انعقاد توافقنامه از نگاه امام علی(ع) (قسمت پایانی)
راهبردهای دولت علوی پس از انعقاد قرارداد
حسین پسندیده1
عباس پسندیده2
در بخش نخست این نوشتار بر اساس سه توافقنامه مهم صلح در تاریخ صدر اسلام به همراه آئیننامه حکومتی علی(ع) به مالک اشتر، راهبردهای مطلوب دولت علوی با دیگران از جمله دشمنان در دو مرحله انعقاد قرارداد شامل: 1-پیش از انعقاد قرارداد 2-درحین انعقاد قرارداد مطرح شد. اینک در قسمت پایانی، دنباله مطلب را درخصوص مرحله پس از انعقاد قرارداد پی میگیریم.
3-پس از انعقاد قرارداد
مرحله سوم جایی است که متن مکتوب توافقنامه مورد قبول طرفین قرار گرفته و به امضا رسیده است. به جز از دو جملهای که اصول راهبردی پیش و حین انعقاد قرارداد را روشن کردهاند بقیه متن عهدنامه که گذشت در باره اصول راهبردی پس از انعقاد قرارداد است. به تعبیر دیگر اگر حجم کلمات این بخش از عهدنامه را در نظر گرفته و سهم اختصاص یافته به هر اصل را مشخص و نسبت میان آنها سنجیده شود، نتیجه قابل توجهی به دست میآید و آن این که حجم کلمات اختصاص یافته برای اصل راهبردی پیش از انعقاد قرارداد (11%)؛ برای اصل راهبردی حین تنظیم قرارداد (4%) و (85%) باقیمانده برای اصول راهبردی پس از امضای توافقنامه است. البته همانطور که به تفصیل بدان اشاره خواهد شد برای پس از امضای توافقنامه سه اصل راهبردی ارائه میشود که حجم کلمات اختصاص یافته به آنها نیز متفاوت از یکدیگر است .حجم اختصاص یافته به اصل «هوشیاری» (9%)؛ اصل «پایبندی» (75%) و اصل «نقض مشروع» (1%) نسبت به کل عبارت است.
به هر شکل، این متن 3 اصل راهبردی را به ما نشان میدهد:
الف.هوشیاری
باید این نکته کاملاً روشن شود که صلح و جنگ بیانگر چگونگی رابطه دو فرد یا گروه یا حکومت با یکدیگر است، رابطهای که با توجه به شرایط و اقتضائات زمان و مکان شکل میگیرد اما این رابطه به هر شکل که باشد ماهیت طرفین را تغییر نمیدهد. به تعبیر دیگر اعلان صلح، اعلان چگونگی رابطه بین دو گروه است اما به معنای تغییر ماهیت دشمن از دشمن بودن به غیر دشمن بودن نیست. به تعبیر دیگر صلح تغییر رفتار ما با دشمن بر اساس توافقی مورد قبول طرفین است نه تغییر ماهیت دشمن یا تغییر نگاه ما به دشمن. برخی صلح را به معنای دوست شدن و دوست شمردن طرف مقابل میپندارند و به دنبال آن مانند یک دوست با دشمن خود رفتار میکنند، به او نزدیک میشوند، خوش و بش میکنند و اسرار خود را با او در میان میگذارند و... که خطایی است بسیار فاحش و بزرگ.
اگر با دقت بیشتری کلمات امام علی (ع) را کنکاش کنیم به وجود سه حلقه پیوسته با یکدیگر پی میبریم. حلقه اول حلقه نگرش است، جایی که نوع نگاه و فکر ما شکل میگیرد، حلقه دوم حلقه رفتار است، جایی که به تناسب نگرشی که در حلقه اول شکل گرفته است رفتار متناسب از شخص سر میزند و حلقه سوم حلقه پیامدها است، جایی که پیامدهای هرگونه رفتاری که در حلقه دوم سرزده است، رخ مینماید. حال اگر کلمات امام را در قالب این سه حلقه بریزیم نتیجه این خواهد بود که پیامد «غافلگیری و آسیب خوردن از ناحیه دشمن» ناشی از رفتار «غیر محتاطانه با دشمن» است رفتاری که از نگرش «دوستپنداری و تغییر ماهیت دشمن پس از صلح» سرچشمه گرفته است.
