کد خبر: ۳۳۸۰۴۴
تاریخ انتشار : ۲۳ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۰

دورکاری در مشاغل بدون ارباب‌رجوع راهکار موقت برای مدیریت مصرف انرژی

زمستان برای شبکه انرژی ایران فقط به معنای کاهش دما نیست؛ دوره‌ای است که چندین تقاضای بزرگ انرژی همزمان روی یکدیگر قرار می‌گیرند. با روشن شدن وسایل گرمایشی، مصرف گاز خانگی بالا می‌رود، نیروگاه‌ها برای تأمین برق به گاز بیشتری نیاز پیدا می‌کنند و همزمان با افزایش رفت‌وآمدهای روزانه، مصرف بنزین نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد.
در چنین شرایطی، هر سیاستی که بتواند بدون ایجاد اختلال جدی در زندگی مردم، همزمان چند مصرف را کاهش دهد، ارزش بیشتری پیدا می‌کند و دورکاری بخشی از کارکنان ادارات در پاییز و زمستان دقیقاً از همین جنس است.
این پیشنهاد اکنون حتی از سطح بحث‌های رسانه‌ای فراتر رفته و رئیس‌جمهوری اعلام کرده است که موضوع تعطیلی برخی ادارات در زمستان و ادامه فعالیت آنها به شکل دورکاری در حال بررسی است؛ اقدامی که هدف آن کاهش مصرف برق، گاز و بنزین و کاهش رفت‌وآمدهای شهری عنوان شده است. مسئله اکنون این است که آیا باید منتظر رسیدن روزهای سرد و آشکار شدن فشار بر شبکه‌های انرژی ماند یا از همین حالا برای اجرای هدفمند چنین طرحی آماده شد؟
صرفه‌جویی سه‌جانبه
مزیت اصلی دورکاری این است که برخلاف بسیاری از برنامه‌های مدیریت مصرف، فقط یک حامل انرژی را هدف نمی‌گیرد. وقتی بخشی از کارکنان به جای حضور روزانه در ساختمان اداری، فعالیت خود را از خانه انجام دهند، مصرف انرژی ساختمان کاهش پیدا می‌کند؛ اما اثر این تصمیم به همین‌جا ختم نمی‌شود و کارمند برای رسیدن به محل کار نیز دیگر مجبور به استفاده از خودروی شخصی، موتورسیکلت یا حمل‌ونقل عمومی نیست.
در نتیجه، مصرف بنزین و گازوئیل و همچنین ترافیک شهری کاهش پیدا می‌کند. از سوی دیگر، ساختمان اداری که بخشی از روز با ظرفیت کامل مورد استفاده قرار نمی‌گیرد؛ نیاز کمتری به گرمایش، روشنایی و تجهیزات برقی خواهد داشت؛ به همین دلیل، دورکاری را باید نه صرفاً یک سیاست اداری، بلکه یک ابزار مدیریت همزمان تقاضای انرژی دید. 
این نکته در شرایط فعلی اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا ناترازی انرژی در ایران تک‌بعدی نیست و برق، گاز و سوخت‌های حمل‌ونقل به یکدیگر وابسته‌اند.
یکی از اشتباهات رایج در تحلیل ناترازی انرژی این است که برق و گاز را دو مسئله جدا از هم بدانیم. بخش مهمی از برق کشور در نیروگاه‌های حرارتی تولید می‌شود و این نیروگاه‌ها به گاز وابستگی بالایی دارند. بنابراین وقتی مصرف گاز خانگی در روزهای سرد افزایش پیدا می‌کند، فشار بر تأمین سوخت نیروگاه‌ها نیز بیشتر می‌شود.
در صورت محدود شدن گاز نیروگاه‌ها، استفاده از سوخت‌های مایع افزایش پیدا می‌کند و این موضوع خود هزینه‌ها و پیچیدگی‌های دیگری ایجاد خواهد کرد. به همین دلیل، کاهش مصرف گاز در ساختمان‌های اداری فقط به معنای صرفه‌جویی در گاز نیست، بلکه می‌تواند به آزاد شدن بخشی از گاز برای مصارف نیروگاهی و صنعتی نیز کمک کند. یک ساختمان اداری کم‌مصرف، فقط مصرف خودش را کاهش نمی‌دهد؛ بخشی از فشار را از کل شبکه انرژی برمی‌دارد و این زنجیره اهمیت یک اقدام ساده را نشان می‌دهد.
