آقای پزشکیان! سازمان ملل را به دادگاه جنایات آمریکا تبدیل کنید
سرویس سیاسی-
با توجه به سفر رئیسجمهور به نیویورک، صحن سازمان ملل باید به دادگاه جنایات آمریکا تبدیل شود. نیویورک نه جای لبخند و مذاکره، بلکه فرصت افشای فاجعه میناب، سیریک و لامرد، خونخواهی امام شهید و فریاد اقتدار «ایران مبعوث» است.
مسعود پزشکیان رئیسجمهور کشورمان در حالی جهت شرکت و سخنرانی در هشتادویکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد عازم نیویورک شده که گذر زمان در یکسال گذشته، شتابان و پرحادثهتر از هر دوران دیگری در تاریخ معاصر بوده است. رئیسجمهور در شرایطی پا به نیویورک میگذارد که صحنه جهانی، هنوز زیر بار پیامدهای تجاوزگری مستقیم واشنگتن علیه ایران فرو رفته است؛ سالی که در آن کاخ سفید با طراحی کودتای دیماه1404، تحمیل جنگ ۴۰روزه و شهادت قائد و رهبر عزیزمان و جمعی از فرماندهان، دانشآموزان و هموطنان عزیزمان، آخرین پرده از وقاحت و وحشیگری را به اجرا گذاشت.
اما امروز، در حالی که دیپلماتهای کشورمان چمدانهای خود را میبندند، نیویورک دیگر نه جای «لبخند در راهروها» و «توافقهای اتفاقی»، بلکه صندلی متهمی است که بوی سوختگی نشیمنگاهش، سراسر غصبگاه سازمان ملل را فراگرفته است!
رؤیای تسلیم
در راهروهای سازمان ملل؛
نسخه سوخته جریان غربگرا
همزمان با بار بستن هیئت ایرانی، باز هم همان صدای نحس و آشنا از اردوگاه مدعیان اصلاحات و جریان تسلیم به گوش میرسد؛ طیفی که همواره سفر به نیویورک را به سطح یک «برخورد اتفاقی در راهرو» و «یک دیپلماسی لبخند» تنزل داده است. رسانههای تسلیمی با فضاسازی گسترده و ضریب دادن به سراب مذاکره، بار دیگر در حال تحریف چالش ایران و آمریکا هستند. آنها خروج از NPT را تله مینامند، از مقاومت ایران در انسداد تنگه هرمز انتقاد میکنند و تسلط بر آن را هزینهساز میدانند و حتی در کمال وقاحت، خونخواهی رهبر شهید را به صلاح نمیبینند!
اما سؤال اساسی از این جریان بیکارنامه این است که حاصل این میزان اشتیاق برای مذاکره بیهدف چیست؟ مگر نسخه مذاکره تا امروز جواب داده است؟! نه در زمان روحانی و خسارت محض برجام و نه در میانه دیپلماسی دولت چهاردهم که ترامپ در کمال بدعهدی درست در وسط میز مذاکره، بمب انداخت و حتی به امضای خود در تفاهم نامه اسلامآباد هم پایبند نماند. این میزان اشتیاق برای زانو زدن در برابر بدعهدی که امضایش ارزش کاغذ زیر دستش را ندارد، نامی جز وادادگی ندارد.
طومار سیاه جنایات
آمریکای تروریست
امروز رئیسجمهور نباید فراموش کند که نماینده ملتی است که داغ سنگین جنایات ایالات متحده را بر سینه دارد. اگر چه کارنامه آمریکا در جنایت و خیانت علیه ایران طومار بزرگی از کودتای ۲۸ مرداد، حمایت تمامقد از صدام، ورود مستقیم به جنگ خلیجفارس، تحریمهای گسترده و ترور دانشمندان هستهای است، اما جنایات اخیراً ارتکابی در ۱۲ روز جنگ تحمیلی، کودتای دیماه، جنگ ۴۰ روزه، شهادت قائد امت و فرماندهان سلحشور و مقتدر و تجاوزهای اخیر، وقاحت کاخ سفید را به اوج رسانده است.
بر اساس تازهترین یافتههای «هیئت حقیقتیاب مستقل بینالمللی درباره ایران»، دلایل محکم و انکارناپذیری وجود دارد که نیروهای تروریست آمریکایی مستقیماً مسئول حمله به مدرسه ابتدائی «شجره طیبه» در شهر میناب بودهاند؛ جنایتی هولناک که طی آن ۱۶۸ نفر به شهادت رسیدند. جنایت آمریکا به همینجا ختم نشد؛ حمله به منزل مسکونی و مجلس عروسی در کوهستک سیریک، و بهکارگیری سلاحهای ممنوعه و کشتار جمعی در لامرد، سند دیگری از پرچم خونین حقوق بشر آمریکایی است.
لیست جنایات دشمن، پهنه وسیعی از ساختار مدنی و حیاتی کشور را نشانه رفته است. دستدرازی مستقیم به مدارس، دانشگاهها، مؤسسات علمی و مجالس مردمی مانند کوهستک، کشتار بیرحمانه غیرنظامیان اعم از زنان، کودکان، معلمان، دانشمندان و شهادت قائد و رهبر عزیزمان، تنها بخشی از این توحش است.
انحطاط اخلاقی در بهکارگیری سلاحهای ممنوعه و کشتار جمعی علیه کودکان در لامرد، در کنار حمله به زیرساختهای حیاتی نظیر نیروگاههای آب و برق، تاسیسات پتروشیمی، زیرساختهای انرژی و سیلوهای کشاورزی، عمق کینهتوزی کاخ سفید را نشان میدهد.
