کد خبر: ۳۳۹۱۴۴
تاریخ انتشار : ۱۰ مهر ۱۴۰۵ - ۲۰:۱۸
گفت‌وگو با معاون پشتیبانی موزه ملی انقلاب اسلامی و دفاع ‌مقدس

پشتیبانی؛ حلقه اتصال تجربه دفاع ‌مقدس با جنگ‌های 12روزه و رمضان

محمدمهدی رجبی

نادر تاجیک، معاون پشتیبانی موزه ملی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس با تشریح نقش پشتیبانی و آماد در هشت‌سال دفاع مقدس، انتقال تجربه‌های آن دوران به شرایط جدید کشور را ضرورتی راهبردی دانست و گفت: جنگ دوازده‌روزه و جنگ رمضان نشان دادند که پشتیبانی امروز باید با تکیه بر تجربه‌های دفاع ‌مقدس و متناسب با پیچیدگی‌های جدید، بر آمادگی، استمرار خدمات و استفاده از ظرفیت‌های مردمی استوار باشد. نادر تاجیک همچنین با اشاره به مجاورت موزه با مصلای تهران، از فعالیت بخش‌های مختلف پشتیبانی موزه در ایام برگزاری مراسم تشییع پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب و حضور گسترده زائران در این مجموعه سخن گفت.
***
اگر بخواهیم گفت‌وگو را از مفهوم «پشتیبانی» آغاز کنیم، جایگاه پشتیبانی و آماد در دوران هشت‌سال دفاع مقدس چه بود و چرا باید به این موضوع بیش از گذشته توجه شود؟
وقتی از دفاع مقدس سخن می‌گوییم، معمولاً نخستین تصاویر ذهنی ما مربوط به خط مقدم، عملیات‌ها، فرماندهان و رزمندگان است؛ اما پشت هر عملیات موفق، مجموعه‌ای گسترده از فعالیت‌های پشتیبانی وجود داشت که شاید کمتر دیده می‌شد، اما بدون آن امکان استمرار دفاع وجود نداشت. 
پشتیبانی در دفاع ‌مقدس فقط تأمین اقلام و امکانات نبود؛ یک زنجیره کامل از برنامه‌ریزی، تأمین، نگهداری، توزیع، خدمات، اسکان، حمل‌ونقل، تعمیر و نگهداری تجهیزات، تغذیه و ده‌ها موضوع دیگر را شامل می‌شد. به تعبیر دیگر، پشتیبانی همان بخشی بود که اجازه می‌داد رزمنده در خط‌مقدم با اطمینان از اینکه پشت‌سر او مجموعه‌ای آماده و پاسخگو وجود دارد، مأموریت خود را انجام دهد.
یکی از مهم‌ترین درس‌های دفاع مقدس این است که پیروزی و ایستادگی فقط در میدان نبرد رقم نمی‌خورد؛ بلکه بخش مهمی از آن در پشت صحنه و در نظام آماد و پشتیبانی شکل می‌گیرد. این تجربه امروز هم برای ما یک سرمایه راهبردی است.
چه تجربه‌هایی از نظام پشتیبانی دوران دفاع مقدس قابلیت انتقال به شرایط امروز کشور را دارد؟
مهم‌ترین تجربه، «آمادگی پیش از نیاز» است. در دفاع مقدس، خیلی از مجموعه‌ها به این نتیجه رسیدند که نباید منتظر وقوع حادثه بمانیم و بعد به فکر تأمین امکانات باشیم. باید نیازها را پیش‌بینی، ظرفیت‌ها را شناسایی و سازوکارهای پاسخگویی را از قبل آماده کنیم.
درس دوم، استفاده از ظرفیت‌های مردمی است. دفاع مقدس نشان داد که پشتیبانی از دفاع ملی فقط وظیفه یک دستگاه یا سازمان نیست. مردم، اصناف، گروه‌های جهادی، دستگاه‌های دولتی و مجموعه‌های مختلف هرکدام بخشی از این زنجیره را تشکیل می‌دادند.
درس سوم، انعطاف‌پذیری است. در شرایط بحرانی ممکن است برنامه‌های عادی پاسخگو نباشد و مجموعه پشتیبانی باید بتواند متناسب با شرایط، اولویت‌ها و نیازهای جدید، خودش را بازآرایی کند.
و درس چهارم، روحیه مسئولیت‌پذیری و کار جهادی است. در دفاع مقدس، بسیاری از کارها با امکانات محدود اما با انگیزه و ابتکار بالا انجام می‌شد. امروز هم این فرهنگ می‌تواند در کنار استفاده از فناوری و مدیریت نوین، سرمایه بزرگی برای کشور باشد.
