمیق‌تر درباره ظرفیت‌های مدنی زنان را فراهم آورد. در سیره آن حضرت، عفاف و حضور اجتماعی، معنویت و آگاهی و عاطفه و صلابت نه عناصر متعارض، بلکه ابعادی هماهنگ از یک شخصیت انسانی‌اند. در الگوی رفتاری آن حضرت مشاهده می‌کنیم یک زن برای اثبات توانایی خویش، به نفی ارزش‌های معنوی روی نمی‌آورد و نیز برای پاسداری از فضیلت‌های اخلاقی، از مسئولیت تاریخی خود کناره نمی‌گیرد.
در مجلس یزید 
یکی از برجسته‌ترین جلوه‌های رسالت زینب کبری(س)، خطبه آن حضرت در مجلس یزید در شام است. اهمیت این خطبه را باید با توجه به موقعیت تاریخی و سیاسی آن دریافت. کاروان اهل‌بیت، پس از واقعه کربلا به مرکز قدرت اموی منتقل شد. جایی که پیروزی نظامی می‌توانست به نمایش اقتدار سیاسی و تثبیت روایت فاتحان تبدیل شود.
در گزارش‌های تاریخی مربوط به این مجلس آمده است که یزید در برابر حاضران به اشعاری با مضمون انتقام از کشته‌شدگان قریش در نبردهای صدر اسلام استناد کرد و با رفتاری توهین‌آمیز نسبت به سر مطهر سیدالشهدا علیه‌السلام، فضای مجلس را به جشن پیروزی خویش بدل ساخت. در چنین شرایطی، حضرت زینب به سخن برخاست و با خطابه‌ای توفانی، نمایش قدرت یزید را به چالش کشید.
این صحنه از چند جهت اهمیت دارد. نخست آنکه سخن گفتن در برابر حاکمی که بر سرنوشت گوینده و همراهانش تسلط دارد، مستلزم شجاعتی فراتر از حد تصور است. دیگر آنکه مخاطب این سخن تنها شخص یزید نبود. حاضران مجلس، نخبگان سیاسی و اجتماعی و در نهایت جامعه‌ای بودند که روایت قدرت را پذیرفته و در برابر آن سر فرود آورده بودند. در چنین موقعیتی، با نوعی جهاد مواجهیم که ابزار اصلی آن، آگاهی و کلام است. حضرت زینب نه امکانات نظامی در اختیار داشت و نه از موقعیت متعارف قدرت برخوردار بود؛ با این ‌حال، توانست در قلب دستگاه قدرت، درباره معنای پیروزی و شکست سخن بگوید و مخاطبان را به سنجش حقیقت آنچه رخ داده بود، فراخواند.
یکی از مضامین محوری خطبه حضرت زینب نقد این تفکر است که برخورداری از قدرت و پیروزی ظاهری، نشانه رضایت الهی و حقانیت حاکمان است. آن حضرت در بیان این منطق، از آیه ۱۷۸ سوره آل‌عمران بهره می‌گیرد. آیه‌ای که به کافران هشدار می‌دهد گمان نکنند مهلتی که به ایشان داده می‌شود، به سودشان خواهد بود بلکه این مهلت بر بار گناهان آنان می‌افزاید و سرانجام‌شان عذابی خوارکننده است. این نکته در سخن دیگری از خطبه، با لحنی صریح‌تر جلوه می‌کند. آنجا که حضرت به یزید می‌فرماید: «فَکِد کَیدَکَ، وَاسْعَ سَعیَکَ، وَناصِب جُهدَکَ فَوَاللهِ لا تَمحُوَنَّ ذِکرَنا وَ لا تمیتُ وَحیَنا...؛ هر نیرنگی داری به کار گیر و هر تلاشی می‌توانی انجام ده و نهایت کوشش خود را به کار بند، به خدا سوگند نخواهی توانست یاد ما را از میان ببری و وحی ما را بمیرانی...»
این فراز، صف‌آرایی آشکار حق و مواجهه شجاعانه در برابر قدرتی است که گمان می‌کند با حذف مخالفان و نمایش پیروزی، امکان تعیین سرنوشت حقیقت را نیز به دست آورده است. پیام سخن آن است که اراده صاحبان قدرت، هر اندازه گسترده باشد، نمی‌تواند معیار نهایی حق و باطل را به هوا و هوس آنان فروبکاهد. در ادامه همین مضمون، به ماندگاری یاد خاندان پیامبر(ص) و رسوایی ستمگران اشاره می‌کند. بدین‌ ترتیب، معیار داوری از وضعیت آنی و ظاهری قدرت به افق بلندمدت تاریخ و داوری نسل‌ها منتقل می‌شود. آنچه در لحظه وقوع حادثه، پیروزی به نظر می‌رسید، در حافظه تاریخ به نشانه سقوط تبدیل می‌شود. همان‌گونه که شکست ظاهری و اسارت به سرچشمه الهام و بیداری نسل‌های بعد بدل می‌گردد. این بازتعریف پیروزی در برابر طاغوت زمانه و فرعون امت یعنی یزید پلید، یکی از بنیادی‌ترین دلالت‌های سیره زینبی است. ممکن است گروهی میدان را در اختیار بگیرد، اما در داوری تاریخ جایگاهی فرودست بیابد و ممکن است گروهی از نظر نظامی شکست بخورد، اما با پایداری بر اصول خویش، به مرجعی ماندگار برای وجدان انسانی تبدیل شود.

captcha