ترکش جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران به اقتصاد آمریکا و جهان خورد
سرویس خارجی-
روزنامه انگلیسی با اشاره به «کارزار فشار حداکثری اقتصادی آمریکا علیه ایران» نوشته است که «ترامپ قماری را علیه ایران شروع کرده است که این قمار بیشتر به اقتصاد آمریکا و جهان آسیب میزند.»
دونالد ترامپِ ناامید از پیروزی در جنگ، در هفتمین ماه شروع آن راهبرد فشار حداکثری اقتصادی را علیه ایران در پیش گرفته است، با این امید که این راهبرد ایران را به تسلیم وادارد. اما به گفته کارشناسان و رسانههای آمریکایی، ایرانی که در مقابل شدیدترین حملات هوایی مقاومت کرده و تسلیم نشده است، بعید است مقابل فشار اقتصادی سرخم کند؛ مضاف بر آن، این راهبرد پیش از این هم از سوی دولتهای سابق آمریکا علیه ایران آزمایش شده و جواب نداده است. گاردین در همین رابطه طی گزارشی هشدار داده است که این راهبرد میتواند بهجای پایان دادن به بحران، دامنه آن را برای آمریکا و جهان گستردهتر کند.
در گزارش این روزنامه انگلیسی میخوانیم: «طرحی که اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، آن را «روز D اقتصادی» نامیده، با هدف قطع دسترسی ایران به باقیمانده کانالهای اقتصاد جهانی و تهدید بانکها، شرکتها و دولتهای خارجی به تحریم در صورت ادامه تجارت با تهران دنبال میشود. اما مشکل اصلی واشنگتن این است که فشار اقتصادی لزوماً به معنای تسلیم سیاسی نیست. مقامهای ایرانی از یکسو بر آمادگی برای مذاکره تأکید کردهاند و از سوی دیگر هشدار دادهاند که از اهرمهای باقیمانده خود صرفنظر نخواهند کرد.»
به گزارش تسنیم از نگاه گاردین، تهران تلاش میکند فشارها را تحمل کند و در عین حال هزینه ادامه این سیاست را برای آمریکا و متحدانش افزایش دهد. تنگه هرمز در این میان به یکی از مهمترین اهرمهای ایران تبدیل شده است. هرگونه اختلال در صادرات انرژی خلیجفارس میتواند قیمت نفت و سوخت را افزایش داده و تورم را در آمریکا و سایر اقتصادهای جهان تشدید کند؛ خطری که با نزدیکشدن انتخابات میاندورهای آمریکا برای کاخسفید اهمیت بیشتری پیدا میکند. گاردین پیشتر نیز هشدار داده بود که جنگ طولانی ایران میتواند آثار ماندگاری بر قیمت نفت، تورم و رشد اقتصاد جهانی داشته باشد. گاردین میافزاید: از سوی دیگر، چین بهعنوان خریدار اصلی نفت ایران، حاضر نیست بهسادگی از تحریمهای آمریکا تبعیت کند. بنابراین واشنگتن برای اجرای کامل طرح خود ناچار است فشار بر شرکای تجاری ایران را افزایش دهد؛ اقدامی که میتواند جبهههای اقتصادی جدیدی برای آمریکا ایجاد کند. حتی بسنت نیز درباره خطر چنین رویکردی هشدار داده و گفته است: «چرا باید بخواهم نظام مالی جهانی را منفجر کنم؟» به این ترتیب، قمار ترامپ ممکن است به جای فروپاشی سریع اقتصاد ایران، به افزایش قیمت انرژی، تشدید تنش با چین، بیثباتی اقتصادی و گسترش رویارویی منطقهای منجر شود.
از افغانستان تا ایران
نیویورکتایمز هم در گزارشی با عنوان «چرا آمریکا نمیتواند از جنگهایش خارج شود؟» نوشت: پنج سال از پایان طولانیترین جنگ آمریکا در افغانستان میگذرد؛ جنگی که سرانجام با خروج آشفته نیروهای آمریکایی از کابل، هجوم هزاران افغان به فرودگاه و کشتهشدن 13 نظامی آمریکایی در یک حمله انتحاری به پایان رسید، اما از آن زمان، بخشی از نگرانیهایی که سه رئیسجمهور آمریکا را از پایان دادن به این جنگ بازمیداشت، بیاساس از آب درآمده است، افغانستان به پایگاهی برای حمله تروریستی علیه آمریکا تبدیل نشد و القاعده نیز نتوانست تهدیدی مشابه گذشته ایجاد کند. به گزارش تسنیم، نیویورکتایمز، در این تحلیل با مقایسه جنگ افغانستان و جنگ ایران استدلال میکند که مشکل آمریکا صرفاً پیروزی یا شکست در میدان نبرد نیست؛ بلکه ساختار سیاسی و نظامی این کشور بهگونهای است که پذیرش شکست، عقبنشینی و پایان دادن به جنگ را بسیار دشوار میکند.
