کد خبر: ۳۳۹۱۴۱
تاریخ انتشار : ۱۰ مهر ۱۴۰۵ - ۲۰:۱۸
نگاهی به سریال «اسباب زحمت»

کمدی بی‌ریا

آرش فهیم

سریال «اسباب زحمت» در شرایطی روی آنتن رفته که با بحران تورمِ کمدی‌های جعلی و نازل، به‌ویژه در سینما، نمایش خانگی و تئاتر مواجه هستیم؛ آثاری که اگر تا چندی پیش متکی بر شوخی‌های دوپهلو بودند، اکنون کاملاً یک‌پهلو شده و به شکل آشکاری به ورطه ضداخلاق سقوط کرده‌اند. در میان این حجم از کمدی‌های ساقط، «اسباب زحمت» یک غنیمت است؛ سریالی شیرین و گرم که با فاصله گرفتن از لودگی و آلودگی‌های مرسوم، پاستوریزه است و در عین‌ حال، در هر قسمت از حجم قابل‌قبولی از موقعیت‌های کمدی برخوردار است. برخلاف برخی سریال‌های کمدیِ در حال پخش که از خنداندن مخاطب عاجزند، این اثر با تلفیقِ متوازنِ کمدی موقعیت، طنزِ گفتاری و عناصر اسلپ‌استیک(کمدی بزن‌بکوب)، توانایی خنداندنِ واقعی را دارد. علاوه‌بر این، سریال به‌ واسطه محور قراردادن قشر فرودست و کارگران باربری، از پس‌زمینه‌ای اجتماعی و عدالت‌خواهانه بهره می‌برد و بخشی از مسائل روز جامعه را بدون ژست‌های متظاهرانه به تصویر می‌کشد. یکی از مسائل محوری در «اسباب زحمت»، بازنمایی فاصله طبقاتی است. احمد، ناصر و صادق نمایندگانی از قشر فرودست هستند که به واسطه شغل‌شان به منازل و زیست‌بوم‌های مختلف از طبقات مرفه سرک می‌کشند. سریال در همین اثنا، بدون افتادن به دام شعارزدگی، شبه‌روشنفکری و ژست‌های سطحی، در بستر درام و کمدی به تفاوت‌های عمیق میان اقشار جامعه نقب می‌زند.
«اسباب زحمت» بسیار ساده، روان و با طمأنینه مخاطب را با خود همراه می‌کند؛ اثری بی‌ادعا، بی‌شیله‌پیله و فارغ از ادا و اطوار‌های مبتذل. اگرچه اثر از وجود یک «شاه‌پیرنگِ» پرکشش که مخاطب را برای دنبال کردن قسمت به قسمت دچار عطش کند، خالی است، اما خرده‌‌داستان‌های هر قسمت توانسته‌اند تنوع و تنفسِ فضایی خوبی به ساختار اثر ببخشند. با این حال، برخی از این خرده‌پیرنگ‌ها ظرفیت بالاتری داشتند؛ به‌طور مثال، ماجرای فریب‌ خوردن در حوزه رمزارز می‌توانست عمق دراماتیک بیشتری پیدا کند، از یک خرده‌پیرنگِ منزوی فراتر برود و با تبدیل‌شدن به شاه‌پیرنگ و مسئله اصلی روایت، به موتور محرکِ داستان بدل شود. در این میان، طراحی روایت در فرمِ «ژانر جاده‌ای» به تحرک و پویایی کار کمک شایانی کرده و توانسته است، افت ریتم در برخی قسمت‌ها را جبران کند.
از سویی دیگر، طرح یک مثلث رفاقتی نیز به گرما و شیرینی ماجراها افزوده است. احمد، ناصر و صادق کاراکترهای بامزه‌ای هستند، هرچند در سطح «تیپ» باقی می‌‌مانند. سعید آقاخانی، حسن معجونی و عباس جمشیدی‌فر با وجود بازی‌های خوب‌شان، تا حدی ایفاگر نقش‌های تکراریِ گذشته خود هستند. در این میان، تنها کاراکتر «بهروز» است که از شخصیت‌پردازی مستقل بهره برده و شناسنامه‌دار و خاص به‌نظر می‌رسد؛ یک زباله‌گرد (جمع‌کننده مواد بازیافتی از میان زباله‌ها) که از خانواده‌ای مرفه آمده و در عین حال به‌شدت وسواس دارد. این شخصیت متناقض، ظرفیت بیشتری برای مانور کمیک داشت.
«پدرانگی» دیگر تِم برجسته این سریال است. متأسفانه در یک‌دهه اخیر، «پدرستیزی» به سندرومی فراگیر در آثار نمایشی- به‌ویژه سینما و شبکه نمایش خانگی- بدل شده است. «اسباب زحمت» اما در قالب شخصیت احمد، دغدغه‌ها، عشق، رنج و لذت‌های یک پدر را در موقعیت‌های گوناگون بازسازی و تطهیر می‌کند.

captcha