غافلگیری بزرگ!
غافلگیری بزرگی بود. در ماداگاسکار چالش جدیدی وجود داشت که عمدتاً اقتصادی بود. فکر نمیکردم که مداخلات نیمه دیپلماتیک هم در پی آن بیایند، زیرا در غیاب سفیر ساکن، کنسول افتخاری تنها نماینده کشور منتصبکننده در اسرائیل است. اگوست ۱۹۹۴ نامهای رسمی برای رئیسجمهور ماداگاسکار نوشته و از او بابت افتخار بزرگی که نصیب من کرد و اعتمادی که به من نمود تشکر کرده و آمادگی خود را برای پذیرفتن این منصب اعلام کردم. اولین دیدارم با رئیسجمهور ماداگاسکار، پروفسور آلبرت زافی، در ۱۱ نوامبر ۱۹۹۴ در سفارت ماداگاسکار در پاریس صورت گرفت، در حالی که معاون شخصی من، خایا شاویت، من را همراهی میکرد، او یک مترجم حرفهای است که صحبتهای این ملاقات را از عبری به فرانسه و برعکس نیز ترجمه میکرد. از طرف آنها نیز فقط وزیر امور خارجه ماداگاسکار، وکیل ژاک سیلا، از معتمدان و نزدیکان رئیسجمهور، او را همراهی میکرد.
برخلاف من، رئیسجمهور رفتارهایش دور از موضع نگاه از بالا بود؛ مردی متواضع و دلپذیر که قلبش در مواجهه با ناراحتی ملتش پاره بود، بهویژه در زمینه بهداشت (او گفت: «بعد از جراحی برای بخیه بدن بیمار نخ نداریم.») و بهطور کلی در زمینه اقتصادی و اجتماعی. رئیسجمهور هدفش را بهبود آسانترین راههای زندگی روزانه برای ملتش قرار داده بود: نان برای خوردن و آب برای نوشیدن، سرپناهی که با باد از جا کنده نشود، بهداشت و آموزش.
به درخواست من، رئیسجمهور مشکلات و نیازهای ضروری کشورش را بررسی کرد: اول، در زمینه کشاورزی و غذا، مشکل اصلی ماداگاسکار عدم توانایی برای تأمین نیازهای غذایی ساکنان آن است. برنامهریزی اقتصادی طی سالها رها شده بود. گروههای دزدان محصولات کشاورزی از هر طرف ضربه میزدند و محصولات کشاورزان را از روستاها به شهرها قاچاق میکردند. ماداگاسکار نیازمند بهبود سیستم آبیاری و انتقال آب، روشهای مدرن پرورش، انواع جدید و بادوام آن و همه زمینههایی است که اسرائیل در آنها ممتاز است. در زمینه بهداشت، آنچه باعث تأثر قلبی رئیسجمهور شده بود نیاز به تجهیزات پزشکی و دارو بود. در زمینه گردشگری ماداگاسکار از سواحل و مراکز گردشگری زیبایی نسبت به کشورهای همجوار برخوردار است اما آنها کاملا رها شدهاند. در زمینه منابع طبیعی ماداگاسکار دارای سنگهای قیمتی، طلا، نفت، گاز طبیعی و چوب است، اما همه اینها با روشهای اولیه پردازش میشوند یا به علت فقدان زیرساختهای لازم بهرهبرداری نمیشوند. در زمینه امنیت داخلی این کشور از گروههای بزرگی رنج میبرد که محصولات کشاورزی و گلههای گاو در خشکی و منابع شیلات در دریا را سرقت میکنند و قانون قدرتی برای برخورد با آنها ندارد. در همه این زمینهها ماداگاسکار نیاز به کمک و راهنمایی، محصولات، تجهیزات، دانش و تکنولوژی دارد، همه این موارد در اختیار اسرائیل است و میتواند آنها را برای ماداگاسکار فراهم کند.
