کد خبر: ۳۳۸۸۴۶
تاریخ انتشار : ۰۵ مهر ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۱

جابه‌جایی «مجرم» و «قربانی» بازی تکراری طیف غربگرا


پس از جنگ 12 روزه‌، جنگ 40 روزه، محاصره دریایی و تحریم‌های ظالمانه، صادق زیباکلام نوشت: «مشکل ما نه با آمریکاست، نه با اعراب و نه حتی با نتانیاهو». 
روز 31 شهریور، همزمان با سخنرانی ترامپ در مجمع عمومی سازمان ملل، صادق زیباکلام، فعال اصلاح‌طلب با انتشار پیامی نوشت: «بسیاری از چشم‌ها به نیویورک است که آیا گره‌ای ممکن است باز شود؟ اما مشکل ما نه با آمریکاست، نه با اعراب و نه حتی با نتانیاهو». 
وی افزود: «مشکل ما با تندروهای خودمان است که ۳۶سال همه قدرت را به‌دست آورده بودند و حالا سرسوزنی حاضر به از دست دادن آن نیستند ولو به قیمت به خاک سیاه نشستن نود میلیون ایرانی»؛ این دیدگاه در حالی مطرح است که مسئله ترامپ حذف یا تغییر ساختار سیاسی و حکومت جمهوری اسلامی نیست؛ رئیس‌جمهور زیاده‌خواه آمریکا، واحد جغرافیایی به نام ایران را برنمی‌تابد و برای تجزیه و کوچک کردن این واحد جغرافیایی با سدی به نام جمهوری اسلامی طرف است. 
ترامپ هفت روز پس از شهادت رهبر انقلاب (16 اسفند 1404) در پاسخ به این پرسش که «بعد از این ماجراها [جنگ] نقشه ایران به همان شکلی باقی ‌می‌ماند»، گفت: «نمی‌توانم به شما بگویم»؛ اما بلافاصله اضافه کرد: «احتمالاً نه». 
نسخه‌ تجزیه پیش از این نیز در محافل آمریکایی مطرح بود و دستورالعمل اجرائی داشت؛ «براندا شیفر»، پژوهشگر و تحلیلگر «FDD» با همین رویکرد ضمن انتشار مقاله‌ای در «نشنال اینترست» پیشنهاد داد که از طریق جنگ داخلی و حمله به ایران زمینه و بستر تجزیه ایران را فراهم خواهم کنند. 
شیفر در 31 شهریور 1399 مقدمات و لازمه‌های تجزیه و کوچک‌سازی را این‌گونه شرح داد: «بیش از نیمی از جمعیت ایران را اقلیت‌های قومی غیرفارس تشکیل می‌دهند: آذربایجانی‌ها، کردها، عرب‌ها، ترکمن‌ها، بلوچ‌ها و دیگران.بیشتر استان‌های مرزی ایران محل سکونت این گروه‌های قومی غیرفارس است که با هم‌تباران خود در کشورهای همسایه پیوند دارند». 
وی افزود: «جنگ داخلی در جریان تغییر یا فروپاشی رژیم، فرصتی برای دستیابی به خودمختاری این اقوام و استان‌ها را فراهم می‌کند». 
در واقع مقامات و پژوهشگران آمریکایی سال‌هاست که اندیشه تجزیه ایران و حمله به تمامیت ارضی را دنبال می‌کنند؛ اما طیف غربگرا بی‌اعتنا به این هدف و موضوع خواهان ارتباط مؤثر و دوستانه با آمریکا است. 
به عنوان نمونه، علی اکبر گرجی، استاد دانشگاه و معاون حقوق اساسی در دولت روحانی طی گفت‌وگو با «یورونیوز» گفت: «ترور یک مقام نظامی ایرانی نباید دلیل خصومت همیشگی ما با آمریکا باشد». 
گرجی 9 اردیبهشت 1404 (پیش از جنگ 12 روزه) تاکید کرد: «مشکل اصلی ما با آمریکا، یک مشکل ذاتی ابدی نیست. چرا فکر می‌کنیم که با کشور متمدنی مثل آمریکا همیشه باید سر دشمنی داشته باشیم؟ خصومت‌های کنونی بین ایران و آمریکا هم عمدتا ساختگی و بی‌مبنا بوده است. اینکه آمریکایی‌ها یک مقام نظامی ما را ترور کردند، کار زشت و نادرستی بود اما این دلیل نمی‌شود که ایران و آمریکا باید تا ابد در وضعیتی خصمانه باشند». 
هنر نادیده گرفتن جنایاتی چون حمله به «میناب» و «لامرد» مهارتی است که طیف غرب‌گرا و امثال زیباکلام در آن به توانمندی و جایگاه استادی رسیده‌اند، این‌جا همان نقطه‌ای است که جای «مجرم» و «قربانی» عوض شده و حمله به جمهوری اسلامی بیشتر از اعتراض و نقد جنایت آمریکا خریدار دارد.

captcha