شیوههای امام صادق (ع) برای انسجام و همگرایی جامعه
قرن دوم هجری، عصر تلاقی اندیشهها و التهابهای سیاسی ـ مذهبی بود. جامعه اسلامی بر سر یک دوراهی سرنوشتساز قرار داشت: انزوا و تقابل فرقهای یا همزیستی و تعامل سازنده.
در چنین شرایطی، این پرسش بنیادین مطرح میشود که راهبرد پیشوای ششم شیعیان، حضرت امام صادق (ع)، برای مدیریت این اختلافات و حفظ کیان امت چه بود. آیا ایشان در میانه این امواج متلاطم، مسیر وحدت را برگزیدند و اگر چنین است، این همگرایی را بر چه پایههای مستحکمی استوار ساختند تا هم هویت مذهب خویش را صیانت کنند و هم از فروپاشی شیرازه جامعه اسلامی جلوگیری نمایند؟
راهبردهای امام صادق (ع)
برای حفظ انسجام اجتماعی مسلمانان
۱- مشارکت فعال در آیینهای عبادی مشترک
در فضای ملتهب قرن دوم هجری که رقابتهای سیاسی و فکری میتوانست بهسادگی به انزوای اقلیتها و شکلگیری فرقههای زیرزمینی منجر شود، امام صادق (ع) وحدت را ضرورتی بنیادین برای حفظ اساس اسلام ناب دانسته و راهبرد «حضور حداکثری در کانونهای اجتماع مسلمانان» را پایهگذاری کردند. تدبیر عملی ایشان برای تجسم عینی این همگرایی، تشویق شیعیان به حضور فعال و بیواسطه در مناسک عبادی و شعائر عمومی مسلمانان بود. ایشان پیروان خود را از گوشهگیری برحذر داشته و خطاب به آنان میفرمودند که در مساجد دیگر مسلمانان نماز بخوانید تا رفتار شایسته شما مایه افتخار باشد و بگویند: «... هَؤُلَاءِ الْجَعْفَرِیَّهُ رَحِمَ اللَّهَ جَعْفَراً مَا کَانَ أَحْسَنَ مَا یُؤَدِّبُ أَصْحَابَه ؛ اینان جعفری [پیروان جعفر بن محمد] هستند، خدا جعفر را رحمت کند. چه نیکو یارانش را تربیت و ادب کرده است.» (۱) ا
مام ثواب نماز گزاردن در صف نخست جماعت آنان را همتراز با نمازخواندن در صف اول پشت سر رسول خدا (صلیالله علیه و آله) توصیف میکردند (۲) و حتی در روایاتی، حضور در این صفوف را بهعنوان نمادی از پیوند امت ارج مینهادند. (۳)
در جریان مناسک عظیم حج نیز، امام و اصحابشان برای حفظ شکوه تجمع مسلمانان و نظم عمومی، همگام با کاروانهای عمومی حرکت میکردند تا نشان دهند تفاوت در برداشتهای مذهبی نباید بهانهای برای قهر با بدنه جامعه اسلامی شود. (۴)
۲- خنثیسازی تنشهای فرقهای در بستر اجتماع
