شرایط و موانع تحقق امداد غیبی
شبهه: اگر امداد غیبی واقعی است، چرا در شکستهای تاریخی مؤمنان نشانی از آن دیده نمیشود؟
پاسخ: در متون دینی، خداوند وعدههایی روشن و امیدبخش به اهل ایمان داده است؛ وعدههایی که گشایش برای اهل تقوا،(1) هدایت ویژه برای مجاهدان،(2) و نصرت و یاری برای کسانی که دین خدا را یاری میکنند،(3) از جمله آنهاست. این وعدهها در منابع دینی مکرر تأکید شده و بهظاهر چنین مینماید که جامعه مؤمن اگر به وظایف دینی و اخلاقی خود پایبند باشد، باید همواره شاهد پیروزی، امنیت، آرامش و حمایتهای آشکار الهی باشد.
با این حال، آنچه در تجربه تاریخی امّتهای مؤمن دیده میشود همواره مطابق این تصویر نیست: گاه مردمانی دیندار و تلاشگر، با وجود مجاهده، از جانگذشتگی، پایبندی به اصول دینی و تحمل سختیها، باز هم با شکستهای دردناک، فشارهای طولانیمدت، رنجهای اجتماعی یا حتی فروپاشی سیاسی مواجه شدهاند. این فاصله ظاهری میان وعدههای الهی و تجربه تاریخی، زمینهساز این پرسش عمیق میشود که امداد غیبی دقیقا چیست؟ تحت چه شرایطی محقق میشود؟ و چرا گاهی در صحنههایی که انتظار آن میرود، مشاهده نمیشود؟ در ادامه، برای روشنتر شدن این مسئله، در قالب سه نکته به تحلیل موضوع میپردازیم.
نکته اول: تفاوت میان رحمت عام الهی و امداد خاص غیبی
انسانها در طول زندگی خود، چه آگاه باشند و چه ناآگاه، مددهای فراوانی از سوی خداوند دریافت میکنند.
بسیاری از این امدادها ناشی از صفت رحمانیت خداوند است؛ رحمتی عام که شامل مؤمن و کافر، نیکوکار و بدکار میشود و به شکل دائمی و پیوسته در هستی
جریان دارد.
مانند اصل آفرینش انسان، نعمتهای گسترده طبیعت، تواناییهای فطری، استعدادها و اسباب و وسایلی که برای ادامه حیات او فراهم شده است؛ نعمتهایی که معمولا از فرط تکرار، از نظرها پنهان میمانند.
افزون بر این نعمتهای عام، دسته دیگری از امدادها وجود دارد که مختص گروهی از بندگان است؛ امدادهایی که از صفت رحیمیت خداوند سرچشمه میگیرند و تنها شامل کسانی میشود که در مسیر اهداف الهی، حسن انجام وظیفه دارند و رفتار و نیت آنها با معیارهای الهی سازگار است. (4)
این لطفهای خاص، بر اساس قوانینی فراتر از قوانین طبیعی و متعارف رخ میدهد و نشانه توجه ویژه الهی به بندگان خالص و مجاهد است. پیامبران نیز دقیقاً مأمور بودند تا انسانها را نسبت به این نوع امداد آگاه کنند و ایمان به آن را در دلها زنده سازند.(5)
نکته دوم: شرایط تحقق امداد غیبی در زندگی مؤمن
امداد غیبی میتواند در قالبهای گوناگونی ظهور یابد؛ گاهی به صورت فراهم شدن اسباب موفقیت، گاه در شکل روشنبینی، الهام، قوت قلب یا حتی اتفاقاتی که به نظر عادی میآیند ولی در مسیر تحقق هدف الهی نقش اساسی دارند.
اما این امدادها بیقید و شرط نیستند و تحقق آنها نیازمند برخی شرایط است؛ از جمله:
الف) ایمان: ایمان فقط یک باور قلبی ساده نیست، بلکه اطمینانی عمیق و پایدار است که به اعتماد عملی به وعدههای خداوند میانجامد. آیه «إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا...»(6)
نشان میدهد که شرط نخست بهرهمندی از امداد غیبی آن است که ایمان انسان به مرحلهای برسد که نه تنها به زبان، بلکه در رفتار، تصمیمها و پایداری او آشکار باشد.
ب) توکل: اعتماد و واگذاری امور به خدا از مهمترین زمینههای دریافت امداد الهی است.(7)
در برخی روایات، توکل برترین عمل معرفی شده است.(8) به همین دلیل، میتوان گفت توکل و اعتماد قلبی، برجستهترین عامل جریانیافتن امداد غیبی است.
ج) قرآن بارها بر ضرورت پایداری در مسیر حق تأکید کرده است. ثباتقدم، تحمل سختیها و ادامه حرکت در شرایط فشار، از مهمترین زمینههای جریان یافتن نصرت الهی به شمار میرود.
بر اساس آیات متعدد از جمله آیه:«وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا» (9)، بدون استقامت حقیقی، سنّت الهیِ یاری مؤمنان تحقق نمییابد.
د) اخلاص: روایات اسلامی نشان میدهد که بسیاری از پیروزیهای صدر اسلام نتیجه خلوص نیت مجاهدان بود؛ مؤمنانی که هر اقدامی را تنها برای رضای خدا انجام میدادند(10)
هـ) جهاد و یاری دین خدا: یکی از مهمترین نشانههای استقامت و اخلاص، حضور واقعی در صحنه جهاد و دفاع از حق است.(11)
خداوند نیز وعده داده است که چنین کسانی را با امدادهای غیبی یاری کند. (12)
نکته سوم: علل تاریخی فقدان امداد غیبی در شکستهای مؤمنان
امدادهای غیبی همچون دیگر امور عالم بر اساس مجموعهای از علل و مقدمات تحقق مییابند.
