پاسخ محاصره اقتصادی ایران حمله به منافع حیاتی آمریکا در منطقه
سرویس سیاسی-
ایستایی مردم و نیروهای مسلح در خیابان و میدان، کاخ سفید را مجدداً به دور باطل تحریمها کشانده است؛ اما پاسخ تهران اینبار تغییر قاعده بازی است و تمام شریانهای حیاتی و مواضع چندصد میلیارد دلاری آمریکا در منطقه را در تیررس موشکی قرار داده و تلافی خواهد کرد.
کارزار سیاست خارجی کاخ سفید در قبال جمهوری اسلامی ایران سالهاست که در یک دور باطل و تکراری سرگردان است. واشنگتن پس از مشاهده شکستناپذیری ایران، عدم دستیابی به اهداف اولیه و برخورد با سد محکم مقاومت میدانی، مجدداً خط تحریمهای اقتصادی را فعال کرده است؛ چرخهای تکراری که نه نشان از قدرت، بلکه گواهی روشن بر بنبست راهبرد نظامی و دیپلماتیک ایالات متحده است.
رئیس دولت تروریستی آمریکا این بار با تهدید صریح کشورها و طرفهای تجاری ایران به انزوا، تلاش میکند ناکامیهای گذشته را جبران کند. با این حال، واکنش منفی و عدم همراهی چین و روسیه، نشان داد که ابزار تحریم یکجانبه کارایی پیوستگی جبهه جهانی خود را از دست داده است.
دست ایران در تلافی باز است
اما نکته اساسی در این میان، پاسخ و تغییر رویکرد تهران است. جمهوری اسلامی ایران که پیشتر در میدان نبرد پاسخ نقض عهدهای واشنگتن را با زدن مواضع و تجهیزات آمریکایی در منطقه داد و پایگاههای نظامی آمریکا را به گورستان متروکه تبدیل کرد، این بار ورق جدیدی را رو میکند. پاسخ جدید ایران، «زدن شبکه منافع و شریانهای اقتصادی آمریکا در منطقه» است.
در همین راستا، سرلشکر رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی صراحتاً هشدار داده است: «در صورت ادامه محاصره اقتصادی، شرکتهای اقتصادی آمریکا را در منطقه خواهیم زد.» وی تأکید کرد: «تا امروز، ما فقط پایگاههای نظامی را هدف قرار دادهایم، اما اگر بخواهند تحریمهای اقتصادی علیه ما اعمال کنند، آمریکا شرکتهای نفتی و اقتصادی در اطراف ایران و نقاط دیگر دارد و ما آنها را هدف قرار خواهیم داد.»
همزمان، غریبآبادی، معاون وزیر امور خارجه نیز با تبیین ابعاد این دکترین جدید اعلام کرد: «اگر اقدامات آمریکا ادامه پیدا کند ایران ظرفیتهای جدیدی را رو خواهد کرد.» وی با تأکید بر اینکه دست ایران در پاسخدهی بسته نیست گفت: «تنگه هرمز تنها ابزار ما مقابل آمریکا نیست. آمریکا نباید فکر کند که خودش تنها طرفی است که میتواند آسیب اقتصادی وارد کند.»
منافع اقتصادی آمریکا در منطقه
در تیررس ایران
موازنه قدرت پس از باختن قافیه در جنگ بهشدت تغییر کرده است. واشنگتن و متحدان منطقهایاش نادیده میگیرند که تداوم فشار بر تهران، شریانهای میلیارد دلاری سرمایه و زیرساختهای چندملیتی آنها را مستقیم در معرض تلافی متقابل قرار میدهد.
بررسی دادههای اقتصادی نشان میدهد که بیش از ۴۳۰ شرکت چندملیتی در زیستبوم فناوری رژیم صهیونیستی مستقر هستند که غولهایی نظیر گوگل، آمازون، سیسکو، دل، آیبیام، اینتل، متا، مایکروسافت، اوراکل، انویدیا، فیلیپس، کوالکام، وسترن دیجیتال، جنرال الکتریک، جنرال موتورز و اچپی هر کدام با داشتن بیش از ۵۰۰ نیروی متخصص، شریان اصلی آن را تشکیل میدهند. این شرکتها که قریب به اتفاق آنها آمریکایی هستند سهمی ۹۱ درصدی از کل ارزش معاملات فناوری رژیم در سال ۲۰۲۴ داشته و مسئولیت مستقیم ۶۰ درصد از صادرات فناوری پیشرفته و ۴۰ درصد از هزینههای تحقیق و توسعه را بر عهدهدارند.