شما از انتقال تجربه دفاع مقدس به شرایط جدید صحبت کردید. این تجربه‌ها را چگونه می‌توان با جنگ دوازده‌روزه و آنچه از آن به‌‌عنوان «دفاع مقدس دوم» یاد می‌شود، مرتبط دانست؟
جنگ دوازده‌روزه نشان داد که مفهوم دفاع دیگر محدود به میدان‌های سنتی نیست. در چنین شرایطی، مجموعه کشور باید بتواند در کوتاه‌ترین زمان خود را با شرایط جدید هماهنگ کند.
در دفاع مقدس هشت‌ساله، تجربه کردیم که استمرار دفاع نیازمند یک شبکه منسجم پشتیبانی است. در جنگ دوازده‌روزه نیز همین اصل، با اقتضائات جدید خودش را نشان داد؛ یعنی آمادگی، سرعت تصمیم‌گیری، هماهنگی بین دستگاه‌ها، استفاده از ظرفیت‌های موجود و حفظ استمرار خدمات، اهمیت بسیار زیادی پیدا می‌کند.
اگر دفاع مقدس اول را یک مدرسه بزرگ بدانیم، جنگ دوازده‌روزه یکی از میدان‌هایی بود که نشان داد بخشی از درس‌های آن مدرسه همچنان کاربرد دارد؛ البته با این تفاوت که فناوری، سرعت تحولات و پیچیدگی محیط امروز بسیار بیشتر شده است.
بنابراین نباید تجربه دفاع‌ مقدس را صرفاً به‌عنوان یک خاطره تاریخی نگاه کنیم. این تجربه باید تبدیل به دانش، روش و فرهنگ مدیریتی شود.
جنگ رمضان که از آن به‌عنوان «دفاع مقدس سوم» یاد می‌شود، چه تفاوتی با تجربه‌های گذشته دارد و پشتیبانی در این شرایط چه نقشی پیدا می‌کند؟
هر دوره‌ای اقتضائات خودش را دارد. آنچه اهمیت دارد این است که ما اصول ثابت دفاع و مدیریت بحران را از تجربه‌های گذشته استخراج کنیم و آنها را با شرایط جدید تطبیق دهیم.
در جنگ رمضان نیز موضوع پشتیبانی را باید فراتر از تأمین امکانات فیزیکی دید. پشتیبانی امروز شامل استمرار فعالیت دستگاه‌ها، حفظ زیرساخت‌های خدماتی، تأمین نیازهای عمومی، مدیریت منابع، هماهنگی سازمانی و حفظ آمادگی مجموعه‌هاست.
به‌نظر من، یکی از مفاهیم مهمی که باید از دفاع مقدس اول به دفاع مقدس دوم و سوم منتقل شود، «پشتیبانی همه‌جانبه» است. یعنی هر دستگاه باید بداند در شرایط خاص چه مسئولیتی دارد و چگونه می‌تواند بدون ایجاد اختلال در سایر بخش‌ها، به استمرار فعالیت ملی کمک کند.
با توجه به اینکه شما مسئولیت معاونت پشتیبانی موزه ملی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس را برعهده دارید، پشتیبانی در یک مجموعه فرهنگی مانند موزه چه تفاوتی با مفهوم پشتیبانی در یک سازمان اجرایی دارد؟
پشتیبانی در موزه شاید در نگاه اول کمتر از سایر مجموعه‌ها دیده شود، اما واقعیت این است که تقریباً هیچ فعالیتی در یک مجموعه بزرگ فرهنگی بدون پشتیبانی امکان اجرا ندارد. موزه ملی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس مجموعه‌ای گسترده با تالارهای هشت‌گانه، فضاهای فرهنگی، نمایشگاهی، اداری و خدماتی است. این مجموعه برای اینکه بتواند مأموریت فرهنگی و تاریخی خودش را انجام دهد، نیازمند یک سیستم پشتیبانی مستمر و منظم است.
از نگهداری و آماده‌سازی فضاها گرفته تا تأمین نیازهای اداری، خدماتی و رفاهی، پشتیبانی از برنامه‌ها و رویدادهای فرهنگی، مدیریت فضاها و هماهنگی‌های اجرایی، همه بخشی از زنجیره‌ای است که درنهایت نتیجه آن را بازدیدکننده و مخاطب موزه مشاهده می‌کند.در واقع اگر بخش فرهنگی، روایتگر تاریخ و حماسه باشد، پشتیبانی باید شرایطی را فراهم کند که این روایت با کیفیت و بدون وقفه به مخاطب منتقل شود.
