کد خبر: ۳۳۶۷۸۳
تاریخ انتشار : ۰۴ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۱:۱۰

حلقه مفقوده ادعای صلح شرافتمندانه (یادداشت میهمان)

دکتر محمدحسین محترم

۱- مرحوم جلال آل‌احمد در کتاب غرب‌زدگی تنها مشخصه آدم غرب‌زده را «ترس و بی‌شخصیتی» عنوان و تأکید می‌کند «اگر در غرب شخصیت افراد فدای تخصص شده است، این‌جا آدم غرب‌زده نه شخصیت دارد، نه تخصص، فقط ترس دارد. ترس از فردا، و ترس از معزولی، و 
بی‌نام و نشانی، و ترس از افشای خالی بودن وجودشان»! وی صریحاً غرب‌زده‌های مدعی روشنفکری را «جاده صاف‌کن‌های غرب و مایه بدبختی ملت» برمی‌شمرد و روشنگری می‌کند که «غربی‌ها و فراماسون‌ها خوب و بد ندارند و همه‌شان سر و ته یک کرباسند و متخصصی که غربی می‌پرورد، شخصیت ندارد و ما درست از همین جا باید شروع کنیم، یعنی متخصص باشخصیت بپروریم»!
۲- به‌جرأت و صراحت می‌توان گفت که شهادت قائد شهید و شهادت و شهید شدن مردم و کودکان میناب را باید نتیجه تفکر غرب‌زدگی و مواضع آمریکادوستی جماعتی در کشور دانست! چرا و چگونه، و مگر رهبر شهیدمان چه کرده بود که شهادت آن ابرمرد تاریخ را باید نتیجه چنین تفکری دانست؟! اجمال پاسخ این سؤالات در دو جمله نهفته است: یک- تفکر غرب‌زدگی و مواضع و ادعای دروغ و فریبکارانه جماعت غرب‌گرایان است که با بزرگ‌نمایی ضعف‌ها و کوچک‌نمایی دستاوردها و نقاط قوت یک ملت، و با پالس منفی و گرا دادن به دشمن، موجب ایجاد توهّم ضعیف بودن و یا ضعیف شدن یک کشور در دستگاه محاسباتی دشمن و گستاخی و حمله او به کشور و ایجاد امیدواری او به نتایج جنایاتش می‌شوند. دو- امام شهیدمان نه از زمان رهبری بلکه از اول مبارزاتشان ایستادگی در مقابل تفکر غرب‌زدگی را با جهاد تبیین و آگاهی‌بخشی به مردم و ایستادگی در مقابل نقشه‌های شوم غرب‌گرایان در کنار ایستادگی در مقابل خود غرب مستکبر به رهبری استکبار آمریکا را یکی از اولویت‌ها و وظایف خود قرار داده بودند و در این مسیر با صبوری و خون‌دل خوردن همچون پدری حکیم ملت منفعل ایران را به ملت مبعوث‌شده تبدیل و جماعت کم‌تعداد اما پرسر‌وصدای غرب‌گرا را افشا و منزوی کردند تا مردم‌، دیگر فریب غرب دروغین و جماعت غرب‌زده را نخورند. یکی از شاخصه‌های رهبر شهید، غرب‌شناسی و افشای نیرنگ‌های غرب‌گرایان بود که به مردم می‌فهماندند که چگونه ابزار آمریکا و به قول جلال آل‌احمد «جاده صاف‌کن» غربی‌ها در کشورهای مسلمان و غیرمسلمان هستند. مهم‌تر اینکه رهبر شهید آسیب‌پذیری دشمن را هویدا و آن را به مردم می‌فهماندند. لذا این جماعت داخلی به صراحت گفته بودند که «دوست داشتیم ترامپ رأی بیاورد، چون فشارهای او می‌تواند حاکمیت را مجبور به تغییر سیاست کند»! و اکنون نیز رئیس حزب متبوع گوینده همین سخن برای رهبری نسخه می‌نویسد که دیگر نمی‌شود با سیاست رهبر شهید در مقابل آمریکا ایستاد و باید تغییر راهبرد، و به قول آن هم‌کیشش «تغییر پارادایم» داد! البته این برون‌ریزی مکنونات قلبی نشان می‌دهد که این جماعت جاده‌صاف‌کن آمریکا چقدر با ترامپ و منافقین و پهلوی‌چی‌ها و اسرائیلی‌ها هماهنگ و از برنامه‌های آن‌ها آگاه هستند و برنامه‌ریزی‌شده در پازل آن‌ها به ایفای نقش می‌پردازند!
