کد خبر: ۳۳۸۶۱۴
تاریخ انتشار : ۰۱ مهر ۱۴۰۵ - ۲۱:۲۷

این رویکرد از سر نادانی نیست(یادداشت روز)

1- تابستان سال 1404 جنگ خونینی بین کامبوج و تایلند بر سر یک اختلاف قدیمی مرزی رخ داد. بعدها معلوم شد، جرقه این جنگ را یک «مکالمه تلفنی» زده است. خانم «پتونگتارن شیناواترا» نخست‌وزیر وقت تایلند طی گفت‌و‌گوی تلفنی 17 دقیقه‌ای که با رئیس‌مجلس سنای کامبوج داشت، از موضع ضعف صحبت کرده و همین امر باعث «تغییر محاسبات دشمن و در نتیجه تصمیم برای حمله به تایلند» شده بود. کار به جایی رسید که دادگاه قانون اساسی تایلند ورود و خانم نخست‌وزیر را از قدرت برکنار کرد چرا که او حین مکالمه تلفنی از موضع قدرت ورود نکرده و از «منافع تایلند» نیز دفاع نکرده بود. او وسط یک مکالمه حساس تلفنی بر سر مرزها، رئیس سنای کامبوج را «عمو جان» خطاب کرده و از او خواسته بود فشارهای داخلی سیاسی که به او وارد می‌شود را درک کند...! قطعا آن مکالمه تلفنی، تنها دلیل آغاز جنگ بین دو کشور کامبوج و تایلند نبود و مسائل دیگری در کنار آن، باعث «تغییر محاسبه» شده است اما، طبق گزارش‌های رسمی که در همان ایام منتشر شد، این موضع ضعف، در شروع جنگ به اندازه خود تاثیر گذاشت و جرقه جنگ را زد! یکی از مهم‌ترین دلایل حمله صدام به ایران و آغاز جنگ 8 ساله نیز، محاسبات غلط او درباره توان ایران بود. صدام ‌حسین تصور می‌کرد ایرانِ پس از انقلاب ضعیف شده و می‌تواند از این فرصت استفاده کند. (اگرچه دلایل دیگری برای آغاز این تجاوزگری می‌توان برشمرد که یادداشت جداگانه‌ای را می‌طلبد).
۲- یک مدل ساده در تحلیل‌هایی مثل «نظریه بازی» یا «بازی‌های جنگ» مطرح است که می‌گوید «واکنش»، نتیجه مشاهده یک «کُنش» و حاصل یک‌سری محاسبات است. مثلا فرض کنید کشور الف، یک موشک قدرتمند را «آزمایش» می‌کند(کنش). کشور ب، این آزمایش موشکی را «مشاهده» کرده، هزینه و فایده پاسخ به این آزمایش موشکی را «محاسبه» می‌کند و سپس نوع «واکنش» را انتخاب می‌کند. این کنش، می‌تواند یک کلمه یا واژه یا جمله از زبان یک مسئول باشد (مثل واژه عمو جانِ) نخست‌وزیر سابق تایلند. می‌تواند یک اقدام عملی باشد، می‌تواند یک مقاله و گزارش رسمی در یک روزنامه یا خبرگزاری رسمی باشد. گاهی حتی اقدام نکردن و سکوت، می‌تواند به مثابه همان «کنش و واکنش» تلقی شده و نتیجه‌ای را به دنبال داشته باشد. به اعتقاد دادگاه قانون اساسی تایلند، خانم شیناواترا باید از موضع قدرت حرف می‌زد. ضمن اینکه با «عموجان» خطاب کردن طرف کامبوجی، پیام ضعف مخابره کرده و باعث جری شدن دشمن و در نتیجه آغاز جنگ شده بود. بنابراین، «کنش‌ها و واکنش‌ها» مهم‌اند به ویژه وقتی از سوی مقامات، چهره‌ها و رسانه‌های تاثیرگذار صادر ‌شوند.
3- سه‌شنبه شبی که گذشت، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا در جریان سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل، ایران را به حمله اتمی و «محو کردن از روی زمین» تهدید کرد! اظهارات ضدایرانی ترامپ آن‌قدر وقیح، غیرمرسوم و مشمئز‌کننده بود که انتقادات بسیاری را در دنیا به دنبال داشت طوری که برخی چهره‌های سیاسی در آمریکا نیز ضمن ابزار تاسف اعلام کردند، «ببینید وضعیت آمریکا به کجا رسیده است که رئیس‌جمهور آن از صحن سازمان ملل کشورهای دیگر را به نابودی و حملات اتمی تهدید می‌کند». ساعاتی بعد معلوم شد، وقتی ترامپ در حال یاوه‌گویی علیه ایران بود، مذاکراتی بین ایران و آمریکا در جریان بوده است. نکته جالب اینکه ترامپ حین تهدید ایران، به در جریان بودن این مذاکرات اشاره و چند بار مدعی شد ایران به شدت دنبال مذاکره و رسیدن به یک توافق است! مذاکره با کشوری مثل آمریکا وسط تهدیدات رئیس‌جمهور آن، چه معنایی دارد؟ چه پیامی را به دشمن مخابره می‌کند؟! پیام ضعف یا قدرت؟! آیا پاسخ تهدید به حمله اتمی و نابودی ایران، مذاکره است؟! آیا این رویکرد باعث تغییر در محاسبات دشمن نمی‌شود؟ مگر تغییرِ - ولو اشتباه- محاسبات دشمن باعث آغاز جنگ
12 و 40 روزه نشد؟ اظهارات دیشب رئیس‌جمهور محترم کشورمان در صحن سازمان ملل پاسخ خوبی به یاوه‌گویی‌ها و تهدیدات ترامپ بود؛ همین‌طور اظهارات و هشدارهای محکم سرلشکر محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی که دیشب ایراد شد، تا حد زیادی می‌تواند محاسبات دشمن را «تنظیم» و «واقع‌بینانه» کند.
4- یکی از اقدامات و واکنش‌های دشمن که نیازمند پاسخ متناسب است و اتفاقا در اظهارات دیشب آقای محسن رضایی به درستی به آن پرداخته شد، موضوع محاصره دریایی و هوائی کشورمان است که دشمن همزمان با اعلام آنها صراحتا تاکید کرده، با هدف خفه کردن اقتصاد و معیشت مردم ایران آغاز شده است. سکوت در برابر چنین اقداماتی اولا می‌تواند، به جری‌تر شدن دشمن منجر شود، ثانیا به عملیاتی شدن این تهدیدات کمک کند. واکنش خوب آقای محسن رضایی به این محاصره‌ها قطعا مؤثر است. او گفت: «ما به همه کشورهای منطقه عرض می‌کنیم و تقاضا می‌کنیم وارد ماجراجویی آمریکا نشوند. اگر نگذارند هواپیما‌های ایران سفر کنند فرودگاه‌های آنان هم نمی‌توانند پرواز داشته باشند». البته چنین رویکرد خوبی نباید در حد «حرف» باقی بماند در غیر این صورت، با عملیاتی شدن آن، دشمن یک گام دیگر به جلو خواهد آمد. واکنش‌های کلامی در کنار عمل، حتما در محاسبات دشمن تغییراتی را ایجاد خواهد کرد. این یک فرمول ساده و همه فهم است که در ابتدای این یادداشت نیز به آن اشاره کردیم: دشمن محاسبه می‌کند. چنانچه هزینه را بالا دید، عقب‌ می‌کشد.
5- معتقدیم یکی از دلایل متعددی که این بار دشمن را دچار خطای محاسباتی و در نتیجه، تجاوز به ایران عزیز کرد، کنش و واکنش‌های ضعیف، رویکردهای اشتباه و پیام‌های ضعفی بود که یک جریان شکست خورده سیاسی در ایران هنوز هم مخابره می‌کند. در حالی که دشمن صراحتا می‌گوید «ایران باید مذاکره کرده و در نهایت نیز پرچم سفید را بلند کند»، این جریان سیاسی از «لزوم مذاکره تحت هر شرایطی» می‌گوید! این در حالی است که پذیرش مذاکره در شرایط تهدید، به عنوان «عقب‌نشینی» و «ترس» برداشت شده و خطای محاسباتی دشمن را موجب و در نتیجه می‌تواند باعث آغاز جنگ می‌شود! فهم این مسئله اصلا سخت نیست و ندانستن این امر ساده بعید است از سر ندانستن باشد! کسی که مدل ونزوئلا را با چشم می‌بیند و معتقد به انجام آن مدل در ایران است، حتما کوته‌فکر و نادان نیست! سیاستمداری که می‌بیند ترامپ هر چند روز یک‌بار اعلام می‌کند که در حال غارت میلیاردها بشکه نفت ونزوئلا است و ایران را هم همین‌گونه می‌خواهد، اما همچنان می‌گوید «برای جلوگیری از جنگ اشکالی ندارد»، بعید است نداند در حال تشویق دشمن به تجاوز مجدد و آغاز جنگی دیگر است! این یادداشت صرفاً یک هشدار برای جلوگیری از جنگ است نه اتهام به یک جریان سیاسی داخلی...!

جعفر بلوری

captcha