در مقابل، نگرش «واقعگرایانه نسبت به دشمن» ما را به رفتار «احتیاط آمیز و حساب شده با دشمن» راهنمایی می کند تا پیامد خوشگوار «ایمنی از آسیبهای احتمالی» را به ارمغان بیاورد.
پیامد حاصل از نگرش مورد تأیید ایشان امنیت و ایمنی از دشمن است و حلقههای قبل از آن در واقع مؤلفههای شکلگیری امنیت می باشد. بنابراین«نگرش واقعبینانه نسبت به ماهیت دشمن» و «رفتار محتاطانه و حساب شده در تعامل با دشمن» دو مؤلفه مهم نظریه امنیت هستند.
امام علی(ع) با تعبیری بسیار هشداردهنده از غفلت و دوست پنداری دشمن، پس از انعقاد قرارداد نهی میکنند و میفرمایند:
وَ لَکِنِ الْحَذَرَ کُلَّ الْحَذَرِ مِنْ عَدُوِّکَ بَعْدَ صُلْحِهِ؛ولی پس از صلح به کلی از دشمن حذر کن
صلح قراردادی است برای جلوگیری از درگیری اما به معنای تغییر ماهیت دشمن نیست. پس دوست پنداری دشمن پس از امضای توافقنامه، خطایی راهبردی و پر هزینه است به همین دلیل است که امام در ادامه این جمله میفرمایند که چه بسا دشمن طرح صلح و دوستی میکند تا در موقعیت مناسب تو را غافلگیر کند:فَإِنَّ الْعَدُوَّ رُبَّمَا قَارَبَ لِیَتَغَفَّلَ؛
پس مبنای این هشدار امام روشن میشود «دشمن در بسیاری موارد قصد غافلگیری دارد» و البته راه جلوگیری از این غافلگیری و ضربه خوردن از دشمن را هم ارائه کردهاند، راهی که چیزی جز همان دشمن دانستن دشمن پس از صلح نیست؛ چرا که اگر وی را دشمن بدانیم هیچگاه طریق احتیاط را رها نمیکنیم و به دشمن خوشبین نمیشویم:
فَخُذْ بِالْحَزْمِ وَ اتَّهِمْ فِی ذَلِکَ حُسْنَ الظَّنِّ؛ در این زمینه طریق احتیاط گیر، و به راه خوشگمانی قدم مگذار
امام دو راهکار عملی برای جلوگیری از این ضربه دشمن را بیان کردهاند که هر دو جلوههای عملی و بیرونی دشمن دانستن دشمن است یکی در حلقه نگرش و دیگری در حلقه رفتار.
همانطور که گذشت امام میفرمایند: «در بسیاری از موارد، قصد دشمن از نزدیکی با شما، غافلگیری است». این جمله هم به استراتژی دشمن اشاره می کند و هم به الگوی رفتاری وی در این استراتژی. گاه دشمن استراتژی «پیروزی از راه صلح» را در پیش میگیرد یعنی هدف، ضربه زدن و استیلاء بر رقیب است اما از راه صلح و الگوی رفتاری وی نیز چنین خواهد بود: صلح، نزدیکی و بروز رفتار دوستانه، غافل سازی، ایراد ضربه نهایی، پیروزی.
الگوی رفتاری دشمن
در استراتژی پیروزی ازراه صلح
راه پیروزی بر این استراتژی دشمن، متوقف کردن این پروسه در همان اولین مراحل آن است یعنی مرحله «نزدیکی و بروز رفتار دوستانه دشمن»، چرا که هرچه بیشتر در استراتژی دشمن پیش برویم - و به اصطلاح در زمین دشمن بازی کنیم – متوقف کردن این پروسه سختتر خواهد بود. به همین جهت است که امام دستور میدهند که این مورد جای هیچ گونه خوشبینی نیست، اگر چه در فرهنگ اسلامی باید تا جای ممکن خوشبین بود اما اینجا جای واقعبینی، یعنی همان دشمن را دشمن دیدن است. اگر در نگرش ما نسبت به ماهیت دشمن تغییری رخ ندهد، استراتژی دشمن در همان مرحله اول شکست میخورد، چرا که رفتار محتاطانه ما امکان غافل سازی و ضربه را از وی میگیرد.
