امارات، حلقه گمشده جنگ ترکیبی آمریکا و اسرائیل علیه امنیت ملی ایران
تحلیل دادههای موجود نشان میدهد که امارات متحده عربی در یک الگوی هماهنگ با آمریکا و اسرائیل، نقشی کلیدی در فشار مالی، اطلاعاتی و عملیاتی علیه جمهوری اسلامی ایران ایفا کرده است.
در اواخر مردادماه، رژیم حاکم بر شیخنشین امارات متحده عربی اعلام کرد که تمام مبادلات تجاری، بازرگانی و مالی خود با ایران را متوقف کرده است. بر اساس این گزارش، این توقف از همین حالا اجرائی شده و تا اطلاع ثانوی ادامه خواهد داشت.
تحلیل دادههای موجود نشان میدهد که امارات متحده عربی در یک الگوی هماهنگ با آمریکا و اسرائیل، نقشی کلیدی در فشار مالی، اطلاعاتی و عملیاتی علیه جمهوری اسلامی ایران ایفا کرده است. این همدستی در قالب محدودسازی شبکههای مالی و تراکنشهای بانکی با ایران، هماهنگی اطلاعاتی و امنیتی با اسرائیل و سنتکام، و مشارکت در بسترهای لجستیکی برای فشار حداکثری، قابل شناسایی است. دادههای موجود حاکی از آن است که امارات با هدفگذاری بر «شریانهای اقتصادی» ایران، در کنار آمریکا و اسرائیل، زمینهساز ایجاد بیثباتی داخلی در ایران شده است.
به گزارش مشرق، بر اساس دادههای موجود، امارات متحده عربی در دو دهه اخیر به عنوان یکی از مهمترین دروازههای مالی و تجاری ایران برای دور زدن تحریمهای بینالمللی عمل کرده است. حجم مبادلات غیرنفتی ایران و امارات در سال مالی منتهی به مارس ۲۰۲۵ به رقم بیسابقه ۲۹.۱ میلیارد دلار رسیده است. سهم مبادلات بازرگانی ایران با دبی به تنهائی سالانه حدود ۱۰ میلیارد دلار برآورد میشود که بخش عمده آن واردات کالا به ایران است. این حجم از مبادلات، امارات را به «شریان اقتصادی» اصلی ایران تبدیل کرده است؛ شریانی که هرگونه محدودیت در آن، تأثیر مستقیم و فوری بر اقتصاد ایران خواهد داشت.
در این چارچوب، اقدام امارات در محدودسازی تراکنشهای مالی و بانکی با ایران، نه یک تصمیم صرفاً اداری یا مبتنی بر مقررات بینالمللی، بلکه اقدامی راهبردی در هماهنگی با فشار حداکثری آمریکا ارزیابی میشود. گزارشها حاکی از آن است که بانکهای امارات در اجرای تحریمهای جدید علیه ایران، افتتاح حساب برای ایرانیان را متوقف و هرگونه تراکنش مالی با ایران را ممنوع اعلام کردهاند. در اقدامی مشخص، امارات ۴۱ حساب بانکی را که هدف تحریمهای جدید علیه ایران بوده، مسدود کرده است. بانک مرکزی امارات نیز طی بخشنامهای به بانکها، صرافیها و شرکتهای مالی، خواستار توقف عملیات بانکی با حسابهای مسدود شده شده است.
اهمیت این اقدام از آن جهت دوچندان میشود که امارات سالها به عنوان کانال اصلی دور زدن تحریمها توسط ایران شناخته میشد. اقتصاددانان و کارشناسان اماراتی نیز تأیید کردهاند که ابوظبی «تراکنشهای مالی را تهدیدی برای امنیت ملی» تلقی میکند و نظارت بر نقلوانتقالات فرامرزی، رویههای «مشتریشناسی» و عملیات تأمین مالی تجاری را تشدید کرده است.
هماهنگی اطلاعاتی و امنیتی امارات با رژیم صهیونی و سنتکام
فراتر از حوزه مالی، دادهها نشان از هماهنگی عمیق اطلاعاتی و عملیاتی میان امارات، رژیم صهیونی و فرماندهی مرکزی تروریستی آمریکا (سنتکام) دارد. طبق گزارش رسانههای عبری، سطح هماهنگیهای امنیتی و عملیاتی امارات با اسرائیل و سنتکام به طور قابلتوجهی افزایش یافته است. این هماهنگی در چارچوب سناریوهای بازگشت جنگ علیه ایران ارزیابی میشود.
رسانه «واینِت» گزارش داده که امارات هماهنگیهای امنیتی و عملیاتی با رژیم صهیونی را به منظور آمادگی برای سناریوی احتمالی بازگشت به نبرد علیه ایران تشدید کرده است. وبگاه «واللا» نیز تأیید کرده که امارات در روزهای اخیر هماهنگیهای امنیتی عملیاتی را در چارچوب ارزیابیهای وضعیت توسط ارتش اسرائیل و سنتکام تشدید کرده است.
از سفر مخفیانه نتانیاهو
تا شلیک از خاک امارات؛
اسناد یک خیانت راهبردی
یک شاخص کلیدی دیگر، گزارشها درباره سفر مخفیانه نتانیاهو به امارات در جریان جنگ با ایران است. دفتر نخستوزیری اسرائیل اعلام کرد که بنیامین نتانیاهو در اوج جنگ با ایران، به امارات سفر کرده و با رئیس این شیخنشین، شیخ محمد بن زاید، دیدار کرده است. اگرچه امارات این سفر را تکذیب کرد، اما اظهارات عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، تأکید دارد که «امارات اجازه داد از خاک آنها برای شلیک توپخانه و تجهیزات علیه ایران استفاده شود» و «نتانیاهو در جریان جنگ به امارات سفر کرده بود». عراقچی به صراحت اعلام کرد: «امارات یک شریک فعال در این تجاوز است و هیچ تردیدی در این باره وجود ندارد».
