سلاح دادیم، به خیابان بیایید، ما هم بمباران میکنیم!
دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان
«با هم خیابان بیایید. وقتش رسیده. ما همراه شما هستیم. نهتنها از راه دور و شفاهی. در میدان نیز همراهتان هستیم»
این پیام کوتاه و بیسابقه سرویس فارسی موساد (سازمان جاسوسی و اطلاعاتی اسرائیل) در ۲۹ دسامبر ۲۰۲۵ برابر ۸ دیماه ۱۴۰۴ (۱۰ روز پیش از کودتای ۱۸ و ۱۹ دیماه) بود، در حالی که پیش از این همواره سعی داشت تا نقش خود را در آشوبها و اغتشاشات پنهان سازد. مایک پمپئو، وزیر خارجه سابق آمریکا نیز در ۳ ژانویه برابر ۱۲ دیماه (یک هفته پیش از کودتا) در پیام اینترنتی خود برای تبریک سال نو نوشت:
«سال نو مبارک به همه ایرانیانی که در خیابانها هستند. همچنین به هر مأمور موسادی که در کنارشان قدم میزند»
حضور فعال اسرائیلیها و مأموران موساد در میان اغتشاشگران از نگاه کارشناسان و ناظران سیاسی بینالمللی پنهان نماند. از جمله لارن ویلکرسون، رئیس دفتر وزیر خارجه سابق آمریکا، در ۱۱ ژانویه برابر ۲۰ دیماه نوشت:
«اقدامات موساد، سازمان سیا و MI6 در ایران... کاری که آنها در ایران انجام میدهند طوری رفتار میکنند که انگار شهروند ایرانی هستند و همزمان ایرانیان را (در جریان تجمعات) میکشند.»
همان روز، تیتر درشت نشریه اسرائیلی جروزالم پست این بود: «مأموران موساد در اعتراضات ایران حضور دارند.» و دو روز بعد تمیر موراگ، مجری شبکه ۱۴ تلویزیون اسرائیل، در ۱۳ ژانویه برابر ۲۲ دیماه گفت:
«عناصر خارجی معترضان در ایران را با سلاح گرم مسلح میکنند، که این امر عامل صدها مرگ در میان اعضای حکومت است.»
این اعلام حضور رسمی مربوط به کودتای دیماه ۱۴۰۴ بود، ولی شرکت مستقیم مأموران و جاسوسان اسرائیلی در جریان اغتشاشات ۱۴۰۱ موسوم به «زن، زندگی، آزادی» اگرچه با اعلان رسمی همراه نبود، اما چندان هم پنهان به نظر نمیرسید و با کمی جستوجو و تحقیق میتوانستیم به حضورشان پی ببریم.
پیام متفاوت سرکرده گروهک تروریستی کومهله
در ۲۹ شهریور ۱۴۰۱ (چند روز پس از آغاز اغتشاشات)، در مصاحبهای که ابراهیم علیزاده، سرکرده گروهک تروریستی کومهله، با رسانه سلطنتی انگلیس یعنی بیبیسی انجام داد، به طراحی دقیق و برنامهریزی قبلی تجمعات و درگیریهای پس از فوت مهسا امینی اعتراف کرد. او گفت:
«... تفاوت اساسی این حرکت با بقیه اعتراضات که سالهای گذشته در سطح ایران داشتیم، در این است که این حرکت (آشوبها و اغتشاشات پس از مرگ مهسا امینی) آگاهانه، رهبریشده و سازمان داده شده بوده و روز و ساعتش هم معین بوده و نتیجهاش هم معین است...»
اینکه گروهکهای تروریستی در کردستان مانند کومهله و حزب دموکرات چه ارتباطی با اسرائیل داشتند، با نگاه و جستوجویی در اسناد تاریخی، حتی منابع اسرائیلی، قابل دریافت است. براساس اسناد تاریخی، صهیونیستها و سرویسهای امنیتی اسرائیل، حضوری دیرین در کردستان داشته و دارند. از اواخر سال ۱۹۵۸ [۱۳۳۷] یک شبکه اطلاعاتی رسمی سهجانبه، شامل موساد، سرویس امنیت ملی ترکیه و ساواک تشکیل شد که آن را «نیزه سهسر» نامیدند. براساس گزارش طبقهبندیشده سرویسهای اطلاعاتی آمریکا درباره اهداف و ماهیت پیمان اطلاعاتی سهجانبه «نیزه سهسر»، اسرائیل طی سالها کوشید با شبکهسازی و ایجاد پایگاهها و عوامل محلی در کردستان، جای پای خود را در این منطقه حساس محکم نماید.
