آب، پاشنه آشیل اسرائیل!
سرویس خارجی-
80 درصد آب مناطق شهری در اراضی اشغالی حاصل فعالیت کارخانههای آبشیرینکن است. به عبارت دیگر، وابستگی شدید رژیم صهیونیستی به چند تأسیسات حیاتی، خود یک آسیبپذیری استراتژیک ایجاد میکند.
سرزمین تاریخی فلسطین و مناطق پیرامونی آن، منطقهای با بارندگی محدود و آب و هوایی گرم و خشک است. اکنون رشد جمعیت، تغییرات اقلیمی، کاهش بارندگی و افزایش تقاضا، فشار بر منابع آب این منطقه را تشدید کرده است. با این حال، مسئله فلسطین تنها کمبود طبیعی آب نیست. در کرانه باختری، بخش قابلتوجهی از زیرساختهای آب فلسطینیان در منطقه موسوم به منطقه سی (C) قرار دارد؛ منطقهای که کنترل گسترده اداری و امنیتی آن در اختیار رژیم اسرائیل است. سازمان ملل طی سالهای اخیر موارد متعددی از تخریب یا آسیب به مخازن، خطوط انتقال، چاهها و دیگر زیرساختهای آب فلسطینیان را ثبت کرده است.
گزارش سازمان ملل نشان میدهد به طور میانگین در سالهای 2025 و نیمه نخست سال 2026، به طور میانگین حدود ۱۴ سازه مرتبط با آب، فاضلاب و بهداشت در کرانه باختری در هر ماه تخریب شده است. همچنین در سال ۲۰۲۶ بیش از ۱۶۰ مورد حمله، تخریب یا تصرف زیرساختهای آب فلسطینیان از سوی نظامیان و شهرکنشینان ثبت شده که بیش از نیمی از این موارد مربوط به مخازن آب بوده است. نکته تلخ ماجرا آنجاست که در حالی که فلسطینیان با کمبود آب آشامیدنی مواجه هستند، رویترز در ماه اوت (مردادماه) گزارش داد شهرکنشینان صهیونیست در منطقه دره اردن، آب یک چشمه مورد استفاده کشاورزان فلسطینی را منحرف کرده و آن را برای یک استخر تفریحی مورد استفاده قرار دادند!
بحران آبی در غزه حتی از کرانه باختری نیز پیچیدهتر است. یونیسف در گزارش اخیرش اعلام کرد بخش بسیار بزرگی از زیرساختهای آب و فاضلاب غزه طی توحش صهیونیستها تخریب شده و میلیونها نفر برای دسترسی به آب به آبرسانی اضطراری، تانکرها، چاهها و آبشیرینکنها وابستهاند. در چنین شرایطی، صهیونیستها با ممانعت از ورود سوخت، قطعات یدکی و تجهیزات تصفیه آب، بحران آبی فلسطینیان را تشدید کردهاند. اکنون بحران آب در غزه به طور مستقیم به بقای بیش از 2 میلیون فلسطینی در این باریکه گره خورده است. سازمان بهداشت جهانی بارها نسبت به بیماریهای خطرناک مرتبط با استفاده از آب ناسالم در غزه هشدار داده است.
بحران جدی
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر صهیونیست چند سال پیش با نمایش یک فیلم تبلیغاتی در حالی که آب مینوشید، از توانایی کابینه افراطیاش در مدیریت آب سخن میگفت. با این حال، اکنون خود رژیم با پدیده جدی کمآبی مواجه است. گزارش رسمی در اراضی اشغالی نشان میدهد عرضه آب طبیعی این رژیم از حدود یک میلیارد و 278 میلیون مترمکعب در سال ۲۰۲۲ به حدود
۸۸۶ میلیون مترمکعب در سال ۲025 کاهش یافته است. این در حالی است که طی همین مدت تقاضا برای آب شیرین در اراضی اشغالی از یک میلیارد و 776 میلیون مترمکعب به 2 میلیارد و 727 میلیون مترمکعب افزایش یافته است. به بیان سادهتر، رژیم صهیونیستی با کاهش منابع طبیعی و افزایش تقاضا مواجه است.
وابستگی به آبشیرینکنها
مهمترین واقعیت بحران آب در اراضی اشغالی این است که طبق گزارشهای رسمی منتشر شده، پنج کارخانه بزرگ آبشیرینکن بیش از ۸۰ درصد آب مصرفی شهری صهیونیستها را تأمین میکنند. گزارش رسمی مرکز آمار در اراضی اشغالی نشان میدهد در سال ۲۰۲۳ حدود ۵۸۷ میلیون مترمکعب آب شیرینشده تولید و در مناطق شهری مصرف شد. همچنین ظرفیت کارخانههای آبشیرینکن در اراضی اشغالی در سال ۲۰۲۲ حدود ۵۹۶ میلیون مترمکعب در سال بود که قرار است تا سال ۲۰۵۰ به حدود ۱.۷ میلیارد مترمکعب افزایش پیدا کند. این آمار به روشنی نشان میدهند امنیت آبی رژیم صهیونیستی بیش از پیش به کارخانههای نمکزدایی، شبکه انتقال آب، برق و زیرساختهای صنعتی وابسته شده
است.
پاشنه آشیل صهیونیستها
همانطور که در آمارها مطرح شد، 80 درصد آب مناطق شهری در اراضی اشغالی حاصل فعالیت کارخانههای آبشیرینکن است. به عبارت دیگر، وابستگی شدید رژیم صهیونیستی به چند تأسیسات حیاتی، خود یک آسیبپذیری استراتژیک ایجاد میکند. این مسئله از آن جهت حائز اهمیت است که رژیم اسرائیل بارها ایران را تهدید کرده است که کارخانههای آبشیرینکن در جنوب کشور را هدف قرار خواهد داد. در حالی که براساس آمارها، جمهوری اسلامی کمتر از یک درصد از آب آشامیدنی خود را از طریق شیرینسازی آب دریا به دست میآورد،
80 درصد آب مصرف شهری صهیونیستها به چند کارخانه آبشیرینکن بزرگ وابسته است.
طی جنگ اخیر در منطقه که با تجاوز صهیونیستها و آمریکاییها به خاک ایران همراه بود، بسیاری بر حملات دردناک ایران به زیرساختهای حیاتی رژیم صهیونیستی از جمله پالایشگاه نفت حیفا تأکید داشتند. با این حال، تهران گزینههای متنوعتری در اختیار دارد که کمتر به آن پرداخته شده است.
منابع غربی مدعی هستند آمریکا مانع اصلی رژیم اسرائیل برای حمله به زیرساختهای انرژی و آبشیرینکنها در جنوب کشور بود. گرچه در صحت چنین موضوعی ابهام زیادی وجود دارد، اما باید دانست در صورت خطای راهبردی دشمن و حمله به این زیرساختها، پیش از آنکه ویرانی پالایشگاههای نفت و گاز، صهیونیستها را در زمستان بدون انرژی بگذارد، هدف قرار دادن کارخانههای آبشیرینکن که 80 درصد از نیاز شهری این رژیم را تأمین میکند، آنها را به خوردن آب شور دریا مجبور خواهد کرد. گرچه جمهوری اسلامی ایران همواره بر اصول اخلاقی در جنگ پایبند بوده است، اما حملات تلافیجویانه از جمله مواردی است که در حقوق بینالملل نیز به رسمیت شناخته شده است.