آیا می‌توان گفت معاونت پشتیبانی موزه در کنار فعالیت‌های روزمره، بخشی از مأموریت فرهنگی موزه را نیز برعهده دارد؟
قطعاً. پشتیبانی زمانی موفق است که خودش را جدا از مأموریت اصلی مجموعه نبیند.
موزه ملی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس صرفاً یک ساختمان یا مجموعه نمایشگاهی نیست؛ یک نهاد فرهنگی و تاریخی است که وظیفه دارد بخشی از هویت و حافظه تاریخی کشور را روایت کند. بنابراین هر بخش موزه، از جمله پشتیبانی، باید این مأموریت را در فعالیت‌های خودش لحاظ کند.
برای ما مهم است که خدمات پشتیبانی با شأن موزه و مخاطبان آن تناسب داشته باشد. وقتی خانواده‌ای برای بازدید از موزه می‌آید، شاید نداند چه مجموعه‌ای پشت صحنه برای آماده بودن فضا فعالیت می‌کند، اما نتیجه آن را در نظم، پاکیزگی، آمادگی فضاها، کیفیت برگزاری برنامه‌ها و نحوه ارائه خدمات مشاهده می‌کند.
یکی از رویدادهای مهم اخیر، مراسم تشییع پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب بود. با توجه به اینکه موزه در مجاورت مصلای تهران قرار دارد، این موقعیت چه مسئولیتی برای مجموعه ایجاد کرد؟
قرار گرفتن موزه در مجاورت مصلای امام خمینی(ره) یک ویژگی مهم است و در چنین رویداد بزرگی، این موقعیت جغرافیایی طبیعتاً مسئولیت مجموعه را نیز افزایش می‌دهد.
با توجه به حضور گسترده مردم و زائران، موزه عملاً در یکی از مسیرهای پرتردد پیرامون محل برگزاری مراسم قرار داشت. در چنین شرایطی، نگاه ما این بود که موزه باید علاوه بر مأموریت اصلی خودش، آمادگی لازم برای ارائه خدمات و همکاری در شرایط ویژه را داشته باشد. در روزهای منتهی به مراسم، موضوع آمادگی مجموعه، نظم فضاها، خدمات‌رسانی، آماده بودن امکانات و هماهنگی میان بخش‌های مختلف اهمیت مضاعفی پیدا کرد.
این تجربه برای مجموعه پشتیبانی موزه یک تجربه قابل‌توجه بود؛ زیرا با حجم بالایی از مراجعه مردم مواجه بودیم و باید تلاش می‌کردیم ظرفیت‌های موجود به بهترین شکل مدیریت شود.
از فضای آن روزها و حال و هوای موزه خاطره‌ای دارید که برای مخاطبان قابل بیان باشد؟
یکی از نکاتی که برای من ماندگار شد، حضور مردم در اطراف موزه بود. در چنین شرایطی شما فقط با «مراجعه‌کننده موزه» مواجه نیستید؛ با مردمی روبه‌رو هستید که از نقاط مختلف آمده‌اند و فضای مجموعه برای آنها بخشی از مسیر حضورشان در یک رویداد ملی و تاریخی شده است.
برای ما جالب بود که مجموعه‌ای که مأموریتش روایت تاریخ انقلاب و دفاع مقدس است، در یک رویداد بزرگ ملی نیز عملاً درکنار مردم قرار گرفت.
در آن روزها، همکاران بخش‌های مختلف موزه احساس می‌کردند که کارشان فقط انجام یک وظیفه اداری نیست؛ بلکه در یک اتفاق بزرگ اجتماعی و تاریخی، باید سهم خودشان را در خدمت‌رسانی ایفا کنند. به ‌نظرم این همان روحیه‌ای است که در دوران دفاع مقدس هم وجود داشت؛ اینکه هرکس در هر جایگاهی که قرار دارد، وظیفه خود را انجام دهد و بداند کار او بخشی از یک حرکت بزرگ‌تر است.
آیا می‌توان این تجربه را به نوعی ادامه همان فرهنگ پشتیبانی در دفاع مقدس دانست؟
بله، از نظر فرهنگی و مدیریتی می‌توان چنین ارتباطی را برقرار کرد.
در دفاع مقدس، همه در خط‌مقدم نبودند؛ اما همه در دفاع سهم داشتند. یک نفر در خط مقدم می‌جنگید، فرد دیگری در حوزه تدارکات فعالیت می‌کرد، فردی حمل‌ونقل را انجام می‌داد و فرد دیگری در شهر و روستا برای تأمین نیازهای جبهه تلاش می‌کرد.