دومین محور از راهبردهای امام صادق (ع)، جاری کردنِ وحدت در تعاملات روزمره مردم بود؛ چراکه همگرایی مذهبی بدون وجود پیوندهای عاطفی، میان مردم پایدار نمیماند. دستورالعملهای ایشان به شیعیان، شامل مجموعهای از وظایف اجتماعی بود که باید در قبال تمامی مسلمانان، فارغ از گرایش مذهبیشان، رعایت میشد: عیادت بیماران، حضور در تشییعجنازه، امانتداری و غیره.: «... لَیَعُودُونَ مَرْضَاهُمْ وَ یَشْهَدُونَ جَنَائِزَهُمْ... وَ یُؤَدُّونَ الْأَمَانَهَ إِلَیْهِم.» (۵) این رویکرد تعاملی حتی در برابر کسانی که در مسیر نادرستی بودند نیز توصیه میشد؛ بهگونهای که امام میفرمودند آزار آنان را تحمل کنید و از ستیز و مجادله بپرهیزید. (۶) ممنوعیت قطعیِ توهین و ناسزاگویی، رکن دیگر این سیره است. وقتی امام حتی اهانت به یک مُشرِک را نمیپذیرند و فرد خاطی را طرد میکنند، بدیهی است که توهین به مسلمانان و مقدسات سایر مذاهب، خط قرمزی پررنگتر است. (۷)
امام در تفسیر آیه شریفه «و با مردم با خوشزبانی سخن گویید...»، (۸) سخن نیکو گفتن با تمامی مردم، اعم از مؤمن و مخالف، را ضروری دانسته و میفرمودند: «... أَیْ لِلنَّاسِ کُلِّهِمْ مُؤْمِنِهِمْ وَ مُخَالِفِهِمْ أَمَّا الْمُؤْمِنُونَ فَیَبْسُطُ لَهُمْ وَجْهَهُ وَ أَمَّا الْمُخَالِفُونَ فَیُکَلِّمُهُمْ بِالْمُدَارَاهِ- لِاجْتِذَابِهِمْ إِلَى الْإِیمَانِ فَإِنَّهُ بِأَیْسَرِ مِنْ ذَلِکَ یَکُفُّ شُرُورَهُمْ عَنْ نَفْسِهِ وَ عَنْ إِخْوَانِهِ الْمُؤْمِنِین؛ برخورد با مؤمنان باید با گشادهرویی باشد و با مخالفان با مدارا سخن گفته شود تا یا به مکتب و مسیر ایمان جذب شوند و یا دستکم شرّ آنان از مؤمنان بازداشته شود.» (۹)
این رفتارها همچون زرهی از اقلیت شیعه محافظت میکرد و همزمان پلی برای همبستگی کل امت میساخت. این شبکه از رفتارهای اخلاقی، اقلیت شیعه را به عنصری امن، قابل اعتماد و سازنده در جامعه تبدیل کرد و بهانههای واهی برای سرکوب یا طرد آنان را از دست تندروها خارج ساخت.
۳- تثبیت مرجعیت علمی فراگیر
جامعه اسلامی در قرن دوم هجری شاهد فعالیت طیفهای فکری گوناگون بود. در چنین فضای دوقطبی و پرتنشی، امام صادق (ع) روش «حذف» یا «طرد» را پیش نگرفتند. ایشان درِ خانه و حلقه درس خود را به روی دانشمندان هر دو گروه عقلگرایان و نصگرایان باز گذاشتند. امام با تسلط بینظیر علمی خود، با هر گروه با زبان علمی و منطق استوارِ خودشان سخن میگفتند. این پاسخگویی جامع، بدون تعصب و توأم با سعهصدر باعث شد که ایشان بهعنوان یک مرجع علمی فراگیر در کل جهان اسلام شناخته شوند؛ بهطوریکه بزرگان جریانات مختلف به جایگاه علمی و بیطرفی ایشان اعتراف کرده و برای حل پیچیدهترین مسائل خود به ایشان پناه میآوردند. (۱۰) این سیره به مخاطب عام نشان میداد که میتوان در عین داشتن عالیترین درجات علمی و اعتقادی، با مخالفان فکری خود در کمال احترام گفتوگو کرد.