براساس همان پیمان «نیزه سهسر»، سرهنگ یعقوب نیمرودی، افسر ارشد اطلاعاتی سرویس جاسوسی موساد اسرائیل (که اصالتاً کرد عراقی بود)، برای شبکهسازی اطلاعاتی در ایران و عراق و کشورهای جنوب خلیجفارس به ایران آمد. در طی دو دهه تا زمان پیروزی انقلاب، اسرائیل در ایران سه پایگاه عمده و مهم برونمرزی در جنوب و غرب ایران احداث کرد.
یک مجله اسرائیلی به نام «هاعولام هزه» در تاریخ ۳۱/۷/۱۹۶۳ منافع اسرائیل را در کردستان چنین توضیح داد:
«ما مایلیم که یک کردستان مستقل و آزاد تشکیل گردد تا بتواند مانند ما در این منطقه، که اکثریت آن را اعراب تشکیل میدهند، یک کشور غیرعربی به وجود بیاورد. ما در این منطقه محتاج همپیمان هستیم و دوستی کردها خودبهخود به قدرت ما خواهد افزود.»
یونی بنمناحیم، افسر سابق سرویس اطلاعات نظامی ارتش رژیم صهیونیستی و نویسنده و تحلیلگر سیاسی اسرائیلی نیز در گفتوگو با سایت «زمن اسرائیل» اذعان کرد:
«... کردها، اسرائیل را بهعنوان الگویی برای دستیابی به خواستههایشان از جمله «استقلال» و تشکیل یک کشور کُرد میدیدند و حتی نخستوزیران و اعضای ارشد تشکیلات نظامی اسرائیل از سال ۱۹۶۳ تحکیم روابط مخفیانه با کردها و اعطای کمکهای نظامی به آنها را در دستورکار خود قرار دادند.»
از سال ۱۳۴۲ کمکهای فراوانی به شکل تسلیحات، مهمات و مشاوره نظامی اسرائیلیها از طریق مرز ایران با همراهی و کمکهای ساواک روانه کردستان عراق شد و اولین حمایت اسرائیل بعد از جنگ ۱۹۶۷ صورت گرفت که تجهیزات روسی غنیمت گرفتهشده از ارتشهای مصر و فلسطینیها را تحویل کردهای بارزانی داد و ماهیانه مبلغ پانصد هزار دلار به آنها پرداخت کرد.
در این زمان کومهله هم آمد
بر همین اساس در آستانه پیروزی انقلاب، کردستان ایران و عراق کاملاً در اختیار سرویس اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل و عوامل آموزشدیده محلی آن قرار داشت. دهها پایگاه محلی در این دو کردستان، طرح و برنامههای رژیم صهیونیستی را جامه عمل میپوشانید.
از جمله عوامل محلی این طرح و برنامهها، حزب دموکرات کردستان ایران به سرکردگی عبدالرحمن قاسملو، فردی به نام شیخ عزالدین حسینی (که همکاری دیرینهای با ساواک داشت) و حزب کومهله بودند که پس از استقرار مجدد و مستقیم سرویس جاسوسی موساد در کردستان ایران و در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی اعلام موجودیت کرد.
با عکسالعمل نیروهای انقلاب و عقبنشینی ضدانقلابیون از کردستان ایران، عملیات اسرائیل و آمریکا همچنان تداوم یافت تا جایی که بهتدریج کردستان عراق مأمن و پایگاه اصلی برای تهاجم به ایران و هدایت عملیات تروریستی در خاک ایران گردید.
روزنامه فرانسوی فیگارو در ژانویه ۲۰۱۲ گزارش داد که مأموران موساد، تبعیدیان ایرانی و بهخصوص کردها را تعلیمات نظامی و جاسوسی داده تا در ایران عملیات خرابکاری انجام دهند. آموزش اینها در شمال عراق در ناحیه کردنشین آن کشور انجام میشد. بر طبق گزارش فیگارو، قسمتی از این آموزش در رابطه با حمله به تأسیسات هستهای ایران و ترور متخصصین هستهای ایران بوده است.