در یک رویداد بزرگ ملی نیز همین منطق برقرار است. همه قرار نیست یک مأموریت واحد داشته باشند، اما هرکس می‌تواند در حوزه مسئولیت خودش نقش‌آفرین باشد.
برای من، پشتیبانی یعنی همین؛ اینکه وقتی یک اتفاق بزرگ در کشور رخ می‌دهد، هر مجموعه‌ای باید ببیند در حوزه مأموریت خودش چه کمکی می‌تواند انجام دهد.
مهم‌ترین درسی که از تجربه پشتیبانی دفاع مقدس برای مدیریت امروز موزه گرفته‌اید، چیست؟
اینکه هیچ‌وقت نباید غافلگیر شویم. پشتیبانی موفق یعنی پیش‌بینی. یعنی قبل از اینکه یک نیاز تبدیل به بحران شود، برای آن راهکار داشته باشیم. باید امکانات را بشناسیم، ظرفیت‌ها را احصا کنیم، نقاط ضعف را شناسایی کنیم و برای شرایط مختلف سناریو داشته باشیم.
درس دیگر، اهمیت نیروی انسانی است. تجهیزات مهم هستند، اما درنهایت این نیروی انسانی است که در شرایط ویژه تصمیم می‌گیرد، ابتکار عمل به خرج می‌دهد و کار را جلو می‌برد. در دفاع مقدس هم همین را دیدیم. بسیاری از موفقیت‌ها حاصل خلاقیت و ابتکار نیروهایی بود که با امکانات محدود، راه‌حل‌های جدید پیدا کردند.
اگر بخواهید یک ویژگی مشترک میان دفاع مقدس هشت‌ساله، جنگ دوازده‌روزه و جنگ رمضان را در حوزه پشتیبانی بیان کنید، آن ویژگی چیست؟
به‌نظر من «آمادگی و استمرار» دو کلیدواژه اصلی هستند. ممکن است شکل تهدید تغییر کند، فناوری تغییر کند و میدان نبرد تغییر کند، اما نیاز به آمادگی و استمرار پشتیبانی همچنان وجود دارد.
ما باید از دفاع مقدس هشت‌ساله یاد بگیریم که پشتیبانی یک اقدام مقطعی نیست؛ یک فرآیند مستمر است. در جنگ دوازده‌روزه و جنگ رمضان نیز این اصل اهمیت خود را نشان می‌دهد. امروز کشور باید بتواند در شرایط عادی، در شرایط بحران و حتی پس از پایان بحران، آمادگی و انسجام خود را حفظ کند.
موزه ملی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس چگونه می‌تواند این تجربه‌ها را به نسل جدید منتقل کند؟
یکی از مهم‌ترین وظایف موزه همین است که تجربه‌های تاریخی را از حالت خاطره خارج و آنها را به دانش و روایت قابل‌فهم برای نسل جدید تبدیل کند. در حوزه پشتیبانی نیز باید این روایت وجود داشته باشد. جوان امروز باید بداند دفاع مقدس فقط عملیات و خط مقدم نبود؛ پشت آن یک نظام گسترده انسانی، اجتماعی و مدیریتی قرار داشت.
اگر بتوانیم نقش پشتیبانی، امداد، تدارکات، خدمات و مشارکت مردمی را به‌درستی روایت کنیم، نسل جدید بهتر درک خواهد کرد که دفاع از کشور یک مسئولیت عمومی است و هرکس می‌تواند متناسب با توان و تخصص خود نقشی داشته باشد. موزه می‌تواند این تجربه را از طریق اسناد، خاطرات، روایت‌های شفاهی، آثار و برنامه‌های فرهنگی به مخاطب منتقل کند.
اگر بخواهید یک جمله خطاب به کارکنان حوزه پشتیبانی موزه و مجموعه‌های مشابه بگویید، چه می‌گویید؟
پشتیبانی شاید کمتر دیده شود، اما هیچ کار بزرگی بدون آن به نتیجه نمی‌رسد. دفاع مقدس به ما آموخت که پشت هر حماسه، انسان‌هایی هستند که بی‌ادعا کار می‌کنند تا دیگران بتوانند مأموریت خود را انجام دهند. امروز نیز وظیفه ما این است که همان فرهنگ را با اقتضائات روز ادامه دهیم؛ با برنامه‌ریزی، آمادگی، مسئولیت‌پذیری، کار جهادی و استفاده از تجربه‌های گذشته. 
موزه ملی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس نیز باید خود را بخشی از همین جریان بداند؛ مجموعه‌ای که هم تاریخ دفاع را روایت می‌کند و هم در عرصه عمل، فرهنگ خدمت، مسئولیت و پشتیبانی از مردم را دنبال می‌کند.

captcha