طرح ۵ مرحلهای رژیم آپارتاید اسرائیل برای نسلکشی در فلسطین
سازمان «بتسلیم» مستقر در اراضی اشغالی به صراحت رژیم اسرائیل را به اجرای یک طرح 5 مرحلهای در فلسطین با هدف نسلکشی و پاکسازی قومی متهم کرد. این سازمان نام این طرح را «پروژه حذف» نامید.
بتسلیم، یک سازمان حقوق بشری ضدصهیونیست با افشای ابعاد تازهای از سیاستهای رژیم صهیونیستی در سرزمینهای اشغالی، از وجود یک «پروژه حذف» علیه جامعه فلسطینی پرده برداشته است؛ پروژهای که به گفته این سازمان، برخلاف آنچه تلآویو تلاش میکند به افکار عمومی جهان القا کند، مجموعهای از اقدامات پراکنده و مقطعی نیست، بلکه محصول منطقی است که طی دههها شکل گرفته و پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ (مهرماه 1402) با سرعتی بیسابقه تشدید شده است. طبق گزارشهای منتشر شده، گزارش سازمان حقوق بشری بتسلیم، اقدامات رژیم صهیونیستی در کرانه باختری را در چارچوب «پروژه حذف» فلسطینیان بررسی کرده و نتیجه گرفته است که این اقدامات با تعریف حقوقی «آپارتاید» مطابقت دارد. این سازمان تأکید میکند رژیم اسرائیل از اشغال نظامی به عنوان ابزاری مرکزی برای حفظ یک نظام آپارتاید استفاده میکند و اقداماتی را انجام میدهد که میتواند در چارچوب حقوق بینالملل در زمره «اعمال غیرانسانی» قرار گیرد.
براساس این گزارش، سیاست رژیم صهیونیستی در کرانه باختری را میتوان در پنج محور اصلی خلاصه کرد؛ پنج حلقهای که در کنار یکدیگر، فشار بر جامعه فلسطینی را از خشونت مستقیم به فروپاشی اقتصادی، محدودیت اجتماعی، تخریب هویت جمعی و در نهایت سلب سرزمین و جابهجایی اجباری سوق میدهند.
۱. خشونت؛ از شهرکنشینان تا نیروهای نظامی
نخستین ابزار، اعمال خشونت است؛ چه از سوی نظامیان رژیم صهیونیستی و چه از سوی شهرکنشینان. این خشونت صرفاً به برخوردهای موردی محدود نیست، بلکه در چارچوب فضائی قرار میگیرد که در آن فلسطینیان دائماً با تهدید، حمله و ناامنی مواجهاند. از نگاه بتسلیم، خشونت یکی از ابزارهای اصلی تحمیل شرایطی است که زندگی عادی فلسطینیان را غیرممکن میکند.
۲. خفهکردن اقتصاد
مرحله دوم، فشار اقتصادی و ایجاد وابستگی است. محدودیتهای اقتصادی و وابستهکردن فلسطینیان به ساختار اقتصادی تحت کنترل رژیم اسرائیل یکی دیگر از ابزارهای اعمال سلطه است. در چنین ساختاری، اقتصاد نه وسیلهای برای رفاه مردم، بلکه به اهرمی برای اعمال فشار سیاسی و اجتماعی تبدیل میشود. این سیاست را میتوان بخشی از راهبردی گستردهتر دانست که هدف آن فرسودهکردن توان جامعه فلسطینی برای ایستادگی و حفظ یک زندگی مستقل است.
۳. محدود کردن تردد و تبدیل کرانه باختری به جزایر محصور
سومین محور، محدودیت شدید آزادی رفتوآمد است. در کرانه باختری، بیش از یکهزار ایست بازرسی، موانع جادهای و بلوک سیمانی، رفتوآمد فلسطینیان میان روستاها و مناطق مختلف را با دشواری جدی مواجه کرده است.
در واقع، این اقدام صهیونیستها مکان زندگی فلسطینیان را به مجموعهای از مناطق جدا از یکدیگر تبدیل میکند؛ مناطقی که ارتباط میان آنها تحت کنترل نظامیان صهیونیست قرار دارد. چنین وضعیتی فقط یک محدودیت ساده آمدوشد نیست؛ بلکه به معنای کنترل یکی از ابتدائیترین حقوق انسان، یعنی امکان رفتوآمد آزادانه در محل زندگی آنهاست.