۳- نکته جالب در جنگ روانی و بازی سیاسی کنونی، هم در آمریکا و هم در ایران هر دو طرفِ همسو تمام توان رسانه‌ای و سیاسی خود را به میدان آورده‌اند. ترامپ در آمریکا و غرب‌زده‌های داخلی دست به دامن لیدرهای فسیلی و مسئولان و مدیران اسبق و اسبق‌تر و بعضاً فسیل‌های سیاسی شده‌اند تا با ادعاهای فریبکارانه عقلانیت و روشنفکری و روابط بین‌الملل و حل مشکلات اقتصادی مردم، افکار عمومی را منحرف و جاده صاف‌کن مسیر آمریکا شوند برای رسیدن به اهدافی که در جنگ نتوانست، که البته خوابی تعبیرنشدنی است. ترامپ که در بیش از ۱۸۰ روز نتوانست از یک‌سو با ناوها و جنگنده‌ها و موشک‌هایش و از طرف دیگر با دروغ‌ها و شکلک درآوردن‌ها و تهدیدات هرروزه‌اش در فضای مجازی به اهداف خود برسد، اکنون به دلیل بی‌آبرو شدن و آشکارتر شدن ناتوانی‌اش، وزیر خزانه‌داری و رئیس‌مجلس نمایندگان و امثال وزیر اسبق جنگ و رئیس اسبق‌تر سیا را پیش انداخته، و در ایران نیز تعدادی از مقامات بلندپایه اسبق و چند مدیر دون‌پایه اسبق و اسبق‌تر را؟!
۴- در حالی که ملت ایران در اوج همگرایی و وحدت، و با ایستادگی خود در میدان در اوج امیدواری به آینده هستند، رئیس‌جمهور اسبق و لیدر فسیل‌شده سیاسی جماعت غرب‌گرا در وسط معرکه جنگ «جدایی اکثریت جامعه» و «ناامیدی از آینده» را القا می‌کند، و در حالی که آمریکا تمام بندهای تفاهم‌نامه را نقض کرده و مجدداً کشور و مردم جنوب را مورد آماج حملات کینه‌توزانه خود قرار داده، خائنانه نسخه «صلح شرافتمندانه» می‌پیچد که «هیچ‌کس نباید تفاهم‌نامه را نقض کند و نقض را با نقض نباید پاسخ داد» تا منافع آنان و اربابشان با «تنش‌زایی» به خطر نیفتد، و از سوی دیگر در تناقضی آشکار و فریبکارانه برای کشته شدن مردم و منافع ملی اشک تمساح می‌ریزد! نکته مهم این است که علی‌رغم در پیش گرفتن سیاست تنش‌زدایی از سوی وی و جماعت حامی‌اش در دولت اصلاحات، و ادعای گفت‌وگوی تمدن‌ها، و حماقت یا خیانت ادعای اینکه دنیای کنونی دنیای گفتمان است نه موشک، و با وجود در پیش گرفتن سیاست مذاکره و توافق با آمریکا تحت هر شرایطی و به هر قیمتی، دشمن تاکنون با انواع و اقسام تحریم‌ها و تهدیدها و ترورها و تجاوزها و جنگ اوج تنش‌زایی را به نمایش، و خود این جماعت و شخصیت آن‌ها را زیرپا گذاشته است. مرحوم جلال آل‌احمد درد این جماعت را به‌خوبی تشخیص داده بود که همان ترس و بی‌شخصیتی است. یکی دیگر از این مسئولان اسبق که به قول جلال آل‌احمد تنها شاخصه آن‌ها جاده صاف‌کنی غرب است، ملت ایران را تندرو و روانی القا و ادعا می‌کند «مگر کشورهای همسایه برگ چغندر هستند که در مقابل زدن تأسیسات نفتی‌شان از سوی ایران سکوت کنند؟!». در حالی که به این سؤال پاسخ نمی‌دهد که مگر ایران باید برگ چغندر باشد که زیرساخت‌هایش زده شود و سکوت کند؟! حالا در