ب. پایبندی
امام علی(ع) به بیانهای متعددی به این اصل مهم اشاره میکنند. گاه در رثای وفای به عهد میگوید مشرکان نیز وفای عهد را لازم میدانستند، گاه از عقوبت اَخروی آن تحذیر میکند و گاه آن را گستاخی به خداوند میشمرد و تا آنجا این اصل را مهم میداند که به مالک مینویسد:وَ لَا تُعَوِّلَنَّ عَلَی لَحْنِ قَوْلٍ بَعْدَ التَّأْکِیدِ وَ التَّوْثِقَةِ؛ پس از تأکید و استوار نمودن عهد و پیمان، گفتار توریه مانند و دو پهلو به کار مبر.
این یعنی بستن همه راههای فرار از اجرای مفاد قرارداد.
در فقره دیگری امام (ع) با تعبیر دیگری این معنا را رساندهاند، تعبیری که از آن نکات زیبایی استفاده میشود:
نباید در تنگنا افتادنت به خاطر اینکه عهد و پیمان خدا برای تو الزامآور شده تو را به فسخ آن به طور نامشروع بکشاند، چرا که صبر تو در تنگنای عهد و پیمان که امید گشایش و برتری عاقبتش را داری بهتر است از خیانتی که از مجازاتش ترسانی، و نیکوتر است از اینکه از جانب حق مورد بازخواست واقع گردی، به صورتی که نتوانی در دنیا و آخرت از خداوند در خواست بخشش کنی.
ابتدا امام از این توافق که به امضاء طرفین رسیده است به عَهْدُ اللَّهِ تعبیر میکند، تعبیری که اهمیت پایبندی به آن را به وضوح نشان میدهد و ناقض آن را ناقض پیمان خداوند میشمارد؛ سپس به انگیزه نقض پیمان اشاره میکند و به مالک گوشزد میکند که آنچه تو را به نقض قرارداد سوق میدهد، سنگینی تعهداتی است که بدان ملزم شدهای اما سنگینی مفاد یک توافقنامه دلیلی برای نقض نامشروع آن نیست و تو نقض پیمان نکن زیرا در یک طرف سنگینی تعهدات ملزم شده بر توست که امید گشایش و فرجام خوش آن میرود و در طرف دیگر نقض پیمانی است که ترس از مجازات و بازخواست الهی را به دنبال دارد.
ج. نقض مشروع قرارداد
در فقرهای که گذشت نکته دیگری نیز وجود دارد. آنچه مورد نهی امام قرار گرفته است نقض نامشروع است «طَلَبِ انْفِسَاخِهِ بِغَیْرِ الْحَقِّ».مطالبه به ناحق فسخ قرارداد.
مفهوم این سخن این است که نقض مشروع ممکن است و فرض آن محال نیست. این نکته از آن جهت اهمیت دارد که گاه تصور میشود ممنوعیت نقض پیمان از اصولی است که استثناء پذیر نیست اما این بیان به وضوح نقض مشروع را ممکن میشمرد.
به تعبیر دیگر یک پیمان پس از امضای طرفین از چهار حالت خارج نیست. یا هر دو بدان پایبند میمانند یا هر دو باهم آن را نقض میکنند یا یکی نقض میکند و دیگری به صورت یک جانبه به پیمان متعهد میماند یا ابتدا یکی نقض میکند و سپس دیگری در پاسخ به نقض طرف مقابل، پیمان را نقض مینماید.
سخن در حالت سوم و چهارم است که اگر یک طرف نقض پیمان کند طرف دیگر چه وظیفهای دارد؟ پایبندی یک جانبه یا نقض متقابل؟ امام علی پاسخ این سؤال را در حکمت 259 اینگونه میدهند:
الْوَفَاءُ لِأَهْلِ الْغَدْرِ غَدْرٌ عِنْدَ اللَّهِ وَ الْغَدْرُ بِأَهْلِ الْغَدْرِ وَفَاءٌ عِنْدَ اللَّهِ؛ وفا با پیمانشکنان پیمانشکنی نزد خداست، و بیوفایی با پیمانشکنان وفای نزد خداوند است.
