چرا نمیتوان انصارالله را شکست داد؟ اکونومیست پاسخ میدهد
سرویس خارجی-
گزارش جدید اکونومیست نشان میدهد سالها بمباران، محاصره و برتری نظامی آمریکا و عربستان نتوانسته جنبش انقلابی یمن را شکست دهد، جنبشی که نهتنها توان خود را حفظ کرده، بلکه با تکیه بر جغرافیا، ساختار مقاوم و تسلیحات بومی، به نیرویی دشوار برای دشمنان تبدیل شده است.
گزارش تازه هفتهنامه انگلیسی اکونومیست درباره تحولات یمن، بیش از آنکه از یک شکست تاکتیکی برای آمریکا و ائتلاف سعودی سخن بگوید، تصویری از یک ناتوانی استراتژیک ارائه میدهد، ناتوانی در برابر جنبشی که طی سالهای جنگ، توانسته ظرفیتهای نظامی و سازمانی خود را بازسازی و حتی توسعه دهد. به نوشته این مجله، آتشبس شکنندهای که حدود چهار سال ادامه داشت، اکنون بار دیگر با افزایش درگیریها در معرض فروپاشی قرار گرفته است. انصارالله در واکنش به احتمال تشدید حملات، نهتنها موضعی تدافعی اتخاذ نکرده، بلکه با افزایش حملات موشکی و پهپادی، ابتکار عمل را در میدان حفظ کرده است. از نیمه ژوئیه (اواخر تیرماه)، نیروهای مسلح یمن اهدافی مرتبط با عربستان در دریای سرخ و همچنین بنادر، فرودگاهها و تأسیسات نفتی را هدف قرار دادهاند. دادههای شرکت کپلر نیز نشان میدهد که در ماه جاری تقریباً هیچ نفتکش سعودی از بابالمندب عبور نکرده است، موضوعی که نشان میدهد فشار نظامی یمن صرفاً در جغرافیای داخلی این کشور محدود نمانده و هزینههای آن به محاسبات اقتصادی و امنیتی ریاض نیز سرایت کرده است.
ریاض و جنگی که تمام نمیشود
اکونومیست اهداف یمن از تشدید فشارها را نیز مورد بررسی قرار داده و دو مسئله را برجسته میکند: وادار کردن عربستان به پرداخت حقوق کارکنان دولت یمن و کاهش محدودیتهای اعمالشده بر پروازها و مسیرهای دریایی، و از سوی دیگر، در دست گرفتن ابتکار عمل پیش از آنکه نیروهای وابسته به ریاض بتوانند حملهای گسترده را آغاز کنند. این نکته در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که عربستان طی سالهای گذشته کوشیده است با سازماندهی نیروهای همسو با خود، موازنه میدانی را به سود خود تغییر دهد؛ اما نتیجه این تلاشها همچنان با ادعاهای مقامات وابسته به ریاض فاصله زیادی دارد. در حالی که عبدالله العلیمی، عضو شورای ریاستی مورد حمایت عربستان، از «قطعی» بودن بازپسگیری صنعاء سخن گفته، واقعیت میدان چنین اطمینانی را تأیید نمیکند. حتی مقامات نزدیک به دولت مستعفی نیز برای توجیه خوشبینی خود به سقوط دولت سوریه در سال ۲۰۲۴ اشاره کردهاند، مقایسهای که از نگاه مقاومت یمن، بیش از آنکه نشاندهنده یک سناریوی محتمل باشد، بیانگر ناتوانی در درک تفاوتهای ساختاری و میدانی دو جبهه است.
مقاومتی که بعد از هر ضربه برمیخیزد
آنچه گزارش اکونومیست را قابلتأمل میکند، اعتراف صریح آن به توانایی یمنیها در تحمل ضربات سنگین و بازسازی سریع توان خود است. این مجله یادآوری میکند که حملات رژیم اسرائیل در تابستان گذشته حتی به کشتهشدن شماری از اعضای دولت غیرنظامی انصارالله، از جمله نخستوزیر، منجر شد؛ اما این حملات نتوانست ساختار قدرت این جنبش را از کار بیندازد. به همین دلیل، اکونومیست حتی احتمال حذف رهبران ارشد انصارالله را نیز راهکاری تعیینکننده نمیداند و تأکید میکند که شکستدادن این جنبش دشوار خواهد بود. تجربه سالهای گذشته نیز همین واقعیت را نشان داده است: حملات گسترده آمریکا در سال ۲۰۲۵، با وجود برخورداری واشنگتن از برتری تکنولوژیک، نتوانست توان عملیاتی انصارالله را از بین ببرد. براساس گزارش مورد استناد، نیروهای یمنی موفق به سرنگونی چند پهپاد آمریکایی MQ9Reaper شدند و حتی در مواردی جنگندههای آمریکایی را در معرض خطر قرار دادند. در چنین شرایطی، تصور اینکه افزایش حجم بمباران بتواند بهتنهایی یک جنبش ریشهدار در جامعه یمن را از میان ببرد، بیشتر به تکرار همان محاسبه شکستخورده سالهای گذشته شباهت دارد.