۴- صیانت از اصالت دین در برابر افراطوتفریط
در کنار مدارای اجتماعی، امام صادق (ع) در مواجهه با جریانات فکری دیگر مانند «معتزله» ـ عقلگرایان افراطی ـ و «اصحاب حدیث یا اثر» ـ ظاهرگرایان ـ با دقت و هوشمندی از دینِ اصیل دفاع میکردند. در برابر معتزله که گاهی متون دینی را فدای استدلالهای خود میکردند، امام شاگردان متخصصی چون «هشام بن حکم» را تربیت کردند تا مناظرات علمی دقیقی را برای به چالش کشیدن مبانی فکری آنان سازماندهی کنند. (۱۱) از سوی دیگر، در برخورد با اصحاب حدیث روابط محترمانهتری برقرار کردند، اما هرگز در برابر آرای انحرافی هیچکدام سکوت نکردند. ایشان با استفاده از پایگاه علمی خود، عقاید باطلی نظیر قائلشدن جسم برای خداوند (تجسیم) را بهشدت نقد کرده و روایات جعلی و تحریفات ساختاری را افشا و تکذیب مینمودند، بدون آنکه این تقابل علمی، به درگیری و تنش فیزیکی در سطح جامعه کشیده شود. (۱۲) بهعبارتدیگر، هنر امام در این مرحله آن بود که این مواجهه و مرزبندیِ شفافِ فکری را در چارچوبِ «نقدِ اندیشه» محصور نگه داشتند و اجازه ندادند این تضادها، به نفرتپراکنی، خشونتِ فیزیکی و فروپاشیِ شیرازهِ اجتماعیِ مسلمانان منتهی گردد.
۵- نفی قاطعانه تکفیر و پایهگذاری جذب حداکثری
یکی از کلیدیترین تدابیر امام صادق (ع) برای حفظ یکپارچگی امت، مقابله با پدیده ویرانگر «تکفیر» بود؛ پدیدهای که در آن گروهها بهمحض کوچکترین اختلافنظری، خون یکدیگر را مباح میدانستند. امام با این تفکر که هرکس ولایت را درک نکرده کافر است، بهشدت مخالفت کرده و حتی یاران صمیمی خود را که شتابزده دیگر مسلمانان را تکفیر میکردند، توبیخ مینمودند. (۱۳) ایشان میان «مخالفان فکری و ناآگاه» با «دشمنان کینهتوز و معاند» تفکیک قائل شدند و روشن کردند که جز گروه اندکی از معاندان آگاه، تودههای عامه مسلمانان برادران دینی محسوب میشوند. (۱۴) روش نهایی حضرت بر جذب حداکثری از طریق زبان نرم استوار بود؛ چنانکه میفرمودند: «خداوند رحمت کند کسی را که محبت مردم را به سوی ما جلب کند؛ آنچه را که میفهمند برایشان بازگو کند و آنچه را که توان تحملش را ندارند رها سازد.» (۱۵) این اعتدال خردمندانه، جان هزاران انسان را از تیغ تعصبات مذهبی نجات داد و از گسست درونی جامعه اسلامی جلوگیری کرد.
کوتاه سخن آنکه امام صادق (ع) با وحدت و همگرایی میان جریانهای اسلامی موافق بودند، اما این وحدت را به معنای چشمپوشی از حقیقت یا رها کردن مرزهای اعتقادی نمیدانستند. راهبرد ایشان بر جمع میان «تعامل اجتماعی» و «صیانت علمی از معارف اصیل» استوار بود. از یکسو، شیعیان را به حضور در نماز جماعت مسلمانان، شرکت در مناسک عمومی، عیادت بیماران، حضور در تشییعجنازهها، خوشرفتاری، امانتداری و پرهیز از توهین و درگیری فرقهای دعوت میکردند تا پیوندهای امت اسلامی حفظ شود. از سوی دیگر، در عرصه علمی با انحرافات فکری و اعتقادی با استدلال، مناظره و تربیت شاگردان متخصص مقابله میکردند. همچنین امام بهشدت با تکفیر شتابزده مخالف بودند و میان مخالف ناآگاه و دشمن معاند تفاوت میگذاشتند. بنابراین، راهبرد امام صادق (ع) «وحدت همراه با بصیرت» بود؛ یعنی حفظ همبستگی مسلمانان، بدون تعطیل کردن نقد علمی و بدون تبدیل اختلاف فکری به نزاع و دشمنی اجتماعی. بدینترتیب، امام هم هویت اصیل مکتب تشیع را صیانت کردند و هم از گسست امت اسلامی جلوگیری نمودند.