پاسخ این گوینده که توقع دارد مردم در مقابل تجاوز به خاک و وطنشان ساکت شوند، باید گفت که شما تندرو هستید و مشکل روانی دارید که به ملت ایران توهین و مردم را برگ چغندر فرض می‌کنید، یا ملت مبعوث‌شده از هر قشر و سلیقه‌ای که جانانه و ظفرمندانه در مقابل تجاوز به وطن و کشورشان ایستاده‌اند و سکوت نمی‌کنند؟! آیا تندرو و روانی ملت ایران هستند که در یک رفراندوم بی‌همانند تاریخی و رستاخیزگونه و دشمن‌شکن ۱۸۰ شب در میادین و میدان استوار و مقاوم ایستاده‌اند، یا آن‌هایی که کورند و این رفراندم عظیم را نمی‌بینند و خائنانه و فریبکارانه در بحبوحه جنگ ادعای برگزاری رفراندوم می‌کنند؟! وقاحت و خیانت این جماعت تا بدان‌جا است که گرفتن انتقام رهبر شهید و فرماندهان و دانشمندان و مردم و کودکان میناب را در تضاد با منافع ملی القا می‌کنند و فریبکارانه از رهبری جدید می‌خواهند راه رهبر شهید را ادامه ندهد و به جای اعمال یک خط سیاسی مشخص، راهبرد مقاومت را به راهبرد ادعایی زندگی مردم تغییر دهد! لیدر یکی از احزاب جماعت غرب‌گرا در حالی که کشور مورد سه تجاوز آشکار آمریکا در یک سال گذشته قرار گرفته، و در حالی که فرمانده جنگ اقتصادی به‌اصطلاح خردکننده آمریکا ادعا می‌کند «ترامپ با آغاز یک کمپین بی‌سابقه در حال پایان دادن به تهدید ایران است»، به دروغ ادعا می‌کند «ترامپ در سند راهبردی آمریکا لحنی ملایم‌تر در مقابل ایران نسبت به گذشته به کار برده و ایران را دیگر به‌عنوان تهدید سطح اول تلقی نکرده است»! با فاکتور گرفتن از گذشته، اگر سه تجاوز آشکار با این همه شهید و در رأس آن امام شهید و فرماندهان و دانشمندان، و اگر «کمپین بی‌سابقه تحریم‌های خردکننده» ترامپ از نظر این جماعت غرب‌گرا لحن ملایم آمریکا تلقی می‌شود، باید سؤال کرد لحن تند آمریکا را چگونه توصیف می‌کنند؟! آیا با این مواضع و این سطح از مزدوری با قیافه دلسوزی برای مردم، نباید روشنفکران متعهدی همچون آل‌احمد و رهبر شهید به ملت هشدار دهند که این جماعت جاده صاف‌کن غرب و آمریکا هستند که اکنون گرا می‌دهند که آمریکا باید از لحن تند خود یعنی بمب اتمی استفاده کند؟! آمریکا تاکنون از تمام ابزارها و گزینه‌ها و لحن‌های ملایمش! از تحریم و فشار اقتصادی و کودتا و تهدید و نفوذ و آشوب و جنگ استفاده کرده و دیگر ابزاری باقی نمانده است که به کار نگرفته باشد. اما این جماعت علی‌رغم این همه تجاوز آمریکا به کشور و خیانت به مذاکره، همچنان سیاست خارجی مبتنی بر تعامل و مذاکره حتی با دشمنان را تحت هر شرایطی و به هر قیمتی با قیافه دفاع از منافع ملی و رفاه مردم تجویز می‌کنند و تلاش دارند ترس خود را به مردمی منتقل کنند که حتی اصابت مستمر و مکرر موشک‌های دشمن در چندمتری آن‌ها، آن‌ها را نترساند و صفوف منسجم و متحدشان را در تجمعات شبانه به هم نریخت!

