ناگویا، تکرار همان داستان همیشگی!(نکته ورزشی)
سید سعید مدنی
چند روزی است که بازیهای آسیایی در شهر ناگویای ژاپن شروع شده و عصاره ورزش قاره کهن در معرض دید و داوری ورزش دوستان در آسیا و بلکه سراسر جهان قرار گرفته است.
ورزش ایران نیز به طور طبیعی در این بازیها حضور دارد تا تواناییها و بضاعت خود را در مصاف با حریفان هم قارهای محک بزند. در توانایی و انگیزه و غیرت ورزشکاران ایرانی شکی نداریم و آنها هرچه دارند برای سربلندی نام ایران عزیز و شاد کردن دل ملت ورزش دوست ما در طبق اخلاص خواهند گذاشت. با این حال و با توجه به واقعیتهایی که در میدان رقابتها با دو چشم سر قابل ملاحظه است و نتایجی که تاکنون چهره بسته، به گمان خیلی از اهالی ورزش و کارشناسان فن در این دوره از بازیها لااقل برای ورزش ما اتفاق تازهای نخواهد افتاد و به جز درخشش تک ستارهها در بعضی از رشتهها و در نهایت باز هم جور ورزش ما را کشتی خواهد کشید و مدالهای با ارزش این رشته جایگاه ورزش ایران در جدول مدالها را ارتقا خواهد داد و این چیزی است که اولا با بضاعت و توان نهفته ورزش و ورزشکار ایرانی همخوانی ندارد، ثانیا با هدف « ایران قوی، ورزش قوی» همراه و هماهنگ نیست و ثالثا با ادعای مسئولان ورزش- که چون اسلافشان در شروع مسئولیت خود وعده میدادند که یکی از اصلیترین برنامههای آنها خارج کردن ورزش ایران از حالت وابستگی به دو، سه رشته ورزشی است- سخت در تضاد است.
بارها نوشتهایم و باز تاکید میکنیم که برای اغلب مدیران و مسئولان ورزش ما در ردههای مختلف علی رغم شعارهایی که سر میدهند و وعدههایی که تکرار میکنند، وضع موجود، همان وضع مطلوب است و برای ایجاد تغییر اساسی و تحول واقعی و به فعلیت رساندن تواناییهای پنهان ورزش، حال و انگیزه کافی ندارند. صحنههایی مثل بازیهای آسیایی برای اثبات این سخن به قدر کافی گویاست و ما را از آوردن شاهد و مثال بینیاز میکند. به گواه اکثر قریب به اتفاق کارشناسان توان و ظرفیت ورزش ایران بیش از چیزی است که به عینیت درمیآید. این ورزش در صورت مدیریت صحیح مبتنی بر برنامه دقیق میتواند در میادین مختلف بیش از این بدرخشد و جایگاه خود را ارتقا بخشد و به عنوان حریفی جدی در مصاف با کشورهای صاحب ورزش آسیا مثل چین و ژاپن و... خودنمایی کند اما برخلاف انتظار علاقهمندان و وعدههای مسئولان این اتفاق نمیافتد و ورزش ایران کماکان در جای خود ایستاده و درجا میزند. علت اصلی این امر همان است که بالاتر ذکر شد. کسانی که سکان هدایت ورزش و بعضی از رشتههای ورزشی را در دست دارند فاقد انگیزه و همت لازم هستند و حوصله دردسر و افتادن در ورطه کارهای دشوار و برنامههای دقیق و پر زحمت را ندارند. علت این است که مدیریت ورزش در بسیاری از جاها دست کاردان نیست و اصل شایستهسالاری در آن کمتر رعایت میشود و علتالعلل این وضعیت این است که ما هنوز ورزش را با تنوعی که در کارکردهای خود در ابعاد مختلف فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و... دارد، جدی نگرفتهایم و به همین دلیل هم در انتخاب و انتصاب مدیران و دستاندرکاران به اصل«کاربلدی» و «شایستهسالاری» کمتر توجه داریم و اداره و مدیریت ورزش را وسیلهای برای سهم خواهیهای سیاسی قرار دادهایم تا رقیبان و همراهان سیاسی و حتی همشهریان و قوم و خویشان را از خود راضی کنیم! این درحالی است که ورزش مانند سایر سروکارهای اجتماعی فنی و تخصصی است و اداره امور ریز و درشت آن را باید به دست اهل فن و کارشناس بسپاریم. مدیریت ورزش نیز داستان خودش را دارد. ورزش برخلاف ظواهر و نظر و تلقی ورزشنشناسان پرمدعا در جای خود امری پیچیده است که اداره آن کار هرکسی نیست و به شناخت و ظرافت احتیاج دارد. ما به کسانی نیاز داریم که هم اهل ورزش بوده و از زمینهای خاکی و محلات تا بالاترین سطح حرفهای را درک کرده باشند و به اصطلاح جامعهشناس غیر آکادمیک ورزش باشند و هم حال وهوا و اصول روانشناسی ورزش و مدیریت و چم وخمهای آن را بشناسند و لااقل اگر ورزشی نیستند،«مدیر» باشند. البته این بحث مفصلی است که از حوصله خواننده این نوشته خارج است. خلاصه کلام، ورزش ما گرفتار«دور باطل» و «روزمرگی» شده و خروج از این وضعیت تکراری نیاز به مدیریتی جهادی و تغییرات رفتاری و تحولات اساسی دارد. بیکوچکترین تردید، با حرف زدن و شعار و وعده دادن، هیچ اتفاق مثبتی نمیافتد، مطالبات به حق برآورده نمیشود و مهمتر از همه هدف «ایران قوی، ورزش قوی» که در صورت تحقق، قلب یک ملت را شاد و چشم دشمنان کینه توز و خبیث این ملک و ملت را کور میکند، رنگ واقعیت به خود نخواهد گرفت...