روایت جفری ساکس از شکست آمریکا مقابل ایران
استاد برجسته دانشگاه کلمبیا نیز تحریمها و کارزار اقتصادی جدید آمریکا علیه ایران را محکوم به شکست میداند و معتقد است، بعید است این اقدامات بتواند اهداف واشنگتن را محقق کند چراکه کشورهای جهان با این اقدامات غیرقانونی همراه نخواهند شد.
«جفری ساکس» استاد برجسته دانشگاه و مدیر مرکز توسعه پایدار دانشگاه کلمبیا و «سبیل فارِس» مشاور خاورمیانه و آفریقا در شبکه راهکارهای توسعه پایدار سازمان ملل در یک یادداشت مشترک در وبگاه شبکه الجزیره، نوشتهاند که این کارزار اقتصادی محکوم به شکست است. طبق این یادداشت، پاکستان پس از چین اعلام کرده که از تحریمهای جدیدی که آمریکا علیه ایران اعمال کرده تبعیت نخواهد کرد و به تجارت خود با تهران ادامه خواهد داد.
نگارندگان این نکته را یادآور شدهاند که «6 ماه بمباران آمریکا و محاصره دریایی این کشور نتوانسته پیروزی آمریکا را رقم بزند، بنابراین اکنون برنامه این است که ایران از طریق گرسنگی اقتصادی به تسلیم وادار شود. رویکرد جدید غیرقانونی، بیرحمانه و به دلایل متعددی شکستخورده خواهد بود.» ساکس و فارس دلایل شکست این طرح را برشمردهاند. طبق این یادداشت، در وهله نخست، باید به سابقه تاریخی توجه کرد. تحریمهای اقتصادی نمیتوانند دولتهایی را که مصمم به بقا هستند، سرنگون کنند. تحریمها میتوانند جمعیت یک کشور را فقیر کنند اما دولتها را سرنگون نمیکنند. همچنین باید به محاسبات ساده بازار جهانی نفت توجه کرد. بسنت پیشنهاد میکند صادرات نفت ایران از بازاری حذف شود که همین حالا نیز بهدلیل بستهبودن تنگه هرمز، یکپنجم عرضه نفت خود را از دست داده است. آمریکا قصد دارد شوک رکود تورمی را که هماکنون اروپا، ژاپن و دیگر متحدانش متحمل آن هستند، تشدید کند و در عین حال از این کشورها میخواهد تحریمهایی را اجرا کنند که اقتصاد خود آنها را تحت فشار قرار خواهد داد. مهمتر از همه، این کارزار علیه چین هدفگذاری شده است؛ کشوری که بیش از ۸۰ درصد صادرات نفت ایران را خریداری میکند. اگر آمریکا بانک چین یا بانک صنعتی و تجاری چین را تحریم کند، پکن با یک یادداشت دیپلماتیک ملایم پاسخ نخواهد داد. چین صادرات عناصر نادر خاکی خود را محدود خواهد کرد، زیرا قبلاً این آزمایش را انجام داده و در آن پیروز شده است.
به گزارش فارس، ساکس و فارس در بخش پایانی این یادداشت به «توافق مکه» اشاره کرده و نوشتهاند: «کشورهای سراسر جهان ازجمله ترکیه، عربستان و پاکستان در حال حرکت به سمت ترتیبات دفاعی جدید هستند. آنها بهطور قابل پیشبینی در حال فاصله گرفتن از تسویه معاملات با دلار آمریکا و کاهش سهم اوراق بدهی خزانهداری آمریکا در ذخایر ارزی خود هستند. آنها همچنین برای تأمین نیازهای هوش مصنوعی خود، به جای آنکه برای مدلهای اختصاصی آمریکایی هزینه پرداخت کنند، به مدلهای هوش مصنوعی متنباز چین روی میآورند.»