۵- در آمریکا نیز ترامپ در توهّم باز بودن تنگه هرمز توییت می‌زند و اکسیوس ادعای خروج ۹ میلیون بشکه نفت را پمپاژ می‌کند تا هم برای ترامپ در انتخابات رأی‌سازی شود و هم در ایران تفرقه‌افکنی و جنگ روانی راه بیندازند. وزیر خزانه‌داری‌اش نیز به‌عنوان فرمانده جنگ اقتصادی برای تکمیل پازل غرب‌گرایان داخلی، بار دیگر سیاست شکست‌خورده بوش پسر را تکرار می‌کند که دنیا یا باید با ما باشد و در غیر این صورت علیه ماست، و از تحریم‌های خردکننده علیه ملت ایران و تهدید علیه دنیا به گزاف سخن می‌گوید؟! در حالی‌که ملت ایران چهل سال همه نوع تحریم‌هایی که اسلاف ترامپ اعمال کردند، را تجربه کرده است، از تحریم‌های «اولیه و ثانویه» و «یک‌جانبه و فرامرزی و بین‌المللی» تا تحریم‌های «سخت» و «فلج‌کننده» و 
«هوشمند - smart power»!. در نتیجه اکنون ملت ایران دیگر با عوض کردن اسم تحریم‌ها از ادعای «تحریم‌های خردکننده» ترامپ نمی‌ترسد و به همین دلیل فشارها و تحریم‌های جدید ترامپ را باید «تحریم‌ها و قدرت احمقانه -stupid power» نام‌گذاری کرد که خود غربی‌ها نیز به آن اذعان می‌کنند، یعنی استفاده نابجا و نابخردانه از هریک یا هر دو مؤلفه قدرت سخت یا نرم!
۶- لذا اولاً جنگ اقتصادی که ترامپ از آن سخن می‌گوید در واقع اعتراف به شکست است که انواع و اقسام شیوه‌های جنگی را آزمایش کردم و نتیجه نگرفتم و مجبور شدم دوباره برگردم به گزینه فشار اقتصادی! در حقیقت این یک جنگ روانی در جهت ایجاد اختلاف میان مسئولین و فراهم کردن زمینه اعتراضات و آشوب داخلی است. ثانیاً این جماعت جاده صاف‌کن آمریکا در حالی که ملت ایران از فضای زمان برجام عبور کرده و اکنون به ملت مبعوث‌شده تبدیل شده است، همان‌گونه که نتوانستند تجمعات ۱۸۰ شبه مردم را تعطیل کنند و مانع حضور مردم در میادین شوند، اکنون نیز با این فرافکنی‌ها و فریبکاری‌ها دیگر نمی‌توانند آب سردی بر شعله‌های آتش درونی این ملت خشمگین از شهادت امام شهیدشان و صدها شهید گران‌قدر دیگر و شهدای مدرسه میناب و... بپاشند!. ثالثاً به فرمایش امام شهید همان‌گونه که اسلاف ترامپ نتوانستند ملت ایران را شکست دهند، ترامپ قمارباز و مستأصل و شکست‌خورده هم نمی‌تواند! لذا آنچه برآیند میدان نشان می‌دهد شکست ترامپ در تنگه و جنگ روانی در اقتصاد است و نباید همچون جماعتی غرب‌زده ترسید، چراکه این حوادث طبیعی است برای رسیدن به قله که اکنون در حال فتح آن هستیم. فقط باید کمی صبور باشیم و به مدافعان جان‌برکف کشور همچون گذشته اعتماد کامل داشته باشیم.

captcha