هشداری که نباید فراموش شود
برای سنجش میزان حساسیت موضوع، کافی است به زمستان گذشته نگاه کنیم. در زمستان ۱۴۰۴، ناترازی گاز در مقاطعی به حدود ۳۰۰ میلیون مترمکعب در روز رسید و در برخی روزها حتی از ۳۵۰ میلیون مترمکعب عبور کرد؛ همزمان، سرمای شدید باعث شد مصرف بخش خانگی، تجاری و صنایع جزء در دوم بهمن به ۷۳۷ میلیون مترمکعب برسد؛ رقمی که طبق اعلام شرکت ملی گاز، معادل ۸۵ درصد کل گاز تزریقی به شبکه بود.
این اعداد نشان می‌دهند مسئله فقط زیاد مصرف کردن نیست؛ مشکل اصلی این است که در روزهای بسیار سرد، ظرفیت شبکه با جهش مصرف فاصله پیدا می‌کند؛ حتی با وجود اقدامات تولیدی و افزایش برداشت از پارس جنوبی، مدیریت مصرف همچنان ضروری است.
در زمستان ۱۴۰۴ برداشت روزانه گاز غنی از پارس جنوبی به رکورد ۷۳۰ میلیون مترمکعب رسید، اما رشد ظرفیت تولید به‌تنهایی نمی‌تواند تمام مسئله ناترازی را حل کند. به بیان ساده‌تر، اگر تولید را افزایش دهیم، اما مصرف نیز با سرعت بیشتری رشد کند، فاصله همچنان باقی خواهد ماند.
امسال احتیاط بیشتری لازم است
مسئله ناترازی انرژی پیش از جنگ نیز وجود داشت و بارها نسبت به ضرورت اصلاح مصرف هشدار داده شده بود. بنابراین نباید همه مشکلات امروز را به شرایط جنگی نسبت داد، اما جنگ، معادله را حساس‌تر کرده است.
در شرایطی که زیرساخت‌های انرژی، زنجیره تأمین سوخت و استمرار تولید اهمیت حیاتی‌تری پیدا می‌کنند، کاهش حاشیه اطمینان شبکه می‌تواند هزینه هر اختلال را افزایش دهد. از این منظر، زمستان پیش رو نباید با این فرض آغاز شود که هرچه مصرف شد، بعداً جبران 
می‌شود.
رویکرد منطقی‌تر این است که قبل از رسیدن به نقطه بحران، تقاضای غیرضروری را کاهش دهیم. دورکاری دقیقاً یکی از اقداماتی است که می‌تواند بخشی از این تقاضای غیرضروری را بدون تحمیل هزینه مستقیم به خانوار کاهش دهد.
ابزار دقیق مدیریت مصرف
البته جدی گرفتن دورکاری به معنای تعطیل کردن گسترده و بدون برنامه دستگاه‌ها نیست. بخشی از خدمات عمومی، درمانی، انتظامی، خدمات شهری، زیرساختی و عملیاتی به حضور فیزیکی کارکنان وابسته است و نمی‌توان آنها را از این قاعده مستثنی نکرد.
بنابراین اگر دولت بخواهد این سیاست را اجرا کند؛ باید دورکاری هدفمند را جایگزین تعطیلی عمومی کند. برای نمونه، دستگاهی که بخش عمده فعالیتش مبتنی بر کارهای اداری، سامانه‌های الکترونیکی و پردازش اطلاعات است، ظرفیت بیشتری برای دورکاری دارد تا واحدی که مستقیماً با ارباب‌رجوع یا خدمات حضوری سروکار دارد. این تفکیک باعث می‌شود دورکاری از یک تصمیم کلی و دستوری به یک ابزار دقیق مدیریت مصرف تبدیل شود.
سهم بخش خصوصی از دورکاری
اگر هدف، مدیریت واقعی انرژی است، محدود کردن این سیاست به دستگاه‌های دولتی کافی نیست. بخش قابل‌توجهی از کارکنان کشور در شرکت‌های خصوصی، بانک‌ها، مؤسسات مالی، شرکت‌های فناوری، دفاتر خدماتی و مجموعه‌هایی فعالیت می‌کنند که بخشی از وظایف آنها قابلیت انجام از راه دور دارد. بنابراین می‌توان برای بخش خصوصی نیز مشوق‌هایی مانند امکان دورکاری چند روز در هفته در ماه‌های سرد، ساعات کاری شناور برای کاهش ترافیک و پیک مصرف، تشویق شرکت‌ها به استفاده از جلسات آنلاین، کاهش حضور همزمان کارکنان در ساختمان‌های اداری و تدوین مشوق‌های مالیاتی یا بیمه‌ای برای شرکت‌هایی که برنامه کاهش مصرف انرژی اجرا می‌کنند، در نظر گرفت. این مدل، به‌جای اجبار یکسان برای همه، به شرکت‌ها اجازه می‌دهد متناسب با نوع فعالیت خود تصمیم بگیرند.
