کد خبر: ۳۳۶۹۴۷
تاریخ انتشار : ۰۸ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۹:۰۳
نگاهی به فرقه پشت قاتل: داستان آندریا ییتس

فرقه‌های کوچک و جنایت‌های بزرگ/هالیوود زیر ذره‌بین

فاطمه قاسم‌آبادی

بسیاری از مردم دنیا طی بیش از دو دهه گذشته، بعد از تجربه مکاتب فکری و فلسفی و زندگی با این تفکرات، به نوعی تنها راه رسیدن به آرامش نسبی را بازگشت به سمت دین و گرایش به پرستش خداوند دریافته‌اند.
در آمریکا هم این مسئله به قدری تِرِند شده که حتی شخصی مانند دونالد ترامپ در یکی از سخنرانی‌هایش با دیدگاه مادی‌گرای خودش عنوان کرده است:
«الان دوباره سهام دین بین مردم بسیار بالاست!»
البته در آمریکا تفکرات انحرافی و مسیحیت آخرالزمانی به‌شدت بیداد می‌کند، ولی واقعیت این است که بعد از تجربه انقلاب جنسی بین دهه‌های ۶۰ تا ۸۰ و ظهور و پیدایش انواع گروه‌های شیطان‌پرستی و به‌تبع آن، شدت پیدا کردن جرم و جنایت‌های هولناک در دهه‌های ۸۰ و ۹۰ میلادی و اتفاقات دیگر، از سال ۲۰۰۰، کم‌کم بازگشت عده زیادی از همان مردم به سمت معنویات و مسیحیت در فرقه‌های مختلف را رقم زد.
در این بین، فرقه‌های کوچک و خودمختاری هم به وجود آمد که با برخورد رودررو رهبران‌شان، مردم را تحت تأثیر قرار دادند و به دنبال خود کشاندند.
مستند سریالی «فرقه پشت قاتل: داستان آندریا ییتس» ساخته شبکه دیسکاوری آمریکا و محصول سال ۲۰۲۶ است. در این مستند یکی از ترسناک‌ترین پرونده‌های جنایی آمریکا پله‌پله بررسی می‌شود و زندگی قاتل و فرقه‌اش را دنبال می‌کند.
داستان مادر درمانده
داستان محوری مستند سریالی «فرقه پشت قاتل...» درباره زندگی «آندریا ییتس» است.
این مادر ۳۶ ساله که در سال ۲۰۰۱ اخبار زندگی‌اش دنیا را در شوک فرو برد، قبل از اینکه تبدیل به قاتل پنج فرزندش بشود، یک زن بسیار عادی بود...
مستند در سه بخش داستان را دنبال می‌کند؛ اول زندگی آندریا و شوهرش از زبان همسرش بیان می‌شود و چگونگی گرایش آندریا به فرقه کوچکش را نشان می‌دهد. بعد سازنده شخصیتی به نام «موسی» را به مخاطب معرفی می‌کند که مادر او هم به همراه شش فرزندش در دام این فرقه افتاده بودند و زندگی‌شان جهنم شد.
در قدم بعدی، مستند دوربین را به سمت «دیوید»، یکی دیگر از قربانیان فرقه مورد بحث، می‌برد و ما می‌بینیم که چطور دیوید به مدت ۱۵ سال درگیر این فرقه کذایی شد.
«مایکل ورنیکی» به قول خودش یک بشارت‌دهنده از طرف خداوند بود که مردم را با زبان خودش به سمت مسیحیت دعوت می‌کرد و آن‌ها را از عذاب جهنم که بسیار نزدیک بود، می‌ترساند!
درباره داستان مادری که قاتل پنج فرزندش شد یا همان آندریا ییتس باید گفت، این زن مدت‌ها از طریق نامه و شنیدن نوارهای موعظه‌های ورنیکی، با او و همسرش در ارتباط بود.
در ادامه، آندریا با توجه به سبک زندگی جنوبی خود پشت سر هم بچه‌دار شد و بعد از به دنیا آمدن فرزند چهارمش به افسردگی پس از زایمان دچار شد و تا مرز خودکشی پیش رفت.
آندریا بعد از گذراندن دوره درمانش، به جای استراحت و تمرکز بر سلامت جسمی و روانی‌اش، رابطه‌اش را با مایکل ورنیکی و همسرش بیشتر کرد و آن‌ها هم مدام در مورد اینکه او نتوانسته مادر خوبی برای بچه‌هایش باشد و آن‌ها را با عدم تنبیه فیزیکی به سمت جهنم هدایت می‌کند، با او صحبت می‌کردند.
این رابطه سمی و ترس مداوم آندریا از رفتن بچه‌هایش به جهنم از یک طرف، افسردگی پس از زایمان پنجمش از طرف دیگر باعث شد تا در نهایت آندریا تصمیمش را بگیرد و به اصطلاح کاری کند تا بچه‌هایش همگی و یکجا به بهشت بروند و در انتظار جهنم نمانند!
روزی که خبر اقدام هولناک آندریا رسانه‌ها را پر کرد، همه تنها از او به عنوان مادری بی‌رحم یاد کردند که کار وحشتناکی کرده است و هیچ‌کس از پشت پرده کسانی که او را به سمت این پرتگاه هدایت کردند، حرفی 
