کد خبر: ۳۳۸۷۵۴
تاریخ انتشار : ۰۳ مهر ۱۴۰۵ - ۲۱:۳۰
به بهانه سخنرانی رئیس‌جمهوری در سازمان ملل

ما زنده‌ایم و زنده خواهیم بود


دفتر پژوهش‌های مؤسسه کیهان
«... اکنون همه‌ دنیا ببیند و می‌بیند که ما به‌رغم عنف سلطه‌ها زنده‌ایم و زنده خواهیم بود. سنت‌های الهی در تاریخ این را حکم کرده و جز این نخواهد بود، و این زنده‌ترین و گویاترین پیام ماست. نظام سلطه همواره خواسته است عکس این را ثابت کند، و اداره‌ خود را برای ملت‌ها و کشورهای جهان سوم سرنوشت‌ساز بداند؛ ما این را تخطئه کردیم. شک نیست که نظام سلطه حیات و استمرار جمهوری اسلامی را نمی‌خواست، ولی اراده‌ ما غالب شد. پیام ما به همه‌ ملت‌ها و دولت‌هایی که می‌خواهند مستقل و بی‌اعتنا به خواست و اراده‌ سلطه‌های بزرگ جهانی بمانند، این است که از آنان نترسند، و به خود و ملت خود اعتماد کنن....»
این جملات بخشی از سخنرانی طوفانی امام شهیدمان حضرت آیت‌الله سید علی حسینی خامنه‌ای (در دوره دوم ریاست جمهوری‌شان) در 31 شهریور 1366 و در مجمع عمومی سازمان ملل متحد بود. در حالی که ملت ایران و انقلاب و نظام اسلامی حدود 9 سال توطئه‌ها و کودتاها و تجاوزات نظام سلطه جهانی را تحمل کرده و 7 سال بود تحت تهاجم نظامی صدام و ارتش بعث و همه حامیان ریز و درشت او به خصوص آمریکا قرار داشت. 
امام شهید در آن سخنرانی تاریخی، ابتدا شمه‌ای از سیر انقلاب و مبارزه با رژیم شاه و کمک‌های بی‌دریغ آمریکا به آن رژیم در سرکوب و شکنجه و کشتار انقلابیون و آزادیخواهان را بیان کردند که چگونه آمریکا تا آخرین روزها برای حفظ رژیم دیکتاتوری شاه تلاش کرد و یکی از بلندپایه‌ترین ژنرال‌های خود یعنی ژنرال‌ هایزر را به ایران گسیل داشت تا با تدارک کودتا، جمعیت بسیاری از ایرانیان را قتل‌عام نموده و از انقلاب مردم جلوگیری کند. 
آیت‌الله شهید در توضیح سال‌های پس از انقلاب هم به توطئه‌های مختلف آمریکا و اذنابش اشاره داشتند؛ از نفوذ و تجاوز نظامی و کودتا و فتنه گروهک‌های تروریستی و تجزیه‌طلب و...
 ایشان در این باره فرمودند:
«... از شگفت‌ترین بازی‌های سیاست این كه مظلوم‌ترین قربانیان تروریسم كور و خشن، به تروریسم متهم می‌شوند، آن هم از سوی كسانی كه خود در پیش راندن تروریست‌ها به سوی آن و سپس پناه دادنشان، نقشی بزرگ داشته‌اند!...»
شهید بزرگوار آیت‌الله سید علی حسینی خامنه‌ای سپس به تجاوز وحشیانه رژیم صدام با حمایت و پشتیبانی آمریکا و برخی دولت‌های اروپایی و کشورهای منطقه اشاره نموده و از صلح تحمیلی غربی‌ها گفته و فرمودند:
«... قدرت‌های بزرگ، حتی در هنگامی كه هزاران كیلومتر مربع از خاك ما در زیر چكمه‌های اشغالگران متجاوز بود با استفاده از ابزار فوق‌العاده نیرومند، ما را زیر فشار قرار می‌دادند كه آتش‌بس را بپذیریم... پیام ما به همه ملت‌ها و دولت‌هایی كه می‌خواهند مستقل و بی‌اعتنا به خواست و اراده سلطه‌های بزرگ جهانی بمانند این است كه از آنان نترسند و به خود و ملت خود اعتماد كنند....»