فقط یکی از ابزارهای صرفه‌جویی
دورکاری تنها یکی از ابزارهاست و اگر قرار باشد جدی دنبال شود؛ باید در کنار مجموعه‌ای از اقدامات دیگر قرار گیرد. نخست؛ ساختمان‌های دولتی باید الگوی مصرف باشند. نمی‌توان از مردم انتظار صرفه‌جویی داشت، اما ساختمان‌های دولتی بدون کنترل دما، روشنایی و تجهیزات برقی فعالیت کنند. مصرف هر دستگاه باید قابل اندازه‌گیری باشد و دستگاه‌های پرمصرف در اولویت اصلاح قرار گیرند.
دوم؛ مدیریت مصرف باید داده‌محور شود و به جای بخشنامه‌های یکسان برای تمام کشور، باید بر اساس اطلاعات مصرف تصمیم گرفت. استان سردسیر، استان گرمسیر، ساختمان اداری کوچک و یک مجتمع بزرگ دولتی نمی‌توانند نسخه یکسانی داشته باشند. سوم؛ مشوق صرفه‌جویی باید جدی شود. صرفه‌جویی زمانی پایدار می‌شود که مصرف‌کننده نتیجه آن را ببیند.
طرح‌های تشویقی، پاداش به مشترکان کم‌مصرف، گواهی صرفه‌جویی و سازوکارهای اقتصادی می‌توانند مدیریت مصرف را از یک توصیه اخلاقی به یک رفتار اقتصادی تبدیل کنند. شرکت ملی گاز نیز در سال گذشته استفاده از گواهی صرفه‌جویی را به‌عنوان یکی از ابزارهای مدیریت ناترازی مطرح کرده است.
از سوی دیگر، وسایل گرمایشی و ساختمان‌ها باید اصلاح شوند. اگر بخاری و موتورخانه ساختمان‌ها بازده پایینی داشته باشند، توصیه به صرفه‌جویی اثر محدودی خواهد داشت. طرح تعویض بخاری‌های فرسوده، بهینه‌سازی موتورخانه‌ها، عایق‌کاری ساختمان‌ها و اصلاح تجهیزات گرمایشی باید به‌عنوان یک برنامه ملی دنبال شود.
همچنین، حمل‌ونقل عمومی باید وارد معادله شود. هر سیاست دورکاری، علاوه بر انرژی ساختمان، مصرف سوخت حمل‌ونقل را نیز کاهش می‌دهد؛ اما این اثر زمانی پایدار خواهد بود که جایگزین مناسب برای خودروی شخصی وجود داشته باشد. توسعه مترو، اتوبوس، ناوگان برقی و حمل‌ونقل عمومی نیز باید بخشی از سیاست مدیریت انرژی باشد، نه موضوعی جدا از آن.
فرصتی برای خریدن زمان
مسئله اصلی این نیست که دورکاری چقدر می‌تواند به‌تنهایی ناترازی را حل کند؛ روشن است که چنین توانی ندارد. اهمیت دورکاری در این است که می‌تواند در کوتاه‌مدت بخشی از تقاضا را پایین بیاورد و زمان بیشتری برای اصلاحات زیرساختی فراهم کند. حل ریشه‌ای ناترازی نیازمند سرمایه‌گذاری در تولید گاز، افزایش بهره‌وری نیروگاه‌ها، توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر، نوسازی شبکه برق، اصلاح ساختمان‌ها، ارتقای تجهیزات گرمایشی و اصلاح الگوی مصرف است. اما همه این اقدامات زمان‌بر هستند و در فاصله‌ای که برای اجرای این اصلاحات وجود دارد، سیاست‌هایی مانند دورکاری می‌توانند نقش ضربه‌گیر را ایفا کنند.
در نهایت، مدیریت انرژی بدون همراهی مردم امکان‌پذیر نیست، اما این همراهی نیز زمانی پایدار خواهد بود که مردم احساس کنند سیاست‌گذار خود نیز در کنار آنها ایستاده است. اگر قرار است از خانواده‌ها خواسته شود مصرف گاز را کاهش دهند، ساختمان‌های دولتی و اداری نیز باید همین مسیر را طی کنند.
خبرگزاری مهر

captcha