در این بیان نورانی به وضوح پایبندی یک جانبه مورد نکوهش قرار میگیرد و نقض متقابل مطرح و ستوده میشود. به نظر میرسد این جملات امام مفهوم نقض مشروع را به خوبی نشان میدهد.پس اصل راهبردی سوم در این مرحله این است «مشروعیت نقض متقابل پیمان و حتی بالاتر، لزوم نقض متقابل پیمان»
پنج اصل راهبردی
بنابراین از آنچه گذشت روشن شد امام علی برای شکلگیری یک توافق و پیمان با بیگانگان 5 اصل راهبردی را در سه مرحله پیش از انعقاد، حین انعقاد و پس از انعقاد، به وی گوشزد میکنند:
«اولویت در مناسبات با بیگانگان صلح است اما صلح مشروط به دو شرط: اول وجود انگیزه و داعیه صلحطلبی در طرف مقابل، دوم احراز رضایت الهی بر وقوع صلح؛ غالبا جنگ و صلح بر پایه منافعی که طرفین برای خود تعریف کردهاند شکل میگیرد؛ این نگاه، نگاه منفعتطلبانه و منفعتمحور است، در مقابل نگاه دیگری نیز وجود دارد که محور آن رضایت الهی است یا به تعبیر بهتر این نگاه نگاهی توحیدی به مسأله مورد بحث است. در نگاه توحیدی، سطح مسأله مورد بحث تغییر و به عبارت دقیقتر ارتقاء پیدا میکند. در نگاه منفعتطلبانه مسأله این است جنگ یا صلح، اما در نگاه توحیدی مسأله این است رضایت الهی یا عدم رضایت الهی.»
«ممنوعیت استفاده از ساختار و الفاظ دارای کِشسانی معنایی در تنظیم توافقنامه؛ چه واژه الْعِلَلَ را به معنای عوامل بازدارنده معنا کنیم چه به معنای عامل ضعف و مریضی، مفهوم آن این است که در تنظیم متن قرارداد، این اصل مهم باید رعایت شود که ساختار کلی توافق، چینش بندهای مختلف و الفاظ به کار رفته، به حدی دقیق انتخاب شوند که راه هرگونه بهانهجویی را ببندد»
«هوشیاری پس از انعقاد قرارداد صلح؛ پیامد «غافلگیری و آسیب خوردن از ناحیه دشمن» ناشی از رفتار «غیر محتاطانه با دشمن» است رفتاری که از نگرش «دوستپنداری و تغییر ماهیت دشمن پس از صلح» سرچشمه گرفته است. در مقابل، نگرش «واقعگرایانه نسبت به دشمن» ما را به رفتار «احتیاط آمیز و حساب شده با دشمن» راهنمایی میکند تا پیامد خوشگوار «ایمنی از آسیبهای احتمالی» را به ارمغان بیاورد. گاه دشمن استراتژی «پیروزی از راه صلح» را در پیش میگیرد یعنی هدف، ضربه زدن و استیلاء بر رقیب است اما از راه صلح و الگوی رفتاری وی نیز چنین خواهد بود: صلح، نزدیکی و بروز رفتار دوستانه، غافل سازی، ایراد ضربه نهایی، پیروزی.»
«پایبندی به مفاد قرارداد؛ امام گاه در رثای وفای به عهد میگوید مشرکان نیز وفای به عهد را لازم میدانستند، گاه از عقوبت اَخروی آن تحذیر میکند و گاه آن را گستاخی به خداوند میشمرد، این یعنی بستن همه راههای فرار از اجرای مفاد قرارداد.»
«مشروعیت نقض متقابل پیمان؛ اصل عدم نقض پیمان از اصول استثناء ناپذیر نیست که در هر صورتی حتی نقض پیمان یک طرف، طرف دیگر ملزم به رعایت یکجانبه قرارداد باشد، بلکه در صورت نقض پیمان از طرف مقابل، نقض پیمان برای طرف دوم جایز و بالاتر، لازم و واجب است.»
مراحل انعقاد قرارداد:
حسن ختام این مقال، این فراز از عهدنامه امام جامعه اسلامی خطاب به مسئول ارشد نظام است که:
هرگاه رعیت گمان ستمی بر تو ببرد آشکارا عذرت را به آنان ارائه کن و به اظهار عذر گمانهای آنان را از خود بگردان، چرا که اظهار عذر موجب عادت دادن نفس به اخلاق حسنه و مهربانی و نرمی نسبت به رعیت است و این عذرخواهی تو را به خواستهات در واداشتن رعیت به حق میرساند.
ــــــــــــــــــــــــــ
1- دانشجوی مقطع دکترای دانشگاه قرآن و حدیث
2- استادیاردانشگاه قرآن و حدیث