از جبهه‌های جنگ به سازمان ملل
7 سال قبل از آن شهید محمد علی رجائی که در آن زمان نخست‌وزیر بود به شورای امنیت سازمان ملل رفت و در 26 مهرماه 1359 (در حالی که کمتر از یک ماه از تجاوز نظامی صدام و ارتش بعث به سرزمین‌مان می‌گذشت) در یک سخنرانی پرشور، در ابتدا وضعیت ایران و ملت ایران را تشریح کرد:
«...... من دیروز مستقیما از جبهه جنگ عازم این‌جا شدم. کشته‌ها و مجروحینی را که دیدن آنان دل هر انسانی، هر چند کم احساس را به درد می‌آورد، به چشم خود نظاره کردم. موشک‌های ۹ متری زمین به زمین که به شهر دزفول پرتاب شده، قسمت اعظم شهر را بر سر مردم شریف و قهرمان آن دیار خراب کرده است. در دزفول متجاوز از 
۳۰ کودک مجروح کمتر از شش ماه را که هم اکنون در بیمارستان این شهر بستری هستند، دیدم. ارتش صدام حسین به بهانه‌های واهی که بهتر است حتی گفته شود بدون بهانه، ‌به خاک ما تجاوز کرده، مراکز تولیدی و اقتصادی و بخصوص مناطق مسکونی ما از جمله بیمارستان‌ها و مؤسسات آموزشی را منهدم می‌نماید و مردم بی‌گناه ما را به قتل می‌رساند...»
و سپس حاکمیت سلطه جهانی به سرکردگی آمریکا و اعوان و انصارش و نظام به اصطلاح سازمان ملل و شورای امنیت را به چالش کشانید و گفت:
«... رجاء‌ واثق داریم که اولا شورای امنیت با پذیرش حق وتو برای زورمندان و دارا بودن وابستگی‌های دیگر عملا قادر به خدمت جدی به ملل محروم و مستضعف جهان نیست و ثانیا تاریخ گذشته این شورا مبین این واقعیت است... لذا حضور ما در این شورا صرفا به دلیل رساندن ندای مظلومیت ملت مسلمان و به‌پاخاسته ایران به گوش مردم سراسر جهان و هشدار به آن‌ها از بابت خطر سرکوب انقلاب و بازتاب آن بر مبارزات کلیه خلق‌های در بند می‌باشد...» 
سکوت گورستانی
و طرفه آنکه شورای امنیت بعد از آن جلسه تا پس از آزادی خرمشهر در 3 خرداد 1361 یعنی به مدت حدود 20 ماه در سکوت گورستانی فرو رفت و در مقابل همه جنایات صدام و ارتشش که هزاران کیلومتر مربع از خاک میهن‌مان را در اشغال داشت، حتی یک بیانیه یا اظهارنظری منتشر نکرد. آیت‌الله شهید سید علی حسینی خامنه‌ای درباره آن سکوت شورای امنیت پس از مهرماه 1359 گفتند:
«... پس از آن شورای امنیت را سکوتی مرگبار فرا گرفت، و تا آزادی خرمشهر- عملیاتی که در آن ستون فقرات نیروهای اشغالگر شکست، و هزاران نفر از آنان به وضع ذلت‌باری اسیر شدند- جنگ خونین و مستمری را که خبرهای آن در صدر اخبار جهان بود فراموش کرد. در این مدت قهرمانی‌های ملت ما و شکل‌گیری نیروهای رزمنده‌ ما، سر بر آوردن یک نیروهای جوان، انقلابی و تعیین‌کننده را در منطقه خبر می‌داد و قدرت‌های جهانی را از دست یافتن به هدف‌های شومی که در حمله‌ عراق به ایران جست وجو می‌کردند به کلی مأیوس ساخت. این بود که بار دیگر شورای امنیت به یاد جنگ ایران و عراق افتاد. چند هفته پس از فتح خرمشهر دومین قطعنامه‌ شورا صادر شد؛ ۱۲ ژوئیه، ۱۹۸۲. این قطعنامه بازگشت به مرزهای بین‌المللی را درخواست می‌کرد. یعنی چیزی که بخش اعظم آن با فداکاری ملت ما و با شجاعت بی‌نظیر رزمندگان ما خود حاصل شده بود. در این قطعنامه نیز نه سخنی از تجاوز، نه نامی از متجاوز، نه یادی از خسارت‌ها و چاره‌ای برای جبران آن...»