پینوشتها:
۱- ابن بابویه، محمد بن علی، من لایحضره الفقیه، تصحیح علیاکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۳ق، ج ۱، ص ۳۸۳.
۲- «مَنْ صَلَّى مَعَهُمْ فِی الصَّفِّ الْأَوَّلِ کَانَ کَمَنْ صَلَّى خَلْفَ رَسُولِ اللَّه»؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح علیاکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۴۰۷ق، ج ۳، ص ۳۸۰.
۳- «یُحْسَبُ لَکَ إِذَا دَخَلْتَ مَعَهُمْ وَ إِنْ لَمْ تَقْتَدِ بِهِمْ مِثْلُ مَا یُحْسَبُ لَکَ إِذَا کُنْتَ مَعَ مَنْ تَقْتَدِی بِه»؛ همان، ص ۳۷۳.
۴- «فَجَعَلَ فِیهِ الِاجْتِمَاعَ مِنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لِیَتَعَارَفُوا...»؛ ابن بابویه، محمد بن علی، عللالشرائع، قم، کتابفروشی داوری، ۱۳۸۵ش، ج ۲، ص ۴۰۶.
۵- کلینی، الکافی، ج ۲، ص ۶۳۶.
۶- «وَ عَلَیْکُمْ بِمُجَامَلَهِ أَهْلِ الْبَاطِلِ تَحَمَّلُوا الضَّیْمَ مِنْهُمْ وَ إِیَّاکُمْ وَ مُمَاظَّتَهُم...»؛ همان، ج ۸، ص ۲.
۷- «فَرَفَعَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع یَدَهُ فَصَکَّ بِهَا جَبْهَهَ نَفْسِهِ ثُمَّ قَالَ سُبْحَانَ اللَّهِ تَقْذِفُ أُمَّهُ قَدْ کُنْتُ أَرَى أَنَّ لَکَ وَرَعاً فَإِذَا لَیْسَ لَکَ وَرَع»؛ همان، ج ۲، ص ۳۲۴.
۸- بقره، آیه ۸۳: «وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا»
۹- مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، بحارالانوار، بیروت، دار احیاءالتراث العربی، ۱۴۰۳ق، ج ۷۲، ص ۴۰۱.
۱۰- «دَخَلَ عَمْرُو بْنُ عُبَیْدٍ ـ المعتزلی المعروف ـ عَلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فَلَمَّا سَلَّمَ وَ جَلَسَ تَلَا هَذِهِ الْآیَهَ: الَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ کَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِش...»؛ کلینی، الکافی، ج ۲، ص ۲۸۵.
۱۱- طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج، تصحیح محمدباقر خرسان، مشهد، نشر مرتضی، ۱۴۰۳ق، ج ۲، ص ۳۶۷.
۱۲- «...قال: عجب حدیثهم کان عندی الکذب علی و الحکایه عنی ما لم أقل و لم یسمعه عنی أحد»؛ کشی، محمد بن عمر، اختیار معرفه الرجال، تصحیح مهدی رجایی، قم، مؤسسه آلالبیت، ۱۳۶۳ش، ج ۲، ص ۶۹۹.
۱۳- «فَقَالَ لَهُ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ سُبْحَانَ اللَّهِ مَا لَهُ إِذَا لَمْ یَعْرِفْ وَ لَمْ یَجْحَدْ یَکْفُرُ لَیْسَ بِکَافِرٍ إِذَا لَمْ یَجْحَد...»؛ کلینی، الکافی، ج ۲، ص ۴۰۱.
۱۴- ر.ک: همان، صص ۴۰۱- ۴۰۲.
۱۵- «... رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً اجْتَرَّ مَوَدَّهَ النَّاسِ إِلَیْنَا فَحَدَّثَهُمْ بِمَا یَعْرِفُونَ وَ تَرَکَ مَا یُنْکِرُونَ»؛ ابن بابویه، محمد بن علی، امالی، تهران، کتابچی، ۱۳۷۶ش، ص ۹۹.
*حسین زارعی