جنگی که یمن را مسلحتر کرد
اکونومیست یکی از مهمترین دلایل تداوم توان نظامی یمن را قابلیت بالای آن در سازگاری و بازسازی میداند. گزارش تأکید میکند که انصارالله دیگر صرفاً متکی به سلاحهای آماده و وارداتی نیست و بخش قابلتوجهی از تجهیزات خود را از قطعات کوچک و مسیرهای تأمین انعطافپذیر تهیه و در داخل سرهم میکند. حتی برخی پهپادهای مورد استفاده این جنبش، بنا بر این گزارش، تقریباً بهطور کامل بدون نیاز به قطعات یدکی خارجی قابل ساخت هستند. همین مسئله باعث شده حملاتی که هدفشان نابودی ذخایر تسلیحاتی انصارالله بوده، الزاماً نتیجه مورد انتظار آمریکا و متحدانش را نداشته باشد. پیتر سالزبری از دانشگاه کلمبیا نیز در همین زمینه میگوید: نیروهای یمنی توانستهاند قابلیتهای آسیبدیده یا نابودشده خود را بسیار سریعتر از انتظار بازسازی کنند. وجود پهپادهای مجهز به فیبر نوری که در برابر برخی شیوههای جنگ الکترونیک مقاوم هستند نیز توان انصارالله را در میدان افزایش داده است. به این ترتیب، سالها جنگ و محاصره نهتنها نتوانسته توان نظامی یمن را به صفر برساند، بلکه در بخشهایی به شکلگیری یک ظرفیت بومی و انعطافپذیر منجر شده است.
جغرافیا؛ متحد خاموش یمنیها
عامل مهم دیگری که اکونومیست در توضیح دشواری شکست یمن مطرح میکند، جغرافیای یمن است، جغرافیایی که برای ارتشهای مهاجم، بهویژه نیروهای وابسته به عربستان، هزینه عملیات زمینی را بهشدت افزایش میدهد. ارتفاعات تحت کنترل یمنیها بهسادگی قابل تصرف نیستند و شبکهای از غارها، پناهگاهها و تأسیسات زیرزمینی، امکان پنهانسازی نیروها و تجهیزات و بازسازی ظرفیتهای نظامی را فراهم میکند. این گزارش همچنین به وجود زیرساختهای زیرزمینی برجایمانده از دوره علی عبدالله صالح و گسترش این شبکه در سالهای اخیر اشاره دارد. این مسئله را باید در کنار سابقه جنگ عربستان در یمن قرار داد، جنگی که ریاض تصور میکرد با اتکا به برتری هوایی، منابع مالی و نیروهای نیابتی میتواند در مدت کوتاهی به نتیجه برسد، اما سالها درگیری نشان داد که برتری تسلیحاتی الزاماً به معنای پیروزی سیاسی و نظامی نیست. در چنین جغرافیایی، بمباران از راه دور نمیتواند جایگزین کنترل سرزمینی شود و کنترل سرزمینی نیز بدون برخورداری از نیروی محلی مؤثر و برخوردار از پایگاه اجتماعی، بسیار دشوار است.
بسیج مزدوران
خبر دیگر آنکه وزارت خارجه یمن در روزهای اخیر عربستان را به بسیج نیروهای وابسته و مزدوران خود برای ضربهزدن به یمن و ایجاد شکاف در بافت اجتماعی این کشور متهم کرده است. به گفته این وزارتخانه، ریاض همچنان با محدود کردن فعالیت فرودگاهها و بنادر یمن و فشار بر منابع و ثروتهای ملی، درپی فرسودهکردن اقتصاد و فقیرتر کردن مردم این کشور است. این ادعاها را باید در کنار یافتههای اکونومیست درباره دشواری شکست انصارالله قرار داد: سیاستی که قرار بود یمن را تحت فشار قرار دهد و مقاومت را وادار به عقبنشینی کند، دستکم تاکنون نتوانسته هدف خود را محقق کند. اکنون حتی خود اکونومیست هشدار میدهد که حمایت آمریکا و عربستان از نیروهای زمینی ضد انصارالله، اگرچه ممکن است توان آنها را افزایش دهد، اما تضمینی برای پیروزی نیست. شاید مهمترین جمله گزارش نیز همین باشد؛ جایی که نویسنده با اشاره به تعبیر مشهور «یمن، گورستان متجاوزان»، احتمال میدهد این شهرت بار دیگر واقعیت پیدا کند. برای ریاض، مسئله دیگر صرفاً پیروزی در یک جنگ نیست؛ مسئله این است که پس از سالها مداخله، محاصره و حمایت از نیروهای نیابتی، هنوز نتوانسته اراده سیاسی و توان نظامی یمنیها را در هم بشکند.