البته یکی از مشکلات اصلی ماداگاسکار عدم تأمین منابع مالی است. در اصل این مورد همان مشکل کلاسیک مرغ و تخممرغ است: از یک طرف منابع طبیعی زیاد و با ارزشی وجود دارند که قادرند درآمد زیادی ایجاد کرده و تمام نیاز مالی این کشور را برطرف کنند و از طرف دیگر، این کشور فاقد ابزارهایی برای بهرهبرداری از این منابع برای ایجاد درآمد است. در اینگونه موارد، منبع اصلی تأمین مالی، بانک جهانی است که مبالغی را برای کمک به کشورهایی که دچار بحران شدهاند اختصاص میدهد. اما یک مشکل وجود دارد: این بانک کمک خود را به ایجاد خصوصیسازی سریع میدهد. از سوی دیگر، رئیسجمهور در واقع از خصوصیسازی تجلیل کرد اما همه جنبههای آن را ندید. به عقیده او و به عقیده دولت او کارخانههایی وجود دارند که مناسب خصوصیسازی نیستند، مثل کارخانههایی که شغل و نان برای کارگران زیادی فراهم میکنند، کارخانههایی که محصولاتشان برای کشور ضروری است و نیز کارخانههایی که به درستی اداره میشوند، حتی اگر
تنها باشند.
به این دلیل کمکی به ماداگاسکار نشد. بانک جهانی خواستار خصوصیسازی سریع بود، اما مقامات ماداگاسکار اصرار داشتند: خصوصیسازی بله، اما نه بدون بررسی و نه بدون قید شرط و نه بدون درخواستی که در امور داخلی کشور دخالت میکند.
به رئیسجمهور ماداگاسکار قول دادم که برای برقراری ارتباط با بانک جهانی (که عدهای از مقامات ارشد آن در گذشته و حال اسرائیلی هستند)1 تلاش کنم تا کشورش از این رنجها رهایی یابد، و به او صادقانه گفتم که در ورودم به مشارکتهای اقتصادی در کشورش در کنار کمک به پیشبرد روابط اقتصادی بین ماداگاسکار با اسرائیل میخواهم که سود ببرم، مانند هر کارآفرینی که ریسک میکند، اما به خطرات هم فکر میکند. رئیسجمهور نه تنها از این امر پشیمان نشد بلکه از این سخنان صادقانه استقبال هم کرد. به گفته او، همانطور که کارآفرینان و سرمایهگذاران در ماداگاسکار سود خواهند برد و همانطور که از پروژههایی که در آنجا انجام میدهند برای خودشان منفعت کسب میکنند برای کشور او و ملتش نیز سود خواهند داشت، در تجارت، در بالابردن سطح صنعت و تجارت، در مدیریت با روشهای کاری و تکنولوژی مدرن و گشایش بازارهای جدید. به او گفتم که خوب است با همراهی وزیر خارجه و چند کارشناس برای بازدید رسمی از اسرائیل بیاید تا از این امر در زمینههای مختلفی که ماداگاسکار در آنها مشکل دارد، ایده بگیرد و دقیقاً بتوانند زمینههای همکاری خود را تعریف کنند. به رئیسجمهور قول دادم که این موضوع را به نخستوزیر و رئیس [رژیم] اسرائیل ارائه کنم تا برای او دعوتنامه رسمی برای بازدید از اسرائیل بفرستند. همچنین به او قول دادم که بعد از بازدید از اسرائیل در رأس یک هیئت کارشناسی به ماداگاسکار بیایم.
با بدرقه گرم رئیسجمهور و وزیر خارجه به راه افتادیم. با بازگشت ما از ملاقات با رئیسجمهور ماداگاسکار در پاریس، همانطور که قول داده بودم، نزد رئیس [رژیم] و وزارت خارجه رفتم، آنها را در جریان جزئیات این ملاقات قرار دادم و هر دو را تشویق کردم با دعوت رسمی از رئیسجمهور ماداگاسکار و وزیر امور خارجه آن برای بازدید از اسرائیل، روابط بین دو کشور را از سر بگیرند.
توافق شد که در ابتدا وزیر امور خارجه دعوت شود و بعد از بازدید او دعوتنامهای برای رئیسجمهور نیز ارسال شود. تصمیم دیگری که اتخاذ شد، تماس با بانک جهانی با هدف پیشبرد موضوعات ماداگاسکار از طریق رئیس دانشگاه بن گوریون در نقب، پروفسور آبیشای بارورمن، از مقامات سابق بانک و پروفسور میخائل برونو، معاون رئیس این بانک بود.
پینوشت:
1. این جمله نیمرودی را میتوان اعتراف به نفوذ اسرائیل در بانک جهانی دانست. او در ادامه به دو نفر از مقامات ارشد بانک جهانی که از چهرههای اقتصادی رژیم صهیونیستی بودند اشاره میکند.