نزد.
آرزوی مرگ دسته‌جمعی!
طبق روایت مستند «فرقه پشت قاتل...» در فرقه مایکل ورنیکی، تنبیه بدنی بچه‌ها و پذیرش این تنبیه از جانب کودکان بسیار مهم بود.
البته فرهنگ تنبیه بدنی برای کودکان، زمانی در جهان بسیار متداول بود و تا حدودی هم در تربیت کودکان جوابگو بود، اما در فرهنگ فرقه‌های مسیحی، این تنبیه بیشتر جنبه‌های مذهبی و آیینی به خود گرفته است و بچه‌ها علاوه بر تحقیر و کتک خوردن، باید ممنون و سپاسگزار تنبیه‌کننده خود باشند. 
«اینگمار برگمان» (کارگردان سوئدی) در کتاب خاطرات خود با نفرت از این قضیه یاد می‌کند و عنوان می‌کند که هر زمان به بهانه‌های واهی پدرش قصد تنبیهش را داشت، خودش باید چوب را می‌آورد و بعد از خوردن کتک مفصل هم می‌بایست دست پدرش را می‌بوسید و همین قضیه در بزرگسالی باعث نفرت او از پدرش شد، چنان‌که حتی در بستر مرگ پدر هم از دیدنش کراهت داشت.
در این مستند هم تمام قربانیان بر جنبه‌های خشونت‌طلب ورنیکی تأکید می‌کنند و موسی به عنوان یکی از قربانیان، فیلم‌های دوران کودکی‌اش را نشان می‌دهد که در آن طبق آموزه‌های ورنیکی، بچه‌ها باید با زبان‌شان می‌گفتند که حق داد و بیداد کردن بعد از کتک خوردن را ندارند، چرا که این به نفع‌شان است!!!
موسی که حالا دیگر بزرگ شده، عنوان کرد که در سال ۲۰۰۱ در واکنش به شنیدن خبر مرگ دسته‌جمعی بچه‌های آندریا می‌گوید آن زمان به‌شدت به آن‌ها حسادت کرده، چون آن‌ها موفق شده بودند از جهنم با تصمیم شجاعانه مادرشان فرار کنند و به بهشت بروند!
تسلط با دادن احساس عذاب وجدان
در مستند «فرقه پشت قاتل...» مخاطبین می‌بینند که یکی از نکات مشترک در صحبت‌های قربانیان ورنیکی، در این مطلب است که همه آن‌ها انسان‌های تنهایی بودند که از جانب خانواده خود درک نمی‌شدند و از طرف دیگر به خاطر علاقه به مذهب و خداوند، دوست داشتند تکیه‌گاهی مطمئن پیدا کنند.
این دقیقاً جایی بود که ورنیکی وارد ماجرا می‌شد و اول با محبت و صحبت‌های زیبا آن‌ها را به دام می‌انداخت و به آن‌ها می‌گفت که دغدغه‌هایشان را درک می‌کند، ولی بعد کم‌کم برای تسلط بیشتر، عقاید شخصی‌اش را با چاشنی عذاب وجدان به قربانیانش می‌خوراند و دستورات عجیب و غریب صادر می‌کرد!
سوءاستفاده از تنهایی قربانیان و علایق مذهبی‌شان، روشی است که معمولاً در همه فرقه‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد و همیشه چنین افرادی سعی می‌کنند پله‌پله قربانیان خود را تحت سلطه خود دربیاورند و اطرافیان قربانیان معمولاً وقتی به ماجرا اهمیت می‌دهند که کار از کار گذشته و سقوط اتفاق افتاده است...
دیوید یکی از قربانیان در این مستند عنوان می‌کند که وقتی در مورد بلایی که سر آندریا آمد شنید، به فکر افتاد تا سایتی در فضای مجازی به وجود بیاورد و در مورد صحبت‌ها و عقاید متعصبانه ورنیکی در آن بنویسد و بعد از مدت کوتاهی متوجه می‌شود که تعداد زیادی از مردم قربانی او شده‌اند و دیوید در این راه تنها نیست.
در مورد ورنیکی باید گفت که بعد از جمع شدن آسیب‌دیدگان در سایت دیوید، با وجود شکایت شاکیان، او در دادگاه محکوم نشد و هنوز هم به روش‌های بی‌سر و ته، تبلیغ خود را ادامه می‌دهد.
آندریا ییتس، اولین قربانی چنین فرقه‌هایی نبوده و آخرینش هم نخواهد بود، ولی این مسئله که فرقه‌های من‌درآوردی جدید، تا چه حد می‌توانند روی مخاطبینی که روحیات و اعتقادات ضعیفی دارند و در زمان آسیب‌پذیر زندگی خود هستند تأثیر منفی بگذارند، قابل توجه است.
از طرف دیگر باید جنایت‌هایی که این فرقه‌ها، به واسطه دیگر انسان‌ها مرتکب می‌شوند را هم مدنظر قرار داد.
این فرقه‌های به‌ظاهر کوچک و بی‌خطر، در عمل می‌توانند پیروان خود را که کورکورانه خودشان و خانواده‌های‌شان را وارد آن‌ها می‌کنند، به سمت نابودی ابدی بکشانند.

captcha