توهین روزنامه زنجیرهای به ملّت مبعوث
روزنامه زنجیرهای «شرق» در ادامه خط تحریف و تخریب سرمایههای اجتماعی نظام، در گزارش صفحه اول خود با عنوان «تندروها این بار علیه اهل خانه»، اهانت به میلیونها ایرانی مبعوث را به اوج رساند.
این روزنامه زنجیرهای با خودستایی ویژه و «اهل خانه» پنداشتن خود و همفکرانشان، اجتماع عظیم مردمی را که بیش از شش ماه است در میدان دفاع از اقتدار کشور حضور دارند، با برچسبهایی چون «اقلیت» و «تندرو» هدف حملات کینهتوزانه قرار داده است.
«شرق» در این گزارش با نگراننمایی از شعارهای شبانه مردمی نوشت: « آنچه این روزها در بعضی تجمعات شنیده میشود، فقط یک دعوای سیاسی نیست. چگونه میتوان همزمان از ممنوعیت دوگانه «جنگ یا مذاکره» سخن گفت و موافق یک سوی همین بحث را با ادبیاتی از جنس خیانت، نفوذ یا شعار مرگ پاسخ داد؟.»
این روزنامه با قلب واقعیت و مخدوش جلوه دادن مطالبات انقلابی، مدعی میشود که این اجتماعات از هدف اصلی خود منحرف شدهاند: «اجتماعی که با نام وطن آغاز شده بود، اگر به محلی برای مشخصکردن اینکه چه کسی حق دارد درباره سیاست کشور حرف بزند و چه کسی حق ندارد تبدیل شود، معنای دیگری پیدا میکند.» نویسنده این گزارش حتی حضور امت حزبالله در خط مقدم بصیرت را نشانه عبور از مرزها خوانده و ادعا میکند: «جریانی که سالها خود را مدافع تصمیمات کلان نظام معرفی کرده، امروز در بعضی موارد حتی با مسئولانی درگیر میشود که مجری همان تصمیمات رسمیاند.»
غربگرایان برای تکمیل این سناریو، به سراغ چهرههای حزبی رفتهاند. این رسانه به نقل از حسین کمالی، دبیرکل حزب اسلامی کار ادعا میکند: «تندروی یک اقلیت، نظر عموم مردم نیست» و با بازنشر سخنان محسن هاشمی مدعی میشود: «دیگر نمیشود نام این جریان را فقط انقلابی گذاشت.»
اما تناقضگویی و عصبانیت جریان سازش زمانی رسوا میشود که این تحلیلهای اتاقفکری را کنار آمارهای واقعی و میدانی بگذاریم. این کینهتوزی نسبت به اجتماعات مردمی مسبوق به سابقه است؛ چنانکه پیشتر نیز یکی از چهرههای زاویهدار در معاونت راهبردی ریاستجمهوری در توهینی آشکار گفته بود: «تجمعات شبانه، بهداشت روانی جامعه را بههم زده.»!
این برچسبزنیها علیه مردم در حالی است که بر اساس اعلام رسمی معاون وزیر کشور و رئیس سازمان امور اجتماعی، ارزیابیهای اخیر نشان میدهد:«حدود ۶۰ درصد مردم ایران دستکم یک بار در تجمعات شبانه حمایت از کشور و پایداری ایران شرکت کردهاند.»
حال باید از جریان ناکارآمد، واداده و از نفس افتاده پرسید: چگونه جمعیتی ۶۰ درصدی که بدنه اصلی ملت ایران را تشکیل میدهند و بیش از 200 روز است پایداری خود را در خیابانها نشان دادهاند، «اقلیت تندرو» خوانده میشوند، اما یک جریان محفلی و شکستخورده خود را «اهل خانه» میداند؟ حقیقت روشن است؛ جریان مدعی اصلاحات که توان هضم بصیرت مردم و حماسه مقدس آنان علیه نسخه پیچیدنهای مجدد برای «سازش و مذاکره» را ندارد، تلاش میکند با تحریف واقعیتهای میدانی، خط نفوذ را پوشش دهد. اما صدای واقعی ایران نه در گزارشهای سفارشی «شرق»، بلکه در فریاد شبانه قاطبه مردم در میدان شنیده میشود.