قرار عاشقی در خانه ابدی (حدیث دشت عشق)
روایت شهید حسین فیضی، داستان مردی است که نه با هیاهو، که با حیای نجابتبار، پیوند خاکیاش را با دنیا گسست. مجاهد و پاسداری متواضع که در جنگ ۱۲ روزه دچار موجگرفتگی شد اما گمنامی را بر تشکیل پرونده جانبازی ترجیح داد و تمام عطش خود را در مسیر عروج پروانهایاش در «جنگ رمضان» معنا کرد.
زندگی عاشقانه او با همسر صبورش، خانم رقیه بابایی، از سال ۱۳۹۳ و با خادمی و توسل آغاز شد؛ پیوندی که از همان روزهای نخست نامزدی، قرارگاههای معنویاش در مزار شهدای مارالان تبریز شکل گرفت؛ همان قطعه و همان نقطهای که سردار سالها پیش آن را نشان کرده بود و امروز آرامگاه ابدی اوست. او پدر مهربان «مهدیار» و «مهرسا» بود؛ پدری که با وجود تمام دغدغههای کاری، از آموزش قرآن و ورزش به فرزندانش غافل نمیشد و حسرت دیداری دوباره را برای فرزند سومی به یادگار گذاشت که درست دو هفته پس از شهادتش، مژده آمدنش رسید.
سردار شهید حسین فیضی، پیش از عروجش تمام حسابهای دنیا و حقالناس را تسویه کرد؛ از شستوشوی مجتمع و خانهتکانی تا تسویه بیمه و سپردن هزینههای مراسم یادبودش برای آزادی بانوی آبرومند نیازمند از بند زندان. او سرانجام در ۲۶ اسفند ۱۴۰۵ (در جریان نبرد با دشمن آمریکایی- صهیونیستی) پس از غسل شهادت و جا گذاشتن حلقه ازدواجش، به آرزوی دیرین خود دست یافت.