با توجه به شرایطی که برای وقوع آنها بیان شد، اکنون میتوان روشنتر توضیح داد که چرا در برخی حوادث تاریخی، امداد الهی به نفع مؤمنان جاری نشده است:
الف) ضعف ایمان یا اخلاص در عمل میتواند مانع تحقق امداد الهی شود. هرگاه نیتها آلوده به اهداف غیرالهی مانند قدرتطلبی، ثروتجویی یا شهرت شود، حمایت خاص خداوند از میان میرود.
در بسیاری از حرکتهای دینی - مانند جنگ اُحد و ترک پُست ماموریت به نیت جمعآوری غنائم- نشانههایی از این نیتهای ناسازگار دیده میشود و همین امر مانع از تحقق امداد الهی میگردد.
ب) یکی از عوامل مهم ناکامیهای تاریخی مؤمنان، کمصبری آنان در لحظات حساس بوده است.
گاهی کوچکترین سختی کافی بوده تا گروهی از یاری دین دست بکشند و بهانههای مختلف بیاورند.
شکایتهای مکرر حضرت امیرالمؤمنین(ع) از بیوفایی و سستی کوفیان دقیقاً بیانگر همین مشکل تاریخی است. (13)
ج) ترک جهاد یا کاهلی جمعی در یاری حق، یکی از مهمترین موانع تحقق امداد غیبی است. اگر جامعه اسلامی در عصر امام حسن(ع) در برابر معاویه، یا در زمان امام حسین(ع) در برابر یزید کوتاهی نمیکرد، شرایط تاریخی به گونهای دیگر رقم میخورد و نصرت الهی شامل آنان میشد.
حتی قیامهای شیعی مانند قیام زید بن علی نیز بهسبب همین عدم همراهی عمومی با شکست مواجه شد.(14)
د) امید بستن به غیر خدا و اتکا به اشخاص یا قدرتهای دنیایی، مانع مهم جریان یافتن امداد غیبی است.
تنها هنگامی که انسان توکل کامل به خدا داشته باشد و از امیدهای غیرالهی دست بشوید، درهای رحمت و نصرت الهی به روی او گشوده میشود.
نتیجه:
با وجود آنکه آیات الهی وعده نصرت و یاری به مؤمنان دادهاند و تاکید دارند که امدادهای غیبی شامل حال بندگان باایمان میشود، تحقق این وعدهها همانند بسیاری از قوانین الهی مشروط به فراهم شدن مقدمات و شرایطی است.
هرگاه این شرایط فراهم نباشد، انتظار نصرت غیبی بیپایه خواهد بود.
از این رو، مؤمنان برای مشاهده آثار امداد الهی در حیات فردی و اجتماعی خود باید از یکسو زمینههای لازم مانند ایمان، توکل، اخلاص، صبر و جهاد را فراهم سازند و از سوی دیگر موانعی چون تکیه بر غیر خدا، سستی و آلودگی نیتها را از میان
بردارند.
پینوشتها:
1. طلاق، آیه 2: «مَن کاَنَ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَخِرِ وَ مَن یَتَّقِ اللَّهَ یجَعَل لَّهُ مخَرَجًا.»
2. عنکبوت، آیه 69: «وَ الَّذِینَ جَاهَدُواْ فِینَا لَنهَدِیَنهَّمْ سُبُلَنَا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِین.»
3. محمد، آیه 7: «یَأَیهُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ إِن تَنصُرُواْ اللَّهَ یَنصُرْکُمْ وَ یُثَبِّتْ أَقْدَامَکم.»
4 و 5. مطهری، مرتضی، امدادهای غیبی در زندگی بشر، تهران، انتشارات صدرا، 1402ش، ص 75.
6. غافر، آیه 51: «إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ فىِ الحْیَوهِ الدُّنْیَا وَ یَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهَاد.»
7. طلاق، آیه 3: «وَ مَن یَتَوَکلَ عَلىَ اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِه.»
8. طباطبائی، سیدمحمدحسین، سنن النبی، مترجم عباس عزیزی، قم، انتشارات صلاه، چ 9، 1385ش، ص 62.
9. عنکبوت، آیه 69: «وَ الَّذِینَ جَاهَدُواْ فِینَا لَنهَْدِیَنهَُّمْ سُبُلَنَا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِین.»
10. شریف رضی، محمد بن حسین، نهجالبلاغه، ترجمه و تحقیق محمد دشتی، قم، نشر قدس، 1378ش، خطبه 56.
11. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چ 25، 1385ش، ج 21، ص 44.
12. فصلت، آیه 30: «إِنَّ الَّذِینَ قَالُواْ رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَمُواْ تَتَنزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَئکَهُ أَلَّا تخَافُواْ وَ لَا تحَزَنُواْ وَ أَبْشِرُواْ بِالجْنَّهِ الَّتىِ کُنتُمْ تُوعَدُون.»
13. به عنوان نمونه: شریف رضی، نهجالبلاغه، خطبه 39.
14. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق محمدباقر محمودی، بیروت، دارالتعارف،
ط 1، 1977م، ج3، ص 244.
* سیدرضا قائمی