همچنین در سطح کشورهای حاشیه خلیجفارس نیز حجم سرمایهگذاریها و قراردادهای شرکتی به ارقام بیسابقهای میرسد. در امارات بیش از ۱۵۰۰ شرکت آمریکایی فعال هستند که بازیگرانی چون مایکروسافت، بانک آمریکا، کلینیک کلیولند، اوبر، استارباکس، انویدیا، بوئینگ، جنرال موتورز، فدکس، مکسار تکنولوژیز، نورثروپ گرومن، آمازون، گوگل و مسترکارت را در بر میگیرد. تنها در سازمان مناطق اقتصادی یکپارچه دبی (شامل منطقه آزاد فرودگاه DAFZ، شهرک سیلیکون DSO و شهر تجاری DCC) بیش از ۱۱۲ شرکت آمریکایی حضور دارند. در بخش انرژی امارات نیز مفاصل حیاتی نظیر میدان نفتی آپر زاکوم، مجتمع روئیس و میدان شاه ابوظبی متکی به مشارکت شرکتهای آمریکایی نظیر اکسونموبیل و اکسیدنتال پترولیوم است.
این وابستگی متقابل در عربستان سعودی با صدور ۱۲۶۶ مجوز سرمایهگذاری برای شرکتهای آمریکایی، حضور حدود ۲۰۰ دفتر مرکزی منطقهای و فعال بودن بیش از ۷۰۰ شرکت آمریکایی نمود پیدا میکند؛ بهطوری که ایالات متحده با ۱۵.۴ میلیارد دلار سرمایهگذاری مستقیم تا پایان ۲۰۲۴، رتبه ششم سرمایهگذاری در این کشور را دارد. مجموعههایی نظیر انویدیا، آمازون، گوگل، مایکروسافت و اوراکل مشغول احداث مراکز داده و زیرساختهای ابری میلیاردی در عربستان هستند و در بخش نفت و پتروشیمی نیز مجتمعهای عظیمی مانند پالایشگاه سامرف و مجموعه صنعتی ینبع با حضور مستقیم اکسونموبیل اداره میشوند.
در قطر، تجار آمریکایی با ثبت بیش از ۴۰۰ شرکت که ۴۰ مورد آن با سرمایهگذاری ۱۰۰ درصدی آمریکا همراه است، شریانهای تجاری را در دست دارند؛ از جمله مشارکت
۲۹ میلیارد دلاری شرکت اکسونموبیل با ۲۵ درصد سهم در پروژههای الانجی گنبد شمالی قطرانرژی. همچنین در کویت حدود ۲۰۰ شرکت آمریکایی در حوزههای دفاعی، مهندسی، نفت و خدمات پزشکی ثبت شده و نمایندگی برندهای متعدد تجاری را اداره میکنند. در بحرین نیز بیش از ۲۰۰ شرکت آمریکایی در حوزههای فناوری و مشاوره مالی فعال هستند و حجم سرمایهگذاری مستقیم آمریکا با رشدی ۳۸.۶درصدی طی چند سال اخیر به بیش از
۵۳۷ میلیون دلار رسیده است. زیر ضرب بردن این حجم گسترده از تعاملات تجاری، شتاب توسعه اقتصادی این جغرافیا را کاملاً متوقف خواهد کرد.