تجاوز به مراکز امدادی، بیمارستانها، ایستگاههای اورژانس، آمبولانسها و انبارهای هلال احمر، هدف قرار دادن بنادر، خطوط راهآهن، پلها، فرودگاهها، هواپیماهای مسافربری و هجوم به هویت رسانهای و مذهبی کشور از جمله تاسیسات صداوسیما، کتابخانهها، مساجد و حسینیهها، طومار جنایتی است که رئیسجمهور باید در نیویورک صدای مظلومیت مقتدرانه آن باشد و سیمای شوم مدعیان جهانی حقوق بشر را افشا کند.
حسابرسی از همسایگان بیعمل
و پاسخ کوبنده در حوزه انرژی
تریبون سازمان ملل متحد همچنین بهترین فرصت برای صراحت لهجه با آن دسته از همسایگانی است که سرزمین و پایگاههای خود را در اختیار ماشین جنگی آمریکا قرار دادند. همان نوچههای منطقهای که امروز نقش واسطه را بازی میکنند اما در عمق وجود، دل در گروی ارباب خود دارند. باید به آنها یادآور شد که در صورت وقوع جنگ،دیگر خویشتنداری وجود نخواهد داشت.
چنانچه قرارگاه خاتمالانبیا(ص) با کشورهای حاشیه خلیج فارس در صورت تجاوز احتمالی آمریکا به ایران اتمام حجت کرد و اعلام نمود: «چنانچه کشورهای منطقه با تجاوز شیطان بزرگ به ایران همسو شوند، همگی در این شرارت شریک تلقی میشوند و دیگر نمیتوانند از نیروهای مسلح قدرتمند ایران انتظار خویشتنداری یا نجابت داشته باشند.»
امروز آقای پزشکیان و تیم اقتصادی و دیپلماسی همراه، پیش از آنکه تریبون مجمع عمومی را به دست بگیرند، کافی است نگاهی به تابلوهای بنزین و گازوئیل در جایگاههای نیویورک بیندازند! بر اساس گزارش آکسیوس و دادههای انجمن اتومبیل آمریکا، قیمت متوسط بنزین معمولی در ایالات متحده به حدود ۴.۴۸ دلار و گازوئیل به رکورد بیسابقه ۶.۵۰ دلار در هر گالن رسیده است. بازار جهانی نفت تعیینکننده قیمت است و هزینه تصمیمات نظامی کاخ سفید امروز مستقیماً از جیب خانوارهای آمریکایی و باک خودروهایشان پرداخت میشود.
افسار بابالمندب و تنگه هرمز
در دست کیست؟
دیپلماتهای ما در نیویورک باید نظم و ترتیبات نوین را ملکه ذهن خود کنند. امروز ماشین جنگی آمریکا به گل نشسته و تورم جنگ، کمر اقتصاد غرب را شکسته است. با عملکرد طوفانی انصارالله و در اختیار گرفتن افسار تنگه بابالمندب در کنار حاکمیت قاطعانه ایران بر تنگه هرمز، جریان انرژی و تجارت جهانی معادلات جدیدی به خود دیده است. حال باید از غربیها پرسید که با حاکمیت ایران و انصارالله بر دو گلوگاه حیاتی جهان، واقعاً کت تن کیست؟
حتی نشریات آمریکایی نیز نتوانستهاند این افتضاح استراتژیک را پنهان کنند؛ همانطور که روزنامه واشنگتنپست صراحتا اذعان کرده است: «با هر معیاری، ترامپ بازنده قطعی جنگ با ایران است.» ترامپ اکنون به عنوان یک رئیسجمهور ناکام، شکستخورده و بیآبرو در جنگ، تنها به دنبال آن است که با مانورهای رسانهای و طرح ژستهای دروغین مذاکره، پرونده هستهای را روی کارزار انتخاباتی خود سوار کند؛ او میخواهد کلاهی از نمد هستهای موشکی برای خود ببافد تا افکار عمومی آمریکا را از شکست نظامی و پرواز قیمت نفت منحرف
سازد.
نیویورک، دادگاه محاکمه آمریکا و صدای ایران مبعوث
آقای رئیسجمهور! دونالد ترامپ با هدف سیاهنمایی، ایجاد دوگانگی در داخل ایران، تضعیف انسجام ملی و ترمیم چهره وحشیانه خود، دام دروغین مذاکره را پهن کرده است. نباید در زمین بازی کلامی این تروریست قمارباز حرکت کرد. شهید رئیسی در همین صحن سازمان ملل با بالا بردن قرآن کریم و تصویر شهید حاج قاسم سلیمانی، فریاد اقتدار و عزت ایران را به گوش جهانیان رساند؛ امروز نیز چشم ملت ایران و فرزندان امت اسلامی به نماینده جمهور است.
فارغ از حواشی، پروپاگاندا و فشار جریان غربگرا، فریاد مظلومیت و اقتدار ملت ایران باشید. تصویر امام و رهبر شهیدمان، عکس معصومانه دانشآموزان شهید میناب و سند جنایات لامرد و کوهستک را روی دست بگیرید و سازمان ملل را به دادگاه محاکمه آمریکا تبدیل کنید. نیویورک نه جای لبخندها، بلکه جای به دریوزگی کشاندن آمریکای متجاوز و انعکاس صدای «ایران مبعوث»
است.