ایران هرچه قویتر چگونه ساخته میشود؟ (یادداشت میهمان)
دکتر داود منظور*
پیام اخیر رهبر معظم انقلاب به مناسبت هفته دولت را میتوان فراتر از یک پیام مناسبتی، طرحی فشرده و راهبردی از مؤلفههای قدرت ملی در شرایط کنونی کشور دانست. محور اصلی پیام، حرکت به سوی «ایران هرچه قویتر» است؛ تعبیری که در متن، نه به قدرت نظامی محدود میشود و نه صرفاً ناظر به مقاومت در برابر فشار خارجی است. دولت کارآمد، اقتصاد مولد، ثبات معیشتی، سرمایهگذاری، فناوری، انسجام اجتماعی، فرهنگ و روایت قدرت، همگی اجزای یک منظومه واحد برای افزایش توان ملیاند. در همین چارچوب، دستیابی به ایران قویتر با «تلاش شبانهروزی»، «ابتکار مستمر» و «تبیین و روایت قدرت و قوت ایران و ملت» پیوند خورده است.
نخستین پایه این منظومه، کارآمدی دولت است. تقدیر از عملکرد دولت در تأمین کالاها و خدمات مورد نیاز مردم، ترمیم نقاط آسیبدیده و مدیریت انرژی در جریان جنگ و پس از تشدید تحریمها و محاصرهها، حامل معنایی فراتر از تشکر از دستگاه اجرائی است. در شرایط خطیر کنونی، بخش مهمی از قدرت ملی در توان دولت برای استمرار زندگی عادی جامعه، حفظ خدمات حیاتی، مهار اختلالات و ترمیم سریع آسیبها متجلی میشود. کشوری قوی است که در مواجهه با فشار خارجی، سازوکار اداره آن مختل نشود و دولت بتواند کارکردهای اساسی اقتصاد و جامعه را حفظ کند. از این منظر، کاهش اصطکاکهای درون حاکمیت، افزایش سرعت تصمیمگیری و تمرکز بر مسائل واقعی مردم، خود بخشی از راهبرد قدرتافزایی است.
دومین پایه، تقویت بنیانهای اقتصادی قدرت است. در این پیام راهبردی، تورم، بیکاری، مدیریت قیمتها و بازار کالا و خدمات، رشد، افزایش سرمایهگذاری، هدایت سرمایه به بخشهای مفید، رونق تولید، کاهش تدریجی نقش دلار و محور قراردادن سیاستهای اقتصاد مقاومتی در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. این مجموعه نشان میدهد که اقتصاد در این نگاه، حاشیهای بر امنیت ملی نیست، بلکه یکی از ارکان آن است. تورم مزمن، کاهش قدرت خرید، ضعف سرمایهگذاری و رکود تولید، حتی در صورت برخورداری از توان نظامی، پایههای قدرت کشور را از درون فرسوده میکنند.
از همین رو، «ایران هرچه قویتر» بدون اقتصادی که بتواند همزمان ثبات، رشد و تابآوری ایجاد کند، دستیافتنی نیست. مهار تورم و حفظ معیشت مردم در چنین چارچوبی صرفاً اهداف رفاهی نیستند؛ عناصر قدرت ملیاند. اقتصادی که خانوارهای آن پیوسته فقیرتر شوند و بنگاههایش افق روشنی برای سرمایهگذاری نداشته باشند، نمیتواند پشتوانهای پایدار برای قدرت سیاسی و امنیتی کشور باشد.
سومین محور، تکیه بر تولید داخلی همراه با بهرهگیری حکیمانه از واردات است. در این پیام مهم، تولید داخلی «کلید اصلی» حل مسائل اقتصادی معرفی شده، اما بلافاصله تصریح میشود که تأمین کافی کالاهای عمومی و تخصصی ضرورتی قطعی است و در مواردی که تولید داخل کفایت نمیکند، باید از واردات «بهطور صحیح و حکیمانه» بهره گرفت.