سیانان: پروژه چند تریلیون دلاری آمریکا و اعراب
در تیررس ایران
در همین راستا، گزارش چندی پیش شبکه سیانان نشان میدهد کشیده شدن منازعه به حوزه منافع شرکتی آمریکا، آینده سرمایهگذاریهای دیجیتال در منطقه را با چالش جدی مواجه کرده است. شیخکهای خلیجفارس برنامهریزی کرده بودند تا با اتکا به سرمایهگذاری مشترک و تعهدات کلان مالی فراتر از ۲ تریلیون دلار، منطقه خلیجفارس را پس از ایالات متحده و چین به سومین قطب بزرگ هوش مصنوعی (AI) در جهان تبدیل کنند. با این حال، تبدیل شدن مراکز داده و تأسیسات پردازشی به اهداف نظامی، تحقق این راهبرد چند تریلیون دلاری را در هالهای از ابهام قرار داده است.
دادههای تحلیلی این شبکه به نقل از اساتید سیاست عمومی دانشگاه برکلی حاکی از آن است که ناامنی زیرساختها، فرار شرکتهای فناوری از احداث مراکز داده جدید در کشورهای عربی را در پی دارد. غولهای فناوری نظیر آمازون، گوگل، مایکروسافت، انویدیا و پالانتیر بهدلیل پشتیبانی از پروژههای نظامی و اطلاعاتی واشنگتن، هدف مستقیم تلقی میشوند؛ بهطوری که حمله موشکی انجامشده به مرکز داده آمازون در بحرین اثبات کرد ریسک این آسیبپذیری دیگر یک فرض نظری نیست.
این وضعیت، هزینههای جاری مالی را به شکل سرسامآوری افزایش داده است. بر اساس گزارش مدیران ارشد صنعت بیمه، نرخ بیمه ریسک جنگ برای مراکز داده و زیرساختهای ابری در منطقه جهش چشمگیری داشته و برخی مؤسسات بزرگ بیمهگر بهکلی از صدور بیمهنامه برای پروژههای جدید فناوری امتناع میورزند. از آنجا که حضور این شرکتها ستون فقرات اقتصاد آینده، عملیات نظامی و توسعه فناوری محسوب میشود، متزلزل شدن امنیت این مراکز متراکم داده، پاشنه آشیل جدیدی برای آمریکا ایجاد کرده و نشان میدهد پیامدهای این جنگ برخلاف محاسبات اولیه، فراتر از بازار انرژی، گرانترین صنعت آینده جهان را هدف قرار داده است.
قاعده بازی تغییر کرده است
مرور سوابق تصمیمگیری در واشنگتن نشان میدهد که تحریم نه یک ابتکار جدید، بلکه سرپوشی بر ناکامیهای نظامی و سیاسی است. به نوشته روزنامه واشنگتنپست، اعلام تحریمهای جدید نخستین بار نیست که از سوی دولت آمریکا مطرح میشود. واشنگتن بارها شرکتهای خارجی فعال در تجارت نفت ایران را تحریم کرده تا منبع اصلی درآمد کشور را مسدود سازد.
دولت آمریکا چه در قالب کارزار «فشار حداکثری» در دوره اول ریاستجمهوری ترامپ و چه در قالب عملیات موسوم به «خشم اقتصادی» طی یک سال گذشته (حتی پیش از درگیریهای نظامی اخیر)، تمامی ابزارهای تحریمی را برای وادار ساختن ایران به عقبنشینی آزموده است. ریشه بخشی از این تحریمها به سال ۱۹۷۹ بازمیگردد و در طول دهههای گذشته به ابزاری همیشگی در سیاست خارجی آمریکا تبدیل شدهاند تا در مواردی که قادر یا مایل به استفاده از نیروی نظامی نیستند، از آن بهره جویند. با این حال، سابقه تاریخی این اقدامات نشان میدهد که کارنامه تحریمها در دستیابی به اهداف مدنظر کاخ سفید پیوسته با شکست همراه بوده است.
اکنون با ورود ایران به مرحله تلافی متقابل در حوزه منافع شرکتی و تجاری، معادله به زیان واشنگتن تغییر کرده است. اگر کاخ سفید قصد داشته باشد دور باطل تحریم را تداوم ببخشد، باید هزینههای سنگین آن را در انهدام شبکهای و ناامنی کامل سرمایهگذاریهای
چندصد میلیارد دلاری خود در سطح منطقه بپذیرد.