حقیقت هرگز نمی‌سوزد
42 سال بعد از شهید رجائی و 35 سال بعد از سخنرانی امام شهید، آیت‌الله شهید رئیسی در مجمع عمومی سازمان ملل همان دادخواهی رؤسای جمهوری شهید پیشین و دفاع از مبارزه و جهاد بی‌امان ملت ایران علیه جهانخواران را تداوم بخشید و دنیای بی‌عدالت و ظالمانه‌ای که در حال له کردن مستضعفان و محرومان است را رسوا نمود. آیت‌الله رئیسی از مقاومت و پایداری مردم ایران گفت:
«... این دشمنانِ ما نبودند که کوتاه آمدند، بلکه این ملت ما بود که هر دشمنی را از میدان بیرون کرد. ملت ایران با حضور مؤثر و مشارکت فراگیر در نظم سیاسی برآمده از انقلاب اسلامی، توانست ضمن پایبندی به ارزش‌ها و الهام‌بخشی به ملت‌ها، مرحله اول انقلاب اسلامی را با قدرت و موفقیت طی کند... ملت ایران که خود قربانی تروریسم بوده است، امروز به تکیه‌گاه امنیت در منطقه و پیشتاز راستین مبارزه با تروریسم در جهان تبدیل شده است... داستان ملت ایران، داستان ملتی‌ست که آموخته است روی پای خود بایستد و به دیگری تکیه نکند...»
او در همان سخنرانی تصویر شهید حاج قاسم سلیمانی را بر سر دست گرفت و از جنایات و جنگ با داعش گفت:
«... فرماندهی و قهرمان این جنگ علیه تروریسم و نابودکننده‌ داعش کسی نبود جز سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی. کسی که در راه آزادی ملت‌های منطقه به شهادت رسید و رئیس‌جمهور سابق آمریکا (ترامپ) سند این جنایت را به اسم خود زد...» 
او به همین دلیل خواستار محاکمه ترامپ در یک دادگاه صالح بین‌المللی شد و سال بعد و در زمانی که اخلاف صلیبیون در اروپا و آمریکا به کتاب سوزی و این بار قرآن سوزی روی آورده بودند، قرآن را بر سر گرفت و گفت:
«...این مفاهیم وحدت بخش و تعالیم متعالی، الهام‌بخش، انسا‌ن‌ساز، جامعه‌ساز و تمدن‌ساز انبیا برای جوامع بشری، ابدی‌اند و هرگز نمی‌سوزند. آتش توهین و تحریف، هرگز حریف «حقیقت» نخواهد شد...»
تا پای جان برای ایران عزیز
و حالا این رئیس‌جمهوری اسلامی ایران، دکتر پزشکیان است که گویا در ادامه فریادها و خروش همان رؤسای شهید جمهوری سخن می‌گفت؛ از مظلومیت ملت ایران در دو جنگ 12 روزه و 40 روزه گفت و از آقای شهید ملت که پیشاپیش همه به استقبال شهادت رفت و فرماندهان و کودکان و زنان و.... از جنایات هولناک آمریکا و اسرائیل گفت و از صلابت و مقاومت ملت ایران که: 
«...ایران هیچ‌گاه آغازگر جنگ نبوده، و همواره پایبندی خود را به میز مذاکره نشان داده است. جنگ بر ما تحمیل شد. اما ما ثابت کردیم که برای دفاع از خود، از جنگ نمی‌ترسیم و برای صلح، از مذاکره نمی‌گریزیم و تا پای جان برای دفاع از ایران عزیز ایستاده‌ایم. ایران در تاریخ طولانی خود یک حقیقت را به روشنی آموخته است؛ جهان، بدون داشتن قدرت خطرناک است؛ ایران قدرت خود را حفظ می‌کند، ما جهان را نه به جنگی دیگر، بلکه به صلح و عدالت فرا‌می‌خوانیم؛ نه از سر ضعف، بلکه از سر اعتماد به قدرت خود و فهم این حقیقت که هیچ کس در این منطقه به تنهائی امنیت نخواهد داشت؛ یا امنیت را با یکدیگر خواهیم ساخت، یا ناامنی را با یکدیگر تحمل خواهیم کرد...»

captcha