این ملاحظه، تلقی روشنتری از اقتصاد مقاومتی به دست میدهد. در واقع، اقتصاد مقاوم نه اقتصادی منزوی و متکی بر خودکفایی مطلق، بلکه اقتصادی است که آسیبپذیریهای حیاتی خود را کاهش داده و در عین حال قدرت انتخاب خود را در تعامل با جهان افزایش داده باشد. تقویت تولید داخلی، تنوعبخشی به شرکای تجاری، حفظ مسیرهای جایگزین تأمین و جلوگیری از وابستگی به یک کشور، یک مسیر یا یک سازوکار مالی، اجزای چنین راهبردیاند. قدرت اقتصادی نه در قطع ارتباط با جهان، بلکه در کاستن از امکان اعمال فشار از طریق وابستگیهای شکننده است.
در همین چارچوب باید به تأکید پیام بر کاهش تدریجی نقش دلار نیز نگریست. مسئله کلیدی، کاستن از آسیبپذیری ناشی از تمرکز بیش از حد روابط مالی و تجاری بر سازوکارهایی است که میتوانند به ابزار فشار تبدیل شوند. تنوع ارزی، توسعه مسیرهای مختلف تسویه و گسترش شبکه تجارت خارجی، در صورت طراحی دقیق، میتوانند بخشی از معماری تابآوری اقتصادی کشور باشند.
چهارمین پایه، فناوری، نوآوری و رهایی از روالهای فرسوده است. در پیام بر استفاده از فناوریها و نوآوریهای پیشنهادی نخبگان جوان تأکید شده و تصریح میشود که گاه ترک روالهای معمول و عادتهای مرسوم میتواند منشأ جهش باشد. این ظرفیت در کشاورزی، صنعت، فرهنگ، آموزش، ارتباطات و دیگر حوزههای «تولید قدرت» مورد توجه قرار گرفته است. این بخش، یکی از مهمترین ابعاد مفهوم قدرت در جهان امروز را برجسته میکند. اگرچه منابع طبیعی و توان نظامی همچنان اهمیت دارند، اما قدرت پایدار بیش از گذشته به دانش، فناوری، بهرهوری، داده و ظرفیت انطباق وابسته است. ایران قویتر نمیتواند با بوروکراسی کند، فناوری فرسوده و نظام تصمیمگیری کمتحرک ساخته شود. شکستن رویههای ناکارآمد، میداندادن به نخبگان و تبدیل دانش به ظرفیت تولیدی، بخشی از همان فرآیند «تولید قدرت» است.
با این همه، شاید برجستهترین مؤلفه پیام، انسجام اجتماعی باشد. در متن پیام تصریح شده که هر اقدام در عرصههای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، امنیتی و اقتصادی باید دارای «پیوست مربوط به انسجام اجتماعی» باشد و هر آنچه به این انسجام لطمه وارد کند، مردود است. این اصل، اگر بهصورت جدی وارد نظام سیاستگذاری شود، پیامدهای مهمی دارد. دیگر نمیتوان یک تصمیم را صرفاً بر پایه محاسبه مالی یا کارایی فنی ارزیابی کرد. هر سیاست مهم باید از حیث آثار آن بر اعتماد عمومی، عدالت، شکافهای اجتماعی و قدرت تحمل جامعه نیز سنجیده شود. یک اصلاح اقتصادی ممکن است از نظر نظری ضروری باشد، اما اگر در زمان نامناسب، بدون اقناع عمومی و بدون سازوکار جبرانی اجرا شود، هزینه اجتماعی آن میتواند از منافع اقتصادیاش بیشتر باشد. در این نگاه، انسجام اجتماعی نه محصول جانبی توسعه، بلکه یکی از منابع اصلی قدرت ملی است. از اینجا میتوان به پیام مهم دیگری رسید که همان پرهیز از دوگانهسازیهای فلجکننده در سیاست داخلی و خارجی است. در متن، از یکسو این تصور رد میشود که راه آبادانی و پیشرفت کشور از تبعیت از دشمن و پذیرش خواستههای نابهجای او میگذرد. از سوی دیگر، دوگانههایی مانند «جنگ یا مذاکره» و «سازش یا جنگطلبی» موهوم خوانده میشوند. کنار هم قرار گرفتن این دو گزاره از حیث سیاسی معنادار است. راهبرد برآمده از آن را میتوان چنین خلاصه کرد که نه تسلیم و تبعیت و نه محرومکردن کشور از ابزار دیپلماسی یک اصل است. قدرت ملی در برخورداری از مجموعهای متنوع از ابزارهاست. بازدارندگی نظامی، توان اقتصادی، ظرفیت منطقهای و دیپلماسی میتوانند مکمل یکدیگر باشند. طبیعتاً کشوری که گزینههای بیشتری در اختیار دارد، از قدرت چانهزنی بیشتری نیز برخوردار است.