۴. حمله به هویت و حافظه جمعی فلسطینیان
چهارمین محور، حمله به ساختار اجتماعی و سیاسی جامعه فلسطینی است. بتسلیم معتقد است حملات علیه نمادها، حافظه تاریخی، عناصر فرهنگی و هر آنچه فلسطینیان را حول یک هویت و خاطره جمعی متحد میکند، بخشی از روند توحش صهیونیستها علیه فلسطینیان است. این بخش از سیاست رژیم اسرائیل اگر به همین شکل دنبال شود، تنها جنگ علیه غیرنظامیان فلسطینی نیست؛ بلکه جنگ علیه هویت یک جامعه است. جامعهای که نمادهایش تخریب شود، حافظه تاریخیاش تحت فشار قرار گیرد و عناصر وحدتبخش آن تضعیف شود، با تهدیدی فراتر از سرکوب سیاسی مواجه شده و شاهد از بین رفتن اجتماع و فرهنگ خواهد بود.
۵. زمین، سلب مالکیت و پاکسازی قومی
پنجمین و شاید تعیینکنندهترین محور، سیاستهای مرتبط با زمین، سلب مالکیت و جابهجایی فلسطینیان است. بتسلیم این اقدامات را در چارچوب روندی قرار میدهد که به پاکسازی قومی و سلب سرزمین فلسطینیان منجر میشود؛ روندی که در آن زمین از صاحبان فلسطینی گرفته شده و شرایط برای گسترش کنترل و شهرکسازی رژیم اسرائیل فراهم میشود. از این منظر، مسئله تنها بر سر کنترل چند قطعه زمین نیست؛ مسئله بر سر تغییر واقعیت جمعیتی و جغرافیایی سرزمینهای اشغالی است.
پروژه بلندمدت صهیونیستها علیه فلسطینیان
یکی از مهمترین نکات گزارش بتسلیم این است که وضعیت کنونی را نمیتوان صرفاً پیامد تحولات پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ (مهرماه 1402) دانست. این سازمان تصریح میکند اگرچه این اقدامات طی سه سال گذشته شتاب گرفتهاند، اما منطق حاکم بر آنها دهههاست که در حال شکلگیری است. به عبارت دیگر، از نگاه این سازمان حقوق بشری، آنچه امروز در کرانه باختری مشاهده میشود، یک بحران ناگهانی یا مجموعهای از تخلفات مستقل نیست؛ بلکه مرحلهای تشدیدشده و آشکار از روندی طولانی است.
بتسلیم در جمعبندی خود تأکید میکند: اقدامات رژیم اسرائیل نه یک بحران موقت و نه مجموعهای از نقضهای تصادفی حقوق بشر، بلکه مرحلهای شتابگرفته و صریح از یک پروژه حذف مداوم است که در چارچوب نظام آپارتاید اسرائیل عمل میکند. اهمیت این گزارش زمانی بیشتر میشود که بدانیم بتسلیم یک سازمان فلسطینی یا نهاد وابسته به یکی از کشورهای عربی نیست، بلکه یک سازمان حقوق بشری مستقر در اراضی اشغالی است. این واقعیت، روایت رسمی تلآویو را با چالش جدی مواجه میکند؛ روایتی که تلاش دارد هرگونه انتقاد از سیاستهای رژیم اسرائیل را به دشمنی سیاسی با این رژیم تقلیل دهد.
اما وقتی یک نهاد حقوق بشری مستقر در خود سرزمینهای اشغالی از آپارتاید و پروژه حذف فلسطینیان سخن میگوید، دیگر نمیتوان مسئله را صرفاً یک اختلاف تبلیغاتی ضدصهیونیست دانست. آنچه در این گزارش ترسیم شده، تصویری تکاندهنده از ساختاری است که در آن خشونت، فشار اقتصادی، محدودیت رفتوآمد، تضعیف هویت جمعی و سلب سرزمین در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.