آمریکا در ایران سفارتخانه ندارد ولی دهها سفیر دارد! (یادداشت روز)
۱- چند سال پیش، «جان نگروپونته»، جانشین «پل برمر»، نخستین فرمانده سیاستگذار آمریکا در عراقِ بعد از صدام که بعدها مسئول هدایت «جامعه اطلاعاتی و امنیتی آمریکا» شد، اندکی پیش از پایان مأموریتش، از یکی از رهبران سیاسی عراق پرسیده بود: «میدانی چرا در آمریکا هیچوقت کودتا نمیشود؟!» و مقام عراقی دلایل زیادی، از توزیع قدرت تا دموکراسی و... را برشمرده بود، اما نگروپونته در یک جمله به او گفته بود: «فقط به این علت که آمریکا در واشنگتن سفارت ندارد»!
۲- جان نگروپونته اگرچه با کنایه تأکید میکند که مأموریت اصلی سفارتخانههای آمریکا در کشورهای غیرهمسو، کودتا علیه کشور میزبان و تغییر حاکمیت آن است، ولی در این کنایه واقعیتی نهفته است که فقط با مروری هرچند گذرا بر فعالیت سفارتخانههای آمریکا در کشورهای غیرهمسو، بهوضوح قابل دیدن است. اسناد به دست آمده از سفارت تسخیرشده آمریکا در تهران نیز این واقعیت را بیکموکاست تأیید میکند. از این روی،
تسخیر سفارت آمریکا را باید مقابله با یکی از بزرگترین توطئههای آمریکا علیه انقلاب اسلامی تلقی کرد. اقدامی که امام راحل از آن با عنوان «انقلابی فراتر از انقلاب اول» یاد فرمودند و رهبر شهید انقلاب، آن را «حرکتی دفاعی، بهموقع و کاملاً عقلانی» توصیف کردند. سفارت آمریکا در ایران اسلامی تعطیل شد، اما این قصه سر دراز دارد. بخوانید!
۳- مأموریت اصلی و تعریفشده یک سفارتخانه، تأمین و حفظ منافع کشوری است که سفارت آن را برعهده دارد و این مأموریت را سفیر، که بالاترین مقام سفارت است، مدیریت میکند. با این حساب، میتوان گفت کسانی که در داخل کشور از منافع آمریکا حمایت میکنند و در گفتهها و نوشتههای خود، آرزوهای بر زمینمانده ترامپ را بر زبان و قلم میآورند،
چه بدانند و چه ندانند، نقش سفیران آمریکا را برعهده گرفتهاند و جای خالی سفیر آمریکا را پُر میکنند! تعجب نکنید! مگر وظیفه سفیر یک کشور، دفاع و حمایت از منافع و خواستههای کشور متبوعش نیست؟ خُب، اگر چنین است که هست، افراد یادشده با سفیر آمریکا در ایران چه فرقی دارند؟! فقط در این چند نمونه دقت کنید:
الف: درحالیکه همه شواهد از شکست آمریکا در جنگهای ۱۲روزه و جنگ رمضان حکایت میکند و تقریباً تمامی رسانههای معتبر و کارشناسان برجسته جهان به این شکست اعتراف دارند، آقای ظریف از عهدنامه ذلتبار ترکمانچای دفاع میکند! معاهدهای که براساس آن سه ایالت قفقاز، یعنی ایروان، نخجوان و بخشهایی از تالش، از ایران جدا شده و به روسها داده شد. آقای ظریف میگوید در آن هنگام، ارتش روسیه تا پشت دروازههای قزوین پیش آمده بود و اگر معاهده ترکمانچای امضا نمیشد، ایران به تسخیر دشمن درمیآمد! و سپس با همین قیاس، تسلیمشدن دربرابر آمریکا را منطقی! و عاقلانه! قلمداد میکند و اصلاً هم به روی خود نمیآورد که اولاً؛ امروزه جمهوری اسلامی ایران پیروز جنگ است و آمریکا باید امتیاز داده و انتقام پس بدهد. ثانیاً؛ تسلیم بیشرمانه در مقابل دشمن را چه آسان
(و همسو با محمد خاتمی)، صلح شرافتمندانه(!) جا میزند! ثالثاً؛ توضیح نمیدهد که پیشنهاد ذلتبار ایشان با آرزوی برزمینمانده ترامپ و نتانیاهو چه تفاوتی دارد؟! حالا خودتان قضاوت کنید که آیا اگر سفیر آمریکا در ایران حضور داشت، پیشنهاد آقای ظریف را دهها بار ذلتبارتر و وطنفروشانهتر از خواسته آمریکا نمیدانست؟!