در کنار قدرت مادی، پیام بر قدرت روایت نیز تأکید دارد. ضعفها باید موضوع برنامهریزی و اصلاح باشند، نه محور دائمی تصویر کشور. در مقابل، ظرفیتها و نقاط قوت باید بهدرستی روایت شوند. در این رویکرد، ضمن پذیرفتن ضعفها و مشکلات و تلاش برای حل آنها، نباید تصویر عمومی کشور صرفاً به فهرستی از ناکامیها تقلیل پیدا کند. در شرایط فشار خارجی، همانگونه که پنهانکردن مشکلات، اعتماد عمومی را تضعیف میکند، نادیدهگرفتن توانمندیهای واقعی نیز سرمایه روانی و اجتماعی کشور را فرسوده میسازد. سیاست ارتباطی مؤثر باید میان واقعیتگویی و روایت قدرت جمع کند. سرانجام، این پیام مهم، فرهنگ و تعلیم و تربیت را «فراراهبردی» میداند و بر نقش معلمان، دانشگاه، حوزه، پزشکان، پرستاران و خانواده تأکید میکند. این تعبیر یادآور آن است که قدرت پایدار تنها با بودجه، زیرساخت یا توان نظامی ساخته نمیشود. کیفیت سرمایه انسانی، آموزش، فرهنگ، اخلاق حرفهای و توان نسل آینده، بنیانهایی هستند که دیگر مؤلفههای قدرت بر آنها استوار میشوند. در مجموع، «ایران هرچه قویتر» در این پیام، تصویری چندبعدی از قدرت ملی است: دولت کارآمد، اقتصاد مولد و باثبات، تولید و سرمایهگذاری، کاهش آسیبپذیری خارجی، فناوری و نوآوری، انسجام اجتماعی، سرمایه انسانی و سیاست خارجی برخوردار از استقلال و انعطاف. هیچیک از این اجزا بهتنهایی کافی نیستند و ضعف مزمن در هر یک میتواند قدرت حاصل در سایر حوزهها را محدود کند.
شاید بتوان روح کلی پیام را در یک گزاره خلاصه کرد که در واقع قویترشدن ایران یعنی افزایش همزمان توان اثرگذاری بر محیط بیرونی و کاهش امکان اثرگذاری دشمن بر نقاط آسیبپذیر داخلی است. قدرت فقط در آن نیست که کشور بتواند به فشار خارجی پاسخ دهد، بلکه در آن است که دشمن نتواند از مسیر تورم، کمبود، رکود، شکاف اجتماعی، ضعف فناوری یا فرسایش اعتماد عمومی، آنچه را در میدان مستقیم به دست نیاورده است، از درون حاصل کند. از این منظر، «ایران هرچه قویتر» بیش از آنکه یک شعار باشد، معیار سنجش حکمرانی است و هر سیاستی که ظرفیت تولید، کارآمدی دولت، انسجام جامعه، قدرت انتخاب اقتصادی و آزادی عمل سیاسی کشور را افزایش دهد، ایران را قویتر میکند و هر سیاستی که این ظرفیتها را فرسوده سازد، حتی اگر در ظاهر دستاوردی کوتاهمدت داشته باشد، از مسیر قدرت ملی فاصله میگیرد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* رئیس سازمان برنامه و بودجه دولت شهید رئیسی