کد خبر: ۳۳۸۵۰۶
تاریخ انتشار : ۳۰ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۰:۵۰

۵ اشتباه اقتصادی برخی دولت‌ها در ایران

حسن خلیل خلیلی

اقتصاد را نمی‌توان با گران‌کردن زندگی مردم اصلاح کرد. اقتصاد ایران بیمار است؛ این را دیگر کسی انکار نمی‌کند. کسری بودجه، ناترازی بانک‌ها، کاهش ارزش پول ملی، مصرف بالای انرژی، قاچاق سوخت، ضعف تولید و ناکارآمدی نظام توزیع، همه نشانه‌های یک بیماری مزمن‌اند. دولت نیز وارث اقتصادی نیست که خود ساخته باشد. اما وارث بودن، مسئولیت درمان را از دولت ساقط نمی‌کند. اتفاقاً دولتی که با شعار اصلاح امور آمده، باید بیش از دیگران مراقب باشد که نسخه‌های قدیمی را با نام‌های تازه تکرار
 نکند.
مسئله امروز این نیست که آیا اقتصاد ایران به اصلاح نیاز دارد یا نه؛ مسئله این است که چه کسی باید هزینه اصلاح را بپردازد؟ مردمی که سال‌هاست زیر فشار تورم، اجاره، کاهش ارزش پول و کوچک‌شدن سفره زندگی می‌کنند، نمی‌توانند دوباره نخستین قربانی هر اصلاح اقتصادی باشند. دولت در این مسیر دست‌کم پنج خطای مهم داشته که باید درباره آنها صریح سخن 
گفت.
اولین اشتباه
اولین اشتباه؛ تصور این است که که افزایش قیمت، مساوی اصلاح اقتصاد است. سال‌هاست ساده‌ترین راه مواجهه با ناترازی‌ها، گران کردن است. انرژی ارزان است؟ گرانش کنیم. ارز چندنرخی است؟ نرخ را بالا ببریم. درآمد دولت کم است؟ مالیات را بیشتر کنیم. بنزین قاچاق می‌شود؟ قیمت را افزایش دهیم.
اما اقتصاد با افزایش قیمت اصلاح نمی‌شود؛ اگر اصلاحات از افزایش بهره‌وری، کاهش هزینه تولید و مبارزه با اتلاف آغاز نشود، افزایش قیمت فقط هزینه را از یک بخش به بخش دیگر منتقل می‌کند.
نمونه روشن آن بنزین است. بنزین فقط یک قلم در سبد مصرف خانوار نیست. افزایش هزینه سوخت به حمل‌ونقل، تولید و توزیع منتقل می‌شود و در نهایت به قیمت کالاها بازمی‌گردد. در ماه‌های اخیر نیز بحث‌های متعددی درباره شیوه اصلاح مصرف و قیمت بنزین مطرح شده است. سؤال اینجاست: چرا پیش از آنکه قیمت بنزین را اصلاح کنیم، خودروهای پرمصرف، حمل‌ونقل عمومی فرسوده، اتلاف انرژی و ناکارآمدی تولید را اصلاح نمی‌کنیم؟
کاستن از قدرت خرید مردم
دولت حق دارد با ارز چندنرخی و رانت مبارزه کند. حتی می‌توان پذیرفت که یارانه باید به جای واردکننده، به مصرف‌کننده نهایی برسد. اما این سیاست یک شرط دارد: مصرف‌کننده نباید در فاصله میان حذف حمایت قبلی و رسیدن حمایت جدید، قربانی شود.
واقعیت امروز نیز همین هشدار را تأیید می‌کند. رئیس‌جمهور در مردادماه امسال صراحتاً گفت مبلغ کالابرگ باید افزایش یابد، زیرا قیمت‌ها گران‌تر شده است. این سخن، ناخواسته یک حقیقت مهم را روشن می‌کند: وقتی قیمت‌ها بالا می‌روند، حمایت اسمی ثابت دیگر حمایت واقعی نیست.
اگر ارز گران می‌شود و قیمت کالا افزایش می‌یابد، نمی‌توان با همان مبلغ قبلی کالابرگ انتظار داشت قدرت خرید مردم حفظ شود. یارانه‌ای که با تورم تعدیل نشود، به‌تدریج از حمایت به یک عدد بی‌اثر تبدیل می‌شود.
افزایش درآمدهای دولت پیش از اصلاح هزینه‌ها
دولت برای اداره کشور به درآمد نیاز دارد اما پرسش این است که چرا همیشه نخستین راه، افزایش درآمد است و نه کاهش هزینه؟ اگر دولت کسری دارد، باید ابتدا سراغ هزینه‌های زائد، دستگاه‌های موازی، شرکت‌های زیان‌ده، پروژه‌های کم‌فایده و ساختارهای پرهزینه برود. اگر درآمد مالیاتی کافی نیست، باید فرار مالیاتی و فعالیت‌های سوداگرانه را هدف قرار دهد؛ نه اینکه فشار اصلی بر تولیدکننده، حقوق‌بگیر و کسبه شناسنامه‌دار وارد شود.