ب: آقای حسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران، میفرمایند: «من به رئیسجمهور، رئیسمجلس، آقای رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی، و فرماندهان محترم سپاه هشدار میدهم که در زمینه جلوگیری از جنگ احتمالی سوم، مطلقاً حق ندارند هیچ ریسکی را بپذیرند. هر تدبیر سیاسی و نظامی و هر عقبنشینی تاکتیکی که لازم باشد، باید انجام شود تا ایران حفظ شود.»! ایشان هم بهگونهای دیگر پیشنهاد تسلیم ذلتبار را، آن هم در اوج پیروزی، با واژه «صلحطلبی»! جابهجا میکند. یعنی دقیقاً همان آرزوی بربادرفته ترامپ و نتانیاهو را به تکرار مینشیند. توصیه ایشان به عقبنشینی در مقابل آمریکا (بخوانید تسلیم و همان پیشنهاد بده بره) درحالی است که آمریکا، به اعتراف مقامات آن کشور، از مقاومت حماسی ایران به تنگ آمده است و راه خروج بهاصطلاح محترمانهای را جستوجو میکند. اکنون باید دید که چنانچه آمریکا در ایران از سفیر و سفارتخانه رسمی برخوردار بود، آیا برای نجات آمریکا از باتلاقی که در آن گرفتار شده است، خواسته و آرزویی غیر از این داشت؟!
ج: انتظار رسماً اعلام شده آمریکا آن بود که نهایتاً ظرف دو هفته به موجودیت جمهوری اسلامی ایران خاتمه دهد، ولی با مقاومت مثالزدنی ایران روبهرو شده و شکست سختی را متحمل شد. حالا به پیشنهاد آقای حسن روحانی، رئیسجمهور اسبق ایران، توجه کنید. ایشان با قیافهای حقبهجانب و درحالیکه جای «دفاع مشروع» را با «جنگ» عوض کرده است، میگوید: برای ادامه حمله باید به رفراندوم روی آورد و از مردم نظرسنجی کرد(!) و توضیح نمیدهد که کدام عقل سلیم و در کجای دنیا برای دفاع در مقابل حمله دشمن به رفراندوم روی میآورند؟! این پیشنهاد آقای روحانی نیز دقیقاً و بیکموکاست همان خواسته آمریکا و رژیم صهیونیستی است که از دفاع جانانه و مقتدرانه ایران به تنگ آمده و دستکشیدن ایران از دفاع و تندادن به تسلیم را آرزو میکردند! آیا با هزار بهانه و توجیه نیز میتوان پیشنهاد آقای روحانی را بیرون از تسلیم منجر به نابودی ایران و خدمت آشکار به آمریکا و رژیم صهیونیستی دانست؟!
اکنون با جرأت میتوان گفت اگرچه آمریکا در ایران سفارتخانه ندارد، ولی دهها سفیر دارد(!) آمریکا مأموریت سفارتخانه تعطیلشده خود را به شماری از غربزدگان و خودباختگان سپرده است. این جماعت اگر نقش سفیران آمریکا را برعهده ندارند، پس با مواضعی که به آن اشاره شد، در چه کارند؟!
۴- حالا نگاهی به توصیه اکید آقای شهیدمان بیندازید؛ توصیهای که ده روز قبل از شهادتشان خطاب به مراکز امنیتی و قضائی مطرح فرمودهاند:
«دستگاههای امنیتی و قضائی موظّفند آن کسانی را که با دشمن همراهی میکنند، همکاری میکنند، همصدایی میکنند - چه در عمل، چه در زبان، چه در تحلیل - با اینها برخورد قضائی بکنند، برخورد عادلانه بکنند. بنده طرفدار سختگیری بیجا نیستم، اما آسانگیری بیجا هم مثل سختگیری بیجا کشور را دچار زیان میکند. پس به گمان زیادِ من، نقشه آینده آمریکا نسبت به جمهوری اسلامی این نوع کار است، این سبک کار است. البتّه من یقین دارم که به لطف الهی هرگونه حرکتی از این قبیل به دست ملّت ایران نابود خواهد شد؛ بدون تردید. ملّت بحمدالله زنده است، بیدار است، آماده است».
(۲۸/۱۱/۱۴۰۴ در جمع مردم آذربایجان شرقی).
حسین شریعتمداری