کد خبر: ۳۳۷۱۷۲
تاریخ انتشار : ۱۰ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۲:۱۱

امضای ترامپ پای توافق حس خوبی به آدم می‌دهد!



وقتی رئیس‌جمهور دولت تروریست آمریکا رسماً مرگ تفاهمنامه اسلام‌آباد را اعلام کرد، برای چندمین بار اثبات شد که حساب باز کردن روی آمریکا نتیجه‌ای جز خسارت محض ندارد. اگرچه مذاکره‌کنندگان به هر دلیلی این مسیر را رفتند و به بدعهدی ذات آمریکا اذعان داشتند، اما از همان ابتدا روشن بود که آمریکایی‌ها هیچ تفاهمی را اجرا نخواهند کرد. 
اظهارات اخیر عباس موسوی، معاون تشریفات دفتر رئیس‌جمهور که پیش از این در دولت روحانی سخنگوی وزارت امور خارجه بوده است، در برنامه «به وقت ایران»، رونوشتی تمام‌عیار از همان ادبیات توجیهی و خسارت‌بار دوران برجام است که نیازمند تأمل جدی است.
موسوی در عجیب‌ترین بخش سخنان خود مدعی شده که «نفس امضای توافق‌نامه حتی در صورت نقض از سوی طرف مقابل، یک دستاورد محسوب می‌شود» و «امضای ترامپ پای توافق حس خوبی به آدم می‌دهد!» این تئوریزه کردن، بی‌خاصیت‌ترین نوع دیپلماسی است؛ چگونه می‌توان «نفس تفاهم» را دستاورد نامید، وقتی بند به بندِ آن زیر پا گذاشته شده و روی کاغذ هم باقی نمانده است؟
همچنین سخنگوی وزارت خارجه دولت روحانی در عین دستاورد تراشیدن برای این توافق‌نامه، دچار تناقض‌گویی شده و خودش بر بی‌اعتباری امضاها مهر تأیید می‌زند و اذعان می‌کند: «برایم سخت است که بگویم ولی حقوق بین‌الملل کاغذ پاره‌ای بیش نیست...»! باید از ایشان پرسید اگر حقوق بین‌الملل و توافقات، کاغذپاره‌ای بیش نیستند، چطور «نفسِ امضای» یک کاغذپاره‌ دیگر روی دست کشور، دستاورد جا زده می‌شود؟!
 این دستاوردسازی‌های خیالی دقیقا از جنس همان «فتح‌الفتوح» نامیدن برجام است؛ همان برجامی که آمریکا یک‌طرفه از آن خارج شد، اما دولت روحانی آن را یک‌طرفه اجرا کرد تا در نهایت در دولت چهاردهم با چکاندن ماشه توسط اروپایی‌های خبیث به تاریخ بپیوندد.
از سوی دیگر، تقلیل هدف دیپلماسی به «مدیریت تنش و به تأخیر انداختن شر»، پذیرش رسمی موضع ضعف و دیپلماسی منفعلانه است. صیانت از منافع ملی با رویکرد پدافندی و دل‌خوش کردن به آرامش‌های موقت به دست نمی‌آید، بلکه دشمن را زیاده‌خواه‌تر می‌کند. همچنین وقتی ایشان استدلال می‌کند که «طبق متون دینی و سازوکارها، بدعهدی دشمن غیرمنتظره نیست»، باید پرسید اگر بدعهدی دشمن از پیش قطعی است، چرا توافقی امضا می‌شود که هیچ ضمانت اجرائی محکمی ندارد؟ پیش‌بینی بدعهدی بدون داشتن ابزار فشار، نه هوشمندی، بلکه عین بی‌تدبیری
است.
ادعای «اقدام در برابر اقدام» و «عدم معامله نسیه» نیز با واقعیت میدان فرسنگ‌ها فاصله دارد؛ چرا که وقتی ترامپ یک‌طرفه زیر میز می‌زند، این فرمول روی کاغذ باقی می‌ماند. عصر «فتح‌الفتوح» خواندن سندهای بی‌خاصیت سال‌هاست که گذشته و توافقی که نفع ملموس برای مردم نداشته باشد، نه «گام به جلو» بلکه عقب‌نشینی آشکار است.

captcha