مالیات باید ابزار عدالت باشد نه جریمه تولید. اقتصادی که تولیدکننده را زیر بار مالیات، بیمه، انرژی، تسهیلات و بوروکراسی خم می‌کند اما برای فعالیت‌های غیرمولد و سوداگری راه‌های متعدد باقی می‌گذارد؛ نمی‌تواند انتظار رشد تولید داشته
 باشد.
رفع ناترازی‌ها بدون درمان ریشه 
ناترازی بانک‌ها، انرژی و بودجه، معلول‌اند؛ نه علت نهایی بیماری. اگر بانک ناتراز را فقط با تزریق منابع نجات دهیم، مشکل حل نشده است. اگر بنزین کم داریم و فقط قیمت را بالا ببریم، مسئله تولید خودروهای پرمصرف، حمل‌ونقل عمومی و بهره‌وری انرژی همچنان باقی است. اگر بودجه کسری دارد و فقط درآمدهای جدید ایجاد کنیم، اما ساختار هزینه‌ای دولت اصلاح نشود، سال بعد دوباره با همان کسری روبه‌رو خواهیم شد.
در مورد بودجه ۱۴۰۵ نیز درباره حجم قابل‌توجه کسری و احتمال فشار آن بر منابع بانکی هشدار داده شده است. این همان دور باطلی است که باید شکسته شود؛ کسری بودجه، استقراض، فشار پولی، تورم و سپس کاهش قدرت خرید مردم.
مهم‌ترین اشتباه دولت ها
ممکن است دولت بگوید حقوق افزایش یافته، کالابرگ پرداخت شده، درآمد مالیاتی بیشتر شده یا قیمت یک کالا اصلاح شده است اما مردم با این اعداد زندگی نمی‌کنند. مردم می‌پرسند با حقوق امروز چه مقدار گوشت، برنج، مسکن، دارو و خدمات می‌توانند خریداری کنند. اگر پاسخ این است که کمتر از سال گذشته؛ یعنی سیاست اقتصادی در مهم‌ترین نقطه خود شکست خورده است. کالابرگ لازم است اما کالابرگ نباید جایگزین افزایش قدرت خرید شود. دولت، اخیراً نیز درباره تقویت اعتبار کالابرگ در شرایط جدید اقتصادی سخن گفته است اما حمایت معیشتی زمانی مؤثر است که با مهار تورم و افزایش درآمد واقعی همراه شود؛ وگرنه دولت هر سال باید مبلغ بیشتری برای جبران همان تورمی بپردازد که سیاست‌های اقتصادی خودش تولید کرده است.
راه اصلاح
دولت باید به جای گران‌سازی، تولید را ارزان کند؛ به جای افزایش بی‌قاعده مالیات، فرار مالیاتی و سوداگری را هدف بگیرد؛ به جای جبران تورم با پول، خود تورم را مهار کند؛ به جای تزریق منابع به بانک‌های بیمار، بانک ناتراز را اصلاح کند؛ و به جای انتقال هزینه ناکارآمدی به مردم، هزینه ناکارآمدی خود را کاهش دهد. اگر بنزین باید اصلاح شود؛ اول باید حمل‌ونقل عمومی، خودروهای کم‌مصرف و بهره‌وری انرژی اصلاح شوند. اگر ارز ترجیحی باید حذف شود، حمایت از مصرف‌کننده باید پیش از افزایش قیمت آماده باشد. اگر مالیات باید افزایش یابد، ابتدا باید فرار مالیاتی و فعالیت‌های سوداگرانه زیر ذره‌بین برود. اگر قرار است مردم صرفه‌جویی کنند، دولت نیز باید از خودش شروع کند.
اقتصاد ایران، بیش از هر چیز به اعتماد نیاز دارد؛ اعتماد به اینکه اصلاحات اقتصادی قرار نیست هر بار از جیب مردم شروع شود. مردم وقتی اصلاحات را می‌پذیرند که ببینند دولت نیز حاضر است سهم خود را از هزینه اصلاح بپردازد.
اقتصاد ایران را نمی‌توان با افزایش مداوم قیمت‌ها نجات داد. نمی‌توان هر سال ارزش پول مردم را کاهش داد و بعد با چند بسته حمایتی انتظار داشت مشکل حل شود. دولت باید از خود بپرسد؛ آیا هدف سیاست اقتصادی، افزایش درآمد دولت است یا افزایش قدرت خرید مردم؟
اگر پاسخ دوم است، معیار موفقیت نیز روشن خواهد بود: تورم پایین‌تر، پول ملی باثبات‌تر، تولید ارزان‌تر، اشتغال بیشتر و سفره‌ای که هر سال کوچک‌تر نشود. اصلاح اقتصاد لازم است؛ اما اصلاحی که مردم را فقیرتر کند؛ پیش از آنکه اصلاح اقتصاد باشد، اصلاح جیب مردم است. و این همان خطایی است که دولت باید هرچه زودتر از آن فاصله بگیرد.

captcha