نکته جالب این بود که همه این کمکها، با اطلاع و اجازه آمریکا صورت میگرفت. روزنامه «جروزالم پست» در این باره نوشت:
«سلاحهایی که از طرف CIA و به دستور شخص پرزیدنت نیکسون (و بعد جیمی کارتر و رونالد ریگان) بهطور محرمانه در اختیار کردهای عراق گذاشته شد، انواع اسلحه روسی بود که اسرائیل از اعراب به غنیمت گرفته بود».
تأمین نظامی گروهکهای تروریستی در کردستان توسط موساد و سازمان CIA از آن سال، بهطور رسمی و علنی تا کودتای دیماه ۱۴۰۴ کشیده شد که دونالد ترامپ، رئیس دولت آمریکا، علناً اعلام کرد از طریق ضدانقلابیون کرد برای کودتاچیان اسلحه ارسال نموده است.
دونالد ترامپ در ۷ آوریل ۲۰۲۶ (۱۷ فروردین ۱۴۰۵) صریحاً اعتراف کرد که کودتاچیان در ایران را از طریق گروههای تجزیهطلب کرد مسلح نموده و در گفتوگو با فاکس نیوز گفت: «ما اسلحههای بسیاری به معترضان ایرانی دادیم...»
و بر همین اساس روزنامه تایمز اسرائیل هم در ۲۲ آوریل برابر ۲ اردیبهشت از قول او نوشت: «ما برایشان (کودتاچیان) سلاح فرستادیم، سلاحهای خیلی زیاد ... که با عوامل رژیم بجنگند...»
همان فرمول اغتشاش، کودتا، تجاوز نظامی
در جریان اغتشاشات ۱۴۰۱ نیز همین فرمول به اجرا درآمد. چنانکه هنوز خبر فوت مهسا امینی منتشر نشده بود که جماعتی در مقابل بیمارستان مربوطه تجمع کرده و به سر دادن شعارهای ساختارشکنانه و سپس آتش زدن اموال عمومی اقدام کردند و در مقابل هشدار و ماشینهای پلیس با پرتاب سنگ و مواد آتشزا مقاومت نمودند. فردای آن روز، این تجمعات و اغتشاشات به میدان ولیعصر تهران و برخی خیابانهای اطراف و سپس برخی شهرهای استان کردستان کشیده شد و ادامه یافت و اینچنین ادعای سرکرده گروهک کومهله مبنی بر برنامهریزی قبلی آشوبها مصداق عینی یافت.
بر اساس اسناد بهدستآمده، قرار این بود که از شهریور یا مهر ۱۴۰۱ و همزمان با بازگشایی مدارس و دانشگاهها، اعتراضات از داخل همین مراکز کلید خورده و با اجرای پروژه کشتهسازی و عملیات روانی با حضور گروهکهای تجزیهطلب در برخی مناطق، بهخصوص کردستان، مانند کومهله و حزب دموکرات و... اعتراضات فوق را به اغتشاش و شورش و سپس با ورود نیروهای خارجی و بیگانه به یک کودتای گسترده تبدیل ساخته و انقلاب و نظام اسلامی را تهدید نمایند.
در این راستا در نشست سهجانبهای با حضور نمایندگانی از آمریکا، انگلیس، رژیم صهیونیستی در یکی از کشورهای منطقه پیرامون وضعیت ایران بر چند نکته تأکید شد:
«... اول اینکه توسط ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا، تسلیحاتی در اختیار ضدانقلاب مستقر در کردستان قرار گیرد، دوم پشتیبانی اطلاعاتی از گروهک مجاهدین خلق برای شناسایی اماکن مهم و سوم فعال کردن گروههای ضدانقلاب برای انجام اقدامات سرّی در داخل ایران...»
اطلاعات موثق حکایت از آن داشت که سرویسهای جاسوسی در جمعبندی خود در اواخر مرداد ۱۴۰۱ بر عملیاتی بر اساس موضوع حجاب اجباری تأکید نموده و آن را مقدمهای برای براندازی نظام به حساب آورده بودند. لذا با تمرکز بر موضوع «حجاب اجباری» در شبکههای اجتماعی یک موج مجازی از مخالفت در مورد حجاب را ایجاد کردند.
ماجرای اغتشاشات ۱۴۰۱ در طول پاییز ۱۴۰۱ ادامه یافت و خسارات مادی و معنوی بسیاری به کشور وارد آورد، اما بازهم عنایات خاصه الهی، درایت و تدبیر رهبر شهید حضرت آیتالله سید علی حسینی خامنهای و هوشیاری و مقاومت مردم، آن طرح و توطئه عظیم و گسترده و طراحان و مجریانش را ناکام گذارد.