بر اساس دادههای موجود، الگوی هماهنگ فشار علیه ایران را میتوان در سه لایه تحلیل کرد:
لایه اول- فشار مالی: آمریکا با تحریم «ناوگان سایه» نفت ایران و هدف قرار دادن ۲۹ نفتکش و شرکتهای مدیریتکننده آنها، فشار بر درآمدهای ارزی ایران را تشدید کرد. امارات نیز در همین راستا با محدودسازی تراکنشهای مالی و مسدودسازی حسابهای بانکی، حلقه تکمیلی این فشار را شکل داد. نتیجه این فشار دوگانه، جهش تاریخی دلار در ۷ دی ۱۴۰۴ و آغاز اعتراضات بازار تهران بود.
لایه دوم- تحریک سیاسی: رضا پهلوی، حدود ۹ روز پس از آغاز اعتراضات بازار، نخستین فراخوان خود را منتشر کرد. هماهنگی زمانی این فراخوان با اوج گیری فشار اقتصادی، نشان از بهرهبرداری سیاسی از بحران اقتصادی دارد.
لایه سوم- آمادگی نظامی: کشف چندین محموله سلاح در غرب ایران در مقاطع مختلف و تکرار این کشفیات نشانه وجود شبکهای بزرگتر برای انتقال و انباشت سلاح بوده است. اظهارات ترامپ درباره «طرح گسترده تجزیهطلبان برای بیثباتسازی ایران» نیز بر اهمیت این لایه افزوده است.
امارات، حلقه کلیدی زنجیره فشار
در این زنجیره هماهنگ، نقش کشورها به روشنی قابل تفکیک است: بریتانیا، فرانسه و آلمان با فعالسازی مکانیسم ماشه؛ آمریکا با تحریم و فشار بر مسیرهای درآمد نفتی و شبکه مالی ایران؛ امارات با محدودکردن شبکههای مالی ایران؛ و اسرائیل با جنگ روانی و اطلاعاتی و هماهنگی سیاسی با رضا پهلوی برای ایجاد آشوب.
نکته کلیدی آنکه امارات، بر خلاف دیگر شیخنشینهای منطقه، به دلیل حجم بالای مبادلات اقتصادی با ایران، توانایی تأثیرگذاری مستقیم و فوری بر معیشت و اقتصاد ایران را دارد. به عبارت دیگر، امارات «مشتری اصلی» اقتصاد ایران در حوزه واردات کالاهای اساسی و غیرنفتی است و هرگونه محدودیت از سوی ابوظبی، تأثیر آنی بر بازار ایران خواهد داشت.
بر اساس دادههای موجود، فاصله زمانی میان این اتفاقات نیز تأییدکننده وجود یک الگوی طراحیشده است: فشار بر شبکه مالی و درآمدهای ارزی، سپس جهش دلار و آغاز اعتراضات بازار، بعد ورود فراخوان سیاسی و در نهایت کشف محمولههای سلاح. کنار هم گذاشتن این موارد، یک الگوی چندلایه برای ایجاد و تشدید بیثباتی را نشان میدهد.
بر اساس دادههای موجود، امارات متحده عربی با محدودسازی شبکههای مالی و تراکنشهای بانکی با ایران، هماهنگی اطلاعاتی و عملیاتی با رژیم منحوس صهیونی و قرارگاه تروریستی سنتکام، و فراهمسازی بسترهای لجستیکی برای فشار حداکثری، نقشی کلیدی در همدستی با محور آمریکایی-اسرائیلی برای تحت فشار قرار دادن ایران ایفا کرده است. این همدستی در قالب یک الگوی سهلایه (فشار مالی، تحریک سیاسی و آمادگی نظامی) طراحی و اجرا
شده است.
با توجه به تصمیم اخیر امارات برای محدودکردن مبادلات و تراکنشهای مالی با ایران و گزارشها درباره بررسی طرح مسدودسازی میلیاردها دلار دارایی ایران در این کشور، به نظر میرسد آمریکا، اسرائیل و امارات بار دیگر در حال حرکت به سمت ایجاد همان الگوی فشار مالی و بیثباتی داخلی هستند؛ الگویی که میتواند برای آمادهسازی فاز بعدی درگیری مورد استفاده قرار گیرد. همسنگری تلآویو و ابوظبی در قبال ایران به عنوان مهمترین مسئله منطقهای، نشان از تعمیق این هماهنگی در آینده دارد.
همین امر، لزوم طراحی دقیق و البته سریع یک بسته از اقدامات تنبیهی علیه «اسرائیل دوم» منطقه، از سوی مسئولان سیاسی، نظامی و امنیتی کشور را برجسته میسازد. رژیم فاسد و تا بندندان وابسته به صهیونیزم در شیخنشین امارات، طبق همه قراین، موضع و جبهه خود را انتخاب کرده و تصمیم دارد تا تمامقد در طرف باطل تاریخ بایستد. دست توانمند ایران باید به طور ویژه این درس را به آلزاید بدهد که در بازی بزرگان جایی برای روبهصفتان زشتخو نیست!